یک گفته بسیار معروف در جهان تجارت وجود دارد که “شما نصف پول بازاریابی خود را حرام می‌کنید، اما متاسفانه، هیچوقت نمی‌فهمید کدام نصفه را.” طبیعی است که شرکت‌های بزرگی همچون پارس‌آنلاین، بامیلو و … مشکل چندانی با این موضوع نداشته باشند. آنها به راحتی میلیون‌ها تومان خرج تبلیغات خود می‌کنند تا به تدریج بهترین رسانه‌ها را بشناسند و بازگشت سرمایه شرکت خود را در طولانی‌مدت میسنجند.

اما هر هزار تومانی که یک کسب و کار کوچک خرج تبلیغات خود می‌کند، باید تبدیل به سود شود و در غیر این صورت، بقای این کسب و کار در خطر خواهد بود. بنابراین، چنین کسب و کاری باید بتواند در سریع‌ترین حالت ممکن، میزان موفقیّت تبلیغات خود را اندازه بگیرند. که یعنی لازم است با یکی از داده‌های آماری مهم به اسم نرخ بازگشت سرمایه و طریقۀ محاسبه آن آشنا باشد.

بازگشت سرمایه یا ROI چیست؟

برای اینکه دقیقاً بفهمید که بازاریابی شما چقدر موثر است، می‌بایست مقدار بازگشت سرمایه (که به انگلیسی Return on Investment یا به اختصار ROI خوانده می‌شود) در تبلیغات خود را اندازه بگیرید. همانطور که احتمالاً تا الان دیگر فهمیده‌اید، ROI به معنی نرخ پول به دست آمده نسبت به پول سرمایه‌گذاری شده است.

marketing-return-on-investment

بگذارید با ذکر یک مثال به موضوع نگاه کنیم: شرکت شما در زمینه تعمیرات قطعات سخت‌افزار فعالیّت دارد و میانگین سود خالص کسب و کارتان بابت هر مشتری، ۵۰ هزار تومان است. اما در حال حاضر مشتریان زیادی ندارید. بنابراین برای اینکه بتوانید مشتری جذب کنید، یک تبلیغ ۲۵۰ هزار تومانی در روزنامه چاپ می‌کنید. با این حساب، اگر بخواهید سر به سر هزینه‌ها را رد کنید، به چند مشتری نیاز دارید؟ پنج تا. اما مشخصاً همینکه بتوانید هزینه و سود را سر به سر کنید، کافی نیست. چون به معنی آن است که بازگشت سرمایه شما ۰% بوده است. پس برای اینکه بازگشت سرمایه داشته باشید، باید بیشتر از پنج مشتری بدست آورید.

هدف تان از راه اندازی سایت چیست؟حتما بخوانید: هدف تان از راه اندازی سایت چیست؟

بدست آوردن نرخ بازگشت سرمایه یا ROI

یک فرمول ساده برای بدست آوردن ROI را می‌توانید در تصویر زیر ببینید:

roi-calculation

پس در مثالی که آوردیم، اگر شما بتوانید با تبلیغ خود ۶ کار تعمیر بگیرید و در نتیجه ۳۰۰ هزار تومان سود کنید، فرمول شما این شکلی خواهد بود:

(۳۰۰ – ۲۵۰) / ۲۵۰ = ۰٫۲

درست است. با گرفتن شش کار،شما سود کرده‌اید و بازگشت سرمایه شما معادل ۲۰% بوده است. اما اگر فقط ۴ کار بگیرید:

(۲۰۰ – ۲۵۰) / ۲۵۰ = – ۰٫۲

این یعنی تبلیغ شما (حداقل به صورت مستقیم) بازگشت سرمایه نداشته و به ضررتان تمام شده است.

با همین فرمول ساده می‌توان ارزیابی خوبی از نتیجۀ روش‌های بازاریابی مختلف داشت و آنها را برای یافتن بهترین راهکارهای تبلیغاتی با هم مقایسه کرد.

البته لازم است به این نکته دقت داشته باشید که در این فرمول، فرض ما بر آن است که شما هزینه‌های تولید و عرضه محصول یا خدمات خود را از کل سود کم کرده‌اید و در نتیجه سود خالص از تبلیغ را بدست آورده‌اید. ولی اگر قرار باشد، این هزینه‌ها را هم در فرمول خود در نظر بگیریم، آنوقت معادله ما به شکل زیر در خواهد آمد:

roi-calculation-2

مقایسه روش‌های تبلیغاتی مختلف با نرخ بازگشت سرمایه

بیایید به داستان خودمان برگردیم. خب، شما در یک روزنامه تبلیغ دادید و توانستید ۱۰۰ هزار تومان درآمد داشته باشید. اما بد نیست قبل از آنکه به طور جدی‌تر بر روی تبلیغات در روزنامه‌ تمرکز کنید، یک روش دیگر را هم امتحان کنید: مثلاً تبلیغات گوگل را. شما ۴۰۰ هزار تومان بر روی تبلیغات گوگل سرمایه‌گذاری کردید و در نهایت توانستید ۱۲ مشتری پیدا کنید. پس:

اینفوگرافیک: چگونه بهینه سازی وبلاگ و مطالب را مثل یک حرفه‌ای انجام دهیم؟حتما بخوانید: اینفوگرافیک: چگونه بهینه سازی وبلاگ و مطالب را مثل یک حرفه‌ای انجام دهیم؟

(۶۰۰ – ۴۰۰) / ۴۰۰ = ۰٫۵۰

این یعنی، بازگشت سرمایه تبلیغ گوگل برای شما ۵۰% بوده است و تبلیغات گوگل دو برابر موثرتر از تبلیغات روزنامه‌ای عمل کرده است. به این ترتیب شما متوجه می‌شوید که بهتر است بیشتر هزینه بازاریابی خود را صرف این روش کنید.

تا به حال آمار وب سایت خودتون رو تحلیل کردید؟!

با تحلیل و بررسی آمار وب سایت خودتون به خیلی اطلاعات دست پیدا می‌کنید و درک بهتری از وضعیت خود خواهید داشت.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.

خدمات تحلیل برند و وب سایت

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

پس به هیچ‌وجه نباید تاثیر تحلیل نرخ بازگشت سرمایه در کاهش هزینه‌ها و افزایش بازدهی تبلیغات خود را دست کم بگیرید و حتماً این متغیر را اندازه‌گیری کنید.

marketing_roi

سختی‌های اندازه‌گیری دقیق بازگشت سرمایه

البته، اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه هم پیچیدگی‌های خودش را دارد که باعث می‌شود هیچوقت نتوانیم دقیقاً ROI بازاریابی خود را مشخص کنیم. در ادامه به چند مورد از آنها اشاره خواهیم کرد:

  • وقتی یک مشتری از طریق تبلیغ شما جذب می‌شود، ممکن است خدمات شما را به دوست خود معرفی کند (که یعنی بازاریابی دهان به دهان). اما لحاظ کردن سود حاصل از این مشتری در نرخ بازگشت سرمایه، کار را کمی دشوار می‌کند.
  • تاثیر برخی روش‌های تبلیغاتی را نمی‌توان به راحتی اندازه‌گیری کرد. یعنی هدف برخی از تبلیغات شما اصلاً این نیست که مشتری مستقیماً تماس بگیرد و در نتیجه، باید راهی دیگر برای اندازه‌گیری آنها پیدا کنید.
  • اگر بخواهیم سخت‌گیرانه به موضوع نگاه کنیم، لازم است هزینۀ وقت صرف شده توسط کارمندان را نیز در محاسبه خود لحاظ کنیم.
  • و اما مهمترین مساله در اندازه‌گیری بازگشت سرمایه این است که در بسیاری موارد، این فقط یک شیوه بازاریابی نیست که مخاطب را جذب می‌کند. بلکه مجموعه‌ای از شیوه‌های بازاریابی مختلف است.

نقش مسیر تبدیل کاربر به مشتری در ROI

در تحلیل تخصصی ROI، شما باید بتوانید نقاط مواجهه مشتری را به درستی شناسایی و آنها را اندازه بگیرید. بیایید مساله را با یک مثال بررسی کنیم:

تبلیغات روزنامه شما توانست ۶ مشتری جدید برای کسب و کارتان به وجود آورد. یکی از این مشتری‌ها، خدمات شما را به دوست خود معرفی می‌کند. این دوست در گوگل جستجو می‌کند، بر روی تبلیغ گوگل شما کلیک کرده و به سراغ وب‌سایت کسب و کارتان می‌آید، اما خرید خود را انجام نمی‌دهد. با اینحال، فردای همان روز، تبلیغ شما را در یک سایت دیگر می‌بیند و اینبار تصمیم می‌گیرد فرآیند خرید را کامل کند. حالا به من بگویید که دقیقاً کدام روش بازاریابی باعث جذب این مشتری شده است؟

خب، در چنین شرایطی، یک نگاه خوب برای تقسیم اعتبار این است که: اولین مواجهه و آخرین مواجهه از اعتبار بالایی در تبدیل کاربر برخوردار باشند، اما قدم‌های میانی نیز عوامل موثری در نظر گرفته شوند.

مزایای اندازه‌گیری دقیق بازگشت سرمایه

اما این بررسی دقیق‌تر ROI چرا به سود شماست؟ ساده است. چون با بررسی دقیق‌تر نرخ بازگشت سرمایه، شما می‌توانید جوابی برای تمام سوالات زیر پیدا کنید:

  • کدام فعالیت‌های بازاریابی بیشترین پتانسیل را برای بازگشت سرمایه کوتاه‌مدت و کدام برای بلند‌مدت داشته‌اند؟
  • تاثیر بازاریابی دهان به دهان در رشد کسب و کار شما تا چه حد است؟
  • ارزش طولانی‌مدت یک مشتری چقدر است؟
  • مشتریان شما بیشتر با روش‌های بازاریابی مستقیم (مثل ارسال نامه، برگزاری سمینار و …) ارتباط برقرار می‌کنند یا روش‌های بازاریابی نرم و تصویری (مثل بروشور، وب‌سایت و …)؟
  • و …

اندازه‌گیری دقیق‌تر ROI به لطف گوگل آنالیز

همانطور که دیدید، اگر نرخ بازگشت سرمایه را به طور دقیق‌تری مشخص کنیم، می‌توانیم اطلاعات بسیار بیشتری را در مورد مشتری و ارزش او برای شرکتمان بدست آوریم. اما برای اینکار لازم است مسیر مشتری را با دقت بیشتری زیر نظر بگیریم و به علاوه، هزینۀ زمان مصرف شده توسط کارمندان شرکت را هم تا جای ممکن حساب کنیم.

البته شاید بررسی مسیر مشتری در بازاریابی آفلاین کار سختی باشد، چون معمولاً به صورت دستی است. اما در بازاریابی آنلاین، به لطف نرم‌افزارهای تحلیل‌گر آنلاین (از جمله و به خصوص گوگل آنالیز) ما می‌توانیم نرخ بازگشت سرمایه را با دقتی واقعاً بالا بررسی نماییم.

هنگام استفاده از این نرم‌افزارهای تحلیلگر، معمولاً شما می‌توانید یک مدل برای اندازه‌گیری تاثیر هر قدم مشتری انتخاب کنید. این یعنی می‌توانید اعتبار فروش را به اولین یا آخرین مواجهه او با شرکت نسبت دهید یا این اعتبار را در بین قدم‌های مختلف تقسیم کنید.

conversion-attribution-model

۹ اشتباه رایج در بازاریابی شبکه های اجتماعیحتما بخوانید: ۹ اشتباه رایج در بازاریابی شبکه های اجتماعی

نتیجهگیری

اینکه همیشه حواستان به بازگشت سرمایه یک تبلیغ باشد و آن را اندازه بگیرید، به شما کمک می‌کند که در طولانی‌مدت بهترین روش‌های تبلیغاتی را بشناسید و از هزینه‌های بازاریابی خود تا جای ممکن بکاهید. بنابراین لازم است هر چه زودتر راهکاری برای شناسایی روش جذب مشتریان پیدا کنید و نرخ بازگشت سرمایه یا ROI تبلیغات خود را اندازه بگیرید. در مطالب بعدی خود سعی می‌کنیم بیشتر مبحث تحلیل بازاریابی را باز کنیم.

 



Source link


در جهان دیجیتال امروزی، خلاقیت و تکنیک در طراحی به شدت اهمیّت پیدا کرده است و در نتیجه دو عبارت UI (رابط کاربری) و UX (تجربه کاربری) بیش از پیش مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این وجود هنوز هم معنای این دو عبارت اختصاری برای بسیاری به درستی جا نیافتاده است و در نتیجه بسیار پیش می‌آید که با بی‌دقتی و در جای نادرست استفاده شوند. این شد که تصمیم گرفتیم به بررسی معنای دقیق هر یک از این عبارت بپردازیم و ارتباط‌ و تفاوت‌های میان آنها را مشخص کنیم تا استفاده هر یک برای خوانندگان نوین روشن‌تر شود. پس از شما دعوت می‌کنیم تا با ما همراه باشید.

تجربه کاربری با رابط کاربری متفاوت است (UI != UX)

بله، نیازی به گفتن این موضوع نبود. اما تفاوت این دو دقیقاً در چیست؟ بگذارید اول یک توضیح ساده و سریع بدهیم مخصوص کسانی که حوصلۀ کمتری دارند:

تعریف UI و UX

رابط کاربری یا واسط کاربری به مجموعه صفحات، تصاویر و المان‌های بصری – مثل دکمه‌ها و آیکون‌ها – گفته می‌شود که کاربر برای تعامل با یک دستگاه یا برنامه از آنها استفاده می‌کند.

منظور از تجربه کاربری هم آن تجربه و حسی است که کاربر در هنگام تعامل با بخش‌های مختلف از محصولات و سرویس‌های یک شرکت دارد که شامل نحوه تعامل او با رابط شماست.

به تصویر زیر دقت کنید:

content-ux-ui

محتوا دلیلی است که کاربر به وب‌سایت یا برنامۀ شما سر می‌زند و با آن تعامل برقرار می‌کند. رابط کاربری مجموعه ابزارهای تعاملی است که کاربر برای تعامل با این محتوا از آنها استفاده می‌کند. تجربه کاربری هم به مصرف این محتوا کار دارد. اینکه مصرف آن تا حد ممکن برای کاربر ساده باشد و او با حس خوبی شما را ترک گوید.

اینفوگرافیک: تفاوت میان UI و UX

فکر می‌کنم با نگاه کردن به بشقاب غذای زیر بتوانید بهتر متوجه تفاوت‌های طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری بشوید:

تفاوت میان UX و UI

همانطور که می‌بینید، برای شروع ما تنها مواد اولیه داریم که همان محتوا است. حال باید این محتوا را به نحوی در اختیار کاربر خود بگذاریم. اینجاست که طراح تجربه کاربری وارد معادله می‌شود. او درباره مشتریان تحقیق خواهد کرد تا نیازهای آنها را بشناسد. سپس مشخص خواهد کرد که معماری صفحات، نقشه سایت و المان‌های مختلف به چه شکلی خواهند آمد. بعد کار طراح رابط کاربری شروع خواهد شد. او این طرح اولیه را برخواهد داشت و آن را با واقعیّت یکی می‌کند. که یعنی تمام مسئولیت‌های طراحی، انتخاب رنگ و … به عهده او خواهد بود.

مسئولیت‌های طراحان UX و UI

خب همانطور که متوجه شدید، هر یک از طراحان UX و UI مسئولیت‌های مشخصی را در یک تیم طراحی به عهده دارند. اما شاید همچنان برایتان مبهم باشد که نقش هر یک از طراحان UX و UI  در هنگام طراحی سایت یا یک برنامۀ گوشی دقیقاً چیست. پس بد نیست که کمی بیشتر وارد جزئیات بشویم و مسئولیت‌های هر یک را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم:

ui-ux-designer-responsibilities

طراحی تجربه کاربری

وظیفۀ یک طراح تجربه کاربری این است که آنالیز و منطق را به فرآیند طراحی بیفزاید. سیستم‌ها، ساختارها و مسیرهایی که کاربر استفاده می‌کند توسط او طراحی می‌شود. برای اینکه طراحی بر حسب نیاز کاربر شکل گیرد، طراح تجربه کاربری باید به این نگاه کند که او به دنبال چیست و بهترین راه پاسخ گفتن به این نیاز او چیست. مسیرهای یک سایت – اینکه کاربر چگونه یک مطلب را می‌خواند، لینک‌ها و دکمه‌ها در کدام قسمت‌ها قرار دارند و کاربر چگونه می‌تواند اطلاعات مورد نیاز خود را می‌یابند – همه بخشی از طراحی تجربه کاربری هستند.

در فضای اینترنت، طراحی تجربه کاربری علاوه بر موارد بالا، شامل بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو (SEO)، در نظر گرفتن محدودیت‌های مرورگرها و دیگر ویژگی‌های منحصر به وب نیز می‌شود.

آنچه طراح تجربه کاربری ارائه می‌دهدنقشه سایت، وایرفریم‌ها (طرحی از چیدمان صفحه) و نمونه‌های اولیه

سیر تکامل سئو: از آغاز تا امروزحتما بخوانید: سیر تکامل سئو: از آغاز تا امروز

آن ابزاری که در طراحی تجربه کاربری استفاده می‌شودتحقیق، ابزارهای تحلیل‌گر و نمودارها (دیاگرام)

تجربه کاربری در عملدر انتهای این مطلب، شما می‌توانید چندین مسیر مختلف را طی کنید: یک مطلب مرتبط را بخوانید، به سراغ مطالب برگزیدۀ وبلاگ ما بروید یا آنکه در مورد کار ما بیشتر بدانید. این تجربه کاربری است که مسیرهای مذکور را برای شما مشخص کرده است.

طراحی رابط کاربری

در طراحی رابط کاربری بحث بر سر رنگ و رو دادن به ساختار و محتوا است – یعنی آنچه که کاربر در حین تجربۀ خود خواهد دید. در این مرحله است که برندیگ، رنگ‌ها، تایپوگرافی، گرافیک‌ها، عکاسی و دیگر المان‌های بصری مطرح می‌شوند. رابط کاربری بر روی نیاز برند (نه کاربر) تمرکز دارد و تلاش می‌کند آنچه را ارائه دهد که از نظر بصری مناسب با زمینۀ کاری این برند است.

طراحان خوب رابط کاربری تمام محدودیت‌های کدنویسی، توسعه و همچنین زمان بارگذاری یک صفحه را در هنگام طراحی مد نظر قرار می‌دهند.

آنچه طراح رابط کاربری ارائه می‌دهدطراحی کاشی‌ها (Style Tiles)، موکاپ صفحه (طرح کلی که در آن تمامی جزئیات مشخص می‌شود)

آن ابزاری که در طراحی رابط کاربری استفاده می‌شودنمونه رنگ‌ها، تایپوگرافی، عکاسی، نرم‌افزارهای گرافیک

رابط کاربری در عمل: وقتی که یک صفحه می‌بینید که در آن از یک رنگ آبی خنک استفاده شده است، نوشته‌ها واضح هستند و تصاویر بسیار خوبی به کار رفته که باعث می‌شود حس کنید مشغول سفر هستید، در واقع مشغول تماشای یک رابط کاربری خوب هستید.

نتیجه‌گیری

ui رابط کاربری و ux تجربه کاربری

می‌توان گفت که در نهایت رابط کاربری (UI) بخشی از تجربه کاربری (UX) محسوب می‌شود و البته، بخش بسیار مهمی از آن هم هست. اما تنها بخش آن نیست. از طرف دیگر UX یک مفهوم بسیار کلی است و مسیر را برای UI مشخص می‌کند. اما در نهایت هر یک یک هویت منحصربفرد برای خود دارند و UX به هیچ‌وجه با UI هم معنی نیست. درست است که این دو عبارت بسیار به هم نزدیک هستند، اما نمی‌توان آنها را به جای یکدیگر استفاده کرد. بلکه باید از هر یک به همراه دیگری صحبت کرد، البته به شرط آنکه هر دو به درستی درک شوند و در جای مناسب استفاده شوند.

در یک طراحی خوب باید طراحی تجربه کاربری و رابط کاربری هر دو به بهترین نحو انجام شود و در نهایت به درستی با هم ادغام گردند. این یعنی لازم است که طراحان  UX و UI یک همکاری نزدیک داشته باشند تا کار هر دو طراح تا جای ممکن ساده شود و آنها بتوانند محصول نهایی را به بهترین شکل تولید کنند. پس یک طراح رابط کاربری خوب حتماً باید طراحی تجربه کاربری را درک کند و اهمیّت آن را بشناسد و بالعکس. در مطالب بعدی سعی می‌کنیم بیشتر به بررسی هر یک از این دو بپردازیم، وظایف آنها را روشن‌تر کنیم و راهکارهای مختلفی را برای بهبود هر یک ارائه دهیم.



Source link


نقشه سایت یا Sitemap یکی از قسمت‌های حیاتی برای ایندکس صفحات وب‌سایت می‌باشد. شما می‌توانید با کمک نقشه سایت، صفحات وب‌سایت خود را به منظور اطلاع رسانی به گوگل و دیگر موتورهای جستجو، فهرست کنید تا ربات‌های گوگل وب‌سایت شما را با دقت بیشتری بررسی کنند.

با توجه به اینکه روزانه میلیون‌ها مطلب، تصویر، ویدئو و… به اینترنت افزوده می‌شود و خزنده‌های موتورهای جستجو جهت نمایشِ بهترِ نتایج تمام آن‌ها را کاوش می‌کنند؛ داشتن نقشه سایت امری ضروری است. پس مبادا از قاعده بازی عقب بمانید! درصورتی که با نقشه سایت و نحوه ایجاد آن آشنایی ندارید؛ پیشنهاد می‌کنم حتماً مطلب سایت مپ یا نقشه سایت چیست؟ را مطالعه نمایید.

بررسی عملکرد و رفع خطاهای نقشه سایت

پس از آن که نقشه سایت خود را ایجاد و در موتورهای جستجو ثبت کردید؛ حال نوبت آن است که نحوه عملکرد نقشه سایت‌تان را زیر نظر بگیرید. اگر نقشه سایت از کدهای XML خوب استفاده کند، مطمئناً آدرس‌های معتبر و تمیزی را برای ربات‌های خزنده فراهم می‌کند و سایر نیازمندی های موتورهای جستجوگر را برآورده خواهد ساخت. همچنین، URLهای موجود در نقشه سایت در اختیار ربات‌های خزنده‌ای که بعداً به وب‌سایت‌تان مراجعه می‌کنند، قرار خواهد گرفت.

با تمام این اوصاف، با ایجاد تغییرات و بروزرسانی‌های مختلف، ممکن است خطاهای زیادی در نقشه سایت شما به وجود آید. البته نگران نباشید، اغلب این خطاها از طرف موتورهای جستجو به شما گزارش داده می‌شوند تا برای رفع‌شان اقدام نمایید.

آیا نقشه سایت من به خوبی کار می‌کند؟

ابزارهای اعتبار سنجی زیادی برای بررسی عملکرد نقشه سایت وجود دارند. از جمله این ابزارها می‌توان به Screaming Frog، Sitemap Validator و SeoSiteCheckup اشاره کرد. با این حال، از آنجایی که ابزار وبمستر گوگل در این زمینه جزئیات دقیق‌تری در اختیارمان می‌گذارد؛ با کمک این ابزار اقدام به بررسی عملکرد نقشه سایت خود می‌کنیم.

برای مشاهده‌ی خطا و هشدارهای نقشه سایت، ابتدا به حساب گوگل وبمستر تولز خود بروید سپس مسیر Crawl > Sitemaps را طی کنید. گوگل در این قسمت آمار مربوط به نقشه سایت شما را نشان می‌دهد.

بررسی عملکرد و رفع خطاهای نقشه سایت

در این قسمت می توانید تعداد صفحات، تصاویر، ویدئوها و تمام محتوای سایت‌تان که در گوگل ایندکس شده‌اند را مشاهده کنید. گوگل پس از بررسی چند ثانیه‌ای، در صورتی که نقشه سایت شما دارای خطایی باشد با یک پیغام در قسمت Issues علت وقوع آن خطا را نشان خواهد داد.

چگونه خطاهای نقشه سایت را رفع کنم؟

در اینجا سعی کردیم تا تمام خطاهای نقشه سایت XML را برایتان فهرست کنیم و علت رخدادشان را بررسی نماییم. همچنین، مانند همیشه تلاش کریم برای سهولت کار شما، راهکارهای رفع این خطاها را برایتان توضیح دهیم:

خطای URLs not Accessible

این خطا بیان می‌کند که گوگل هنگام تلاش برای دسترسی به برخی از URLهای موجود در نقشه سایت، دچار مشکل شده است. برای رفع این خطا، قبل از هرچیزی مطمئن شوید که آدرس صفحه مورد نظر به درستی در نقشه سایت وارد شده است. سپس محتوای فایل robots.txt را بررسی کنید که مبادا ناخواسته جلوی دسترسی خزنده‌های گوگل به صفحه مورد نظر را گرفته باشید.

خطای URLs not followed

به ‌طور کلی این خطا بیان می‌کند که گوگل نمی‌تواند نقشه سایت شما را به‌ صورت کامل پردازش کند زیرا برخی آدرس‌ها چندین بار ریدایرکت شده‌اند. گوگل برای رفع این خطا پیشنهاد می‌دهد آدرس URLهای جدید را با صفحات قدیمی در نقشه سایت جایگزین کنید.

خطای URL not allowed

علت بروز این خطا این است که گوگل در نقشه سایت شما آدرس‌های نامعتبری را تشخیص داده است. آدرس‌های سطح بالاتر از آدرس نقشه سایت برای گوگل نامعتبر می باشند. یعنی اگر نقشه شما در آدرس http://example.com/file/sitemap.xml باشد، گوگل آدرس‌هایی مانند http://example.com/xyz.php را نامعتبر تشخیص می‌دهد. برای حل این مشکل، نقشه سایت را به دایرکتوری ریشه سایت منتقل نمایید.

خطای Compression Error

یکی دیگر از خطاهای نقشه سایت که ممکن است با آن مواجه شوید Compression Error می‌باشد. این خطا به این دلیل رخ می‌دهد که شما نقشه سایت خود را فشرده‌سازی نموده‌اید. برای رفع مشکل آن را از حالت فشرده خارج سازید و مجدداً به گوگل وبمستر تولز معرفی نمایید.

خطای Empty Sitemap

خطای Empty Sitemap نشان از خالی بودن نقشه سایت است. به این معنی که گوگل و ربات‌های گوگل قادر به شناسایی هیچ لینکی در داخل نقشه سایت شما نمی‌باشند. اگر نقشه سایت شما خالی است آن را کامل کرده و دوباره به گوگل وبمستر تولز معرفی نمایید.

در صورتی که نقشه سایت تان خالی نیست و گوگل نمی‌تواند لینک‌های موجود در نقشه سایت را شناسایی کند، دستورالعمل‌های گوگل را برای تنظیم و تغییر نقشه به کار بگیرید. احتمالا نقشه سایت شما دارای کدهای ناشناسی برای گوگل وبمستر است.

چگونه شبکه اجتماعی لینکدین خود را گسترش دهیم؟حتما بخوانید: چگونه شبکه اجتماعی لینکدین خود را گسترش دهیم؟

خطای sitemap file size error. Your sitemap exceeds the maximum file size limit

یکی از مشکلاتی که خیلی کم در خطاهای نقشه سایت پیش می‌آید، خطای حجم فایل نقشه سایت است! چرا که هیچ نقشه سایت حجمی بیشتر از ۵۰ مگابایت نخواهد داشت! اما اگر نقشه شما بیشتر از این حجم باشد باید آن را به تکه‌های کوچک‌تر تقسیم کرده و هر بخش را جداگانه به گوگل وبمستر تولز معرفی نمایید.

خطای Invalid Attribute Value

دلیل بروز این خطا وجود تگ‌های نادرست در نقشه سایت است. ممکن است ویژگی یک تگ نامناسب باشد و گوگل قادر به تشخیص آن نباشد. محتوای درون فایل نقشه سایت خود را بررسی کرده و خطاهای موجود را برطرف نمایید.

خطای Invalid Date

این خطا به این معنی است که نقشه سایت شما دارای یک ورودی تاریخ نامعتبر است. برای بر طرف کردن این خطا باید به تاریخ لینک‌های ورودی نقشه سایت خود توجه نمایید. نقشه سایت گوگل از رمزنگاری ISO-8601 استفاده می‌کند که خود شامل دو نوع فرمت تاریخ می‌باشد:

  1.  به شکل ۲۰۱۷/۰۴/۱۴ می‌باشد که از چهار رقم برای سال، و دو رقم برای روز و ماه استفاده می‌کند.
  2. نوع دوم کمی متفاوت‌تر است و به شکل ۲۰۱۴-۰۴-۲۱TT18: 00: 15 + 00: 12 می‌باشد. همانند نوع اول دارای چهار رقم سال، و دو رقم ماه و روز می‌باشد همچنین دارای حرف TT برای اعلان ساعت با دقیقه‌ها و ساعت‌های دورقمی و به علاوه علامت + برای اعلان منطقه زمانی دو رقمی برای ساعت و دقیقه است.

به دنبال خدمات سئو هستید؟

ما دانش لازم برای افزایش اعتبار و رتبه شما در گوگل را داریم. پس خوبه با ما تماس بگیرید.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.

افزایش ترافیک وب سایت شما

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

خطای Invalid Tag Value

یکی دیگر از خطاهای نقشه سایت که ممکن است با آن مواجه شوید Invalid tag value است. این خطا همانند خطای قبلی از مقدار تگ‌ها می‌باشد. محتوای درونی نقشه سایت خود را عاری از هر کد ناشناسی نمایید و دوباره آن را به گوگل وبمستر تولز بشناسانید.

خطای Invalid URL

این خطا به دلیل وجود آدرس‌های نامعتبر بروز می‌دهد. ممکن است در لینک‌های داخلِ نقشه سایت‌تان آدرس‌هایی با کاراکترهای نامعتبر وجود داشته باشد، مانند خط فاصله، گیومه و … . برای حل این مشکل می‌توانید لینک‌ها را در تب‌های دیگر باز کرده و از صحیح بودن آن‌ها اطمینان حاص نمایید.

خطای Invalid URL in sitemap index file: incomplete URL

این خطا زمانی رخ می‌دهد که نقشه سایت شما به درستی ایندکس نشده باشد. قبل از هر چیزی از آدرس دهی صحیح فایل نقشه سایت اطمینان حاصل کنید و مطمئن شوید که نقشه سایت‌تان حدف نشده است.

خطای Invalid XML: too many tags

این خطا به دلیل تگ‌های تکراری ظاهر می‌شود. بعضی از تگ‌ها تکراری می‌باشند که عادی هستند اما بعضی از تگ‌ها قابل تکرار نیستند. کدهای نقشه سایت خود را بررسی کرده و دوباره به گوگل وبمستر تولز معرفی نمایید.

خطای Missing XML Attribute

اگر یکی از تگ‌های الزامی در نقشه سایت را حذف کرده باشید با این خطا مواجه می‌شوید. یک‌بار بصورت کامل تگ‌های نقشه سایت خود را بررسی نمایید و پس از اصلاح، مجدداً نقشه سایت را به گوگل وبمستر تولز معرفی کنید.

خطای Missing XML tag

این خطا نیز به دلیل تگ‌های حذف شده، نامعتبر و … رخ می‌دهد. برای اطلاع از نحوه استفاده از تگ‌ها به دستورالعمل‌های ساختار نقشه سایت توجه نمایید.

خطای Missing thumbnail URL

این خطا در سایت‌های دارای ویدئو بوجود می‌آید که ممکن است به دلیل عدم وجود لینک معتبر یا آدرس اشتباهی باشد. برای اطلاعات بیشتر در این مورد می توانید به قسمت راهنمای ساخت نقشه سایت برای سایت‌های ویدئویی در گوگل مراجعه نمایید.

خطای Missing Video Title

اگر ویدئوهای شما دارای عنوان نباشند و یا با تگ title مشخص نشده باشند این خطا ظاهر می‌شود. برای اطلاعات بیشتر در این مورد می‌توانید به قسمت راهنمای ساخت نقشه سایت برای سایت‌های ویدئویی در گوگل مراجعه نمایید.

خطای Incorrect Sitemap index format: Nested Sitemap indexes

اگر از چند نقشه سایت استفاده می‌کنید و یا لینک نقشه سایت را در داخل همان نقشه سایت قرار داده‌اید حذف نمایید؛ این خطا به دلیل این دو مورد اعلان می‌گردد. برای شناسایی دوباره نقشه سایت خود را به وبمستر گوگل معرفی نمایید.

خطای Parsing Error

اگر در کدهای نقشه سایت شما خطاهای دستوری موجود باشد با این پیغام برای شما هشدار داده می‌شود. با رجوع کردن به سایت شناسایی دستورات اشتباه W3C نقشه سایت خود را بررسی نمایید و خطاهای آن را رفع کنید.

خطای Temporary error

یکی دیگر از خطاهای نقشه سایت، خطای Temporary Error است. این خطای نقشه سایت یک ارور موقت می‌باشند و به صورت خودکار از بین می‌روند. اگر همچنان باقی ماندند، کافی است نقشه سایت خود را دوباره به گوگل وبمستر تولز معرفی نمایید.

هاست چیست و چگونه یک هاست فوق‌العاده بخریم؟حتما بخوانید: هاست چیست و چگونه یک هاست فوق‌العاده بخریم؟

خطای Too many sitemaps in sitemap index file

اگر فایل ایندکس سایت شما بیش از ۵۰،۰۰۰ نقشه سایت باشد این خطا ظاهر می شود. برای رفع این مشکل، فایل ایندکس خود را تغییر داده و نقشه سایت را دوباره به گوگل وبمستر تولز معرفی نمایید.

خطای Too many URLs in sitemap

اگر فایل نقشه شما دارای بیش از ۵۰۰۰۰ لینک در محتوای خود باشد، این خطا ظاهر می‌شود. برای حل این مشکل، فایل نقشه خود را به تکه‌های کوچک‌تر تقسیم کرده و هر کدام را بصورت جداگانه به گوگل وبمستر تولز معرفی نمایید.

خطای Unsupported format

گوگل نقشه سایت شما را تنها با فرمت XML شناسایی می‌کند که در کدهای خود باید تگ‌های معتبری نگاشته شود. اگر نقشه سایت شما از این قانون تبعیت نکند، این خطا ظاهر می‌شود. برای حل مشکل باید کدهای نقشه سایت خود را بررسی نمایید.

خطای Path mismatch: Includes www

این خطا به علت وجود www در نقشه سایت می‌باشد. ممکن است در سایت شما صفحه X با عبارت www در آدرس خود همراه باشد و در نقشه سایت شما این عبارت قید نشده باشد. در این صورت باید آن‌ها را یافته و سازماندهی نمایید.

خطای Path mismatch: Missing www

این ارور به علت عدم وجود www در نقشه سایت می‌باشد. ممکن است در سایت شما صفحه X بدون عبارت www در آدرس خود همراه باشد و در نقشه سایت شما عبارت www قید شده باشد. در این صورت باید آن‌ها را یافته و www را وارد نمایید.

خطای Incorrect namespace

علت بروز این خطا می‌تواند استفاده از یک تگ ناشناس و نامناسب در محتوای نقشه سایت باشد. همچنین لینک‌های دارای غلط املایی نیز موجب بروز این خطا می‌شوند. برای حل این مشکل، دستورالعمل‌های گوگل برای ساخت نقشه سایت را بررسی نمایید و آدرس مقصد لینک‌ها را چک کنید.

خطای Leading whitespace

همانطور که در گذشته ساختار صحیح یک نقشه سایت XML را بررسی کردیم؛ باید حتماً در آغاز این فایل‌ها ورژن XML درج شده باشد. در غیر این صورت گوگل از خواندن محتوای آن جلوگیری می‌کند. برای حل این خطا فایل نقشه سایت خود را باز کنید و ساختار آن را تصحیح نمایید.

خطای (HTTP error (specific code

خطای (HTTP error (specific code یکی از رایج‌ترین خطاهای نقشه سایت می‌باشد و به دلیل نیافتن نقشه سایت توسط گوگل وبمستر تولز اعلام می‌شود. از صحت آدرسی که به عنوان آدرس نقشه سایت به گوگل وبمستر تولز معرفی کرده‌اید اطمینان حاصل کنید. اگر آدرس شما درست باشد باید جریان را با هاست خود در میان بگذارید. این خطا ممکن است زمانی که سرور پاسخ مناسبی نمی‌دهد نیز اتفاق بیافتد.

خطای Thumbnail too large

این خطا به دلیل بزرگ بودن بیش از حد تصاویر بند انگشتی ویدئوهای سایت شما می‌باشد. برای حل این مشکل آن‌ها را حداقل ۱۶۰ در ۱۲۰ پیکسل نموده و نقشه را دوباره به گوگل وبمستر معرفی کنید.

خطای Thumbnail too small

این خطا به دلیل کوچک بودن بیش از حد تصاویر بند انگشتی ویدئوهای سایت شما می باشد. برای حل این مشکل آن‌ها را حداقل ۱۶۰ در ۱۲۰ پیکسل نموده و نقشه را دوباره به گوگل وبمستر معرفی کنید.

خطای We couldn’t find your verification file

این خطا زمانی رخ می‌دهد که نقشه سایت شما دارای لینک‌های باشد که به جایی ختم نمی‌شوند! ممکن است لینک فایل‌ها و یا صفحات شما تغییر یافته باشند یا آن‌ها را حذف  یا انتقال داده باشید. تمام موارد را به صورت دستی بررسی کرده و احتمالات را از بین ببرید. اگر همچنان این خطا پایدار بود می‌توانید با پشتیبانی هاست خود تماس بگیرید تا مشکل را برطرف نمایند چرا که این خطا هنگام خطاهای هاست نیز ممکن است اتفاق بیافتد.

خطای Video location and play page location are the same

گوگل نمی‌تواند صفحات منتهی به ویدئو، فایل‌های فلش و بازی‌های آنلاین را مورد پردازش قرار دهد. برای درج این صفحات شما باید از تگ‌های معتبر عناوین برای توصیف آن‌ها استفاده نمایید. در غیر این‌صورت این خطا ممکن است پدیدار شود.

خطای Video location URL appears to be a play page URL

اگر یک آدرس صفحه دارای چند ویدئو باشد این پیغام خطا ظاهر می‌شود. برای حل مشکل شما باید از تگ های عنوان به صورت صحیح استفاده نمایید.

خطای Robots.txt Blocking

فایل Robots.txt را بررسی کرده و دسترسی نقشه سایت خود را برای گوگل وبمستر تولز میسر نمایید. این خطا به دلیل امکان عدم دسترسی ربات گوگل به نقشه سایت شما است که توسط فایل Robots.txt تعیین شده است.

نتیجه‌گیری

نقشه سایت به موتورهای جستجوگر کمک می‌کند که وب‌سایت و صفحات آن را راحت‌تر ایندکس کنند و همین موضوع؛ دیده شدن سایت در موتورهای جستجوگر را بهبود می‌بخشد. برای اینکه ارتباط شفافی با موتورهای جستجو برقرار کنید و  تغییرات جدید را بلافاصله با آن‌ها در میان بگذارید؛ همین الان نقشه سایت خود را بسازید!

اگر قبلاً اقدام به ساخت نقشه سایت نموده‌اید؛ آن را به گوگل وبمستر تولز معرفی کنید تا با هشدارها و خطاهای نقشه سایت خود مقابله کنید. اهمیت تمیز نگهداشتن فایل نقشه سایت بسیار بالاست و بهتر است هر از گاهی سلامت آن را بررسی کنید.

امیدواریم این مقاله توانسته باشید به سوالات شما درباره خطاهای نقشه سایت پاسخ دهد. در صورتی که سوالی در این زمینه دارید می‌توانید از طریق قسمت دیدگاه‌ها آن را با ما در میان بگذارید.



Source link


شما یک کسب و کار آنلاین دارید و هر ماه مقداری از درآمد آن را خرج تبلیغات می‌کنید. اما هنوز هم از میزان فروش خود ناراضی هستید و هر چقدر هم که تبلیغ می‌کنید، بازگشت سرمایه شما رضایت‌بخش نیست. این همان اشتباهی است که بسیاری از تجارت‌های دیگر هم مرتکب می‌شوند. یعنی اینکه فقط تمرکز خود را بروی جذب مشتری بگذارید و دیگر مهم نباشد که تجربه کاربر (UX) و رابط کاربر (UI) چقدر بهینه شده باشند. در حالی که این دو هستند که مشخص می‌کنند شانس تبدیل کاربر جذب شدۀ شما به مشتری چقدر خواهد بود. در ادامه می‌توانید اینفوگرافیکی که در این زمینه تهیه کرده‌ایم را بخوانید:

website-ux-ui-optimization

آیا وب‌سایت شما پول از دست می‌دهد؟

اگر شما از تست‌های هدفمند برای بهینه‌سازی وب‌سایت خودتان استفاده نکنید، ممکن است مشتریان بالقوه را از خود برانید.

حدس ما این است که وب‌سایت شما می‌تواند درآمد بیشتری داشته باشد و شما نباید این فرصت را از دست بدهید.

۱- بازدیدکنندگان آزار دیده خریداران خوشحال نیستند.

حدودً ۷۵% از کاربران اینترنت در مواجهه با محتوای بی‌ربط در یک وب‌سایت دچار حس گیجی و سردرگمی می‌شوند. یک وب‌سایت که محتوای ثابتی را به تمام بازدیدکنندگان خود نمایش دهد، می‌تواند آن دسته از مشتریان را که به دنبال یک تجربه شخصی‌تر هستند از خود براند.

۲- می‌توانید با همان پولی که خرج تبلیغات می‌کنید به راحتی فروش خود را افزایش دهید.

هزینه‌ای که شرکت‌ها صرف جذب مشتری می‌کنند، ۹۰ برابر بیشتر از هزینه آنها برای بهینه‌سازی است. هزینه کردن برای جذب کاربر به یک سایت بهینه نشده مثل شرکت در یک بازی بخت و اقبال است. در مقابل، هدایت مشتری به یک سایت آماده و بهینه می‌تواند به افزایش نرخ تبدیل و فروش بیشتر بینجامد.

۳- از هم اکنون تست‌های A/B خود را آغاز کنید.

با استفاده از تست‌های A/B می‌توانید شاهد ۳۰ تا ۴۰% افزایش در مشتریان راغب باشید. تاکنون بهینه‌سازی به کمک این تست‌ها باعث جذب مشتریان بیشتر برای وب‌سایت‌های B2B مختلف شده است. تجارت‌های الکترونیک مختلف نیز شاهد ۲۰-۲۵% رشد بیشتر بوده‌اند.

۴- حتی تست‌های کوچک هم می‌توانند نتایج بزرگی را ارائه دهند.

تست کردن فراخوان‌های عمل می‌تواند یک تاثیر قابل توجه بروی میزان فروش داشته باشد. برند “استنلی بلک و دکر” توانست با استفاده از یک تست سادۀ A/B نرخ کلیک کاربران را تا ۱۷% افزایش دهد. این پیشرفت باعث شد که این شرکت شاهد یک افزایش ۶ رقمی در میزان درآمد سالیانه خود باشد.

۵- باور اینکه چه المان‌هایی ممکن است درآمد شما را محدود کنند کمی سخت است.

آیا می‌توان با حذف یک تصویر شاهد ۴۰۰ درصد افزایش در نرخ تبدیل کاربران به مشتری بود؟ شرکت‌هایی بوده‌اند که چنین کرده باشند. مطمئناً شما هم با کمی آزمایش غافلگیر می‌شوید که کدام متون، تصاویر و رنگ‌ها باعث ایجاد تاثیر منفی در ‌سایت شما می‌شوند. با تست‌های A/B می‌توانید تمام شک خود را از بین ببرید و وب‌سایت خود را برای بالاترین درآمد بهینه کنید.


سایت شما دارد تعدادی از مشتریان بالقوه خود را از دست می‌دهد و به کمک تست‌های A/B می‌توانید جذب آنها را ممکن کنید. شما باید تمام فرم‌ها، تصاویر، فراخوان‌ها، متون، رنگ‌ها و … خود را مورد آزمایش قرار دهید تا بتوانید وب‌سایت خود را به نحوی بهینه‌سازی نمایید که بتواند کاربر را به مشتری واقعی تبدیل کند.

خوشحال می‌شویم که نظرات و سوالات خود زمینۀ بازاریابی دیجیتال، طراحی سایت و بهینه‌سازی UI و UX را از طریق قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

نیاز به مشاوره بیشتر دارید؟ برای صحبت با متخصصان نوین تماس بگیرید.

۰۲۱-۶۳۴۰۴ مشاوره رایگان

تیم تحریریه نوین

هر آنچه در نوین می خوانید، حاصل یک کوشش تیمی است؛ کوششی در جهت یافتن درست‌ترین پاسخ به مسائل و انتقال آن به شما. ما امیدواریم تلاش‌های مجموعه ما بتواند تاثیری هر چند کوچک در بهبود کیفیت فضای دیجیتال ایران داشته باشد.

درباره تیم ما بیشتر بدانید



Source link


اگر با مفهوم کپی رایتینگ آشنا نباشید، شاید اولین سؤالی که برایتان به وجود آید این باشد که کپی رایتر چیست؟ ( کپی رایتر حرفه‌ای به کنار!) در حقیقت بسیاری از مردم هیچ تصوری از مفهوم و کارایی کپی رایترها ندارند و حتی آنها را با اشیا و اجسام اشتباه می‌گیرند. آنها نه‌تنها با نام این حرفه آشنایی ندارند بلکه حتی با تعجب به زمینه فعالیت آن‌ها می‌نگرند. کپی رایتینگ نوعی نویسندگی تجاری است که شامل نوشتن متون تبلیغاتی، تولید محتوای اینترنتی، نوشتن شعارهای تأثیرگذار، محصول نویسی و تولید کاتالوگ‌ها و بنرهای تبلیغاتی می‌شود. گستره‌ای بزرگ که هر بخش آن نیازمند پیش‌زمینه‌های علمی و فنی مناسب است.

به بیان ساده، محتوا مهم‌ترین ابزار کار و شاخص‌ترین وجه تمایز یک کپی رایتر است. هنگامی‌که در خیابان و معابر از مقابل تبلیغات و بروشورهای مختلف می‌گذرید این خلاقیت و مهارت کپی رایترها است که شما را برای لحظاتی میخ‌کوب کرده و توجه شما را جلب می‌کند.

هنگامی‌که یک وب‌سایت از هر ۱۰۰ بازدیدکننده تنها یک خریدار دارد این یک کپی رایتر است که راه افزایش مشتری‌ها را با چینش صحیح جملات، تصاویر و حتی کادرها و دکمه‌ها کشف می‌کند. با این وصف هرچه مهارت و خلاقیت کپی رایتر بیشتر باشد احتمال تأثیرگذاری و جلب‌توجه و اعتماد مخاطبان نیز افزایش می‌یابد. اگر با مفهوم کپی رایتینگ آشنایی چندانی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم داستان کپی رایتینگ و آقا فرهاد: نوشتن متن فروش و تبلیغات موثر را حتماً مطالعه کنید.

اما نخستین سؤالی است که از ذهن علاقه‌مندان به کپی رایتینگ می‌گذرد این است که این اتفاق چگونه ممکن می‌شود؟ در حقیقت کپی رایتر تنها یک نویسنده نیست. او در کنار تلاش برای افزایش فروش و جذب مخاطب، تشنه آموختن روانشناسی و خلق‌وخوی انسان‌هاست.

بر اساس تجربه تصور می‌کنیم که راهی ساده برای تبدیل شدن به یک کپی رایتر حرفه‌ای در کلاس جهانی وجود دارد؛ راهی که بی‌نیاز به هیچ‌گونه سرمایه‌گذاری تنها به ۳۰ روز زمان و تمرین مداوم نیاز دارد. بسیاری از کپی رایترهای حرفه‌ای هیچ‌گونه تحصیلات دانشگاهی ندارند، هیچ کلاسی برای یادگیری مهارت کپی رایتینگ نرفته‌اند و نه‌تنها هیچ هزینه‌ای نپرداخته‌اند، بلکه از این راه سرمایه فراوانی برای خود اندوخته‌اند.

اما پیش از یادگیری مهارت کپی رایتینگ بهتر است شناخت دقیقی از این حوزه داشته باشیم و به سؤالی ساده پاسخ دهیم.

دوست دارید چه نوع کپی رایتری شوید؟

جمله‌ی دوست دارم یک کپی رایتر شوم، عبارتی مبهم و گیج‌کننده است. چیزی شبیه به علاقه بسیاری از کودکان به دکتر یا مهندس شدن! کپی رایتینگ نیز همانند سایر حرفه‌ها شاخه‌های مختلفی دارد که هر یک با دیگری زمین تا آسمان متفاوت است و مسیرهای متفاوتی هم برای خود دارد؛ بنابراین در جواب سوال شماباید پرسید می‌خواهید چه نوع کپی رایتری بشوید؟

  1. کپی رایتر آژانس‌های تبلیغاتی؟
  2. کپی رایتر کارخانه‌ها و شرکت‌ها؟
  3. یا یک کپی رایتر آزادکار یا به‌اصطلاح فریلنسر؟

هر یک از موارد فوق بازار کار، دستمزد و جوانب مثبت و منفی متفاوتی دارد که در ادامه آنها را بررسی خواهیم کرد.

اگر می‌خواهید کپی رایتر حرفه‌ای آژانس‌های تبلیغاتی شوید

باید آماده کار تمام‌وقت در آژانس‌های تبلیغاتی باشید. از آنجایی که این دفاتر عمدتاً در شهرهای بزرگ واقع شده‌اند، درنتیجه باید به این شهرها نیز نقل مکان کنید. با این حال کپی رایتینگ در آژانس‌های تبلیغاتی به دلیل کار ثابت، اطمینان بیشتری از آینده شغلی به همراه دارد.

شما معمولاً در آژانس‌های تبلیغاتی با محیطی بسیار خلاق مواجه هستید و با برندهایی سر و کار دارید که در هیچ شاخه دیگری با آنها روبرو نمی‌شوید. در مقابل باید آماده باشید تا برای مشتریانی که به کار آنها علاقه ندارید یا فروش محصولات آنها بسیار سخت است نیز کار کنید. برای مثال گاهی مسئول می‌شوید تا با ایجاد یک کمپین تبلیغاتی، فروش یک نوع پودر لباسشویی را افزایش دهید. در حالی که این محصول هیچ تفاوتی با دیگر رقبای خود ندارد. با این وصف شما باید خلاقیت بیشتری برای فروش چنین محصولاتی به خرج دهید.

اگر به این نوع کپی رایتینگ (یا به اصطلاح همه چیز نویسی!) علاقمندید، بهتر است سطح مطالعات خود را گسترده کنید چرا که در صورت استخدام در یک آژانس تبلیغاتی ممکن است همزمان مجبور باشید برای یک بانک، یک کارخانه تولید آبمیوه و یک تلفن همراه جدید، محتوای تبلیغاتی تولید کنید.

اگر می‌خواهید کپی رایتر حرفه‌ای یک شرکت یا کمپانی شوید

باید آماده یک کار نسبتاً تکراری و گاهی خسته‌کننده باشید. با این حال این حرفه ثابت و تقریباً آینده دار است. برای مثال تصور کنید که قرار است برای یک کارخانه تولید تراکتور و تجهیزات کشاورزی به تولید محتوا بپردازید. هر زمان که وب‌سایت این کارخانه به مطلب جدیدی نیاز داشته باشد، شما مسئول تهیه و بارگذاری آن هستید. هر زمان که برای محصولات جدید نیاز به بروشور باشد از شما درخواست می‌شود و هر زمان که نیاز به آگهی تبلیغاتی باشد شما مسئول تنظیم متن آن هستید.

بنابراین همان‌طور که مشاهده می‌کنید شما باید تنها برای یک کارخانه با محصولاتی خاص و مشابه هم فعالیت کنید. کپی رایتینگ در شرکت‌ها و کمپانی‌ها از جذابیت کمتری نسبت به سایر شاخه‌ها برخوردار است و اغلب ترجیح می‌دهند که برای آژانس‌های تبلیغاتی فعالیت کنند با این حال اگر جسارت بیشتری در خود می‌بینید می‌توانید راه فریلنسری را انتخاب کنید.

چگونه یک کپی رایتر حرفه‌ای فریلنسر شویم؟

حرفه کپی رایتینگ دقیقاً در این مسیر به بیشترین جذابیت خود می‌رسد. جنبه‌های مثبت و منفی کپی رایتر فریلنسر بسیار از هم فاصله دارد. شاید یک کپی رایتر فریلنسر در سال کمتر از یک میلیون تومان درآمد داشته باشد و در مقابل گاه ممکن است در ماه میلیون‌ها تومان از این راه درآمد کسب کند.

میزان درآمد در کپی رایتینگ آزاد به میزان زیادی به شناخته شدن بستگی دارد. اگر در این راه به‌خوبی شناخته نشوید کار کمی برایتان مشکل خواهد بود اما اگر اسم و آوازه خوبی برای خود داشته باشید همواره فرصت‌های کاری مناسبی به شما پیشنهاد می‌شود به‌طوری‌که گاه زمان برای انجام تمام آنها نخواهید داشت.

مهم‌ترین شاخصه یک کپی رایتر فریلنسر آزادی عمل اوست. اینکه در چه زمینه‌ای کار کند و برای چه مدتی دست از کار بکشد همگی به خواست شما بستگی دارد. با وجود اینکه فعالیت در کپی رایتینگ آزاد فراز و نشیب‌های زیاد و آینده غیرقابل پیش‌بینی دارد؛ اما پیشرفت در این مسیر با رعایت نکاتی که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد قطعی و محتمل خواهد بود.

قصد دارید با تولید محتوا به یک برند مطرح تبدیل شوید؟

ما از برنامه ریزی و مدیریت کمپین بازاریابی محتوا تا تولید محتوای وب سایت و شبکه های اجتماعی همراه شما هستیم.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.

مدیریت و تولید محتوا

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

۸ نکته برای تبدیل شدن به یک کپی رایتر حرفه‌ای

خب، فرض می‌کنیم شما هیچ اطلاعی از موضوع کپی رایتینگ ندارید و به‌تازگی قرار است در این زمینه فعالیت کنید. دانستن نکات زیر می‌تواند در پیشرفت شما به‌عنوان یک کپی رایتر حرفه‌ای کمک فراوانی کند:

چشم‌انداز روشنی از کپی رایتینگ داشته باشید

طی یک دهه‌ی گذشته، موجی بی‌سابقه برای تولید محتوای آنلاین ایجاد شده است. موجی که موجب افزایش تقاضا برای به خدمت گرفتن کپی رایترها شد. درواقع بهینه‌سازی موتورهای جستجو در این زمینه بسیار تأثیرگذار بود چرا که یک محتوای خوب دیگر تنها به جذب مشتریان و مخاطبان برای خرید کالاها و خدمات منجر نمی‌شود، بلکه به کسب رتبه بهتر وب‌سایت‌های اینترنتی در نتایج جستجوی گوگل نیز می‌انجامد.

با توجه به اقبال صنایع و کمپانی‌های مختلف به فضای مجازی، بازاریابی اینترنتی یکی از بخش‌های پررونق در بحث کپی رایتینگ محسوب می‌شود و نویسندگانی که از دانش فنی لازم درباره سئو، شبکه‌های اجتماعی و دیگر بخش‌های دیجیتال مارکتینگ برخوردارند می‌توانند در این زمینه بسیار موفق باشند.

بایدها و نبایدهای تولید محتوا و کپی رایتینگ سئوحتما بخوانید: بایدها و نبایدهای تولید محتوا و کپی رایتینگ سئو

می‌خواهید در چه زمینه‌ای کپی رایتر حرفه‌ای شوید؟

پیش از پیدایش گوگل کپی رایتینگ به معنای نوشتن تبلیغات تلویزیونی در آژانس‌های تبلیغاتی، نوشتن ایمیل برای کمپین‌ها، گزارش‌های مطبوعاتی و بروشورهای تجاری خلاصه می‌شد. با وجود اینکه این فعالیت‌ها همچنان ادامه دارد، اما در حال حاضر بیشتر تقاضاها برای به خدمت گرفتن ادیتورها، کپی رایترهای اینترنتی، مدیران محتوا و دیگر مشاغل مرتبط با محتوای آنلاین اختصاص می‌یابد. بنابراین پیش از شروع فعالیت در این زمینه به علاقه و استعداد خود توجه کنید، شاخه موردنظر خود را انتخاب نمایید و از چالش‌هایی که در این زمینه با آن مواجه می‌شوید آگاه شوید.

انتظارات واقع بینانه داشته باشید

احتمال این که یک کپی رایتر در مراحل اولیه‌ی کار، با پیشنهادهای زیاد و با قیمت مناسب مواجه شود بسیار پایین است. فعالیت در شرکت‌های تولید محتوا و ارسال رزومه به وب‌سایت‌های استخدام می‌تواند در یافتن فرصت‌های کاری بهتر به شما کمک کند و مهارت شما را به نمایش گذارد؛ به‌خصوص اگر تا پیش از این در زمینه تولید محتوای آنلاین فعالیت نداشته‌اید.

درباره شرکتی که در آن کار می‌کنید تحقیق کنید

امروزه یافتن زمینه فعالیت شرکت‌ها، نام و رزومه مدیران عامل و کارکنان آنها در وب‌سایت‌ها کار بسیار ساده‌ای است. همچنین مدیران شرکت‌های معتبر معمولاً با نام حقیقی در شبکه‌های اجتماعی حضور می‌یابند. به این ترتیب، می‌توانید با جستجوی آنها در گوگل، توئیتر و لینکدین به راحتی به اطلاعاتی پیرامون زمینه فعالیت آنها پی ببرید. ایجاد یک ارتباط شخصی با فرد تصمیم‌گیرنده در یک شرکت به پیشرفت سریع شما در زمینه کاری کمک فراوانی می‌کند (چیزی که کمتر موردت وجه افراد قرار می‌گیرد).

خود را بیش از آنچه مهارت دارید نشان ندهید

رستوران‌های موفق، معمولاً منوی غذایی خود را محدود می‌کنند چرا که یک سرآشپز هر چقدر حرفه‌ای باشد، امکان تهیه صدها غذای متنوع را با یک کیفیت ثابت ندارد. بسیاری از متقاضیان کار معمولاً خود را به‌طور هم‌زمان در عناوین مختلفی مانند کپی رایتر، آموزگار شبکه‌های اجتماعی، کارشناس گوگل، کارشناس فروش تلفنی و بازاریاب معرفی می‌کنند. نخستین تصوری که پس از خواندن چنین رزومه‌هایی در ذهن افراد ایجاد می‌شود این است که متقاضی در هیچ یک از این زمینه‌ها واقعاً کارشناس نیست.

بنابراین رزومه خود را بر اساس مهارت‌های واقعی خود و تجاربی که کارفرمایان به دنبال آنها هستند هدف‌گذاری کنید.

رزومه خود را با رعایت نکات املایی و نگارشی تنظیم کنید

شما قرار است یک کپی رایتر حرفه‌ای شوید. درواقع آنچه از شما بر جای می‌ماند محتوایی است که دائماً توسط مخاطبان خوانده می‌شود و درنتیجه این محتوا نباید حاوی اشتباهات نگارشی و املایی باشد. رزومه شما نشانگر میزان مهارت و تسلط شما در نگارش متون است، پس در تنظیم آن دقت کنید.

آماده‌ی نوشتن یک نمونه کار باشید

اغلب آژانس‌ها و شرکت‌های کپی رایتینگ از متقاضیان خود یک نمونه کوتاه برای نشان دادن مهارت‌هایشان درخواست می‌کنند. به یاد داشته باشید که سرعت و اعتبار محتوای شما بیش از استعداد نویسندگی مورد توجه کارفرمایان قرار می‌گیرد. همچنین ارائه نمونه کار یک راه مناسب برای ارزیابی تعهد شما در تحویل به‌موقع مطالب است. بنابراین هنگامی‌که شرکت‌ها از شما نمونه کار می‌خواهند عصبانی نشوید و به سرعت مطلبی متناسب با موضوع تهیه و ارسال کنید.

در زمینه‌ای خاص متخصص باشید

کپی رایترهای فراوانی وجود دارند که در زمینه‌های فیلم، موسیقی، سرگرمی، مد و لباس تولید محتوا می‌کنند. در مقابل کمتر نویسنده‌ای یافت می‌شود که در زمینه بیمه، مالیات، سرمایه‌گذاری، ارتباطات و قانون مهارت داشته باشد. با افزایش مهارت در چنین زمینه‌هایی می‌توانید فرصت‌های شغلی بیشتری برای خود فراهم کنید.

تا می‌توانید مطالعه کنید

برای آنکه بتوانید یک کپی رایتر حرفه‌ای باشید، در ابتدا باید یک خواننده حرفه‌ای باشید! تا می‌توانید مطالعه کنید. خواندن رمان و شعر به پرورش خلاقیت شما کمک می‌کنند. همچنین، سعی کنید در زمینه‌ای که قرار است در آن به صورت تخصصی فعالیت کنید نیز مطالعه گسترده داشته باشید.

چگونه محتوای مفید تولید کنیم؟

نوشتن یک محتوای مناسب تنها به رعایت نکات نگارشی و بهینه سازی متن بر اساس اصول سئو خلاصه نمی‌شود. البته باید گفت که کپی رایتر با کارشناس تولید محتوا فرق دارد. کپی رایتر حرفه‌ای بر افزایش یا کاهش فروش محصولات و خدمات کمپانی‌ها تاثیر می‌گذارد.

یک متن مناسب در نگاه اول باید نیاز مخاطبان خود را رفع کند، بنابراین یک کپی رایتر حرفه‌ای به مهارت‌های دیگری برای جلب توجه و اعتماد مشتریان نیاز دارد. نکات زیر می‌تواند در رسیدن به این هدف به شما کمک کند.

فرمول تولید محتوا نیست!

مشتریان هدف خود را بشناسید

پیش از آغاز نوشتنِ یک متن متقاعدکننده باید شناخت خوبی از طرز فکر مخاطبان خود داشته باشید. در واقع این موضوع مهم‌ترین بخش در نوشتن یک محتوای معتبر و قابل‌اطمینان است. گاهی مطلب شما کاملاً با مخاطبان بی‌ارتباط است، اما به دلیل شناخت دقیق شما از آنها ممکن است مفید واقع شود و به فروش بیشتر محصولات و خدمات منجر گردد. اگر شما به‌خوبی مشتریان خود را درک کنید:

  1. نیازها، خواسته‌ها، ترس‌ها و چالش‌های آنها را خواهید شناخت.
  2. محتوایی متناسب با چالش‌های پیش روی آنها تولید خواهید کرد.

اما چگونه این کار را انجام دهیم؟

نخست خود را به جای آنها قرار دهید. نوشتن درباره موضوعاتی که خود به شکلی با آنها مواجهید کار آسانی است. برای مثال، هنگامی که درباره کپی رایتینگ می‌نویسید کافی است تجربیات خود زمانی که تازه‌کار بودید را به یاد بیاورید؛ روزهایی که گیج و سردرگم به دنبال راهی برای افزایش مهارت و پیدا کردن فرصت‌های شغلی بهتر می‌گشتید. این کار موجب می‌شود تا راهکارهای شما منطقی‌تر و قابل اجراتر باشند چراکه یک بار توسط شما عملی شده‌اند.

کپی رایتینگ و آقا فرهاد: نوشتن متن فروش و تبلیغات موثرحتما بخوانید: کپی رایتینگ و آقا فرهاد: نوشتن متن فروش و تبلیغات موثر

با این حال اگر شما برای محصولات یا خدماتی می‌نویسید که ارتباطی با شما ندارند باید اطلاعات بیشتری را درباره موضوع مورد نظر جمع‌آوری کنید. به‌ جای اینکه تصور کنید که مشتریان شما به دنبال چه چیز هستند بهتر است به‌طور مستقیم از آنها سؤال کنید. در حالت ایده آل شما باید یک پرسونا از مشتریان خود داشته باشید تا به‌وسیله آن بتوانید آنها را به وسیله محتوای مناسب هدف قرار دهید. در صورتیکه به‌طور مستقیم به مخاطبان دسترسی ندارید می‌توانید از طریق نظرسنجی به نیازهای واقعی مشتریان خود آگاه شوید.

موضوع، محصول یا خدماتی که درباره آن می‌نویسید را بشناسید

یک کپی رایتر حرفه‌ای پس از شناخت درست از مشتریان لازم است که بینشی درست از زمینه‌ای که درباره آن می‌نویسد داشته باشد. معمولاً این درک عمیق برای صاحبان کالا و خدمات یا کارآفرینان ساده‌تر است، اما یک کپی رایتر حرفه‌ای نیز بدون در نظر گرفتن اینکه برای چه موضوعی می‌نویسد می‌تواند با پاسخ به سؤالات زیر تا حدودی به شناخت درستی از محصول، خدمات یا زمینه موردنظر برسد.

ویژگی‌ها و مزایای کلی محصول شما چیست؟

اطمینان یابید که تفاوتِ بین ویژگی و مزایا را به خوبی درک می‌کنید. برای مثال وجود ۵۰۰ میلی‌گرم استامینوفن در یک دارو ویژگی محسوب می‌شود. در مقابل استفاده تنها یک دوز از این دارو برای درمان سردرد یک مزیت به حساب می‌آید. یا وجود ۸ گیگابایت رم و پردازنده ۳ گیگاهرتزی در یک لپ تاپ یک ویژگی است، اما امکان انجام کار و بازی‌های سنگین توسط این سیستم یک مزیت به شمار می‌رود.

با این حال، کار تنها به همین‌جا ختم نمی‌شود. بیانِ مزایای یک محصول یا سرویس به تشویق مشتریان برای خرید آن منجر نمی‌شود. شما باید از خود بپرسید که محصول موردنظر چه مشکلی را حل می‌کند؟، چرا خریداران به این محصول یا سرویس نیاز دارند یا چه چیزی را می‌توانید ارائه دهید تا مشتریان به‌راحتی از کنار آن نگذرند؟

طبیعتاً پاسخ به این سؤالات برای محصولات و سرویس‌هایی که به نیازهای مشترک مردم مانند رژیم غذایی و تناسب‌اندام می‌پردازند بسیار راحت‌تر است. با این حال یک کپی رایتر حرفه‌ای هنگام پرداختن به یک موضوع باید پیشنهاداتی را مطرح کند که مشتریان به راحتی نتوانند از آن چشم‌پوشی کنند.

چه چیزی محصول شما را از سایر رقبا متمایز می‌کند؟

هنگام تولید محتوا در بازاریابی اینترنتی یکی از سؤالات مهمی که باید از خود بپرسید این است: تفاوت محصولی یا سرویسی که درباره آن می‌نویسید با سایر نمونه‌های مشابه چیست؟یا چرا برخی کالا یا خدمات شما را انتخاب می‌کنند؟

لطفاً در پاسخ به این سؤالات نگویید: کیفیت!

هر تولیدکننده و ارائه‌دهنده خدمات تصور می‌کند که بهترین سرویس را به مشتریان ارائه می‌دهد. بسیاری از کارآفرینان بر این باورند که محصولاتشان از کیفیتی مشابه با رقبا برخوردارند، درنتیجه شما باید بدانید که کدام یک از مزایای سرویس موردنظر موجب برتری در یک رقابت می‌شود تا بتوانید بیشتر بر روی آن تمرکز کنید. بنابراین پیش از دست‌به‌کار شدن برای نوشتن به سؤالات زیر پاسخ دهید.

  • آیا شما مشکلاتی که سایر رقبا پوشش نداده‌اند را برطرف می‌کنید؟
  • آیا کالا یا سرویس شما مجموعه‌ای از ویژگی‌های شاخص که در سایر محصولات دیده نمی‌شود را دارد؟

قابلیت شما در پاسخ به سؤالات بالا تعیین‌کننده میزان موفقیت شما به‌عنوان یک کپی رایتر خواهد بود.

سرفصل‌های جذاب بنویسید

سرفصل مقالات چیزی شبیه به ویترین مغازه‌ها هستند. بسیاری مردم پیش از وارد شدن به مغازه‌ها دقایقی به ویترین و اجناس درون آن خیره می‌شوند. ویترینی که توجه مشتری را جلب نکند موجب کاهش فروش مغازه می‌شود. با این وصف، سرفصل‌ها می‌توانند موجب شکست یا موفقیت محتوای شما شوند. یک کپی رایتر حرفه‌ای به‌خوبی می‌داند که عنوان ضعیف موجب دیده نشدن مطلب می‌شود.

چندان اهمیت ندارد که شما در چه فضایی می‌نویسید. سرفصل مطالب خواه در پست‌های فیس‌بوک یا در صفحات وب‌سایت‌ها، خواننده‌ها را برای کلیک بر روی مطالب تشویق می‌کند؛ اما چگونه یک سرفصل جذاب بنویسیم؟ در اینجا ما به سه نکته کلیدی برای رسیدن به این هدف اشاره خواهیم کرد:

سرفصل‌ها باید منحصربه‌فرد باشند

دنیای اینترنت و تبلیغات مملو از کپی رایترهایی است که با برداشت و رونویسی از محتوای سایرین به کار خود ادامه می‌دهند. اگر قرار است یک کپی رایتر در سطح جهانی باشید، نباید جزو این دسته قرار گیرید. اگر می‌خواهید محتوای شما به فروش بیشتر یک محصول یا به افزایش کلیک یک وب‌سایت منجر شود باید سرفصل‌های جالب‌توجه و منحصربه‌فرد داشته باشید.

هنگامی‌که مخاطبان شما سرفصل‌ها را مطالعه می‌کنند، باید دقیقاً بدانند که از محصول، سرویس یا محتوای شما قرار است چه چیزی نصیبشان شود. استفاده از تعاریفی روشن و کلی با عبارات مبهم و دوپهلو در سرفصل‌ها بسیار خاص و جذاب است.

سرفصل‌ها باید احساس مخاطبان را تحریک کند

شما به‌عنوان یک کپی رایتر قطعاً می‌خواهید که مخاطبان تصور کنند که با عدم استفاده، خرید یا توجه به محتوا و سرویس شما چه چیزی را از دست می‌دهند؟ آیا یک فرصت بالقوه را از دست داده‌اند؟ شما دقیقاً باید بر احساسی که از این سوالات به وجود می‌آیند، تمرکز کنید. به بیان ساده‌تر باید احساس ترس از دست دادن را به‌خوبی بشناسید و تا بتوانید با سرفصل‌های خود مخاطبان را تحریک کنید.

رازهایی درباره محتوای جذاب

تاکنون فهمیده‌اید که باید مشتریان و محصول یا سرویس خود را بیش از هر چیزی بشناسید. افزون بر این، دریافتید که سرفصل‌های جذاب می‌توانند در تحریک علاقه و احساسات مخاطبان مؤثر باشند. حال باید این علاقه را به کار بگیرید و مخاطبان را به کلیک بر روی دکمه خرید یا ادامه مطلب تشویق کنید. سه تکنیکی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت می‌تواند در زمینه بازاریابی محتوا به شما کمک کند:

  1. بر مزایا بیش از ویژگی‌ها تمرکز کنید: گاهی ویژگی‌ها چندان مفهوم و ملموس نیستند به‌خصوص برای کسانی که اطلاعات تخصصی در رابطه با سرویس یا محصول موردنظر شما ندارند. برای مثال وجود ۵۰۰ میلی‌گرم استامینوفن در یک دارو برای یک فرد عادی معنای خاصی را نمی‌دهد، اما خوردن تنها یک دوز از این دارو برای رفع کامل سردرد کاملاً برای مخاطبان قابل‌فهم است. به‌طورکلی محتوای شما باید ساده و مفهوم باشد و خوانندگان به‌راحتی متوجه شوند که در صورت خرید یا دریافت این سرویس چه چیزی به دست می‌آورند. همچنین، گاهی پرداختن بیش از حد به ویژگی‌ها موجب القای حس دروغ و بزرگنمایی به مخاطبان می‌شود، در حالی که با شناخت نیازها و تأکید بر مزایای مرتبط با آنها، می‌توانید مخاطبان را به کلیک یا خرید تشویق کنید. بنابراین یک کپی رایتر حرفه‌ای باید بیش از ویژگی‌ها بر مزایا تمرکز کند.
  1. تصویری روشن به مخاطبان ارائه دهید: پس از تمرکز بر مزایا سعی کنید تصویری شفاف از آینده را به مشتریان یا خوانندگان ارائه دهید. تصویری که تغییر در زندگی آنها پس از خرید یا دریافت سرویس را به خوبی مشخص کند. این بخش از کار به میزان زیادی به مهارت شما در واقع‌بینانه نشان دادن مزایا بستگی دارد. برای مثال هنگام فروش یک سرویس اینترنتی به‌جای پرداختن به‌سرعت (ویژگی سرویس) کافی است در قسمت توضیحات به مدت زمان دانلود یک فیلم چند گیگابایتی اشاره کنید و بر صرفه‌جویی در زمان و لذت بردن از کار با اینترنت تمرکز کنید.
  2. هیجانات را بیش از هر چیز هدف قرار دهید: به یاد داشته باشید که بیش از منطق، احساسات و هیجانات مخاطبان را هدف قرار دهید. برای مثال، اگر برای فروش یک داروی لاغری یا برنامه تناسب اندام مطلب می‌نویسید تصویری واضح از تغییر در زندگی آنها طی سه ماه آینده را ترسیم کنید. با آنها درباره افزایش اعتماد به نفس، انرژی و پذیرش در میان دوستان صحبت کنید. از جایگاه متفاوت اجتماعی، رانندگی راحت‌تر، سلامتی بیشتر، خواب آسوده‌تر و تجربه جدید زندگی پس از تناسب‌اندام بگویید.

نتیجه‌گیری

کپی رایتینگ، مهارتی نیست که به آسانی به دست آید. اما یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که تقریباً هر کسب و کار معتبری به آن نیاز دارد. خوشبختانه، اگر بدانید که کسب و کارتان و مخاطبانش به چه چیزی نیاز دارند، می‌توانید محتوای خود را طی مدت کوتاهی چندین برابر بهتر کنید.

حالا که این مقاله را مطالعه کردید، می‌دانید که برای تقویت مهارت کپی رایتینگ خود باید چه مراحلی را طی کنید. به یاد داشته باشید نیازی نیست در کپی رایتینگ از ابتدای کار حرفه‌ای باشید. نوشتن نیز مانند هر رشته دیگری به تمرین و زمان نیاز دارد. برای آنکه بتوانید طی مدت کوتاهی به یک کپی رایتر حرفه‌ای تبدیل شوید باید به طور مداوم بنویسید و مطالعه کنید.

اگر کمی پشتکار به خرج دهید، مطمئن باشید که می‌توانید به جایگاه خوبی در زمینه تولید محتوا و کپی رایتینگ دست یابید. بنابراین همین الان دست به کار شوید!



Source link


گوگل وبمستر تولز یا کنسول جستجوی گوگل (گوگل در سال ۲۰۱۵ نام این سرویس را از Google Webmaster Tools به Search Console تغییر داد) به شما کمک می‌کند نحوه عملکرد گوگل نسبت به سایت خود را بررسی کنید، وضعیت فعلی خود در جستجوها را ببینید و با رفع اشکالات سایت خود، رتبه بهتری را در گوگل بدست آورید. در این ابزار کارآمد، بخشی تحت عنوان Crawl Errors وجود دارد که در آن خطاهایی که خزنده‌های گوگل هنگام بررسی سایت شما با آن‌ها مواجه شده است را به نمایش می‌گذارد.

در این راهنما قصد دارم علل به وجود آمدن خطاهای گوگل وب مستر را همراه با آموزش کامل رفع هر کدام از آن‌ها بیان کنم. این مقاله با هدف ایجاد ذک مرجع کامل برای خطاهای گوگل وب مستر نوشته شده است. بنابراین پیشنهاد می‌کنم حتماً این مقاله را در مرورگر خود بوکمارک کنید (با استفاده از دکمه‌های Ctrl + D) تا هر موقع با مشکلی در وبمستر روبرو شدید، بتوانید به آن سری بزنید.

رفع خطاهای Crawl Errors

برای مشاهده خطاهای سایت خود پس از ورود به صفحه اصلی کنسول جستجوی گوگل به مسیر Crawl > Crawl Errors بروید. همان‌گونه که در این بخش می‌بینید خطاها در گوگل وبمستر به دو بخش خطاهای کلی سایت (Site Errors) و خطاهای آدرس‌ها (URL Errors) تقسیم می‌شوند. در ادامه با من همراه باشید تا به رفع این خطاها بپردازیم.

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

site errors خطاهای کلی سایت شما را در ۹۰ روز گذشته نشان می‌دهد. اگر سایت خود را به تازگی راه‌اندازی کرده‌اید وجود خطا در این قسمت عادی می‌باشد. اما اگر بیش از یک ماه از تولد سایت‌تان گذشته، بهتر است خطاهای این بخش گوگل وبمستر را جدی بگیرید و طبق این آموزش آن‌ها را بر طرف نمایید. اهمیت این موضوع آن‌چنان بالاست که اگر گوگل کوچک‌ترین ایرادی در این بخش احساس کند، برای شما یک پیغام در Site Messages ارسال خواهد کرد. بنابراین همواره سعی کنید به طور مستمر این بخش را چک کنید.

در صورتی که سایت شما خطایی نداشته باشد، تصویری مانند زیر در کنسول جستجوی گوگل شما (با سه تیک سبز رنگ) نمایش داده می‌شود که یعنی هیچ‌گونه خطایی در گوگل وبمسترتان وجود ندارد و بی نقص کار خود را انجام داده‌اید:

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر
همانطور که مشاهده می‌کنید بخش site errors شامل سه قسمت Server connectivity ،DNS و Robots.txt fetch است که در ادامه خطاهای مربوط به هر یک را همراه با راه حل بیان خواهیم کرد.

۱٫۱ خطای DNS

اگر به‌صورت متوالی خطای DNS در گوگل وبمستر برای‌تان گزارش می‌شود، بهتر است آن را جدی بگیرید. چرا که احتمال وجود مشکل در تنظیمات سرور سایت و یا ضعف سرور سایت‌تان وجود دارد. اما در صورتی که به تازگی هاست سایت خود را تغییر داده‌اید، معمولاً این خطا تا چند روز به دلیل تغییر DNS نمایش داده می‌شود و سپس به صورت خودکار رفع می‌گردد.

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

البته لازم به ذکر است که خطای DNS، مشکلی در سئوی سایت شما به وجود نخواهد آورد؛ به این دلیل که ربات‌های خزنده گوگل همواره می‌توانند ارتباط‌شان را با سایت‌تان حفظ کنند. اما بروز چنین خطاهایی به این معنی است که کاربران نمی‌توانند وارد سایت شوند، بنابراین بهتر است هرچه سریع‌تر اقدام به رفع این مشکل نمایید.

اصلا DNS چیست که خطایش چه باشد؟

در زمانی که اینترنت به شکل امروز گسترده نبود؛ اگر می‌خواستید به سایتی مراجعه کنید، باید آدرس وب‌سرور آن را می‌دانستید. آدرس وب‌سرور با IP مشخص می‌شود. بدین ترتیب که هر سایتی آی‌پی مختص به خود را دارد و شما می‌توانید آن را در نوار جستجوی مرورگر خود وارد کنید تا به سایت مربوطه بروید. اما از آن‌جایی که به خاطر سپردن آی‌پی کار دشواریست، پای دامنه‌ها به میان می‌آید. کاراکترهای قابل فهمی که حفظ کردنشان ساده‌تر است، البته برای انسان!

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

انتقال داده‌ها در کامپیوتر نه از طریق دامنه‌ها، بلکه به همان روش قدیمی آی‌پی‌ها صورت می‌گیرد. یعنی اگر شما در مرورگر دامنه سایتی را تایپ کنید(همان کاری که در حال حاضر انجام می‌دهید)، مرورگر به آدرس IP وب‌سایت متصل می‌گردد. این تبدیل توسط سرویسی به نام Domain Name System یا به اختصار DNS انجام می‌شود. به‌طور خلاصه می‌توان گفت تمام اطلاعات آدرس‌ آی‌پی‌ها و نام دامنه‌ها در ابرکامپیوترهایی به نام دی‌ان‌اس سرور ذخیره و ثبت شده‌اند که وظیفه اصلی آن‌ها تبدیل دامنه به آی‌پی‌های متناظر و بالعکس می‌باشد.

چه زمانی DNS Error  رخ می‌دهد؟

هنگامی که سایت شما نتواند با سرورهای دی‌ان‌اس ارتباط برقرار کنند، خطای DNS Error در صفحه گوگل وبمستر شما نمایش داده خواهد شد. این اتفاق عموماً به دو دلیل رخ می‌دهد:

  • DNS Timeout: گوگل نمی‌تواند به سایت شما دسترسی پیدا کند زیرا دی‌ان‌اس سرور شما پاسخگو نمی‌باشد.
  • DNS Lookup: گوگل نمی‌تواند به سایت شما دسترسی پیدا کند زیرا دی‌ان‌اس سرورتان با دامنه شما ارتباط برقرار نمی‌کند.

اولین پیشنهاد گوگل وبمستر در زمان مواجه شدن با این خطا استفاده از ابراز Fetch as Google است. این ابزار کارآمد نشان می‌دهد که آیا ربات‌های خزنده‌ گوگل می‌توانند صفحات شما را پردازش کنند یا خیر. همچنین می‌توانید با کمک سایت Web-Sniffer.net متوجه شوید که مشکل در برقراری با سرور سایت‌تان در کدام قسمت است.

سایت من دچار خطای DNS Error شده است، چگونه می‌توانم آن را رفع کنم؟

  1.   ابتدا وارد صفحه اصلی گوگل وبمستر شوید و از منوی crawl بروی گزینه Fetch as Google کلیک نمایید. سپس در کادر جستجو URL صفحه مد نظر خود را وارد کنید و گزینه FETCH AND RENDER را بزنید. پس از مدت کوتاهی گوگل نتایج بررسی را برای‌تان نشان می‌دهد. در صورتی که مشکلی در این قسمت یافت شود در مقابل آدرس صفحه‌ای که وارد کردید، تیک قرمز خواهد خورد. همچنین توجه داشته باشید اگر گوگل توانست با صفحه نخست سایت‌تان بدون مشکل ارتباط برقرار کند، به این معنی است که هیچ گونه مشکلی در این وب‌سایت شما وجود ندارد.

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

  1. مطمئن شوید صفحات سایت‌تان با خطای ۵۰۰ یا ۴۰۴ مواجه نشده باشد. گاهی ممکن است دلیل قطع ارتباط یکی از این خطاها باشد (بدین منظور می‌توانید در گوگل وبمستر خود به مسیر Crawl Errors > URL Errors بروید و وارد تب Not found شوید).
  2. تنظیمات دی‌ان‌اس سرور خود را بررسی کنید. اگر مشکل خاصی متوجه نشدید آن را با شرکت ارائه دهنده هاست سایت خود در میان بگذارید.

۱٫۲ خطاهای سرور (Server Errors)

همان‌گونه که از نام آن پیداست خطاهای سرور در گوگل وبمستر زمانی رخ می‌دهند که ربات‌های خزنده‌ گوگل نتوانسته باشند با سرورهای سایت شما ارتباط برقرار کنند. برای خطاهای سرور نیز باید فوراً اقدام کنید چرا که ممکن است آسیب بزرگی به سایت شما برساند.

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

چه زمانی خطای سرور رخ می‌دهد؟

هنگامی که ربات‌های خزنده‌ گوگل در صفحات سایت شما می‌خزند، مدت زمان خاصی را برای بارگذاری اختصاص می‌دهند. اگر در این مدت بنا به دلایلی که در ادامه بررسی خواهیم کرد، سرور سایت‌تان پاسخگو نباشد، علمیات خزش متوقف می‌شود و خطای سرور گزارش داده خواهد شد. اصلی‌ترین دلایل رخ دادن خطای سرور در گوگل وبمستر، جاری شدن سیل عظیم ترافیک می‌باشد. انواع خطاهایی که سرور اتفاق می‌افتد به شرح زیر است:

  • Timeout: وقفه‌ای در ارتباط به وجود آمده و سرور شما در زمان مقرر به درخواست گوگل پاسخ نداده است.
  • Truncated headers: گوگل می‌تواند به سرور شما متصل شود اما اتصال قبل از ارسال‌های headers قطع شد.
  • Connection reset: سرور شما با موفقیت درخواست گوگل را پردازش کرد. اما هیچ محتوایی را باز نمی‌کند زیرا ارتباط با سرور ریست شده است.
  • Truncated response: سرور شما قبل از اینکه گوگل بتواند اطلاعات را کامل دریافت کند، قطع شده است.
  • Connection refused: گوگل نمی‌تواند به سرور سایت شما دسترسی پیدا کند زیرا هاست شما ممکن است Googlebot را مسدود کرده باشد و یا مشکلی با تنظیمات فایروال داشته باشد.
  • Connect failed: گوگل قادر به اتصال به سرور سایت شما نمی‌باشد چون شبکه غیر قابل دسترس است.
  • Connect timeout: گوگل نمی‌تواند با سرور سایت شما اتصال برقرار کند.
  • No response: گوگل می‌تواند به سرور شما وصل گردد اما قبل از ارسال داده‌های مورد نیاز!

چگونه Server Errors را حل کنم؟

با استفاده از ابراز Fetch as Google مطمئن شوید ربات‌های خزنده‌ گوگل می‌توانند صفحات شما را پردازش کند. همانطور که گفته شد برای این کار از صفحه اصلی گوگل وبمستر به منوی crawl رفته و بروی گزینه Fetch as Google کلیک نمایید. سپس در کادر جستجو URL صفحه مد نظر خود را وارد کنید و گزینه FETCH ANA RENDER را بزنید.

  1. اطمینان حاصل کنید که هاست سایت شما به درستی کار می‌کند یا پنهای باند آن به اتمام نرسیده است.
  2. چک کنید که سهواً جلوی دسترسی گوگل را نگرفته باشید. گاهی این اتفاق ممکن است توسط سیستم مدیریت محتوا یا فایروال رخ داده باشد.
  3. اگر به تازگی تغییری در خصوص نحوه ایندکس سایت خود در موتور جستجوی گوگل اعمال کرده‌اید، آن را به حالت قبلی بازگردانید.
  4. مشکل را به ارائه دهنده هاست خود گزارش کنید.

۱٫۳ خطای Robots failure

این خطا در گوگل وبمستر برای بازیابی فایل robots.txt می‌باشد؛ قبل از اینکه خزنده‌های گوگل سایت شما را مورد بررسی قرار دهند، حداقل یکبار فایل robots.txt را بازبینی می‌کنند تا از چگونگی خزیده شدن و ایندکس کردن صفحات وب‌سایت‌ شما اطلاع یابند. شما در فایل مذکور می‌توانید رفتار Crawlerهای موتور جستجو در قبال وب‌سایت خود را تعیین کنید و به آن‌ها بگویید کدام قسمت از صفحات وب‌سایت‌تان را نباید جستجو و ایندکس کنند. بنابراین شما همیشه به یک فایل روبوت نیاز دارید و گوگل نیز وجود آن را الزامی می‌داند، حتی اگر حاوی محتوایی نباشد.

در صورت رخ دادن خطای Robots failure چکار باید انجام دهیم؟

  1. برای حل کردن خطای Robots failure قبل از هرچیزی بررسی کنید که فایل robots.txt به درستی در سایت‌تان پیکربندی شده است؛ مبادا نام یا آدرس آن دچار تغییری شده  و یا با خطای ۴۰۴ مواجه شده باشد.
  2. اطمینان حاصل کنید که گوگل به فایل ربوت دسترسی دارد. گاهی ممکن است یک خطا از سمت سرور و یا تنظیمات فایروال هاست، فایل Robots را مسدود کرده باشد.

همچنین می‌توانید برای اطمینان از صحت عملکرد از ابزار robots.txt Tester تعبیه شده در کنسول جستجوی گوگل استفاده کنید. برای دسترسی به این ابزار از صفحه گوگل وبمستر وارد منوی crawl شوید و بروی گزینه robots.txt Tester کلیک کنید. درصورت وجود مشکل به شما گزارش داده می‌شود.

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

خطاهای URL در گوگل وبمستر زمانی رخ می‌دهند که برخی از صفحات سایت‌تان دچار مشکل شده باشند و کل سایت را درگیر نمی‌کند. در واقع این خطا به صفحات داخلی سایت توجه داشته و عدم دسترسی ربات گوگل به آن‌ها را لیست می‌کند. در صورتی که تعداد خطاهای موجود در این بخش زیاد و مربوط به صفحات مهم سایت‌تان باشد، می‌تواند برروی سئوی شما تاثیر منفی داشته باشد.
اگر به تازگی تغییرات زیادی در سایت خود ایجاد کرده‌اید و آدرس صفحات را عوض کرده باشید، خطا در این بخش بسیار طبیعی می‌باشد. برخی از این خطاها نیز ممکن است مربوط به گذشته بوده و در حال حاضر حل شده باشند. برای عدم نمایش آن‌ها می‌توانید از گزینه Mark as fixed استفاده کنید که در ادامه روش انجام آن را آموزش خواهیم دید.
هنگامی که شما این کار را انجام می‌دهید گوگل وبمستر به صورت موقت آن‌ها را نادیده می‌گیرد اما اگر خطاها بر طرف نشده باشند، پس از مدتی مجدداً یادآوری خواهد کرد.
به طور کلی با آپدیت کردن مداوم نقشه سایت و هرس کردن آدرس‌های آن، و همچنین ریدایرکت صفحات حذف شده می‌توانید خطاهای این قسمت را کاهش دهید. اما اگر می‌خواهید دقیق خطاها را رفع نمایید، در ادامه مطلب با من همراه باشید.

چطور مثل یک وبمستر حرفه‌ای از google webmaster tools استفاده کنیم؟حتما بخوانید: چطور مثل یک وبمستر حرفه‌ای از google webmaster tools استفاده کنیم؟

۲٫۱ خطای ۴۰۴

این خطا زمانی رخ می‌دهد که سرور نمی‌تواند منبع درخواستی را پیدا کند. در خطای ۴۰۴ ارتباط با سرور به طور کامل برقرار شده، اما صفحه یا فایل درخواستی موجود نمی‌باشد؛ هنگامی که ربات‌های خزنده گوگل اقدام به خزیدن به صفحه‌ای از سایت شما می‌کند که حذف شده و یا آدرس آن تغییر کرده، به کاربر ارور ۴۰۴ می‌دهد و لینک‌های داده شده به صفحه را شکسته طلقی می‌کند.

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

در چه صورتی با خطای ۴۰۴ مواجه می‌شویم؟

گاهی اوقات ممکن است خطای ۴۰۴ به صفحاتی داده شوند که هرگز وجود نداشته‌اند. این آدرس‌ها ممکن است به دنبال لینک‌های موجود در فایل‌های جاواسکریپت یا فلش یا حتی نقشه سایت و… بدست آمده باشند.

گاهی نیز این امکان وجود دارد سایت‌های دیگر عمداً یا سهواً به شما پیوند اشتباهی داده باشند برای مثال  آدرس صفحه شما www.example.com/redshoos است اما مدیر سایتی دیگر به اشتباه آن را به این صورت تایپ کرده است: www.example.com/redshoes. در این شرایط می‌بایست با مدیر سایت تماس گرفته و از او خواهش کنید تا مشکل به وجود آمده را اصلاح کند.

همچنین گاهی وجود محتوای جعلی یا ریدایریکت بیش از حد و بی‌جهت صفحات باعث می‌شود گوگل نتواند ساختار سایت شما را درک کند.

خطاهای ۴۰۴ چگونه قابل رفع هستند؟

  1. اطمینان حاصل کنید که صفحه شما منتشر شده باشد و در حالت پیش نویس یا خصوصی نباشد.
  2. مطمئن شوید آدرس صفحه تغییر نکرده باشد.
  3. بررسی کنید خطای ۴۰۴ در صفحه مد نظر با آدرس با www نشان می‌دهد یا بدونwww. همچنین HTTP در مقابل HTTPS.
  4. نقشه سایت خود را مداوم به‌روز کنید و آدرس صفحاتی که پاک کرده‌اید را از روی آن حذف نمایید. بدین منظور می‌توانید راهنمای کامل ما را در خصوص خطاهای نقشه سایت در گوگل وبمستر بخوانید.
  5. اگر نمی‌خواهید صفحه مورد نظر را احیا کنید با استفاده ریدایرکت ۳۰۱ آدرس صفحه را به صفحه جدید منتقل کنید.

البته لازم به ذکر است برای جلوگیری از نمایش خطاهای ۴۰۴ قدیمی پس از مدتی خوده گوگل وبمستر آنها را حذف می‌کند اما برای عدم گزارش آن‌ می‌توانید به روش زیر عمل کنید:

۱٫ برای مشاهده صفحاتی که دچار خطای ۴۰۴ شده‌اند در گوگل وبمستر به مسیر Crawl Errors > URL Errors بروید و وارد تب Not found شوید.

۲٫ سپس روی آدرس صفحه مورد نظر کلیک کنید، و در پنجره باز شده بروی Linked form کلیک نمایید.

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

۳٫ حال باید تمام لینک‌هایی که به این صفحه داده شده‌اند را از صفحات سایت خود و حتی سایت‌های دیگر حذف کنید. این کار یک مقدار دشوار است. اگر کاربر وردپرس هستید میتوانید از افزونه Broken Link Checker استفاده نمایید.

۲٫۲ خطای Soft 404

همانطور که می‌دانید اگر کاربر آدرس صفحه‌ای را که حذف شده و یا آدرس آن تغییر کرده باشد وارد کند، سرور به او خطای ۴۰۴ نشان می‌دهد. این خطا از طرف مرورگر و موتورهای جستجو کاملا قابل تشخیص است درحالی که خطای ۴۰۴ soft تنها برچسبی است که موتورهای جستجو و گوگل به برخی از صفحات شما می‌دهند؛ در واقع هنگامی که صفحه‌ای وجود نداشته باشد اما سرور به اشتباه صفحه دیگری(با محتوای کم و غیر قابل استفاده) را نمایش دهد، در گوگل وبمستر خطای ۴۰۴ soft رخ می‌دهد.
اهمیت این خطا نسبت به خطای ۴۰۴ بسیار بیشتر است زیرا باعث می‌شود موتورهای جستجو بیشتر وقت خود را صرف ایندکس صفحات و آدرس‌های غیر موجود در سایت شما کنند. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم همیشه آن‌ها را جدی بگیرید.

چطور با خطای soft 404 مقابله کنیم؟

برای صفحاتی که وجود ندارند:

  1. تنظیمات سایت خود را در خصوص صفحات حذف شده تغییر دهید و آن‌ها را با پیغام خطای ۴۰۴(یافت نشد) یا خطای ۴۱۰(صفحه پاک شده) نمایش دهید.
  2. با استفاده از ریدایرکت ۳۰۱ آدرس صفحات پاک شده را به صفحه جدید یا صفحه اصلی سایت خود منتقل کنید.
  3. توجه داشته باشید در صورتی که صفحه دیگری با محتوای مشابه دارید، بهتر است صفحه قدیمی را به روی آن ریدایرکت کنید.

همچنین برای صفحاتی که قرار است نگهدارید قبل از هرچیزی مطمئن شوید محتوای مناسبی در صفحه وارد کرده‌اید. گاهی خطای ۴۰۴ soft در گوگل وبمستر به علت کم بودن محتوا به‌وجود می‌آید؛ حداقل تعداد محتوای تولید شده مناسب ۳۰۰ کلمه می‌باشد.

۲٫۳ خطای Access denied

در حالت عادی خزنده‌های گوگل با دنبال کردن لینک‌ها از صفحه‌ای به صفحه دیگر سایت شما منتقل می‌شوند و محتوای آن‌ها را جمع‌آوری می‌کنند. اما در صورتی که به علت ممنوع بودن دسترسی به یک صفحه نتوانند آن را بارگذاری کنند، خطای Access denied در گوگل وبمستر نمایش داده می‌شود. این مشکل عموما به دلیل وجود صفحات لاگین به وجود می‌آید و مانع از نمایش قسمتی یا تمام محتوای صفحه می‌شود.
خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

چطور خطای Access denied را رفع کنم؟

  1. فایل robots.txt را چک کنید تا مطمئن شوید که از ایندکس صفحات لاگین جلوگیری شده است. اگر قبلا آن‌ها را اضافه نکرده‌اید حتما این کار را انجام دهید.
  2. با استفاده از ابزار robots.txt tester هشدارها و خطاهای موجود در فایل robots.txt  را بررسی کنید.
  3. با کمک ابزار Fetch as Google در گوگل وبمستر چک کنید که خزنده‌های گوگل چگونه صفحه مورد نظر شما را می‌بیند.
  4. با استفاده از Screaming Frog درخواست‌های(requires) سایت خود بررسی کنید و مشکلات موجود را بر طرف نمایید.

۲٫۴ خطای Not followed

خطای Not followed به این معنی است که گوگل نمی‌تواند برخی از URLهای شما را دنبال کند(با nofollow لینک‌ها اشتباه گرفته نشود). اغلب دلیل به وجود آمدن این خطا به دو علت می‌باشد:

  • فایل‌های جاوا اسکریپت و فلش و …

برخی از ویژگی‌ها مانند فایل‌های جاوا اسکریپت و فلش، کوکی‌ها و  session IDها و DHTML می‌توانند عملیات خزش خزنده‌های گوگل در سایت شما را سخت کنند. با کمک ابزار Fetch as Google در گوگل وبمستر یا یک مرورگر متن مانند lynx سایت خود را بررسی کنید؛ این ابزارها بسیار کارآمد هستند و کمک شایانی برای از بین بردن این خطا می‌کنند چرا که بسیاری از موتورهای جستجو سایت‌ها این‌گونه می‌ببینند.

  1. صفحات‌تان را با یک روش صحیح ریدایرکت کنید. اگر در این زمینه اطلاعات کافی ندارید، می‌توانید راهنمای ما در خصوص ریدایرکت را مطالعه بفرمایید.
  2. در صورت امکان لینک‌های مطلق را جایگزین لینک‌های نسبی کنید؛ به‌عنوان مثال هنگام پیوند دادن به صفحه دیگری از سایت خود به شکل www.example.com/mypage.html لینک دهید، به جای mypage.html
  3. مطئمن شوید ریدایرکت‌های خود را به صفحاتی با URLهای نامعتبر انجام نداده باشید!
  4. لینک صفحه‌هایی را که ریدایرکت کرده‌اید در نقشه سایت وارد نکنید.

۲٫۵ خطای Faulty redirect

برخی از سایت‌ها برای کاربران کامپیوتر و موبایل از URLهای متفاوتی استفاده می‌کنند؛ برای مثال اگر آدرس وب‌سایت example.com باشد، افرادی را که با گوشی به سایت مراجعه می‌کنند به m.example.com هدایت می‌شوند. خطای Faulty redirect در گوگل وبمستر زمانی اتفاق می‌افتد که یک صفحه دسکتاپ به اشتباه برروی آدرس صفحه اصلی مختص موبایل ریدایرکت شود. این خطا موجب می‌شود کاربران نتوانند در بین صفحات سایت شما گردش داشته باشند و نهایتاً از آن خارج گردند! برای متوجه شدن موضوع به تصویر زیر نگاهی بیندازید:

خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر

در صورت بروز گوگل برای شما یک پیغام ارسال خواهد کرد و همچنین در گوگل وبمستر به مسیر Crawl > Crawl Errors و در تب Smartphones  به نمایش گذاشته می‎شود.

آموزش اتصال وب سایت به گوگل وبمستر تولز برای افراد مبتدیحتما بخوانید: آموزش اتصال وب سایت به گوگل وبمستر تولز برای افراد مبتدی

به منظور رفع خطای Faulty redirect قبل از هر چیزی تنظیمات مربوط به جداسازی URLهای موبایل و دسکتاپ را چک کنید و از درست بودن آن اطمینان حاصل نمایید. این کار عموماً از طریق فایل .htaccess انجام می‌پذیرد. اما پیشنهاد اصلی گوگل در این زمینه  این است که با استفاده از طراحی ریسپانسیو سایت را به یک شکل برای کاربران موبایل و دسکتاپ نمایش دهید.

۲٫۶ خطای URLS blocked for smartphones

این خطا بدین معناست که  URL یک یا چند صفحه از سایت شما در دستگاه‌های تلفن همراه هوشمند برای ربات‌های خزنده گوگل از طریق فایل robots.txt مسدود شده است. خطای در گوگل وبمستر به مسیر Crawl> Crawl Errors و در بخش URL Errors نمایش داده می‌شوند. البته گوگل می‌گوید لزوماً این خطا تنها در موبایل اتفاق نمی‌افتد و ممکن است صفحات برروی دسکتاپ هم مسدود شوند. به هرحال اگر این خطا را در گوگل وبمستر خود دریافت می‌کنید باید نگاهی به فایل robots.txt سایت خود انداخته و بررسی کنید جلوی دسترسی ربات‌های خزنده را به صفحات مسدود شده، نگرفته باشید.

۲٫۷ خطای Flash content

از آنجا که در نسخه‌های جدید سیستم عامل IOS و اندروید از فلش پشتیبانی نمی‌شود، الگوریتم‌های گوگل لیستی از URLهایی که مقادیر زیادی فلش می‌باشد را لیست می‌کند و در گوگل وبمستر به مسیر Crawl > Crawl Errors و در تب Smartphones به عنوان خطای flash content نمایش می‌دهد. گوگل توصیه می‌کند تجربه کاربری سایت خود را با بهره‌گیری از طراحی ریسپانسیو توسعه دهید.

همچنین دقت داشته باشید هر رویکردی که برای طراحی سایت دارید، باید اجازه دهید ربات‌های خزنده گوگل به فایل‌های جاوا اسکریپ، CSS و تصاویر دسترسی داشته باشد و آن‌ها را با robots.txt یا روش‌های دیگر مسدود نکنید. چرا که الگوریتم‌های گوگل به این فایل‌ها برای شناسایی پیکربندی طراحی سایت نیاز دارد.

۲٫۸ خطای Article disproportionately short و خطای  Article too short

قسمت اصلی مقاله شما را که گوگل از محتوای HTML استخراج کرده است، بسیار کوتاه می‌باشد. این خطا در گوگل وبمستر اکثراً مربوط به صفحات خبرنامه یا صفحه‌هایی که حاوی محتوای چندرسانه‌ای هستند می‌باشد. برای رفع این مشکل پیشنهاد می‌کنم محتوای مرتبط به مقاله را به صفحه مربوطه اضافه کنید. همچنین می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این موضوع مقاله‌ای تحت عنوان  یک پست وبلاگ باید چند کلمه داشته باشد را که قبل‌تر در نوین منتشر کرده بودیم، بخوانید.

۲٫۹ خطای Article fragmented و خطای No sentences found

خطای Article fragmented در گوگل وبمستر زمانی رخ می‌دهد که محتوای شما شامل پاراگراف‌ها نباشد. هر پاراگراف موجود در متن مقاله باید حدوداً ۶-۷ جمله و حداکثر دارای ۱۵۰ کلمه باشد؛ به این معنی که نه خیلی کوتاه و نه خیلی طولانی باشد.
در صورتی که نکات فوق را رعایت کرده‌اید و فکر می‌کنید متن محتوای‌تان مشکلی ندارد، کدهای HTML متن را نیز یکبار مورد بررسی قرار دهید و مطمئن شوید که از تگ‌های <br> و <p> به درستی استفاده کرده‌اید.

۲٫۱۰ خطای Article too long

گوگل وبمستر می‌گوید محتوای این صفحه خیلی طولانی می‌باشد! از علل رخ دادن این خطا می‌تواند مربوط به قالب سایت شما باشد که حاوی متونی افزون بر مقاله اصلی شماست؛ که بهتر است آن‌ها را حذف نمایید. و یا ممکن است نظرات کاربران نیز در کنار مقاله توسط گوگل ایندکس شده باشد؛ برای رفع این مشکل می‌توانید بخش نظرات وب‌سایت را در iframe قرار دهید یا با استفاده از تکنولوژی AJAX آن‌ها در لحظه بارگذاری کنید.

۲٫۱۱ خطای Date not found

نمایش این خطا در گوگل وبمستر بدین معناست که موتور جستجو نمی‌تواند تاریخ انتشار صفحاتی که لیست شده‌اند را پیدا کند.(احتمال بروز خطای Date not found در سیستم‌های مدیریت محتوا مانند وردپرس بسیار کم می‌باشد مگر در موارد خاص). اگر از متا تگ‌ها استفاده می‌کنید باید تگ date را در بخش <head> سایت خود به کار ببرید. نحوه استفاده از این متا تگ به شکل زیر می‌باشد:

<meta name="date" content="YYYY-MM-DD">

تاریخ را طبق استاندارد W3C تاریخ و زمان را وارد نمایید؛ یعنی به‌صورت YYYY-MM-DD یا با تاریخ کامل به همراه دقیقه و ثانیه و نیز منطقه زمانی YYYY-MM-DDThh:mm:ssTZD.

۲٫۱۲ خطای Data too old

این خطا بیان‌گر قدیمی بودن تاریخ انتشار مقاله می‌باشد؛ گوگل نیوز تنها مقالات خبری را که تاریخ انتشارشان حداکثر برای ۲ روز گذشته باشند، جمع‌آوری می‌کند.

۲٫۱۳ خطای Empty article

گوگل نتوانسته محتوایی از مقاله شما استخراج کند. ابتدا مطمئن شوید متن مقالات شما در کد منبع(source code) موجود باشد. گاهی ممکن است محتوای نوشته شما در فایل جاوا اسکریپت یا iframe جاسازی شده باشد. در گام بعدی چک کنید با ویژگی‌های “display: none” یا “visibility: hidden” در CSS متن نوشته را پنهان نکرده باشید.

این خطا در وبمستر بیان می‌کند گوگل قادر نیست متن، عنوان و تاریخ انتشار محتوای مقاله شما را شناسایی کند و در Google News منتشر کند. ابتدا از صحت اطلاعات وارد شده مطمئن شوید و سپس آن را در نقشه سایت news ارسال نمایید.

۲٫۱۵ خطای Off-site redirect

صفحه مقاله به یک آدرس دیگر ریدایرکت می‌شود. تمام صفحات و مقالات باید در دامنه سایت وارد شده به گوگل نیوز باشد. اگر به سایت‌های دیگر ریدایرکت نکرده‌اید، مطمئن شوید سایت‌تان توسط شخص دیگری دستکاری نشده باشد؛ بدین منظور می‌توانید آموزش گوگل را در خصوص سایت‌های هک شده بخوانید.

۲٫۱۶ خطای Page too large

خطای Page too large همان‌طور از نام آن پیداست بیانگر طولانی و سنگین بودن طول مقاله یا صفحه است؛ منبع(source) صفحه HTML باید حداکثر ۲۵۶ کیلوبایت حجم داشته باشد.

۲٫۱۷ خطای Title not allowed

عنوانی که گوگل از مقاله شما استخراج می‌کند، معتبر نیست! اغلب می‌توان با استفاده از تگ <title> و استفاده از کلمات کلیدی، همچنین بکار بردن آن در تگ‌های H این مشکل را حل کرد.

۱۹ تکنیک سئو کلاه سفید برای رشد قطعی رتبه گوگل شماحتما بخوانید: ۱۹ تکنیک سئو کلاه سفید برای رشد قطعی رتبه گوگل شما

۲٫۱۸ خطای Title not found

این خطا بدین معناست که گوگل نتوانسته عنوان مقاله شما را پیدا کند؛ با استفاده از متا تگ <title> در بخش head سایت، این خطا را رفع کنید!

۲٫۱۹ خطای Uncompression failed

ربات خزنده اخبار گوگل (Googlebot-News) متوجه شد که صفحه خود را فشرده کرده‌اید اما قادر به استفاده از آن نیست! این خطا می‌تواند به علت خطای سرور یا برنامه نویسی باشد.

جمع بندی

ابزار گوگل وبمستر به شما کمک می‌کند اطلاعات مفیدی را در مورد سایت خود و افرادی که از آن بازدید می کنند، بدست آورید. برخی از این اطلاعات مربوط به خطاها و مشکلات سایت شما می‌باشد. به جای اینکه منتظر باشید تا فردی وجود مشکل را به شما اطلاع دهد از کنسول جستجوی گوگل استفاده کنید و خطاهای Crawl Errors موجود را کشف نمایید. در مطلب فوق سعی کردیم به طور کامل نحوه رفع خطاهای گوگل وبمستر را آموزش دهیم. با این حال اگر نتوانستید مشکل خود را حل نمایید، با ما در میان بذارید کمک‌تان کنیم.



Source link


مسئولیت سنگین بازاریابی محتوایی، مثل این است که بخواهید همزمان یک ارکستر را رهبری کنید، در عین حال میزبان یک مراسم عروسی باشید و یک نمایش را نیز روی صحنه ببرید. پیش بردن همه‌ی این کارها با هم، بدون داشتن برنامه‌ای از پیش تعیین شده، تقریباً ناممکن است، حتی برای سوپرمن!‌

طبق گزارش سنجش بازاریابی سال ۲۰۱۵ وبسایت Content Marketing Institute، برای موفقیت کمپین‌های بازاریابی محتوایی، داشتنِ استراتژی‌های مدون و مستند، ضروری هستند. این گزارش نشان می‌دهد بازاریابانی که از استراتژی مدون پیروی می‌کنند از بازاریابانی که استراتژی مدونی ندارند، موفق‌تر عمل می‌کنند.

هرم بازاریابی محتوایی یا Content Marketing Pyramid یک چارچوب استراتژیک است که اجرای کمپین‌های محتوایی، اطمینان از عملکرد بهینه‌ی محتوا، بازیافت و دامنه‌ی تاثیرگذاری آن را ممکن می‌سازد. راهنمای حاضر به شما می‌آموزد که هرم بازاریابی محتوایی چیست، چرا در عمل موفق است و چگونه می‌توانید آن را در شرکت یا سازمان خود اجرا کنید.

نمونه کامل هرم بازاریابی محتوایی یا content marketing Pyramid

این یک نمونه کامل از هرم بازاریابی محتوایی یا Content Marketing Pyramid است.

چرا باید از هرم بازاریابی محتوایی استفاده کنیم؟

هرم بازاریابی محتوایی علاوه بر ایجاد یک استراتژی محتوای مستند و مدون، به شیوه‌های زیر نیز به شما کمک می‌کند:‌

  • تمرکز شما را افزایش می‌دهد: این هرم با یک استراتژی سازماندهی‌شده و مدون (که اهداف و اولویت‌بندی‌های مشخص به شما می‌دهد)، موجب افزایش تمرکز شما می‌شود.
  • تولید محتوای شما را افزایش می‌دهد: این هرم با استفاده‌ی کارآمدتر از منابع ارزشمندتان، باعث می‌شود ظرفیت تولید محتوای شما افزایش یابد.
  • جریانی از محتواهای موفق تولید می‌کند: این هرم، جریانی از محتواهای موفق تولید می‌کند تا خریداران و مشتریان خود را بیشتر درگیر کسب‌و‌کارتان کنید و فعالیت‌های مربوط به بازاریابی و فروش را بهتر پیش ببرید.

داگلاس کسلر، مدیر خلاقیت و از بنیانگذاران آژانس بازاریابی Velocity Partners می‌گوید:

وقتی بدون استراتژی، محتوایی تولید می‌کنید چه اتفافی می‌افتد؟ معمولاً هیچی! محتوای بدون استراتژی مثل قمار کردن است، کسی چه می‌داند، شاید هم بردید. اما احتمالاً می‌بازید.

طبق سنجش بازاریابی سال ۲۰۱۵، تنها ۳۸٪ از بازاریابان B2B، نحوه‌ی استفاده شرکت‌شان از بازاریابی محتوایی را اثربخش یا بسیار اثربخش ارزیابی می‌کنند. هرم بازاریابی محتوایی بسیاری از سردردهای ناشی از بازاریابی ناکارآمد محتوایی را برطرف می‌کند. اما اگر بازاریابی محتوایی را بدون چارچوبی هوشمندانه اجرا کنید، ممکن است با عواقب زیر مواجه شوید:

هرج‌و‌مرج

امکان دارد با واحدهایی در شرکت خود روبه‌رو شوید که در اتاق‌های بسته و بدون ارتباط با یکدیگر فعالیت می‌کنند. در این حالت استراتژی بازریابی محتوایی شما هیچ هدف مشخص و مدونی ندارد و تولیدکنندگان محتوا نیز ارتباطی با هم ندارند.

فایده‌ی هرم بازاریابی محتوایی: این چارچوب، تمام اقدامات بازاریابی محتوایی شما را مستند، متمرکز و با یکدیگر هماهنگ می‌کند.

تجربه‌ی گسسته‌ی مشتری

مخاطبان شما، پیام‌های متناقضی از شما دریافت می‌کنند و به این ترتیب، نقاط تماس (Touch Points) آنها با شما از بین می‌رود. این نقاط تماس، همان محتوا و تبلیغات‌تان هستند. این امر منجر به فقدان وفاداری به برند و همینطور منجر به عدم رضایت مشتری می‌شود.

فایده‌ی هرم بازاریابی محتوایی: این هرم موجب انسجام پیام‌هایی می‌شود که مخاطب از رفتار و حضور شما دریافت می‌کند. همچنین، باعث می‌شود اطلاعاتی یکپارچه و غیرپراکنده در محتواهای شما یافت شود.

نیل پاتل، از بنیانگذاران آژانس تجزیه و تحلیل Crazy Egg و ابزارهای Hello Bar و KISSmetrics می‌گوید:

وقتی بدون استراتژی یک محتوا را تولید می‌کنید، خواهید دید که ده‌ها و صدها مقاله دارید بدون کمترین ترافیک! حواس‌تان باشد که تقریباً نیمی از زمان شما باید صرف استراتژی و بازاریابی شود.

هدررفت

به خاطر بی‌نظمی و فقدان ارتباط مناسب با مشتری، دائماً مشغول اختراع چرخ خواهید بود. از آنجایی که اقدمات خود را مستند و مکتوب نکرده‌اید، زمانی که به خود می‌آیید متوجه می‌شوید در حال تولید محتوایی هستید که قبلاً نمونه‌ی آن را ایجاد کرده‌اید. این در حالی است که می‌توانید از همان محتواهای قدیمی، به شیوه‌ی بازیافت یا هدف‌گذاری مجدد استفاده کنید.

فایده‌ی هرم بازاریابی محتوایی: این چارچوب به فرآیند توسعه‌ی داخلی محتوای شما جهت می‌دهد. با استفاده از هرم بازاریابی محتوایی مطمئن خواهید شد که هر محتوا در قالب‌ها و کانال‌های توزیع محتلف، نقش‌هایی مختلف را ایفا می‌کند. این کار موجب جلوگیری از هدررفت زمان، انرژی و منابع شما می‌شود.

حتی اگر هیچ یک از عواقب بالا را مشاهده نکردید، باز هم باید بدانید که بازاریابی محتوایی یعنی رقابتی‌تر شدن و به چالش کشیدن رقبا. بیایید نگاهی به این آمارها داشته باشیم:

  • ۷۰٪ بازاریابان B2B سال ۲۰۱۵ در مقایسه با سال گذشته، محتوای بیشتری تولید کرده‌اند و ۵۵٪ از آنها، هزینه‌های بازاریابی محتوایی خود را در سال ۲۰۱۵ افزایش داده‌اند.
  • در سال ۲۰۱۶، ۶۰٪ شرکت‌ها یک مدیر اجرایی در ساختار خود خواهند داشت که مستقیماً مسئول ایجاد یک استراتژی جامع برای بازاریابی محتوایی است.

از آنجا که بازاریابان محتوا بودجه‌های نامحدود در اختیار ندارند، بهترین راه برای رقابت این است که روش‌هایی بیابیم تا از بودجه و منابعی که در حال حاضر در اختیار داریم، به شکل موثرتری استفاده کنیم. با اجرای یک برنامه‌ی استراتژیک می‌توانیم محتوایی موثرتر تولید کنیم و به این ترتیب، با منابع و کار کمتر، بازده بیشتری به دست آوریم.

کمپین ایمیل مارکتینگ چیست؟حتما بخوانید: کمپین ایمیل مارکتینگ چیست؟

با یک استراتژی جامع شروع کنید

پیش از اینکه به طور جزئی و دقیق وارد بحث هرم بازاریابی محتوایی شویم ـ هرمی که برای طراحی و اجرای یک کمپین محتوایی به کار می‌آید‌ ـ اجازه بدهید از فاصله‌ای دورتر به موضوع نگاه کنیم. کمپین‌ها محصول جانبی یک استراتژی بزرگتر هستند. توصیه ما این است که استراتژی خود را بر مبنای یک برنامه زمانی یک ساله، توسعه دهید. سپس، هر سه ماه یک بار آن را تغییر دهید تا بتوانید با هر گونه تغییری در بازار یا کسب‌و‌کار خود، هماهنگ شوید.

دارمش شاه، کارآفرین، نویسنده و از بنیانگذاران شرکت بازاریابی Hubspot می‌گوید:

یک استراتژی عالی به شما خواهد گفت که محتوا برای چه کسی تولید خواهد شد، چرا برای مخاطف مفید خواهد بود و نشان می‌دهد که محتوا چگونه پخش می‌شود و اهداف آن چیست.

استراتژی بازاریابی کلی شرکت نقش مهمی در بازاریابی محتوایی دارد

باید به خاطر داشته باشید که استراتژی بازاریابی محتوایی شما بر اساس محتوای‌تان شکل نمی‌گیرد، بلکه بر اساس هدفی تنظیم می‌شود که می‌خواهید از طریق محتوا بدست آورید. موفق‌ترین تیم‌های بازاریابی محتوایی، همواره تلاش می‌کنند که استراتژی‌شان با اهداف شرکت و اهداف مدیر بخش بازاریابی و با سایر تیم‌های مربوطه، هم‌راستا باشد.

برای شکل دادن به استراتژی خود می‌توانید از چارچوب زیر کمک بگیرید:

اهداف شرکت

با اهداف سطح بالا و اصلی شروع کنید. اهدافی که توسط تیم مدیر شرکت، تعیین شده است. این اهداف، مبنای جهت‌گیری استراتژیک واحد بازاریابی شما خواهند بود.

مثال‌هایی از اهداف اصلی شرکت می‌توانند شامل این موارد باشند:

  • افزایش سهم از بازار ابزارهای موبایلی
  • ورود به بازارهای جدید جغرافیایی یا جمعیتی
  • تضعیف جایگاه یک رقیب
  • تثبیت جایگاه شرکت به عنوان سرآمد یک بازار یا یک حوزه از بازار

مضامین بازاریابی

پس از اینکه اهداف شرکت را مشخص کردیم، باید مضامین (تم‌های) بازاریابی را جهت پشتیبانی از این اهداف تعیین کنیم. معمولاً تعداد دو تا چهار نوع مضمون کلی وجود دارد که توسط تیم بازاریابی تعیین می‌شود. هر یک از این مضامین بر یک مفهوم، پیام یا حوزه‌ی کلیدی از اهداف شرکت تمرکز دارند.

برای مثال اگر هدف شرکت افزایش سهم از بازار موبایل باشد، نمونه‌های مضامین بازاریابی‌ای که برای این هدف تعیین می‌شوند، چنین خواهد بود:

  • توانمند‌سازی نیروی کار بخش موبایل
  • نوآوری در بخش موبایل
  • تعریف گزاره‌ی پیشنهادی (ارزش پیشنهادی) بخش موبایل برای کسب‌و‌کارها

وقتی که این مضامین تعیین شد، می‌توان ایجاد استراتژی محتوا از طریق یک هرم بازاریابی محتوایی را کلید زد. در بخش بعدی این مقاله، نگاهی عمیق و مفصل به ساختار و اهمیت این هرم‌های بازاریابی محتوایی خواهیم داشت.

مارکوس شریدان، سخنران، نویسنده و بنیانگذار آژانس بازاریابی The Sales Lion می‌گوید:

وقتی پای استراتژی محتوایی در میان باشد، یکی از مهمترین نکات این است که هر کسی در شرکت و نه فقط در واحد بازاریابی باید بداند بازاریابی محتوایی چیست. اغلب اوقات برای تفهیم بازاریابی محتوایی به سایر کارکنان؛ ما از ادبیات بازاریابی خودمان استفاده می‌کنیم؛ اما باید بدانیم این نوع سخن گفتن اصلاً در دیگر کارکنان، بخصوص در تیم فروش، همدلی ایجاد نمی‌کند. کلماتی که برای توضیح بازاریابی محتوایی انتخاب می‌کنید، بسیار مهم هستند. این کلمات باید مورد پذیرش و استقبال سایر کارکنان نیز قرار بگیرند.

قصد دارید با تولید محتوا به یک برند مطرح تبدیل شوید؟

ما از برنامه ریزی و مدیریت کمپین بازاریابی محتوا تا تولید محتوای وب سایت و شبکه های اجتماعی همراه شما هستیم.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.

مدیریت و تولید محتوا

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

هرم بازاریابی محتوایی چیست؟

تعریف هرم بازاریابی محتوایی از این قرار است:

تهیه محتوا و سایر نکات مرتبط با آن به منظور تقویت پیام‌ها/مضامین مشترک از طریق فرمت‌های مختلف محتوایی، روش‌های توزیع و کانال‌های ترویج در رسانه‌های شرکت (Owned)، رسانه‌های پولی (Paid) و رسانه‌های آزاد (Earned). هر هرمی شامل یک محتوای مرکزی و موارد مشتق از آن محتوا و همچنین خرده‌محتواهای ترویجی می‌باشد.

همین تعاملات و فعالیت‌های بازاریابی محتوایی (که به شدت هدفمند و متمرکز هستند) به شما کمک می‌کنند که قطب‌نمای خود را روی اهداف بزرگ قفل کنید؛ اهدافی مثل آگاهی‌بخشی به مشتریان، تولید سرنخ (Lead) در فروش و همچنین، ایجاد فرصت‌های فروش محصول.

با تکنیک پست مهمان معکوس آشنا شوید!حتما بخوانید: با تکنیک پست مهمان معکوس آشنا شوید!

هرم بازاریابی محتوایی: نگاهی به ساختار

این هرم از ۵ سطح یا لایه‌ی محتوایی تشکیل شده است که می‌توان آنها را در قالب سه بخش کلی تقسیم‌بندی کرد.

ساختار کلی هرم بازاریابی محتوایی

در این تصویر، ساختار کلی بازاریابی محتوایی را مشاهده می‌کنید که به ۳ یخش تقسیم شده است.

سطح ۱: محتوای مرکزی

محتوای مرکزی، یک محتوای اصیل و ضروری است که شامل تحقیق یا تحلیل و بینشی عمیق می‌شود. محتواهای جانبی، از بن‌مایه‌ی تحقیق اصلی تولید می‌شوند. این محتواهای جانبی می‌توانند شامل کتاب، کتاب الکترونیکی و راهنماهایی باشند که امکان بررسی عمیق در محتوا و مواد اولیه‌ی محتوایی را فراهم می‌آورند.

محتواها‌ی مرکزی به عنوان ماده‌ی اولیه برای باقی محتواهای جانبی در هرم عمل می‌کنند و اغلب، دسترسی به آنها با رمز عبور امکان‌پذیر است (یعنی برای هر کسی دسترس‌پذیر نیستند). تمام محتواهای جانبی باقیمانده در هرم، به این منظور تولید می‌شوند که مخاطب شما را به سمت محتوای مرکزی هدایت کنند. این کار باعث می‌شود بازدیدکننده به یک مشتری بالقوه (سرنخ یا Lead) تبدیل شود.

کریس بورگان، نویسنده، روزنامه‌نگار، مشاور بازاریابی و مدیرعامل گروه رسانه‌ای Owner می‌گوید:‌

یکباره همه‌ی مردم دارند در محتوا غرق می‌شوند اما آنچه مردم نیاز دارند، اطلاعات مفیدی است که کسب‌و‌کار یا زندگی آنها را به نحوی رشد دهد. محتوای فوق‌العاده می‌تواند به خریدار خدمت کند و به طور نامحسوسی به او یادآوری کند که می‌تواند روی کمک شما حساب کند.

سطح ۲، ۳ و ۴: محتواهای اشتقاقی (جانبی)

در میانه‌ی هرم؛ محتواهایی قرار دارند که از محتوای مرکزی به وجود آمده‌اند. این محتواها، بخشی از اطلاعات و داده‌های محتوای مرکزی را انتخاب کرده و مطالبی متمرکزتر و دقیق‌تر حول آن بخش ایجاد می‌کنند. این محتواها به شدت دسترس‌پذیرند و در فرمت‌های گوناگونی تولید می‌شوند از جمله به این فرمت‌ها:

  • پست‌های وبلاگی طولانی، پاورپوینت، اینفوگرافی و محتواهای مختص Slideshare (سطح ۲ و ۳)

این محتوا، معمولاً بسته به استراتژی شما در جذب و تولید مشتری احتمالی (سرنخ یا Lead)، رمز عبور ندارند. (چه این محتوا، محتوایی محافظت شده باشد یا نباشد) هدف محتوا در این دو سطح از هرم، درگیر کردن مخاطب شما و هدایت او به سمت محتوای محافظت‌شده‌ی سطح اول است.

  • پست‌های وبلاگی و محتواهای دریافتی (سطح ۴)

محتوای سطح ۴، معمولاً در تعداد بیشتر و به روال روتین‌تری از محتواهای سطح ۲ و ۳ تولید می‌شود. این نوع محتوا، بخشی از فرآیند تولید هفتگی یا شاید روزانه‌‌ی محتوا خواهد بود و ـ به همین دلیل ـ قوت غالب فرآیند بازاریابی محتوایی شما محسوب می‌شود. پست‌های وبلاگی رایج‌ترین نوع محتوا در این سطح از هرم هستند، اما محتوای دریافتی (Contributed Content: محتوایی که توسط فردی خارج از مجموعه برای شما نوشته شده است)‌ نیز در این مقوله جای می‌گیرد. محتوای دریافتی یا مهمان برای پخش پیام شما، فراتر از رسانه‌های تحت مالکیت‌تان بسیار حیاتی است و در نهایت می‌تواند مخاطبانی خارج از محدوده وبلاگ را به محتوای مرکزی شما برساند. مطمئناً این کار موجب تولید مشتری بالقوه خواهد شد.

دیوید میرمان اسکان، استراتژیست فروش و بازاریابی، نویسنده و سخنران، می‌گوید:

درباره محصول و خدمات‌تان، محتوا تولید نکنید. هیچکس اهمیتی به اینها نمی‌دهد (مگر خود شما). مردم فقط به خودشان اهمیت می‌دهند و به اینکه شما چگونه می‌توانید مشکلی از مجموع مشکلات آنها را حل کنید. همچنین، مردم دوست دارند سرگرم شوند و در چیزی با دیگران شریک شوند که قابل توجه باشد. اگر می‌خواهید مردم درباره شما و ایده‌هایتان حرف بزنند، باید در برابر میل تبلیغ بیش از حد محصول و خدمات خود مقاومت کنید. در عوض، چیزی تولید کنید که جالب باشد و در فضای آنلاین در مورد آن صحبت شود. وقتی توانستید کاری کنید که مردم در اینترنت درباره شما حرف بزنند، آنگاه همین مردم به صف می‌شوند تا بیشتر درباره‌ی شما بدانند و آنچه برای فروش دارید را از شما بخرند.

سطح ۵:‌ خرده محتوای ترویجی

سرانجام، در قاعده‌ی هرم بازاریابی محتوایی به خرده‌محتواهای (Micro-Content) ترویجی و تعاملی می‌رسیم. سطح ۵ به ایجاد آگاهی از تمام محتواهای دیگر شما، افزایش مصرف آن محتواها و تسهیل گفتگو درباره آنها کمک می‌کند. سطح ۵، شامل پست‌های شبکه‌های اجتماعی و همچنین محتواهای ویرایشی یا انباشته (Curated Content) می‌شود. محتوای انباشته محتوایی است که شما تولید نمی‌کنید، بلکه آن را از منابع مختلف (منابع رسمی، کامنت‌ها و تجربیات کاربران، سایر وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی) جمع‌آوری می‌کنید.

جدول زیر تفاوت‌ها و شباهت‌های بین سطوح هرم را نشان می‌دهد:

سطوح مختلف هرم بازاریابی محتوایی یا Content Marketing Pyramid

چگونه در مدتی کوتاه به یک کپی رایتر حرفه‌ای تبدیل شویم؟حتما بخوانید: چگونه در مدتی کوتاه به یک کپی رایتر حرفه‌ای تبدیل شویم؟

۹ مزیت هرم بازاریابی محتوایی

هنوز هم این هرم شما را قانع نکرده است؟ در ادامه ۹ مزیت و فایده‌ای را به شما معرفی می‌کنیم که تاثیر اقدامات بازاریابی محتوایی (از آگاه‌سازی گرفته تا ایجاد تقاضا به منظور فروش) را بهینه‌سازی می‌کند.

تاد ویتلند، نویسنده، سخنران و مدیر استراتژی در شرکت King Content، می‌گوید:

تولید محتوا بدون استراتژی، مثل ساختن خانه‌ای بدون نقشه است. ممکن است اتاق نشیمن‌تان فوق‌العاده به نظر برسد، اما خیلی ناجور است که طراحی سرویس بهداشتی را به کلی فراموش کرده باشید.

۱. اهداف محتوایی یکپارچه

یکی از مهم‌ترین اهداف هرم بازاریابی محتوایی، این است که تمام محتواها را حول اهداف شرکت و مضامین بازاریابی‌تان یکپارچه کند. این چارچوب به شما کمک می‌کند که استراتژی خود را در تمام واحدهای شرکت گسترش دهید تا همه در راستای هدفی واحد، حرکت کنند. همچنین، این هم راستایی و چارچوب مشخص باعث می‌شود در روند تولید محتوا، راهنما و اصولی واحد حکمفرما باشد.

۲. تکرار پیام

مضامین بازاریابی، زمانی به طور بهینه اثر بخش خواهند بود که همواره پیامی منسجم و غیرمتناقض را از طریق نقاط مختلف تماس با مشتری به وی منقل کنند. هرم بازاریابی محتوایی، تکرار عامدانه‌ی پیام‌های کلیدی بازاریابی را در کانال‌های توزیع گوناگون تسهیل می‌کند.

۳. اشباع محتوایی

اثربخش‌ترین برنامه‌ها و طرح‌های بازاریابی محتوایی، معمولاً با به خدمت گرفتن کانال‌های توزیع و رسانه‌های پولی و رسانه‌های آزاد، از رسانه‌های تحت تملک شرکت فراتر می‌روند. این چارچوب محتوایی به شما امکان می‌دهد که محتوای موجود را به منظور مناسب‌سازی با این کانال‌ها و رسانه‌های مختلف، مجدداً هدف‌گذاری کنید و هر جا که فرصتی مغتنم را مشاهده کردید، آنجا را از محتوای خود اشباع کنید.

۴. تنوع فرمت‌ها

در حالی که برخی از مخاطبان هدفتان، ممکن است خواندن یک پست وبلاگی عمیق و طولانی را ترجیح دهند، اما شاید برخی دیگر را بهتر باشد از طریق وبینار‌های تعاملی یا پادکست‌هایی که در حال حرکت بتوانند گوش کنند، جذب کرد. این هرم شما را تشویق می‌کند که محتوا را در فرمت‌ها و قالب‌هایی مختلف تولید کنید.

رَند فیشکین،نویسنده، وبلاگ‌نویس و بنیانگذار وبسایت‌های Moz و Inbound.org، می‌گوید:

وقتی با مخاطب‌تان همدردی کنید و نیاز و ترجیح او را بشناسید، آنگاه در تعیین تاکتیک‌ها و کانال‌های توزیع خود فوق‌العاده عمل خواهید کرد. همچنین، برای سوالات کلیدی‌ای که تولیدکنندگان محتوا باید به منظور موفقیت از خودشان بپرسند، پاسخ‌هایی هوشمندانه خواهید داشت: چه کسی به افزایش موج و تاثیر این محتوا می‌تواند کمک کند؟‌ و چرا؟

۵. تولید محتوای منعطف:‌ از بالا به پایین یا از پایین به بالا

اینکه از کدام سطح یا لایه از هرم کار خود را شروع می‌کنید، تا حد زیادی به شرایط خاص خود شما بستگی دارد. برای مثال ممکن است هرم خود را با تهیه‌ی یک مطالعه‌ی پژوهشی اساسی و مرکزی شروع کنید (سطح ۱: محتوای مرکزی) که بعدا آن را به محتواهایی جانبی و خرده‌محتواهای ترویجی تجزیه و مجدداً هدف‌گذاری نمایید. یا ممکن است از برخی کامنت‌های کاربران در یک پُست وبلاگی یا در مکالمه‌ای در شبکه‌های اجتماعی الهام گرفته باشید و برای ساختن هرم، از قاعده‌ی آن دست به کار شوید.

یکی از موفق‌ترین هرم‌های وبسایت Curata (که مقاله‌ی حاضر ترجمه‌ای از این وبسایت‌ است)، در قالب یک پست وبلاگی طولانی شروع شد و سپس به گونه‌ای گسترش داده شد که بتواند تمام سطوح هرم را پوشش دهد. البته هم شیوه‌ی پایین به بالا و هم شیوه‌ی بالا به پایین هر یک مزایا و معایب خود را دارند:

مدل اجرای هرم بازاریابی محتوایی

هرم بازاریابی محتوایی را می‌توانید از بالا به پائین یا برعکس در استراتژی محتوای خود به کار بگیرید. با این حال، هر کدام از این مدل‌ها مزایا و معایب خود را دارند.

۶. مانورهای محتوایی متناسب با زمان و موقعیت

این چارچوب محتوایی به شما امکان می‌دهد که از فرصت‌های غیرمنتظره‌ی محتوایی بهره‌برداری کنید، فرصت‌هایی همچون محتواهای مرتبط با رویداد، خبرربایی (تولید محتوا با توجه به اخبار مهم روز که باعث جلب توجه کاربران می‌شود) و ورود به مکالمات برنامه‌ریزی‌نشده‌ی حوزه فعالیت‌تان.

این اقداماتِ برنامه‌ریزی‌نشده می‌توانند به کلی الهام‌بخش هرمی جدید شوند؛ یا می‌توان آنها را در یکی از هرم‌های موجود وارد کرد.

۷. آمیزه‌ی محتوایی متوازن

هرم بازاریابی محتوایی، پیروی از بهترین شیوه‌های متوزان‌سازی انواع محتوا را آسان‌تر می‌کند. با استفاده از این هرم می‌توانید به نحو موثری، نسبت صحیح موارد زیر را تعیین و برنامه‌ریزی کنید:

  • محتوای تولیدی در برابر محتوای انباشته (۶۵٪ تولیدی و ۲۵٪ انباشته طبق بررسی Curata)
  • تلاش زیاد (محتوایی که مخاطب برای دستیابی به آن باید مراحلی را طی کند، مثل ثبت‌نام، دادن ایمیل و …) در برابر تلاش کم (محتوایی که بدون هیچ مانعی در دسترس مخاطب قرار می‌گیرد)
  • رسانه‌های تحت مالکیت در برابر رسانه‌های پولی در برابر رسانه‌های آزاد

۸. کارایی عملیاتی

می‌توانید به شیوه‌های زیر از این هرم برای افزایش بازدهی و توانمندسازی عملیات داخلی خود استفاده کنید:

  • هم‌راستاسازی تمام فعالیت‌های بازاریابی محتوایی‌تان با اهداف مشخص‌شده‌ی کسب‌و‌کارتان
  • تهیه‌ی نقشه بلند‌مدت و برنامه‌ی کوتاه‌مدت عملیاتی برای تهیه و توزیع محتوا
  • یکپارچه کردن تمام اقدامات و تیم‌هایتان، حول یک استراتژی و فرایند مرکزی
  • کاهش وقفه‌ها و ناکارآمدی‌ها در گردش کار
  • الزامی دانستن تعیین اهداف قابل سنجش
  • معرفی روش‌های مناسب برای تعیین سنجش عملکرد هر قطعه از محتوای موجود در یک کمپین

۹. پاداش نهایی هرم: تاثیر مثبت در فروش

وقتی کمپین‌های محتوایی خود را بر اساس این چارچوب می‌سازید، در واقع یک قیف واژگون ایجاد می‌کنید که مردم را به داخل می‌کِشد و آنها را از قاعده‌ی هرم به سطوح بالاتر و تا سطح ۱ می‌رساند. در سطح ۱ از آنها خواسته می‌شود برای دست یافتن به قطعات کلیدی محتوا، اطلاعات تماس خود را با شما در میان بگذارند. این موجب تولید سرنخ‌های فروش، مشتری‌های احتمالی و فرصت‌هایی جدید برای تیم فروش شما می‌شود.

رایان اسکینر، وبلاگنویس در زمینه بازاریابی محتوایی و تحلیلگر ارشد درForrester ، می‌گوید:

استراتژی محتوایی، به هر قطعه از محتوا ربطی ندارد، بلکه بیشتر به سرجمع این محتواها می‌پردازد. برای سازمان‌های کوچک یا آنهایی که رهبرانی بسیار کاریزماتیک و تعامل‌گرا دارند، ممکن است استراتژی حتی ضروری هم نباشد. اما برای سازمان‌های بزرگتر که نیروهای زیادی آنها را در جهات گوناگون جابه‌جا می‌کنند، استراتژی محتوا موجب جهت‌دهی به سازمان، انسجام و پیوستگی، افزایش کیفیت و ارزش بیشتر در خروجی نهایی آن سازمان می‌شود. یک استراتژی موفق محتوایی، باید انتخاب‌ها و تصمیماتی واضح و دقیق اتخاذ کند. اگر مثلاً روی محصولی کار می‌کنید که قرار است جزو خریدهای ناگهانی و برنامه‌ریزی نشده‌ی مشتریان باشد (Impulse Buy)، شاید بهتر است اصلاً تلاش زیادی برای استراتژی تحقیق و پژوهش خود انجام ندهید (زیرا هیچکس برای خرید چنین محصولی به جستجوی داده‌ها و محتواها نمی‌پردازد، بلکه درست در لحظه‌ی خرید است که محصول، توجه مشتری را جلب کرده و همان لحظه مشتری تصمیم خود را می‌گیرد). همچنین، در استراتژی خود باید فرمت‌هایی که می‌خواهید محتوا را در قالب آنها تولید کنید، به تعدادی معقول کاهش دهید. یادتان باشد که همیشه اصطلاح هر چه بیشتر، بهتر در استراتژی محتوایی جواب نمی‌دهد. باید دستچین کنید.

راهنمای رسمی گوگل: آیا شما به یک آژانس سئو نیاز دارید؟حتما بخوانید: راهنمای رسمی گوگل: آیا شما به یک آژانس سئو نیاز دارید؟

چگونه کار با هرم بازاریابی محتوایی را آغاز کنیم؟

گام اول: یک رهبر تعیین کنید

اگرچه بسیاری از افراد سرانجام در روند اجرای هرم‌ها دخیل می‌شوند، اما ضروری است که یک شخص واحد مسئول توسعه استراتژی جامع شما باشد. مطالعه‌ای‌ که اخیراً انجام شده نشان می‌دهد تنها ۴۳٪ از شرکت‌ها یک مدیر اجرایی بازاریابی محتوایی دارند که می‌تواند عهده‌دار این نقش ضروری شود. با این حال، پیش‌بینی شده این رقم تا پایان سال ۲۰۱۶ به ۶۰٪ برسد.

گام دوم: در سراسر سازمان برای هرم حمایت جلب کنید

زمانی که یک سرنخ فروش یا Lead ایجاد کردید، می‌توانید از واحدهای کلیدی سازمان خود نظیر تیم بازاریابی محصول، گروه بازاریابی دیجیتال، تیم رسانه‌های اجتماعی، تیم رهبری عملیات بازاریابی شرکت یا مدیر ارشد بازاریابی، حمایت یا بازخورد بخواهید.

گام سوم: گردش کار هرم خود را مشخص کنید

گردش کار در هرم بازاریابی محتوایی یک چرخه‌ی چهار بخشی است: استراتژی، تولید، توزیع و تجزیه و تحلیل. در تصویر زیر مشخصات هر بخش از این چرخه نمایش داده شده است. این بخش‌ها را می توان از طریق برنامه‌های کاربردی مختلف تکمیل کرد یا از یک پلتفرم یکپارچه‌ی بازاریابی محتوایی نظیر Curata CMP استفاده کنید.

چارچوب بازاریابی محتوایی در پلتفرم Curata

لی اُدِن، نویسنده، سخنران، مشاور و مدیرعامل آژانس بازاریابی Top Rank Marketing، می‌گوید:

طبق گزارش CMI and MarketingProfs در حال حاضر، ۶۸% بازاریابان B2B یک استراتژی مدون برای بازاریابی محتوایی ندارند. من حتی گمان می‌کنم، فقط درصد اندکی از بازاریابان از داده‌ها برای تدوین استراتژی خود بهره می‌گیرند. داده‌های مشتریان، داده‌های بازار، داده‌های شرکت، داده‌های رقابت، داده‌های جستجو، داده‌های شبکه‌های اجتماعی، داده‌های فرصت‌های تجزیه و تحلیل وب، بهترین و بدترین محتواهای شرکت از لحاظ عملکرد، داده‌های سئو و داده‌های بهینه‌سازی نرخ تبدیل (CRO)، همگی فرصت‌هایی برای اتخاذ یک استراتژی آگاهانه و موفق در بازاریابی محتوایی به شما ارائه می‌دهند. تازه نخواهید که از تمام داده‌ها و بینش‌هایی برای‌تان صحبت کنم که از طریق پلتفرم‌های پیش‌بین بازاریابی نظیر پلتفرم Everstring و ۶sense قابل دستیابی هستند. بسیاری از افراد دوست دارند که قمار کنند. اما وقتی پای بازاریابی محتوایی در میان باشد، حدس و قمار به ندرت به نتایج بزرگ منتهی می‌شود. به همین دلیل، تنها چیزی که برای افزایش احتمال موفقیت بازاریابی محتوایی خودمان روی آن حساب نمی‌کنم، شانس و اقبال است. همه چیز به داده‌ها بستگی دارد.

ارزیابی هرم بازاریابی محتوایی: معرفی سیستم امتیازات هرم

یکی از اهداف اصلی هرم بازاریابی محتوایی، بهینه کردن فرآیند بازیافت و  هدف‌گذاری مجدد محتوا است. چرا؟ به منظور بیشینه کردن تاثیر محتوای شما بر جریان فروش.

با این حال، تعیین اینکه آیا به اندازه‌ی کافی محتوای جانبی در یک هرم تولید کرده‌اید یا اصلاً چنین محتوایی تولید کرده‌اید یا خیر، کار آسانی نیست. ممکن است از خود بپرسید:‌ آیا کار بیشتری هست که بتوانم با محتوای این کتاب الکترونیکی (Ebook) که تولید کرده‌ایم، انجام دهم؟ برای پاسخ به این مشکل، ما مفهوم  امتیازات هرم (Pyramid Points) را معرفی کرده‌ایم تا نحوه‌ی اجرای هرم‌های خود را پایش و بهینه‌سازی کنید.

امتیازات هرم، مجموعه‌ای از امتیازات به ازای محتوا (و به ازای سطح هرم) هستند که در هرم بازاریابی محتوایی در نظر گرفته می‌شوند. این امتیازات، تقریباً نشانگر اقدامات مورد نیاز برای تکمیل محتواها می‌باشند. با استفاده از امتیازات هرم، اطمینان می‌یابید که بیشترین استفاده را از هر هرم می‌برید. این امتیازات کمک می‌کنند روند پیشرفت یا وضعیت هر هرم را پیگیری کنید. در جدول زیر، سطح و امتیاز هر یک از محتواهای موجود در هرم را مشاهده می‌کنید:

امتیاز دهی در هرم بازاریابی محتوایی

یک هرم بازاریابی محتوایی، معمولاً در یک بازه‌ی زمانی سه تا شش ماهه ساخته می‌شود. اگر هر سه ماه یک هرم بسازید، احتمالاً زمانی می‌رسد که به طور همزمان در حال اجرای ۴ هرم باشید. امتیازات هرم که در بالا معرفی شدند به شما کمک می‌کنند میزان و دامنه‌ی هدف‌گذاری مجدد محتوای اصلی یک هرم را پایش کنید.

این کار به شما کمک می‌کند بدانید باید به کدام هرم، منابع بیشتری اختصاص دهید. در ادامه، یک مثال از نحوه‌ی ارزیابی و سنجش امتیازات هرم و همچنین تعیین روند پیشرفت کلی هرم‌ را مشاهده می‌کنید (این هرم ۷۳٪ تکمیل شده است. بنابراین، منابع بیشتری را می‌توان به آن اختصاص داد تا هرم به مرحله‌ی تکمیل صد در صدی برسد).

امتیازدهی کامل در هرم بازاریابی محتوایی

دایره طلایی: با چرایی شروع کنید!حتما بخوانید: دایره طلایی: با چرایی شروع کنید!

معیارهای عملکرد: اجرای عملی هرم‌ها

امتیازات هرم، به نوعی موجب تسهیل ارزیابی عملیات اجرایی هرم می‌شوند. در واقع، دستاورد اصلی زمانی خود را نشان می‌دهد که میزان موفقیت عملکرد هرم، تعیین می‌شود. بر اساس چارچوب زیر، شما باید هرم خود را در سه حوزه، مورد ارزیابی قرار دهید:

  • سرِ قیف (نظیر شبکه‌های اجتماعی، بازدید از صفحات، نرخ حفظ کاربر)
  • وسط قیف (نظیر سرنخ‌های فروش تولید شده و محقق شده)
  • ته قیف (نظیر فرصت‌های فروش محقق شده و تاثیر آن بر درآمد شرکت)

نحوه اجرای هرم بازاریابی محتوایی

تجزیه و تحلیل عملکرد هرم‌های مختلف می‌تواند به شما کمک کند تا پاسخی برای سوالات زیر بیابید:

  • هرم چه تاثیری بر جریان درآمد شرکت شما، بر ترافیک وبسایت و بر وضعیت شبکه‌های اجتماعی‌تان داشته است؟
  • چه انواعی از هرم‌ها (محتواهای مرتبط با آنها)، در سر، وسط و ته قیف عملکرد بهتری داشته‌اند؟
  • چرا یک هرم بخصوص، نسبت به سایر هرم‌ها ضعیف‌تر (یا قوی‌تر) عمل می‌کند؟

یان کلیری، وبلاگ‌نویس فناوری، سخنران و بنیانگذار آژانس بازاریابی RazorSocial، می‌گوید:

عاملی که موجب ایجاد یک استراتژی موفق محتوایی می‌شود چیست؟ استراتژی ترویج! در فضای وب همواره میزان و حجم محتوا به طرز غیرقابل باوری در حال افزایش است بنابراین بدون یک استراتژی خوب برای ترویج محتوایتان، این محتوا آنطور که باید در فضای وب توزیع نخواهد شد. یادتان باشد همیشه بهترین محتوا نیست که مورد استقبال قرار می‌گیرد. توزیع محتوا نیز در دیده شدن شما نقش بسیاری مهمی دارند.

از اینجا به بعد دستور کار چیست؟

بازاریابی محتوایی یک بازی بلندمدت است. بازاریابی محتوایی این پتانسیل را دارد که برای سرمایه‌گذاری‌های شما در تولید محتوا، بازده زیادی را رقم بزند؛ به شرطی که بتوانید یک استراتژی هوشمندانه تهیه کنید و آن استراتژی را به شیوه‌ای اثربخش پیاده‌سازی کنید. با تعیین اهداف اصلی شرکت و با تعیین مفاهیم بازاریابی شروع کنید، سپس، در گام بعدی یک هرم بازاریابی محتوایی را طراحی و اجرا کنید. ما معتقدیم این هرم به شما کمک می‌کند نحوۀ کار و روال بازاریابی محتوایی خود را به استانداردی بالاتر برسانید، و با اعتمادبنفس و سهولت بیشتری به بازاریابی محتوایی بپردازید. به نحوی که پیش از این هرگز تصورش را هم نمی‌کردید.

امیدوارم که خواندن این مقاله برایتان مفید بوده باشد.

منبع: Curata



Source link


بر اساس تحقیقات سال ۲۰۱۵ کمپانی marketsandmarkets (این کمپانی یکی از بزرگترین کمپانی های تحقیق بازار دنیاست)، پیشبینی می‌شود که حجم بازار “مدیریت وفاداری مشتریان”، از ۱٫۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ به ۴٫۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ خواهد رسید.

یک لحظه صبر کنید، یعنی نزدیک ۳! واقعا چرا در بازار آمریکا که بسیاری از شرکتها بازار مشخص خود را دارند، این حجم از سرمایه‌گذاری باید روی “وفاداری مشتری” انجام شود؟ اصلا وفاداری مشتریان چیست؟

اجازه بدهید قبل از تعریف وفاداری مشتری، یک مثال بزنیم.

فرض کنید شما می‌خواهید آیفون قدیمی خود را با یک تلفن جدید جایگزین کنید. آیا مدل جدیدتر آیفن را جستجو می‌کنید یا برندهای دیگر را هم بررسی می‌کنید؟ آیا به غیر از موبایل، محصولات دیگر اپل را هم می‌خرید؟

اگر شما همیشه از محصولات و خدمات اپل استفاده می‌کنید، پس شما احتمالا یک مشتری وفادار هستید. حالا چرا احتمالا؟ در ادامه می‌فهمیم. اما قبل از آن …

وفاداری مشتری چیست؟

اگر در اینترنت گشتی بزنیم و عبارت “وفاداری مشتریان چیست” را سرچ کنیم، یکی از تعاریفی که پیدا می‌کنیم، تعریف ریچارد اولیور (۱۹۹۹) از وفاداری مشتری است؛ “تعهدی قوی از سوی مشتری برای خرید مجدد یک محصول یا خدمات برتر در آینده، حتی با وجود تبلیغات رقبا” (البته این تعریف از این هم قلمبه سلمبه‌تر بود، کمی ساده‌ترش کردم). من که به شخصه با این تعریف درک چندانی از موضوع پیدا نکردم. یک تعریف کاربردی تر این بود:

“مشتری وفادار کسی است که بخش زیادی از یک نیاز مشخص را از کسب و کار مشخصی تامین می کند”. البته در ایران منابع فارسی زیادی در مورد وفاداری مشتریان نداریم و این موضوع باعث شده تعاریفی که در اینترنت پیدا می کنیم آنچنان مفید نباشند. به همین دلیل من با یک کلیک زبان گوگل را به انگلیسی تغییر دادم و “What is customer loyalty” را سرچ کردم. نتایج به‌دست آمده متنوع‌تر بود. خلاصه جستجوی من به موارد زیر رسید:

  • رضایت مشتری از یک محصول و ترجیح آن به رقبا
  • خرید مرتب از یک محصول یا خدمات با وجود قیمت پایینتر و یا راحتی بیشتر (راحتی یعنی دسترسی بهتر، فروشنده خوش برخوردتر و …)
  • یک ارتباط عاطفی بین یک سازمان و مشتریانش
  • خرید از یک محصول و معرفی کردن آن به دیگران
  • تبلیغ یک برند خاص

خب خیلی بهتر شد، اما هنوز نه من و نه شما با این تعاریف قانع نشدیم.

موافقید که کمی باکلاس باشیم و ببینیم تعریف “Loyalty” در دیکشنری آکسفورد چیست؟

تعریف “Loyalty” از نگاه آقای آکسفورد

دیکشنری آکسفورد

از نگاه جناب آکسفورد، Loyalty، نمایش و ارائه حمایت و یا تبعیت محکم و مستمر از یک فرد یا موسسه است.

بنابرین طبق این تعریف، “وفاداری” باید قطعا شامل حمایت باشد؛ پس برای نتیجه‌گیری باید تعریفی ارائه کنیم که ضمن کامل و جامع بودن به ما در شناسایی و حفظ مشتریان وفادار کمک کند. در واقع ما به دنبال یک تعریف کاربردی هستیم. پس…

مشتری وفادار به شخصی گفته میشود که

  • یک پیوند عاطفی با سازمان و یا برند ما دارد،
  • محصولات و خدمات ما را به بقیه رقبا ترجیح میدهد،
  • به صورت مرتب از ما خرید میکند،
  • از محصولات و خدمات ما همه جا به خوبی صحبت کرده و برای ما مشتری جدید ایجاد میکند.

در واقع هر چهار بخش این تعریف برای اینکه فردی به عنوان یک مشتری وفادار شناخته شود،باید وجود داشته باشد.

حالا دوباره به مثال آیفون برگردیم

شاید شما آیفون قدیمی خود را با یک آیفون جدید جایگزین کنید، اما آیا با برند اپل پیوند عاطفی دارید؟ آیا به اطرافیانتان پیشنهاد میکنید که آیفون بخرند؟ آیا به صورت مرتب از appstore نرم‌افزار دانلود و یا خرید میکنید؟

در واقع تمام این فعالیتها تعیین میکند که آیا شما مشتری وفادار اپل هستید یا که خیر.

پس صرف اینکه یک نفر مرتبا از یک فروشگاه خرید کند او را به یک مشتری وفادار تبدیل نمی‌کند، چرا که وفاداری بیشتر در مورد رابطه بیزینس و مشتریانش است. ضمن اینکه کسی که طرفدار دو آتشه یک برند باشد، اما از آن خریدی نکند نیز یک مشتری وفادار محسوب نمی‌شود، چرا که اصلا خریدی نمی‌کند و در تعریف کلمۀ مشتری نمی‌‌گنجد. در یک جمله باید بگویم که “وفاداری به اشتراک گذاری قلب و پول مشتری با بیزینس شماست”.

کمیک وفاداری مشتری

خب حالا فهمیدیم که وفاداری مشتریان چیست و یک تعریف کاربردی برای شناسایی و حتی افزایش و حفظ مشتریان وفادارمان داریم. شاید شما که در حال مطالعه این مقاله هستید، اهمیت نگهداری مشتریان برای یک بیزینس را بدانید، اما سوال اصلی برایتان این باشد که چگونه مشتریانی وفادار داشته باشید. در اینجا ما ابتدا به صورت کامل و بر اساس آمار و ارقام را بررسی خواهیم کرد و در مقاله‌های بعدی به روشهای نگهداری مشتریان خواهیم پرداخت. ضمن اینکه شما با شناسایی این ۹ مورد، سرنخی فوقالعاده برای استراتژیهای افزایش مشتریان وفادار و میزان وفاداری آنان خواهید داشت. در ادامه به این ۹ فایده میپردازیم.

۹ دلیل آنکه مشتری های وفادار نبض کسب و کارتان هستند

اولویت اصلی اکثر بیزینس‌ها جذب مشتری است. وقتی صحبت از مارکتینگ می‌شود توجه تمام کسب و کارها به روش‌های جذب مشتریان جلب می‌شود. در مورد اهمیت جذب مشتری جدید هیچ شکی وجود ندارد، اما نباید حفظ مشتریان فعلی در سایه این امر قرار گیرد، چرا که سودآوری مشتریان همیشگی به مراتب بیشتر از مشتریان جدید شماست. فراموش نکنید که بزرگان دنیای تجارت نگهداری مشتری را از حیاتی‌ترین نکات برای بیزینس می‌دانند. برای درک این موضوع همین کافی‌است بدانید که بر اساس آمار سایت accenture بیش از ۹۰ درصد کمپانی‌های آمریکایی برنامه وفاداری مشتریان دارند.

در ادامه به بررسی این ۹ عامل اهمیت وفاداری مشتریان میپردازیم:

  1. مشتریان فعلی خود را حفظ کنید

قبل از خواندن این قسمت، لطفا ابتدا به این سوال جواب دهید:

کسب و کار شما بیشتر بر روی جذب مشتری جدید تمرکز دارد یا حفظ مشتری‌های همیشگی؟

ساخت لیست ایمیل یا خرید بانک ایمیل؟حتما بخوانید: ساخت لیست ایمیل یا خرید بانک ایمیل؟

اگر جواب شما جذب مشتری جدید است، باید استراتژی خود در این خصوص را بازنگری کنید. اکثر سازمان‌ها در دنیا از استراتژی “توجه کامل به جذب مشتری جدید” به سمت “توجه یکسان به جذب و حفظ مشتری” در حال کوچ کردن هستند. در واقع بیزینس‌ها دریافته‌اند که اگر فقط بر روی جذب مشتری جدید تمرکز کنند و برای حفظ مشتریان فعلی خود برنامه‌ای نداشته باشند و اقدامی انجام ندهند، با شکست مواجه خواهند شد.

حفظ و نگهداری مشتری

برای اینکه کامل متوجه شوید که چرا حفظ مشتریان فعلی تا این حد مهم است، کافی است به آمارهای زیر توجه کنید.

  • بر اساس آمار سایت Forrester کسب یک مشتری جدید ۵ تا ۲۵ برابر پرهزینه‌تر از حفظ یک مشتری است.
  • بر اساس آمار سایت HBS  پنج درصد رشد در حفظ مشتری، می‌تواند منجر به افزایش ۲۵ تا ۹۵ درصدی در سودآوری بیزینس شود. (HBS)
  • طبق یک آمار جهانی، هزینه متوسط برای یک مشتری از دست رفته چیزی حدود ۲۴۳ دلار است.

در آمارهای بالا به خوبی مشخص است که چرا حفظ مشتری تا این حد اهمیت دارد. علاوه بر این باید به این نکته اشاره کنیم که مشتریان وفادار به بیزینس شما وابسته می‌شوند و خرید بیشتری انجام می‌دهند. ضمن اینکه آنها در مورد شما صحبت می‌کنند و کار بازاریابی دهان به دهان را برای شما انجام می‌دهند، بدون اینکه شما هزینه تبلیغات بپردازید. البته توجه داشته باشید که این کار آنها، یعنی تعریف کردن در مورد بیزینس شما، یک شمشیر دو لبه است. چرا که یک مشتری راضی به طور میانگین با ۹ نفر صحبت میکند در حالی که یک مشتری ناراضی با ۲۲ نفر تجربه بد خود را در میان میگذارد.

در هر صورت شما چه یک سازمان بالغ باشید و چه یک استارتآپ، حفظ مشتری برایتان تنها یک گزینه برای بهتر شدن نیست بلکه یک اصل اساسی کسب و کار شما را تشکیل می‌دهد.

  1. کاسبی تکراری (repeat business) را به یکی از اصول بیزینس خود تبدیل کنید

کاسبی تکراری یعنی یک مشتری از محصولات یا خدمات برند شما به‌طور منظم استفاده کند. کاسبی تکراری تاثیر زیادی بر روی کسب وکارها دارد. بر اساس آمار Gartner، نزدیک به ۸۰% درآمد کل یک شرکت از ۲۰ درصد مشتریان فعلی آن ایجاد می‌شود.

آمار مشتریان وفادار

این رقم در دنیای بیزینس واقعا قابل توجه هست، کافی است برنامه‌ای بریزید که به این مشتریان همیشگی بیشتر بفروشید، یا مهم‌تر از آن مشتریان همیشگی را افزایش دهید. شاید برایتان جالب باشد بدانید که بر اساس پژوهش‌های آماری سایت adobe  نزدیک به ۴۰ درصد درآمد فروشگاه‌های اینترنتی از ۸ درصد مشتریان همیشگی فروشگاه هستند.

مشتری وفادار

مشتری‌های ثابت شما ۵۰% بیشتر از سایر مشتریان، به امتحان کردن محصولات جدید علاقه دارند و احتمال خریدشان بسیار بیشتر از مشتریان جدید است. نکته جذاب در مورد کاسبی تکراری این است که هر چقدر تعداد دفعات خرید یک مشتری از شما بیشتر شود، احتمال خریدهای بعدی او افزایش پیدا می‌کند. در حقیقت هر چقدر شما سعی کنید مشتریان را بیشتر به فروشگاه خود بکشانید، ارزش طول عمر (lifetime value)  آنها بیشتر میشود.

نرخ تبدیل مشتری از سایت(احتمال اینکه کسی که وارد فروشگاه یا سایت شما می‌شود خرید انجام دهد) بسته به نوع بیزینس ۱ تا ۳ درصد می‌باشد. اما بر اساس کتاب Marketing Metrics اثر پاول فاریس، این عدد برای کاسبی تکراری ۶۰ تا ۷۰ درصد است. برای کسی که دو بار قبلا از شما خرید کرده باشد این نرخ ۹ برابر یک مشتری جدید است. در واقع شما به جای هزینه کردن برای تکنیک‌های افزایش نرخ تبدیل، خصوصا برای بیزینسهای اینترنتی، باید روی افزایش کاسبی تکراری خود کار کنید که بسیار کم هزینه‌تر و پربازده‌تر خواهد بود.

ارتباط مستقیمی بین میزان خرید مشتریان با تعداد خریدهای قبلی آنان و مدت زمانی که مشتری شما بودند، وجود دارد.

  1. استفاده از فرصتهای بیشفروش و فروش مکمل (up/cross selling)

بیش‌فروش و فروش مکمل دو تکنیک فروش هستند. اصلا این دو اصطلاح یعنی چه؟

بیش‌فروش

این اصطلاح را با پیشفروش اشتباه نگیرید. این “بیش” است نه “پیش”. احتمالا برایتان پیش آمده که برای خرید یک دست کت و شلوار معمولی با قیمتی متوسط به یک مغازه رفته باشید و هنگام ورود به مغازه، مطمئن بودید که بیشتر از ۵۰۰ هزار تومان بابت این لباس پول نخواهید داد. ولی هنگام خارج شدن، متوجه شدید که فروشنده کاری کرد تا برای خرید لباس ۷۵۰ هزار تومان خرج کنید. به این تکنیک بیش‌فروشی (up selling) گفته می‌شود. در حقیقت در این تکنیک فروشنده شما را متقاعد می‌کند که کالایی ارزشمندتر بخرید، در نتیجه لازم است مبلغی بالاتر از چیزی که در ابتدا به این کار اختصاص داده بودید، پرداخت نمایید. به اینکار بیش‌فروش کردن می‌گویند.

فروش مکمل

در مورد فروش مکمل (cross selling) نیز حتما برایتان پیش آمده که برای خرید گوشی تلفن همراه به مغازه‌ای بروید و مثلا مبلغ یک میلیون تومان بابت خرید گوشی در نظر گرفته باشید. وقتی گوشی یک میلیون تومانی را خریدید، فروشنده به شما پیشنهاد می‌کند برای صفحه آن، کاور محافظ بگیرید. بعد از چسباندن کاور، کیف مناسبی پیشنهاد می‌کند. کیف را که گرفتید، حافظه جانبی در گوشی می‌اندازد. آخر سر هم یک هندزفری بلوتوث برای موقع رانندگی‌تان به شما می‌فروشد. خلاصه به خودتان می‌آیید و می‌بینید که یک و نیم میلیون تومان برایتان فاکتور کرد. این تکنیک فروش مکمل هست که شامل فروش محصولات و خدمات جانبی است.

بیش فروش و فروش مکمل

همونطور که از تعریف فروش مکمل مشخص است، این دو تکنیک فروش برای بیزینس بسیار بسیار مهم و سودآور هستند و فروش مکمل در گسترش بیزینس و خدمات نقس اساسی دارد. اما وفاداری مشتریان چه کمکی به این موضوع میکند؟
بر اساس آمار رسمی و معتبر سایت Marketing Metrics احتمال بیشفروش و فروش مکمل برای مشتریان وفادار شما ۶۰ تا ۷۰ درصد است. در حالیکه همین آمار برای مشتریان جدید بین ۵ الی ۲۰ درصد هست. اما چرا این اتفاق می‌افتد؟

در حقیقت مشتریان وفادارتان از قبل به شما اعتماد دارند و راحت‌تر پیشنهادات شما را قبول می‌کنند. به همین خاطر شما این فرصت را دارید که علاوه بر محصولات و یا خدمات اصلی خود، چیزهای دیگری نیز به آنها بفروشید.

این فرصتی استثنایی برای بیزینس‌هاست، چرا که بدون هزینه کردن برای ایجاد بازار جدید، تبلیغات، بازاریابی و جذب مشتری جدید، می‌توانند حجم فروش و درآمد خود را افزایش دهند.

  1. کاهش هزینه‌های مارکتینگ

این یکی از مهم‌ترین فواید “مشتریان وفادار” است. چرا؟

چون تبلیغات دهان به دهان (word of mouth marketing) یکی از موثرترین انواع تبلیغات است و برای تمام بیزینس‌ها به شدت جواب می‌دهد. چرا که ما به کسانی که می‌شناسیم، اعتماد داریم و وقتی آنها چیزی به ما پیشنهاد می‌کنند، قبول میکنیم. طبق آمار Nielsen حدود ۸۴درصد مشتریان به رسانه‌های اکتسابی (earned media – به هر گونه تبلیغی برای شما گفته میشود که خودتان برایش پولی نداده باشید و یک نفر سومی آنرا ایجاد کرده باشد، مثل یک پست اینستاگرام از رستوران شما) بیشتر از هر مدل دیگرِ تبلیغات اعتماد دارند.

تبلیغات دهان به دهان همواره یکی از مهمترین ابزارهای مارکتینگ بوده است. این ابزار، آگاهی (Awareness) در مورد برند را بالا می‌برد. ضمن اینکه مشتریان را با برند درگیر کرده و مشتری احتمالی ایجاد می‌کند. در عصر دیجیتالِ امروز، بستر لازم برای این ابزار بیشتر از قبل آماده است. در تبلیغات دهان به دهان این مشتری وفادار است که نقش حیاتی را برای شما بازی می‌کنند، چرا که آنها  هستند که برای برند شما ذوق دارند و به آن علاقه‌مندند. به همین علت در مورد آن صحبت می‌کنند و تجربه‌هایشان را برای همه و حتی در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارند. جالب است بدانید که ۷۲% مصرف‌کنندگان بعد از خواندن یا شنیدن یک فیدبک مثبت از یک محصول یا خدمات، اقدامی در مورد آن انجام می‌دهند. چه Call To Action ای از این بهتر؟

برای پی بردن به قدرت و اثربخشی تبلیغات دهان به دهان نگاهی به رشد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای بیاندازید. با وجود پس‌زمینۀ نه چندان مثبت شرکت‌های هرمی، برای خیلی از ما پیش آمده که با این شرکت‌های بازارابی شبکه‌ای آشنا شده باشیم، از محصولاتشان خرید کرده‌ایم و یا حتی در سیستم بازاریابی آنها مشغول به فعالیت شده باشیم. چرا که این شرکتها از قدرت تبلیغات دهان به دهان استفاده میکنند.

قدرت تبلیغات شفاهی نباید اصلا دستِ‌کم گرفته شود.

  1. کاهش هزینه خدمات

مشتریان وفادار بسیار از نظر هزینه خدمات به‌صرفه هستند. زیرا آنها با محصولات و خدمات شما آشنایی دارند و این باعث می‌شود مشکلات و مسائل خود را به راحتی حل کنند، چه خودشان و چه از طریق سیستم‌های خودکاری که شما برای خدماتتان دارید؛ مثلا سوالات رایج.

باز به مثال اپل برمی‌گردیم (برای آخرین بار):

مشتریان وفادار اپل، خصوصا در ایران، مشکلات خود را با یک سرچ ساده در گوگل و یا پرسیدن در فروم‌ها حل میکنند. آنها دیگر نیازی به خدمات پس از فروش آنچنانی ندارند. ضمن اینکه بسیاری از مشتریان، مسائل خود را از طریق دیگر کاربران اپل رفع میکنند.

از مثال اپل متوجه میشویم که مشتریان وفادار نه تنها هزینه خدمات خیلی پایینی دارند، بلکه در ارائه خدمات به سایر مشتریان نیز بسیار مفید و مؤثر هستند. به همین علت است که یکی از بهترین راه‌حلها برای استفاده از مشتریان وفادار در کاهش هزینه خدمات، راه‌اندازی یک جامعه (فروم، گروه تلگرامی، پیج اینستاگرامی و…) برای به اشتراک‌گذاری تجربیات، مشکلات و راه‌حلهای مشتریان است. شما با این کار چندین هدف را با یک تیر زده‌اید:

  • مشتریان راه‌حلهای مؤثرتر و سریع‌تری دریافت می‌کنند چرا که از تجربیات چندین نفر حاصل شده؛
  • اگر بابت ارائه راه‌حل تشویق شوند، وفاداری مشتریان افزایش پیدا می‌کند؛
  • هزینه خدمات حداقل میشود چرا که شما یک مرکز پشتیبانی ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته دارید بدون سرمایه‌گذاری آنچنانی؛
  • فرصتهای بیشفروش و فروش مکمل افزایش پیدا میکند.

در واقع مشتریان وفادار نه تنها هزینه خدمات پایینی دارند، بلکه هزینه خدمات مشتریان جدید را هم کاهش میدهند.

  1. شما دقیق‌تر می‌توانید برای بیزینس خود برنامه ریزی کنید

مشتریان وفادار به عنوان گروه هدف (focus group) شما عمل می‌کنند.

پیش‌بینی، یک بخش بسیار حساس و معمولا سخت برای بیزینسهاست. پیش‌بینی کردن چند فایده اساسی برای کسب و کارها دارد.

  • پیش بینی به شما کمک می‌کند، کسب و کار خود را اداره و برنامه‌ریزی کنید.
  • به مدیریت این امکان را می‌دهد که یک دید کلی نسبت به شرایط بیزینس، درآمدها و هزینه‌های آینده داشته باشد و بتواند در مورد مسائلی مانند کنترل هزینه، افزایش درآمد، نرخ رشد، نرخ تخفیف و … تصمیم‌گیری کند.
  • پیش بینی باعث می‌شود برای شرایط بحرانی برنامه‌ریزی کنید.
  • به‌علاوه بدون یک پیش‌بینی دقیق، جذب سرمایه‌گذار نیز بسیار سخت و حتی غیرممکن است.

در واقع مدیریت کسب و کار بدون یک پیش‌بینی دقیق، مثل رانندگی با چشمان بسته است که ریسک بسیار بالایی دارد. بدون پیش بینی، شما برای هیچ کاری نمی‌توانید برنامه‌ریزی کنید، چه گسترش بازار و چه اضافه کردن محصول و خدمات جدید و چه حتی شروع یک کمپین تبلیغاتی.

خب باز هم این سوال پیش میآید…
این موضوع چه ارتباطی با مشتریان وفادار دارد؟

خیلی ساده است؛ چه کسی به نظرسنجی شما جواب میدهد؟

مشتریان وفادار شما.

آنها ناراحت نمی‌شوند از اینکه چند دقیقه از وقت خود را برای به اشتراک گذاشتن نظراتشان با شما صرف کنند.
اگر تا حالا سعی کرده باشید تحقیق بازار انجام دهید یا حتی برای پایان‌نامه خود پرسشنامه پر کرده باشید، متوجه هستید که چقدر پیدا کردن داوطلب برای پر کردن پرسشنامهها دشوار است. اما معمولا چه کسانی برای پایان‌نامه‌ها به شما کمک می‌کنند؟ دوستان و فامیل.

مشتریان وفادار شما در واقع یک گروه هدف داخلی و آماده به کمک هستند که شما می‌توانید از آنها اطلاعات واقعا ارزشمندی بدست آورید تا بهترین تصمیمات و پیش‌بینی‌ها را در مورد بیزینس خود بگیرید.

  1. تقویت تصویر برند (brand Image)

تصویر برند به تفسیر مشتریان در مورد محصولات و خدمات یک برند گفته می‌شود. تصویر برند احساسی است که شما نسبت به یک برند دارید. در واقع تصویر برند به مشتریان می‌گوید که وقتی از محصول یا خدمات شما استفاده می‌کنند، باید چه انتظاری داشته باشند. یک تصویر برند مثبت، به بیزینس در جذب مشتریان جدید، افزایش بیش‌فروش و فروش مکمل (توجه کنید به قیمت و لوازم جانبی آیفون)، کاهش هزینه‌های مارکتینگ و جذب سرمایه کمک زیادی میکند. تصویر برند یک دارایی برای بیزینس محسوب می‌شود. به تصویر زیر دقت کنید:

تصویر برند

اما ساختن یک تصویر برند خوب هزینه‌بر و زمان‌بر هست. فقط کافیست به پروسه برند شدن اپل توجه کنید و ببینید برای تبدیل شدن به با ارزش‌ترین برند تاریخ چه پروسه طولانی‌ای را طی کرده است.

وفاداری مشتریان و تصویر برند با هم همبستگی دارند. یعنی چه؟ یعنی اینکه وفاداری مشتریان به بیزینس کمک میکند که تصویر برند خود را ارتقا دهد. چگونه؟ در واقع مشتریان وفادار سفیران برند شما هستند و با صحبت از تجربیاتشان، ارزش برند شما را به دیگران نشان می‌دهند. (مقالۀ ارزش‌های برند را خوانده‌اید؟)

از طرف دیگر یک تصویر برند قدرتمند، به بیزینس کمک می‌کند تا اعتماد مشتریها را راحت‌تر جلب کند و مانند چسبی برای مشتریان عملمیکند. در واقع تصویر برند و وفاداری مشتریان یک فیدبک مثبت ایجاد میکنند. از آنجا که شما از قبل اعتماد مشتریان وفادارتان را کسب کرده‌اید، آنها تجربیات مثبت‌شان را با دیگران در میان میگذارند و تصویر مثبت آنها از برند شما در جامعه پخش میشود و باعث تقویت تصویر برندتان میگردد. با قوی شدن تصویر برند مشتریان جدید راحتتر به شما اعتماد کرده و وفاداری مشتریان شما افزایش پیدا میکند. این چرخه میتواند همچنان ادامه داشته باشد مگر اینکه که خود شما آن را خراب کنید!!!

  1. در میان رقبایتان سر عَلَم کنید

آرزوی هر بیزینسی این است که در دنیای پر از رقابت امروز، برجسته و شناخته شود. چرا که جدا کردن خدمات و محصولات از رقبا کار به شدت دشواری هست. ممکن است که سودآورترین محصول شما فردا توسط یک محصول رقیب عقب زده شود. در چنین شرایطی که رقابت تا این حد شدیدست و مزیت رقابتی شما ممکن است به راحتی با یک ایده یا تکنولوژی جدید بیاثر شود، وفاداری مشتریان بسیار تعیین‌کننده خواهد بود. وفاداری مشتریان نسبت به یک برند، بر تصمیمگیری خرید آنها موثر است. در واقع اگر شما و رقبایتان یک نوع محصول یا خدمت ارائه کنید، اما شما در زمینه وفاداری مشتریان عملکرد بهتری داشته باشید، مطمئنا شما در اولویت خرید بالاتر قرار دارید.

برگردیم به مثال اپل…

وفاداری مشتریان، یک فاکتور بسیار مهم در پشت پرده بیزینس تبلت و موبایلهای اپل هست. علاوه بر محصولات و ویژگیهای فوقالعاده محصولات اپل، این شرکت وفادارترین مشتریان دنیا را دارد. این امر اپل را میان رقبای قدرتمندی همچون سامسونگ و هوآوی برتر نگاه داشته است.

  1. فیدبک صادقانه و با کیفیت

۷۰ درصد کمپانیهایی که بالاترین کلاس را در زمینه تجربه مشتری دارند، از فیدبک مشتری استفاده میکنند.( Customer Experience for Executives)

مشتریان وفادار نظر صادقانه در مورد بیزینس شما ارائه میکنند چرا که واقعا برای آنها مهم هستید. جالبه بدانید که در مواقعی که شما در ارائه خدمات یا محصولاتتان اشکالی داشته باشید، مشتریان وفادار راحتتر شما را میبخشند در صورتی که همین مسائل مشتریان جدیدتان را فَراری میدهد. فیدبک مشتری در زمینههای زیر به شما کمک میکند:

  • بهبود خدمات و محصولات،
  • راهاندازی محصل جدید،
  • اندازهگیری میزان رضایت مشتریان،
  • حفظ مشتریان و کاهش میزان نرخ ریزش مشتری (customer churn rate)،
  • پیشبینی دقیق و اتخاذ تصمیمات بهتر.

یادتان باشد فیدبک مشتری هر چه که بود، عکسالعمل شما نسبت به آن مشخص میکند که شما که هستید؛ این موضوع تاثیر شدیدی روی تصویر برندتان نیز دارد.

وفاداری و تعهد مشتری

سخن آخر

وفاداری مشتریان بزرگترین و مهمترین دارایی شماست و در خیلی از زمینهها به بهتر شدن بیزینس شما کمک میکند.

فراموش نکنید که هرگز نباید وفاداری مشتریان را به عنوان حق مسلم خود بدانید. فکر نکنید که اگر فردی به شما وفادار بود دیگر نیازی به توجه ندارد. کاملا برعکس؛ مهمترین مشتریان شما آنها هستند و بیشترین برنامهریزی شما باید بر روی حفظ آنها باشد. اگر اینکار را انجام ندهید، ممکن است حتی وفادارترین مشتریان خود را از دست بدهید. حتما اهمیتی که برای شما دارند را به آنها اطلاع دهید و حس ارزشمند بودن را به مشتریان وفادار خود منتقل کنید. به قول اریک فروم در کتاب “هنر عشق ورزیدن”، شما در رابطه عاشقانه باید عشق بورزید نه اینکه فقط عاشق باشید. عشق ورزیدن یک عمل در راستای پرورش عشق در رابطه است و اگر این کار را انجام ندهید، رابطه عاشقانه شما بعد از مدتی فقط یک رابطه خواهد بود. وفاداری مشتریان نیز برای پرورش یافتن نیاز به توجه و تلاش دارد.

در مقاله‌های بعدی در مورد روشهای افزایش و حفظ وفاداری مشتریان صحبت خواهیم کرد. خوشحال می‌شوم نظرات خودتون را در بخش دیدگاه با ما در میان بگذارید.



Source link


راهکار فروش بیشتر واقعاً ساده است: کافی است بفهمید که درخواست (و انتظار) مشتری از کسب و کارتان چیست. درست است! به همین راحتی می‌توانید نرخ تبدیل کاربران به مشتری را افزایش داده و فروش را بیشتر کنید. اما یک مشکل کوچک بر سر راهتان وجود دارد: کسب و کار شما مشتریان بسیار زیادی دارد – یا حداقل آنقدری مشتری دارد که نتوانید آنها را تک تک بررسی کنید. با این حساب باید چه کار بکنید؟ آیا باید قید فروش بیشتر را بزنید و صبر کنید تا مشتریان شما به تدریج بیشتر شوند؟

جواب این سوال هم ساده است: برای شناخت مشتریان خود، کافی است به تحقیقات علمی در مورد رفتار مصرف کننده رجوع کنید و به کمک این تحقیقات، راهکارها و تکنیک‌های اثبات شده برای جذب مشتری را بشناسید.

درست است که هر یک از ما با دیگران فرق دارد، اما در بسیاری از موقعیت‌ها، ذهن همه‌مان به شکل یکسانی کار می‌کند. این یعنی شما می‌توانید با شناخت ظرافت‌های ذهن انسان و استفاده از روش‌های خلاقانه، به تعداد کسانی بیفزایید که به محصولات و خدمات شما پاسخ مثبت می‌دهند، و بدین‌ترتیب فروش خود را افزایش دهید.

البته لازم نیست برای پیدا کردن مطالب معتبر و علمی تمام اینترنت را زیر و رو کنید. همین الان جای درستی هستید. ما در این مقاله می‌خواهیم به ۱۰ تحقیق علمی مختلف نگاه کنیم که می‌توانند درک بهتری از ذهن مشتری به شما بدهند و کمک کنند تا استراتژی های خود را برای فروش بیشتر بهینه کنیذ. خب، دیگر بگذارید بدون هیچ حرف دیگری به سراغ این تحقیق‌ها برویم.

فصل اول

به مشتری کمک کنید “ترس تصمیم‌گیری” را پشت سر بگذارد!

همۀ ما به خوبی می‌دانیم که کلمات می‌توانند تاثیر بسیار زیادی روی انسان داشته باشند. اما این تاثیر، تا چه حد است؟ یک تحقیق علمی، به این سوال ما پاسخ شوکه‌کننده‌ای داده است. این تحقیق جالب توسط یک پروفسور رشتۀ روانشناسی از دانشگاه ایالتی آریزونا، دکتر رابرت چالدینی، انجام شده است. او برای آنکه بفهمد کلمات و بیان ما تا چه حد در جذب مخاطب تاثیر دارد، به بررسی پروسۀ جمع‌آوری کمک‌های مردمیِ یک سازمان خیریه (برای کمک به بیماران سرطانی آمریکا) پرداخت و توانست ثابت کند که تغییری کوچک در کلمات، می‌تواند در نتیجۀ کار، تاثیری بزرگ داشته باشد.

البته این تحقیق یک درس دیگر هم برای ما دارد: بررسی دلایلِ پاسخ منفی مشتری هم مهم است و ما نباید فقط به دنبال فهمیدنِ انگیزه‌های او برای پاسخ مثبت باشیم.

تحقیق
دو گروه داوطلب، خانه به خانه می‌رفتند و  از مردم درخواست کمک‌های مالی می‌کردند. تمام رفتارهای این دو گروه مشابه بود، جز یک چیز: آنها درخواست خود را به دو شکل مختلف به پایان می‌رساندند. و به این ترتیب بود که محقق ما توانست تاثیر انتخاب کلمات متفاوت را بسنجد. اما تفاوت حرف پایانی داوطلبان دقیقاً چه بود؟ یک تفاوت واقعاً جزئی:

  • ۱“آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟”
  • ۲“آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟ هر چقدر هم که کم باشد.”

محتوای این دو حرف یکی است و از نظر انتخاب کلمات هم فرق چندانی با هم ندارند. درست است؟

اما… هر چقدر هم که این تفاوت کم باشد، میزان تاثیر آن در نتیجۀ کار واقعاً قابل توجه است.

نتیجه

شانس اینکه مخاطبان گروه دوم به این سازمان کمک کنند، تقریباً دو برابر بیشتر از گروه اول بود. باورتان می‌شود؟ch1-1

و به این ترتیب بود که محقق داستان ما فهمید که:

وقتی که یک درخواستِ حداقلی داشته باشید، احتمال گرفتن پاسخ مثبت از مخاطب بیشتر است.

وقتی که این درخواست کمک مالی با افراد مطرح می‌شود، احتمالاً اولین فکرشان این است که چقدر می‌توانند کمک کند… و از همینجاست که شک‌هایشان شروع می‌شود: این پول خیلی کم نیست؟ و نتیجۀ این سوال، مطرح شدن یک سوال دیگر خواهد بود: اصلاً این پول دردی را دوا خواهد کرد یا نه؟ و در نهایت، با یک سوال دیگر، زنجیرۀ جواب‌های منفی خود را کامل می‌کنند: وقتی چنین کمک کوچکی بکنم، این داوطلب چه فکری راجع به من خواهد کرد؟ و به این ترتیب است که شک، جای خود را به ترس می‌دهد.

قصد من از این حرف‌ها قضاوت آدم‌ها نیست. بلکه می‌خواهم توجه شما را به یک نکته انسانی جلب کنم. ما همه نسبت به قضاوت دیگران حساس هستیم. پس جواب منفی افراد لزوماً به این معنی نیست که نمی‌خواهند کاری را انجام دهند، بلکه ممکن است ذهن آنها جواب منفی را به یک پاسخ کوچک ترجیح بدهد. حتی هیچ بعید نیست که این پاسخ کوچک در ذهن آنها، از نظر ما آنقدرها هم کوچک نباشد.

پس وقتی برای آنها مشخص شود که حتی یک صد تومانی هم می‌تواند موثر باشد، آنها با خیال راحت می‌توانند به پاسخ ما جواب مثبت بدهند و دیگر نگران این نباشند که کمک ۵ هزار تومانی آنها کوچک و بی‌تاثیر است. (هر چه نباشد، ۵ هزار تومان یعنی ۵۰ تا صد تومانی)

و بالاخره می‌رسیم به بهترین نکتۀ حاصل از این تحقیق:

درست است که وقتی درخواست به صورت دوم مطرح می‌شد، شانس کمک کردن مخاطب دو برابر بود. ولی میزان کمک گروه دوم، با سوژه‌های گروه اول تفاوتی نداشت. جالب است، نه؟ این یعنی ترس آنها در مورد کم بودن کمکشان، کاملاً بی‌پایه و اساس بوده است.

بازاریابی و فروش با هم تفاوت دارند!حتما بخوانید: بازاریابی و فروش با هم تفاوت دارند!

منبع اصلی: Full-Cycle Social Psychology

نتیجه‌گیری

وقتی به مشتری اطمینان بدهید که حتی یک قدم کوچک هم می‌تواند تاثیرگذار باشد، انگیزۀ لازم را برای شروع کار به او داده‌اید. پس اگر از مشتریان خود درخواست کاری را دارید، یک حداقل را برای آنها مشخص کنید. با اینکار، آنها می‌توانند ترس خود از تصمیم‌گیری را پشت سر بگذارند و با اعتماد به نفس بیشتری دست به کار شوند.

بخش دوم

قدرت برچسب زدن را در آغوش بکشید!

شاید الان پیش خودتان فکر کنید که منظور من، چسباندن برچسب‌های مثبت به برند خودتان است. (این برند بی‌نظیر و با شکوه ما!) اما نه… کاملاً برعکس… من دارم به شما پیشنهاد می‌دهم که به مشتریان خود برچسب بزنید!

می‌دانم… به نظرتان این پیشنهادِ خیلی خوبی نیست، آخر چطور برچسب زدن به مشتری می‌تواند تاثیر مثبتی داشته باشد؟ خب، اگر اینطور فکر می‌کنید، خبر جالبی برایتان دارم: برچسب زدن به مشتری می‌تواند باعث فروش بیشتر شما بشود.

بیایید با هم به یک تحقیق علمی جالب نگاه کنیم. این تحقیق نشان می‌دهد آدم‌ها برچسب خوردن را دوست دارند و وقتی احساس می‌کنند به یک گروه خاص تعلق دارند، شانس اینکه در فعالیت‌های آن گروه مشارکت داشته باشند بیشتر خواهد شد.

تحقیق
تحقیقی که قرار است معرفی کنیم، به بررسی الگوهای رای دادن در بین ۱۳۳ فرد بالغ می‌پردازد تا ببیند برچسب زدن تا چه حد می‌تواند بر روی تصمیم آنها تاثیر بگذارد.

برای شروع، از سوژه‌های این تحقیق، سوال‌هایی عادی در مورد شرکت کردن آنها در رای‌گیری‌های گذشته شد. بعد به نیمی از آنها گفتند که احتمال شرکت کردن آنها در رای‌گیری‌های آینده بیشتر است. چرا؟ چون تیم تحقیقاتی تشخیص داده که آنها آدم‌های فعال‌تری در عرصۀ سیاست هستند.

(بله! درست فهمیدید، محققان به نیمی از آنها، یک برچسب کاملاً بی‌دلیل و غیر واقعی زده بودند.)

ch2-1 اما به دستۀ دوم چیزی نگفتند و فقط از آنها خواستند که در مورد شرکت کردن خود در رای‌گیری‌های گذشته صحبت کنند.

نتیجه

با وجود اینکه تمام این افراد به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، آن گروهی که با برچسب فعال در عرصۀ سیاست شناخته شده بودند، در انتخابات بعدی ۱۵% حضور بیشتری نسبت به گروه اول داشتند! ch2-2

ما در ذهنمان، تصویری از خودمان داریم و همواره رفتارمان با این تصویر همخوانی دارد. چرا که دوست نداریم آدم‌های دورویی باشیم و می‌خواهیم حس کنیم که هویتی یکپارچه داریم (حتی اگر این حس مصنوعی باشد) و دقیقاً به همین دلیل است که تکنیک فروش “پا لای در” جواب می‌دهد (در این تکنیک شما ابتدا از مشتری یک کار کوچک می‌خواهید و بعد از آنکه پاسخ مثبت دریافت کردید، یک درخواست بزرگتر را مطرح می‌کنید).

ما انقدر این حس یک‌پارچگی را دوست داریم که حتی دروغی در مورد اینکه عضو یک گروه هستیم برایمان کافی است تا به پیام این گروه بیشتر توجه کنیم. البته فقط تا وقتی که با این پیام موافق باشیم (مثلا این پیامِ مثبت که باید یک رای‌دهندۀ مسئولیت‌پذیر باشیم). به همین دلیل است که ارتقای مشتریان خوب به جایگاه مشتری ویژه یا طلایی می‌تواند باعث افزایش میزان وفاداری آنها به برند شود.

بگذارید ساده بگوییم: افرادی که بر روی آنها برچسب مشتری “ویژه” می‌خورد بیشتر از آن کسانی که مشتری “معمولی” هستند، برای محصولات و خدمات برند ما پول خرج می‌کنند.

منبع اصلی: Motivating Voter Turnout by Invoking the Self

نتیجه‌گیری

از برچسب زدن به مشتریان خود ترسی نداشته باشید. مردم دوست دارند عضو گروهی باشند که نشان‌دهنده جایگاه متفاوت آنها باشد. گروهی که ویژگی‌های آن به نظرشان جذاب باشد. حتی اگر برچسبی که به مشتری می‌زنید، هیچ ربطی به واقعیت نداشته باشد، باز هم تمایل آنها به تعامل را افزایش می‌دهد.  چرا؟ چون می‌خواهند احساس تعلق داشتن به این گروه خاص (که شما ایجاد کردید) را تجربه کنند.

بخش سوم

سه نوع مختلف از خریداران را درک کنید!

بله، خریداران هم برای خودشان چند نوع دارند. تحقیقات در مورد رفتار مصرف کنندگان نشان داده که آنها با توجه به “میزان فشاری” که هنگام خرید تجربه می‌کنند، به سه دستۀ مختلف تقسیم می‌شوند. مهم هم نیست که کسب و کار شما در چه زمینه‌ای فعال باشد، در هر صورت باید با این سه نوع خریدار دست و پنجه نرم کنید.

پارادوکس انتخاب: گزینه‌های کمتر یعنی مشتری و فروش بیشتر!حتما بخوانید: پارادوکس انتخاب: گزینه‌های کمتر یعنی مشتری و فروش بیشتر!

اما قبل از بحث در این مورد، بگذارید یک موضوع جالب را به شما بگویم. عصب‌شناسان، الگوی خرید انسان‌ را به عنوان یک فرآیند با دستورالعمل “آنقدر خرج کن تا اذیت بشی” می‌شناسند! بنابراین شناخت نقاط اذیت شدنِ مختلفی که در سه دسته مختلف مشتریان وجود دارد، امری حیاتی برای افزایش تعداد مشتریان بالقوه به حساب می‌آید. می‌پرسید کدام سه دسته مشتری؟ به خواندن ادامه دهید.

تحقیق

۳ نوع خریدار

ch3-1

حتماً می‌توانید حدس بزنید که قانع کردن کدام یک از این سه نوع مشتری سخت‌تر است:

نتیجه

محافظه‌کاران

ch3-2

از آنجایی که این افراد تقریباً یک چهارم مشتریان بالقوۀ شما را تشکیل می‌دهند، بد نیست که با برخی تکنیک‌ های موثر برای به حداقل رساندن درد خرید برای این دسته از مشتریان آشنا شوید:

۱- ارزش محصول یا سرویس خود را در یک قالب مناسب بیان کنید

اگر در فکر خرید اشتراکی باشید که هزینۀ سالیانه آن ۱ میلیون تومان است، بدون شک با کمی احتیاط به سراغ آن می‌روید، اینطور نیست؟

دلیل احتیاط شما هم کاملاً مشخص است. ۱ میلیون در سال پول کمی نیست. این رقم برای کسی که با دقت پول خرج می‌کند، حتی می‌تواند تبدیل به یک کابوس وحشتناک شود. (و وقتی هم که همینقدر پول بدست آورد، یک رویای شیرین) اما وقتی این اشتراک تنها ۸۴ هزار تومان در ماه هزینه داشت چطور؟ این دیگر خیلی رقم وحشتناکی نیست. نه؟

و اما قسمت جالب: ۸۴ هزار تومان در ماه یعنی ۱ میلیون تومان در سال!

درست است که تکنیک قالب بندی می‌تواند بر روی تمام خریداران تاثیرگذار باشد، اما بیشترین تاثیر را روی کسانی می‌گذارد که با محافظه‌کاری بیشتری پول خرج می‌کنند. پس اگر شما محصول یا خدمتی را ارائه می‌دهید که به صورت اشتراکی است یا در چند نوبت هزینۀ آن را دریافت می‌کنید، بهتر است هنگام قیمت گذاری به این تکنیک توجه داشته باشید.

۲- با ارائه یک پکیج، نقاط درد را یکی کنید

یک متخصص اقتصاد عصبی به نام جرج لونستاین، در زمینۀ تاثیر بسته‌های محصولات و خدمات به تحقیقات گسترده‌ای دست زده و نتایج جالبی هم بدست آورده است. او فهمیده است که تمام مشتریان (و به خصوص مشتریان محافظه‌کار) ترجیح می‌دهند فرآیند خرید خود را در یک قدم بزرگ، اما ساده تکمیل کنند و این خریدها را به صورت جداگانه انجام ندهند.

به عنوان مثال، ترجیح یک مصرف‌کننده این است که تمام قابلیت‌های خودروی خود را به صورت همزمان ارتقا دهد تا در چند مرحله. یعنی یک پکیج کامل از قابلیت‌های مختلف را خریداری کند. اما چرا؟ برای پیدا کردن جواب، کافی است به این فکر کنید که چقدر برای ذهن سخت است که هر ارتقای خودرو را به صورت جداگانه توجیه کند. (“باشه… سیستم مسیریابی حتماً به کارم میاد… حاضرم بالاش پول بدم… اما صندلی‌ها چطور؟… خب شاید این هم فکر بدی نباشه… اما واقعاً لازمه که… “)

خریدهای جداگانه باعث ایجاد نقاط درد جداگانه برای مشتری می‌شود. اما خرید یک پکیج تنها یک نقطۀ درد را ایجاد می‌کند و در این حالت، حتی اگر قیمت آن خیلی بیشتر هم باشد، چندان مهم نیست.

پس بالاخره معلوم شد که چرا بسیاری از مشتریان مایلند بابت یک پکیج کامل حتی بیشتر هم پول بدهند، اما تک تک به سراغ محصولات و خدمات نروند. آنها با اینکار نه تنها دردسر کمتری را متحمل می‌شوند، که فقط یک نقطۀ درد از بابت خرید خود تجربه می‌کنند.

ده راهکار UX برای مجاب کردن مشتری به خریدحتما بخوانید: ده راهکار UX برای مجاب کردن مشتری به خرید

۳- به جزئیات بها بدهید

معمولاً به ما پیشنهاد می‌دهند که خیلی درگیر جزئیات نشویم و از خیر کمال‌گرایی خود بگذریم. اما این موضوع هنگام نوشتن پیام‌های تبلیغاتی کار چندان خوبی نیست و نباید اهمیّت جزئیات را دست کم گرفت… اما واقعاً جزئیات یک متن تبلیغاتی تا چه حد اهمیت دارد؟

خب، یکی از احمقانه‌ترین واقعیت‌ها درباره فروش، توسط محققان دانشگاه کارنجی ملون آشکار شد. در طی تحقیقات آنها مشخص شد که حتی یک کلمه هم می‌تواند در افزایش نرخ تبدیل کاربران به مشتری تاثیر واقعاً وحشتناکی داشته باشد.

در این آزمایش، آنها توضیح قیمت یک دی‌وی‌دی را از “۵ دلار” به “یک هزینۀ کوچک ۵ دلاری” تغییر دادند تا ببیند فروش تا چه حد تحت تاثیر قرار می‌گیرد. نتیجه چه بود؟ با اینکار آنها توانستند تعداد مشتریان را ۲۰ درصد افزایش دهند! باور می‌کنید؟

بگذارید این دو توضیح مختلف را در کنار هم ببینیم تا دقیقاً بفهمید که مساله چقدر مسخره است: ch3-3 آیا خیال می‌کردید که کلمۀ کوچک بتواند تاثیر چنین بزرگی در جذب مشتری داشته باشد؟ با این حساب، دیگر هیچ شکی وجود ندارد که وقتی هدف ما متقاعد کردن یک مشتری باشد که در خریدهای خود محافظه‌کار است، همه‌چیز به جزئیات برمی‌گردد.

منبع اصلی: Spend ‘Til It Hurts

نتیجه‌گیری

مهم نیست که شما در چه تجارتی فعال هستید. در هر صورت لازم است برای فروش بیشتر، درک درستی از سه نوعِ مختلف خریدار و به خصوص خریداران محافظه‌کار خود داشته باشید. این خریداران درصد زیادی از مشتریان شما را تشکیل می‌دهند و بنابراین باید سعی کنید با روش‌ها و تکنیک‌های درست آنها را مجاب به خرید کنید.

فصل چهارم

اقرار به کمبودها باعث پر رنگ شدن نقاط قوت شما می‌شود!

به نظرتان روزی می‌رسد که اقرار به اشتباهات به نفع شما باشد؟ آخر مردم که واقعاً به دنبال واقعیّت نیستند… یا شاید… هستند؟

بگذارید یک تحقیق در این مورد را بررسی کنیم. این تحقیق توسط یک روانشناس اجتماعی به نام فیونا لی انجام شده و نشان می‌دهد که اقرار به کمبودها یک روش فوق‌العاده برای تاکید بر روی نقاط قوت است. می‌دانم! دوست دارید هر چه سریع‌تر به سراغ آزمایش انجام شده برویم تا دقیقاً از چند و چون قضیه سر در بیاورید.

تحقیق
هدف تحقیق مذکور این بود که تاثیر اعتراف به اشتباه را در مخاطب بسنجد و ببیند چگونه اینکار می‌تواند در قیمت‌های بورس تاثیر داشته باشد. افراد مورد آزمایش این تحقیق، دو گزارش مختلف از یک شرکت را می‌خواندند که هر دو به دلایل عملکرد ضعیف شرکت در سال گذشته می‌پرداختند.

در گزارش اول، تاکید بر روی تصمیم‌های استراتژیک بود. در حالی که گزارش دوم تاکید را بر روی عوامل خارجی گذاشته بود. (برای مثال اقتصاد، رقابت و …) ch4-1

نتیجه

ch4-3

و همانطور که حدس زدید، در نهایت شرکت اول در نزد خوانندگان بسیار ارزشمندتر از شرکت دوم شناخته شد. دلیل این موضوع چه بود؟ اعتراف به کمبودهای شرکت از منظرهای مختلف همچون تفکر استراتژیک نشان می‌داد که شرکت هنوز کنترل امور را در دست دارد. هر چند در سال گذشته تصمیم‌های غلطی گرفته است.

البته محقق ما به همین قانع نشد و صدها گزارش دیگر را نیز برای اطمینان مطالعه کرد. نتیجه همیشه ثابت بود: ارزش سهام شرکت‌هایی که اشتباهات استراتژیک خود را قبول کرده‌اند، در سال بعد بیشتر بوده است.

این یعنی وقتی عوامل و نیروهای خارجی را سرزنش می‌کنید (حتی اگر واقعاً حق با شما باشد)، مخاطبان شکّاک شما دلیلی دارند مبنی بر اینکه شما توانایی حل مشکل را ندارید. به علاوه این فرض هم برایشان وجود دارد که شما فقط بهانه‌تراشی می‌کنید.

منبع اصلی: Predicting Stock Prices From Organizational Attributions

نتیجه‌گیری

اعتراف به اشتباهات می‌تواند در قضاوت مشتریان تاثیر داشته باشد و کاری کند که آنها بفهمند شما هنوز کنترل امور را در دست دارید و قرار نیست بابت مشکلات خود بهانه بیاورید.

فصل پنجم

از حس فوریّت به درستی استفاده کنید!

ایجاد یک حس فوریت در متن، از روش های قدیمی برای جذب مشتری است… و با اینحال هنوز که هنوزه، به عنوان یکی از هوشمندانه‌ترین استراتژی های فروش شناخته می‌شود.

۷ اصل اساسی متقاعدسازی از نگاه دکتر رابرت چالدینیحتما بخوانید: ۷ اصل اساسی متقاعدسازی از نگاه دکتر رابرت چالدینی

دکتر رابرت چالدینی در تحقیقات خود به ما نشان داده “کمیاب بودن“، یکی از ۷ ستون اصلی تاثیرگذاری و متقاعدسازی است. دلیل تاثیر بالای کمیابی، واقعاً ساده است: عرضه کم، باعث تقاضای زیاد می‌شود و تقاضای زیاد، یعنی فروش بیشتر.

و یکی از راهکارهای خوب استفاده از تکنیک کمیابی، استفاده از حس فوریت است. البته، توجه داشته باشید که ایجاد حس فوریت باید درست انجام شود، و در صورت بکارگیری اشتباه، ممکن است نتیجۀ رضایت‌بخشی نداشته باشد. تحقیق زیر به خوبی به ما نشان می‌دهد که چطور می‌توان از حس فوریت، به بهترین نحو استفاده کرد.

تحقیق
ما با یک تحقیق کلاسیک روبرو هستیم که توسط محققی به نام هاوارد لونتال انجام شده و به تحلیلِ میزان تاثیر متون مختلف، بر روی انسان‌ها می‌پردازد.

لونتال این تحقیق را با ارائه دو بروشور مختلف انجام داد که در هر دوی آنها، تمام جزئیات ممکن در مورد تاثیرات وحشتناک یک بیماری تتانوس بر روی بدن انسان آورده شده بود. البته، با یک فرق کوچک! اولین بروشور، فقط عواقب تتانوس را بررسی می‌کرد. اما دومین بروشور، اطلاعاتی در مورد چگونگی واکسینه‌شدن نیز ارائه می‌داد.

ch5-1

نتایج

شانس اینکه خوانندگانِ دومین بروشور (که حاوی اطلاعات مربوط به واکسن بود) برای پیشگیری از این بیماری کاری کنند، بسیار بیشتر از خوانندگان بروشور اول بود. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، ۲۵% افراد بیشتری از این گروه، برای واکسینه‌شدن اقدام کردند.ch5-2

مساله وقتی جالب می‌شود که بدانید لونتل، علاوه بر این دو، یک گروه دیگر از خوانندگان هم داشت که یک بروشور با “ترس کمتر” را دریافت کرده بودند. در این بروشور، بیماری مذکور با لحن بسیار ملایمتری توصیف شده بود و خبری هم از عکس نبود. و تاثیر آن چقدر بود؟ خوانندگان این نسخه تقریباً همانقدری واکنش نشان دادند، که افراد بروشور اول با “ترس زیاد” (و بدون اطلاعات تکمیلی).

منبع اصلی: Effects of Fear and Specificity of Recommendation Upon Attitudes and Behavior

نتیجه واضح است:

ایجاد حس فوریت فقط وقتی تاثیرگذار بوده که توضیحات تکمیلی برای واکسینه شدن به مشتریان ارائه شده است.

البته، یک نکته جالب دیگر نیز وجود دارد: خوانندگان آن بروشوری که اطلاعات تکمیلی داشته، در کل بیشتر با بروشور درگیر شده‌اند و بعد از مطالعه می‌توانستند اطلاعات بسیار دقیق‌تری از آن را، نسبت به سایرین به خاطر آورند.

به این ترتیب لونتال توانست نشان دهد که ذهن‌های ما تمایل دارند که حتی اطلاعات فوریّتی را هم بلوکه کنند، مگر آنکه راهنمایی دقیقی در مورد قدم بعدی به ما ارائه شود.

اما چرا مشخص کردن مسیر برای آدم‌ها لازم است؟ تحقیقات لونتال نشان می‌دهد که وقتی اطلاعات واکسینه شدن به مخاطبان ارائه نشده بود، معمولاً آدم‌ها خود را اینگونه متقاعد می‌کردند که “نیازی نیست نگران باشم، چون من هیچوقت دچار این بیماری نمیشم.” اما گروه دوم نمی‌توانستند چنین فکری کنند، چون راهکاری برای حل مساله به آنها داده شده بود.

سخن نهایی

ففط ایجاد حس فوریت کافی نیست. چرا که این حس فوریّت می‌تواند توسط ذهن مشتری بلوکه شود. شما باید یک راه‌حل مشخص هم در اختیار مشتری بگذارید. پس به جای آنکه فقط یک راهنمایی مختصر به مخاطبان خود ارائه دهید، دقیقاً به آنها بگویید که باید چه کنند و از این نترسید که به سمت فعالیت‌های مشخصی هدایتشان نمایید.

فصل ششم

کاری کنید که ذهن مشتری بلافاصله چراغانی شود!

چیزهای بسیار کمی هستند که ذهن ما بیشتر از رضایت آنی (Instant Gratification) دوست داشته باشد. (رضایت آنی بهترین معادلی بود که برای این عبارت پیدا کردم.) منظور از رضایت آنی این است که ما همه تمایل داریم لذت را همین حالا و بدون کوچکترین مکثی تجربه کنیم.

قیمت گذاری: ۱۰ استراتژی همیشه سبز برای افزایش فروشحتما بخوانید: قیمت گذاری: ۱۰ استراتژی همیشه سبز برای افزایش فروش

تمام تحقیقات علمی مرتبط بیانگر قدرت بالای این میل در ما هستند و این یعنی اگر کسب و کاری به درستی از آن استفاده کند، شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت.

اما چگونه می‌توان با استفاده از این نکته روانشناسی، میزان فروش را افزایش داد؟ ساده است:

زمانی مشتریان ما حس رضایت آنی را تجربه خواهند کرد، که بعد از خرید خود پاداش اینکار را دریافت کنند.

وقتی که یک مشتری بالقوه روی مرز تکمیل خرید ایستاده، اینکه چقدر سریع بابت خرج کردنِ پولی که سخت بدست آورده احساس رضایت کند، تاثیر بسیاری در تصمیم او خواهد داشت. بنابراین، متن فروش شما باید مزایای هر قدم مشتری را به طور کامل توضیح دهد.

تحقیق‌های انجام شده در این زمینه (که یکی از آنها در مورد اعتیاد به نیکوتین بوده) به ما نشان می‌دهند که وقتی ذهن، درگیر صبر کردن برای چیزی باشد، کرتِکس جلویی مغز فعال است. (این موضوع با تصویربرداری تشدید مغناطیسی یا همان MRI بررسی شده است.)

اما وقتی که ما به کسب چیزی در لحظه فکر می‌کنیم، قسمت میانی مغز فعال است و این موضوع احتمال پاسخ مثبت را افزایش می‌دهد. پس این همان بخش از مغز است که ما باید روشن کنیم. اما چگونه؟

ساده است: کلماتی همچون “بلافاصله“، “درجا“، یا حتی “سریع”  می‌توانند سوئیچ بخش میانی ذهن را بچرخانند و به این ترتیب، میلِ خرید را در مشتری افزایش دهند.

پس فقط کلماتی همچون رایگان و جدید نیستند که می‌توانند در فروش بیشتر به شما کمک کنند و در کنار آنها، “بلافاصله” هم از قانع‌کننده‌‌ترین کلماتی است که می‌توانید در متن خود بگنجانید.

(اگر کار شما فروش خدمات – و نه محصولات – است، به جای این کلمه، می‌توانید از واژۀ “به سرعت” استفاده کنید.)

محققان متوجه شده‌اند که دلیل تاثیر این کلمات آن است که به ما اجازه می‌دهند وضعیتی را تصور کنیم که در آن مشکل ما بلافاصله حل می‌شود. این یعنی وقتی بدانیم زود به نتیجه مطلوب خود می‌رسیم، میل بیشتری به انجام آن داریم.

منبع: The Economics of Immediate Gratification

سخن نهایی

ذهن ما عاشق بدست آوردن لذت در لحظه است. بنابراین وقتی که به ما خاطر نشان می‌شود که می‌توانیم مشکلات خود را سریعاً حل کنیم، میل ما به خرید بیشتر خواهد شد. بله، وقتی مصرف‌کننده بداند که بلافاصله پاداش کار خود را دریافت می‌کند، دیگر صبر کردن برای انجام یک خرید، کار دشواری خواهد بود.

فصل هفتم

یک رقیب (یا دشمن) برای خود بتراشید!

در جهان تجارت، ایجاد کردن روابط معنادار، امری حیاتی برای کسب موفقیت است. در واقع، اینکه شما چه کسانی را می‌شناسید، به اندازه دانشی که در اختیار دارید مهم است.

روابط شما مسلماً اهمیّت بسیاری دارد و باعث ایجاد حس امنیّت بیشتر نزد مشتری خواهد شد، اما هنگام ایجاد روابط، نیاز شما فقط به دوست نیست، بلکه به یک دشمن هم نیاز دارید.

چرا؟ آخر مگر داشتن دشمن هم می‌تواند سودی برایتان داشته باشد؟ تحقیقات مربوطه نشان داده که اگر به دنبال مشتریان واقعاً وفادار هستید، داشتن یک دشمنِ مشخص امری ضروری است.

تکنیک متقاعدسازی: پای خود را لای درِ فروش بگذارید!حتما بخوانید: تکنیک متقاعدسازی: پای خود را لای درِ فروش بگذارید!

تحقیق
در یک تحقیق بسیار پر سر و صدا با عنوان “دسته‌بندی اجتماعی و رفتار درون گروهی”، یک روانشناس اجتماعی به نام هنری تاجیفل، سعی داشت مشخص کند که انسان‌ها به چه دلیل رفتارهایی حاکی از تنفر یا تعصب گروهی از خود نشان می‌دهند.

در این تحقیق، ابتدا از شرکت‌کنندگان خواسته شد که از بین دو انسان یا دو شی، که نسبت به آنها هیچ‌گونه دانش قبلی نداشتند، انتخاب کنند. برای مثال در یک مورد از آنها خواسته شد بین دو نقّاش انتخاب کنند که تفاوت بین آنها واقعاً بی‌معنی بود. ch7-1

سپس این افراد بر اساس انتخاب‌های خود به دو گروه مختلف تقسیم شدند. ch7-2

نتیجه

در کمال ناباوری، تاجیفل متوجه شد که می‌تواند گروه‌هایی از آدم‌ها بسازد که به گروه فرضی خود وفاداری نشان دهند و با صراحت نسبت به افراد خارجی تعصب داشته باشند. و جالب اینجاست که مشاهدۀ چنین رفتاری با بی‌اهمیّت‌ترین تفاوت‌های ممکن در بین انتخاب‌ها میسر شده بود. ch7-3

هر چند واقعآً فرقی بین این دو گروه نبود، اما وقتی بحث بر سر ارائه پاداش‌های واقعی بود، سوژه‌های تحقیق به افراد گروه خود بیشتر میل داشتند و در زمینۀ ارائه پاداش‌ به افراد گروه دیگر از خود تعصب نشان می‌دادند.

البته شما لزوماً به یک دشمن در جهان واقعی نیازی ندارید، بلکه کافی است علیه یک عقیده یا ایده باشید. البته، به نحوی که مشتریان بتوانند با شما هم‌ذات‌پنداری کنند.

هدف شما نباید این باشد که رقبای خود را بکوبید، بلکه باید بتوانید خودتان را با ایده‌آل‌های مشخصی تعریف کنید و بدین ترتیب از سایرین متمایز شوید.

ایجاد یک پیشنهاد فروش منحصربفرد، به همان اندازه در گرویِ مشخص کردن کسانی است که مشتریان ایده‌آل شما نیستند، که در گروی مشخص کردن کسانی، که هستند.

منبع اصلی: Social Categorization and Intergroup Behaviour

سخن نهایی

شما هیچوقت نمی‌توانید لحن منحصربفرد برند خود را، بدون شناسایی درست معیارهای دیگران و تمرکز بر تفاوت‌های خود پیدا کنید. برای آنکه بتوانید مشتریان ایده‌آل خود را به دست آورید، لازم است خود را در نقش دشمنی برای یک ایده، باور یا نوع نگاه تعریف کنید. درست همانطور که اپل علیه کاربران “حوصله سربر” کامپیوتر و کامپیوترهای غیر جذاب آنها موضع می‌گیرد.

فصل هشتم

پای یک عقیده ارزشمند بایستید!

ما در مورد اهمیتِ ایجاد حس انحصار و دفع یک گروه خاص با مشخص کردن دشمنی برای خودتان صحبت کردیم، اما در عین حال لازم است مشتریان ایده‌آل خود را هم وارد گروه مشخصی بکنید.

مردم دوست دارند در پیام یک برند، همراهش باشند. امابه شرط آنکه ارزش‌های آنها با این برند یکسان باشد. در حقیقت، از بین کسانی که گفته‌اند یک رابطه قوی با برندی مشخص دارند، بیش از ۶۴% آنها اظهار داشته‌اند که دلیل این موضوع، داشتن “ارزش‌های مشترک” با این برند بوده است.

تحقیق
آیا برند شما پای یک عقیده ارزشمند ایستاده است؟

اینفوگرافیک: سئو داخلی وب‌سایت – بهینه‌سازی مطلبحتما بخوانید: اینفوگرافیک: سئو داخلی وب‌سایت – بهینه‌سازی مطلب

بر اساس یافته‌های شرکت تحقیقاتی CEB، مردم به هیچ شرکتی وفادار نیستند. بلکه به ارزش‌هایی وفادارند که یک شرکت برای خودش دارد.

منبع اصلی: What Are Consumers Really Loyal To? ch8-1

یک مثال عالی از این موضوع، کفش‌های TOMS است. این برند، به عقیدۀ بسیاری از مشتریان، واقعاً پای ارزش‌های خود ایستاده است و حتی خارج از فضای تجاری نیز به باورهای خود متعهد بوده است. مشتریان این شرکت را تحسین می‌کنند، چون بابت هر جفت کفش که می‌فروشد، یک جفت کفش به نیازمندان اهدا می‌کند. ch8-2

در همین زمینه، بد نیست اگر نگاهی به برند زاپوز هم بیندازیم: مدیر این برند، تونی هسیه، شرکت خود را به عنوان یک فروشگاه آنلاین نمی‌شناسد، بلکه از آن به عنوان “یک شرکت فعال در زمینۀ خدمات مشتری که از قضا، کفش هم می‌فروشد” تعریف می‌کند. بد نیست بدانید که این حرف او فقط یک شعار قشنگ نیست: همه مشتریان زاپوز به خوبی می‌دانند که این شرکت برای ارائه یک تجربه فوق‌العاده به مشتری، از هیچ تلاشی فروگذار نیست.

سخن نهایی

ارزش‌های خود را به طور مرتب و واضح برای مشتریان خود مشخص کنید. کیفیت محصولات و خدمات شما برای آنها اهمیّت دارد، اما در نهایت وفادارترین مشتریان شما به چیزی علاقه دارند که برند شما پایش ایستاده است و بابت آن تلاش می‌کند. پس باید کاری کنید که آنها به راحتی ارزش‌های شرکت شما و تلاش‌هایتان در این زمینه را متوجه شوند.

فصل نهم

نقش وکیل مدافعه شیطان را بازی کنید!

آیا با طریقه به وجود آمدن عبارت “وکیل مدافعه شیطان” آشنا هستید؟

این عبارت مربوط به زمانی بود که کلیسای کاتولیک قصد داشت فردی را به مقام قدیس منصوب کند. برای اینکار، مسئولان کلیسا از یک وکیل می‌خواستند تا در نقش وکیل مدافعه شیطان حاضر شود و در طی مراسم، دلایلی را که فرد مذکور نباید به درجه قداست برسد را مطرح کند. به این ترتیب بود که آنها مطمئن می‌شدند این مراسم تا حد ممکن بی‌طرفانه برگذار می‌شود.

در فضای تجارت می‌توان یک درس مهم از این حرکت گرفت.

طبق تحقیقی که توسط یک روانشناس اجتماعی به نام شارلان نمث (و همکارانش) انجام شده، نقش وکیل مدافعه شیطان، بدون شک در متقاعد کردن مخاطبان تاثیر دارد. البته خیالتان راحت: برای استفاده از این تکنیک، لازم نیست شما یک مخالفت واقعی با محصولات خود داشته باشید. هر چند که این کار هم تاثیر خود را بر روی مخاطب خواهد گذاشت. درست فهمیدید:

وقتی که افراد با کسی روبرو می‌شوند که واقعاً با نقطه نظر آنها مخالف است، تلاش می‌کنند تا نقطه نظرش را درک کنند.

(تحقیق در این زمینه همچنین نشان داده که مخالفت، به ایجاد خلاقیت بیشتر و حل مشکل در یک گروه کمک می‌کند.)

تاثیر آنهایی که نقش وکیل مدافع شیطان را بازی می‌کنند، دقیقاً چیست؟

مخالفان یک موضوع، باعث می‌شوند که اکثریت در تصمیم خود بیشتر مصمم شوند.

محققان متوجه شده‌اند که  وقتی مخاطبان در مورد انتقادهای وکیل مدافعه شیطان بحث می‌کنند، در حقیقت مشغول مطرح کردن (و رفع) اشکالات تصمیم خود هستند و جایگزین‌های بهتری برای استدلال‌های خود پیدا می‌کنند. بنابراین، آخر سر در تصمیم خود راسخ‌تر خواهند بود.

و این یعنی بازاریابان یک فرصت خوب دارند: آنها می‌توانند برای مشکلات احتمالی محصولات خود، در نقش وکیل مدافع شیطان ظاهر شوند (“برخی گفته‌اند که محصول ما بیش از حد پیچیدگی دارد، اما این موضوع صحت ندارد. دلیل آن هم این است که…”). با چنین کاری می‌توانید در متقاعدسازی مشتریان بسیار بهتر عمل کنید، چرا که تمام نگرانی‌های آنها، قبل از خرید مطرح و رفع می‌شوند.

سخن نهایی

ظاهراً بازی کردنِ نقش وکیل مدافع شیطان، به هیچ‌وجه جلوی مخاطبان را نمی‌گیرد و فقط عزم آنها را برای عملی کردن تصمیم‌شان بیشتر می‌کند. پس بد نیست که برای محصولات و خدمات خودتان، تبدیل به وکیل مدافع شیطان بشوید و ضعف‌های احتمالی را، با ارائه توضیح و راه‌حل، رد کنید. به این ترتیب، ترس‌های مشتریان شما از بین می‌رود و با اعتماد بیشتری، فرآیند خرید خود را کامل می‌کنند.

فصل ۱۰

مشتریان خود را همیشه مشتاق نگاه دارید!

اولین چیزی که باعث ایجاد وفاداری در مشتری می‌شود چیست؟ جواب این سوال، اصل اجتماعیِ عمل متقابل است. یعنی اینکه هر کس در مقابل چیزی که دریافت می‌کند، می‌خواهد چیزی هم ارائه بدهد.

سه نوع فراخوان عمل که نرخ تبدیل سایت‌تان را به سقف می‌چسباند!حتما بخوانید: سه نوع فراخوان عمل که نرخ تبدیل سایت‌تان را به سقف می‌چسباند!

خبر خوب این است که یک راه فوق‌العاده برای استفاده از این اصل وجود دارد که تجارت‌ها می‌توانند از آن بهره ببرند: ایجاد حس نیاز به عمل متقابل با غافلگیر کردن مشتریان.

تحقیق

  • ۱در جریان یک تحقیق، روانشناسی به نام نوربرت شوارز متوجه شد که حتی پیدا کردن یک سکه ۱۰ سنتی کافی است تا نگاه فرد تحت تاثیر قرار بگیرد و دیدی مثبت نسبت به روز خود پیدا کند. هر چند که این تحقیق در سال ۱۹۸۷ انجام شده، اما نتیجۀ آن هنوز هم درست است: لازم نیست برای فعال‌کردن فرآیندِ عمل متقابل، کار زیادی انجام دهید. حتی کوچکترین لطف شما کافی است تا نیّت خوبتان را به مشتری نشان دهید و مطمئن شوید که او به شما وفادار خواهد ماند. شوارز پدیدۀ مذکور را اینگونه توضیح داده است: “مساله، ارزش چیزی نیست که بدست می‌آورید، بلکه اتفاق مثبتی است که برای شما روی داده است.”
  • ۲در یک تحقیق معروف دیگر در این مورد، دکتر رابرت چالدینی متوجه شد که یک کار ساده، مثل خرید یک قوطی نوشابه برای مخاطب، کافی است تا او با علاقۀ بسیار بیشتری نسبت به شما رفتار کند.

منیع اصلی: Well-Being: The Foundations of Hedonic Psychology

یکی از بهترین راهکارها برای استفاده از این تکنیک، آن است که بعد از انجام خرید توسط مشتری، همچنان ارتباط خود را حفظ کنید و چیزی به عنوان هدیه به او بدهید.

مشتریان را با یک چیز کوچک غافلگیر کنید – حتی کوچکترین چیز هم تاثیرگذار خواهد بود.

اگر که محصول شما یک نرم‌افزار است، یک راهنمای رایگان برای آن می‌تواند واقعاً تاثیرگذار باشد. اگر هم که یک آرایشگاه را اداره می‌کنید، دادن یک شانۀ پلاستیکی به مشتری می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای داشته باشد.

زاپوز (همان فعال در زمینۀ خدمات مشتری، که از قضا کفش هم می‌فروشد) اقرار کرده که هر از چند گاهی، حساب کاربریِ مشتریان خود را، بدون آنکه به اطلاعشان برساند، ارتقا می‌دهد تا کفش‌ها یک روزه به دستشان برسد. به این ترتیب می‌تواند یک حس غافلگیری و خوشحالی برای مشتری ایجاد کند که هیچوقت با اطلاع‌رسانی در مورد ارتقای حساب در سایت میسّر نمی‌شد.

فراموش نکنید که ارزش مادی هدیه شما اصلاً مهم نیست. اگر نمی‌توانید از پس یک حرکت پر هزینه همچون کار زاپوز بر بیایید. یادتان نرود که هر حرکت دیگری، هر چقدر هم کوچک، موثر خواهد بود. چرا که فقط این مساله مهم است که به یاد مشتریان خود بوده‌اید.

سخن نهایی

عمل متقابل یک قدرت بزرگ در اخیارتان می‌گذارد. با اینحال، بعید نیست که بسیاری از رقبای شما هم از آن استفاده کنند. اگر این موضوع درست است، شما می‌توانید با غافلگیر کردن مشتریان خود، در بین رقبا بدرخشید. این کار می‌تواند یک راه عالی باشد تا به مشتری نشان دهید که قدر تجارت با او را می‌دانید.

منبع: هلپ اسکات



Source link


با افزایش ضریب نفوذ اینترنت در کشور، بحث مشاغل اینترنتی و کسب درآمد از وبلاگ و وب‌سایت قوت بیشتری به خود گرفته است. از رونق افتادن بازار فیزیکی و نیاز به سرمایه‌گذاری بالا برای ایجاد کسب و کار در آن از یک سو، و استقبال مردم از محصولات و سرویس‌های اینترنتی از سوی دیگر، موجب شده تا برخی به سرمایه‌گذاری و ایجاد کسب و کار در چنین فضایی ابراز تمایل کنند.

با این وجود طی سال‌های اخیر با افزایش رقابت در میان سایت‌های تجاری هزینه‌های راه‌اندازی و نگهداری وب‌سایت نیز افزایش یافته است. با این وجود همه‌چیز تنها به پول ختم نمی‌شود. بخشی از این درآمدزایی به خلاقیت و مهارت شما نیز بازمی‌گردد، به‌طوری که امروزه عدۀ بسیاری در داخل و خارج از کشور با استفاده از وبلاگ‌های خود و با هزینه‌ای بسیار کم به کسب درآمد مشغول‌اند.

در کشورهای پیشرفته، وبلاگ نویسی به عنوان یک شغل کاملاً جا افتاده است و عدۀ زیادی از این طریق مشغول کسب درآمد هستند. در ایران نیز، با اینکه ماهیت وبلاگ و وبلاگنویسی هیچ وقت به جایگاهی که باید نرسید، اما عده‌ای توانستند از طریق وبلاگ نویسی کسب درآمد کنند. وبلاگ یک پزشک نمونه بسیار خوبی برای این موضوع است.

اگر کسب درآمد از وبلاگ نویسی دغدغه اصلی این روزهایتان است، حتماً این مقاله را تا انتها مطالعه کنید. در این مقاله قصد داریم به شما بگوییم چگونه می‌توانید از وبلاگ نویسی کسب درآمد کنید. اما پیش از هر چیزی به باد داشته باشید که:

شما تنها یک وبلاگ نویس نیستید!

لحظه‌ای که تصمیم می‌گیرید از وبلاگ خود کسب درآمد کنید، دیگر تنها یک وبلاگ نویس نیستید. در آن لحظه شما نیز به یک کارآفرین نوپا تبدیل شده‌اید و وبلاگ شما به یک کسب و کار کوچک بدل می‌شود. شما احتمالاً برنامه ریزان مالی، کارآفرینان و فعالان حوزه کسب و کار که سمینارهای رایگان برای جذب مشتریان برگزار می‌کنند را دیده‌اید، درست است؟

خب، وبلاگ نویسی هم شباهت بسیاری به این سمینارهای آزاد دارد. شما تخصص، دانش، اطلاعات و حتی علایق خود را به امید جذب خواننده و جلب اعتماد آنها به رایگان در اختیار عموم مردم قرار می‌دهید.

چگونه یک وبلاگ نویس حرفه ای شوم؟حتما بخوانید: چگونه یک وبلاگ نویس حرفه ای شوم؟

کسب درآمد از وبلاگ نویسی ، اما چگونه؟

مطمئناً قرار نیست یک روزه و با یک مقاله معجزه کنیم و شما را به درآمدزایی برسانیم. ترجیح می‌دهیم معقولانه راه رسیدن به کسب درآمد از وبلاگ را به مراحل مختلف تقسیم کنیم تا به خوبی نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید. اگر بخواهیم ۰ تا ۱۰۰ کسب درآمد از وبلاگ نویسی را فقط نام ببربم، باید بگوییم:

  1. در اولین قدم، یک وبلاگ بسازید.
  2. محتوای مفید و مناسب تولید کنید.
  3. محتوای خود را بهینه‌سازی کنید.
  4. به دنبال مخاطبان بیشتر بگردید.
  5. اعتماد و وفاداری مخاطبان خود را جلب کنید.
  6. و در نهایت، از ارتباط خوب خود با بازدیدکنندگان برای کسب درآمد استفاده کنید.

هرچند موارد بالا در ظاهر اندکی کلی و مبهم به نظر می‌رسند، اما برخی از آنها نیازمند دقت، تجربه و زمان زیادی برای تسلط کافی هستند. با این وصف به شکلی مبسوط،  هر یک از مراحل ذکرشده را شرح خواهیم داد.

یک وبلاگ بسازید

کسب درآمد از وبلاگ قصۀ مرغ و تخم مرغ نیست زیرا تا زمانی که یک وبلاگ نداشته باشید خبری از درآمد نخواهد بود. در واقع، ساختن یک وبلاگ مانند خلق یک تخم مرغ است و به تنهایی شما را به درآمدزایی نمی‌رساند. بسیاری از افرادی که ایده ساخت یک وبلاگ به ذهنشان می‌رسد، پیش‌زمینه چندانی از مسائل تکنولوژیک مربوط به ساخت و اداره وبلاگ ندارند و تنها در زمینه تولید محتوا خبره هستند. با این حال، اگر شما هم نمی‌دانید چگونه باید یک وبلاگ بسازید اصلاً نگران نباشید زیرا عمده وبلاگ‌نویس‌های جهان با این مشکل روبرو هستند.

ساخت وبلاگ فرایند آنچنان تخصصی نیست و تنها کافی است با عضویت در یکی از سرویس‌دهنده‌های وبلاگ ایرانی مانند بلاگفا یا میهن بلاگ برای خود یک وبلاگ ایجاد کنید. افزون بر این، سرویس‌دهنده‌های خارجی نیز وجود دارند که امکانات مناسبی در اختیار کاربران قرار می‌دهند اما معمولاً در بین ایرانیان کمتر شناخته‌شده هستند که از میان آنها می‌توان به ClearBlogs و Blogger اشاره کرد.

با این حال، اگر می‌خواهید کمی حرفه‌ای‌تر با این مسئله برخورد کنید بهتر است از سیستم‌های مدیریت محتوایی مانند وردپرس استفاده کنید. زمانی که از سیستم مدیریت محتوای وردپرس استفاده می‌کنید، در حقیقت وبلاگ شما به شکل یک سایت رسمی با دامنه اختصاصی به مخاطب معرفی می‌شود. همچنین، در وردپرس این امکان را دارید که قالبی را که بر اساس سلیقه‌تان را بر روی وبلاگ خود قرار دهید. با این حال باید گفت که اگر دانش و تخصصی در ساخت و مدیریت وبلاگ و وب‌سایت ندارید، استفاده از سیستم وردپرس، در مقایسه با سرویس‌های وبلاگ نویسی، برایتان هزینه خواهد داشت. اگر می‌توانید کمی پول در ابتدای کار خرج کنید، پیشنهاد ما سیستم وردپرس است.

محتوای مناسب تولید کنید

قرار نیست یک وبلاگ خالی برای شما درآمد ایجاد کند. برای نزدیک‌تر شدن به هدف کسب درآمد از وبلاگ، باید یک قدم جلوتر بروید و با تولید محتوای مناسب تخم مرغ خود را به جوجه تبدیل کنید (هرچند یک جوجه هم چندان سودآور نیست، اما مرغ را که یک‌شبه خلق نمی‌کنند). جدا از مهارت‌های تولید محتوای جذاب که هر وبلاگ نویس باید تا حدودی از آنها مطلع باشد؛ زمینه یا موضوعی که شما قرار است به تولید محتوا پیرامون آن بپردازید نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع آنچه طی مدت‌های طولانی پس از ساخت وبلاگ به رشته تحریر درمی‌آورید، کاملاً به سرفصل‌های اولیه‌ای که برای وبلاگ خود انتخاب کردید مرتبط است.

بیشتر وبلاگ نویس های موفق یک جامعه هدف مشخص را برای وبلاگ خود در نظر گرفته‌اند. این طیف مخاطبان ممکن است بخش عمده‌ای از جامعه را پوشش دهد یا افراد به خصوصی را شامل شود. در هر حال آنچه بیش از گستردگی مخاطبان مهم است، استفاده شما از کمبودها و فضای خالی موجود برای ارائه مطالبی مفید و یکتاست؛ وگرنه در اینترنت صدها هزار وبلاگ مختلف با موضوعات و مخاطبان مشابه فعالیت می‌کنند، بی‌آنکه درآمدی از این راه نصیب آنها شود.

آنچه شما را از رقبایتان متمایز می‌کند کلمات کلیدی است که درباره آنها به تولید محتوا می‌پردازید. با این وصف، روی موضوعاتی تمرکز کنید که به نوعی زندگی مخاطبان را تغییر یا تحت تاثیر قرار می‌دهد. این دسته از محتواها، غالباً از ارزش بالایی برای مردم برخوردارند و موجب می‌شوند تا آنها احساس کنند همانند شما بیشتر می‌دانند و در نتیجه اعتماد بیشتری هم به شما می‌کنند.

این وفاداری بعدها هنگامی که قصد کسب درآمد از وبلاگ خود را دارید، بسیار سودمند خواهد بود. جالب‌تر آنکه این کلمات کلیدی با توجه به شرایط اقلیمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم تغییر می‌کند. برای مثال موضوعاتی نظیر بیمه و سرمایه‌گذاری در آمریکا با استقبال خوبی مواجه می‌شود (و تبلیغات در این زمینه نیز بسیار سودآور خواهد بود) در حالی که این موضوعات در ایران چندان مورد علاقه مردم قرار نمی‌گیرد. در مقابل، مردم ایران به موضوعاتی نظیر مد، محصولات آرایشی بهداشتی، تکنولوژی، دکوراسیون، فیلم و … بیشتر توجه می‌کنند. در هر حال، یافتن زمینه مناسب برای تولید محتوا هم از اهمیت بالایی برخوردار است و هم به دقت، تحقیق و بررسی فراوان نیاز دارد.

پیشنهاد ما این است که درباره آن چیزی که علاقه دارید یا در آن زمینه مهارت و تخصص دارید، بنویسید. علاقه، اولین رکن موفقیت در زمینه تولید محتواست.

محتوای خود را بهینه‌سازی کنید

میزان درآمد شما از وبلاگ به‌طور مستقیم به دیده شدن آن توسط مخاطبان ارتباط دارد. در واقع، هر چه وبلاگ شما بازدیدکننده بیشتری داشته باشد، به احتمال زیاد درآمدتان نیز افزایش می‌یابد. اینجاست که مسئله‌ای با عنوان سئو یا بهینه‌سازی مطالب برای موتورهای جستجو مطرح می‌شود. با جستجو در اینترنت مطالب آموزشی فراوانی در رابطه با سئو محتوای متنی و تصویری یافت می‌شود، برای نمونه همین وبلاگ نوین!

وبلاگ‌ داشتن یا نداشتن: پاسخی به یک مساله!حتما بخوانید: وبلاگ‌ داشتن یا نداشتن: پاسخی به یک مساله!

بیایید از ابتدا شروع کنیم. شما یک وبلاگ ساخته‌اید و محتوای ارزشمندی هم در آن قرار داده‌اید تا عده‌ای از کاربران اینترنتی وارد آن شوند و مطالب شما را مطالعه کنند. از سوی دیگر کاربران اینترنتی، معمولاً از راه‌های مختلف به وب‌سایت‌ها مراجعه می‌کنند که یکی از مهم‌ترین آنها جستجو در گوگل و سایر موتورهای جستجوگر است. آنها با جستجوی عباراتی که به موضوعات موردبحث در وبلاگ شما مرتبط است با صفحاتی از نتایج مواجه می‌شوند که شما در آنها قرار ندارید. چرا؟ چون محتوای شما با وجود ارزشمند بودن برای موتورهای جستجو بهینه‌سازی نشده است! رعایت اصول سئو موجب می‌شود تا وبلاگ یا وب‌سایت شما بهتر در نتایج جستجو ظاهر شود.

در نتیجه، رعایت اصول سئو و قرارگیری در رتبه‌های بهتر نتایج جستجو، شانس شما را برای جذب مخاطبان بیشتر افزایش می‌دهد. از سوی دیگر هنگامی‌که وبلاگ شما حاوی مطالب مفید و یکتایی باشد کاربران با ورود به آن مدت زمان بیشتری به گردش در میان صفحات مختلف می‌پردازند. در نتیجه با کاهش نرخ پرش و افزایش Time on Site و Pageviews Per Visitor که همگی معیارهای احتمالی گوگل برای رتبه‌بندی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها محسوب می‌شوند، اعتبار بیشتری کسب می‌کنید و رتبه خود را در نتایج جستجو بهبود می‌بخشید. اگر با این اصطلاحات آشنایی ندارید باید خدمتتان عرض کنم که با نصب گوگل آنالیتیکس بر روی وب‌سایت خود می‌توانید تمام این معیارها را زیر نظر بگیرید.

افزون بر این، پس از مدتی که کاربران اینترنتی با جستجوی عبارات مختلف به وبلاگ شما هدایت شوند، به کاربران وفادار تبدیل خواهند شد و بدون جستجو با تایپ Url در نوار آدرس مرورگر اینترنتی به‌صورت مستقیم به وبلاگ شما وارد می‌شوند که این مقوله نیز برای گوگل از اهمیت بالایی برخوردار است و آن را به‌عنوان یک معیار کیفی برای رتبه‌بندی وب‌سایت‌ها تاثیر می‌دهد.

اگر قصد دارید در زمینه سئو و بهینه سازی وب‌سایت ماهر شوید، به بخش آموزش سئو وبلاگ نوین سر بزنید.

اینفوگرافیک: چگونه بهینه سازی وبلاگ و مطالب را مثل یک حرفه‌ای انجام دهیم؟حتما بخوانید: اینفوگرافیک: چگونه بهینه سازی وبلاگ و مطالب را مثل یک حرفه‌ای انجام دهیم؟

به دنبال مخاطبان بیشتر باشید

اگر به دنبال کسب درآمد از وبلاگ خود هستید تنها تمرکز به ساخت یک وبلاگ خوب با محتوای مناسب کافی نیست، بلکه لازم است کمی از لاک وبلاگ خود خارج شوید و به ترویج و تبلیغ آن بپردازید. در واقع شما امروزه هر موضوعی برای وبلاگ خود انتخاب کنید تا حدودی رقیبان حرفه‌ای و با سابقه‌ای دارید که در صدر نتایج جستجو قرار دارند. حال برای غلبه بر این رقیبان چه برنامه‌ای دارید؟

باید اعتراف کرد که تولید محتوای مناسب و رعایت اصول سئو برای رقابت با وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌هایی که از راه‌های مختلف برای  تبلیغ و لینک سازی استفاده می‌کنند، کفایت نمی‌کند. تنها کافی است مقالات نظیری آموزش لینک سازی برای افراد مبتدی را مطالعه کنید تا تلاش بی‌وقفه وب‌سایت‌های مختلف برای لینک سازی طبیعی و مصنوعی حیرت‌زده شوید. با این وجود نباید ناامید باشید!

راه‌های زیادی برای افزایش مخاطبان اینترنتی وجود دارد، اما در هنگام کسب درآمد از وبلاگ بیش از افزایش ترافیک به خواننده‌های واقعی نیاز دارید. چرا؟ چون تنها خواننده‌های واقعی بر روی تبلیغات شما کلیک می‌کنند، در وب‌سایت شما می‌چرخند و از شما خرید می‌کنند!

با این وصف، باید به دنبال افرادی باشید که واقعاً به موضوع وبلاگ شما علاقمند هستند و این محتوا را در جای دیگری پیدا نمی‌کنند. در آغاز به شخصیت و مدل‌های رفتاری خواننده‌های وبلاگ خود فکر کنید. شاید لازم باشد یک مخاطب غیرحقیقی (که اصطلاحاً به آن پرسونا گفته می‌شود) خلق کنید. خلق پرسونا معمولاً هنگامی که مخاطبان وبلاگ شما طیف خاصی از افراد جامعه با صفات و ویژگی‌های مشترک را شامل می‌شوند، مفید خواهد بود و به شما کمک می‌کند تا با روش‌هایی هوشمندانه‌تر آنها را جذب کنید.

پس از اینکه از ویژگی‌های احتمالی مخاطبان خود مطلع شدید، باید فکر کنید که این مخاطبان در کجا بیشتر حضور دارند؟ به این منظور تا حد امکان به پرسش‌های زیر پاسخ دهید:

  1. آیا مخاطبان شما وبلاگ‌های خاصی را مطالعه می‌کنند؟ سه مورد از آنها را یادداشت کنید.
  2. آیا در انجمن‌ها و فروم های اینترنتی حضور دارند؟ سه مورد از آنها را یادداشت کنید.
  3. آیا به شنیدن پادکست علاقه دارند؟
  4. با چه شبکه‌های اجتماعی ارتباط بیشتری دارند؟ سه مورد از آنها را نام ببرید.
  5. چه صفحاتی را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند؟ سه مورد از آنها را یادداشت کنید.

هر یک از این فضاها که امکان دارد مخاطبان شما در آنجا حضور داشته باشند، یک فرصت برای تبلیغ وبلاگ شما محسوب می‌شوند که می‌توانند با درج یک نظر مناسب، پیشنهاد تولید یک پست مهمان به صاحب صفحه یا با پاسخ مفید به پرسش‌های دیگر اعضای حاضر، مورد استفاده قرار گیرد. آنچه در هنگام حضور در چنین فضاهایی اهمیت دارد، فعالیت ارزشمند و مفید است، نه درگیر شدن در بحث‌های بی‌نتیجه و ارسال نظرات تند و نامناسب!

می‌خواهید درآمد وب سایت خودتان را افزایش دهید؟!

ما راهکارهای کوتاه مدت و طولانی مدت بسیاری را به کار می‌بندیم که به شما در پیدا کردن ثبات کمک می‌کنند.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.

پکیج های بازاریابی دیجیتال نوین

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

با مخاطبان خود تعامل مثبت داشته باشید

با تمرکز مستمر بر تولید محتوای مفید و پیدا کردن تعداد بیشتری خواننده، متوجه خواهید شد افرادی که از وبلاگ شما بازدید می‌کنند، رفته رفته با محتوای شما ارتباط برقرار کرده اند. با این وصف، باید علاوه بر استمرار در تولید محتوای باکیفیت، بخشی از تمرکز خود را هم به ایجاد ارتباط بهتر با مخاطبان خود قرار دهید. عمدتاً مخاطبان با درج نظرات خود در زیر پست‌های وبلاگ با شما ارتباط برقرار می‌کنند. در نتیجه باید به نظرات آنها پاسخ دهید، به انتقادات و پیشنهادات آنها توجه کنید و در صورتی که تقاضای انتشار محتوای خاصی را دارند، آن را در دستور کار خود قرار دهید. در مجموع باید کاری کنید تا مخاطبان، دوباره به وبلاگ شما بازگردند.

وقت کسب درآمد از وبلاگ رسیده!

خب، ۵ قدم اول یعنی ساخت وبلاگ، تولید محتوای باکیفیت، بهینه‌سازی محتوا برای موتورهای جستجو، پیدا کردن مخاطب و تعامل مناسب با آنها پایه‌های کسب درآمد از وبلاگ هستند. پس از طی این مراحل، به‌احتمال زیاد تخم مرغ شما تبدیل به یک مرغ شده است و حالا می‌تواند برای شما تخم بگذارد!

تشخیص این موضوع نیز چندان سخت به نظر نمی‌رسد. بررسی میزان بازدیدکنندگان، سنجش رفتار آنها در صفحات وبلاگ و جایگاه وبلاگ شما در نتایج جستجو برای عبارات کلیدی، همگی نشانه‌هایی واضح برای آگاهی از میزان موفقیت شما در ساخت یک وبلاگ سودآور است. در هر حال، اکنون وقت کسب درآمد است!

یک پست وبلاگ باید چند کلمه داشته باشد؟حتما بخوانید: یک پست وبلاگ باید چند کلمه داشته باشد؟

روش‌های کسب درآمد از وبلاگ

یکی از بزرگ‌ترین تصورات غلط وبلاگ نویسان در کسب درآمد از وبلاگ این است که فکر می‌کنند باید از میان راه‌های مختلف درآمدزایی تنها یکی را انتخاب کنند؛ اما واقعیت این است که روش‌های زیادی برای کسب درآمد از وبلاگ وجود دارند که با یکدیگر تضاد و منافاتی ندارند.

اگر قرار باشد تمام راه‌های که وبلاگ نویسان با استفاده از آنها به ثروت رسیده‌اند را فهرست کنیم چیزی شبیه به تصویر پایین ایجاد می‌شود! به همین بزرگی و تعدد که اگر بخواهیم تمام آنها را معرفی کنیم خواندن این مطلب از حوصله شما هم خارج می‌شود. چندان نگران نباشید اگرچه این نقشه در نگاه اول کمی گیج‌کننده و دلهره‌آور است، اما از سوی دیگر این تنوع بالا خوشحال‌کننده است زیرا شما می‌توانید بر اساس علایق و توانایی‌های خود یک یا چند مورد از آنها را انتخاب کنید.

روش های کسب درآمد از وبلاگ

روش های کسب درآمد از وبلاگ

تبلیغات کلیکی (PPC)

تبلیغات، نخستین راهی است که وبلاگ نویسان از طریق آن شروع به کسب درآمد می‌کنند. امروزه بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف تبلیغات در فضای مجازی را به انتشار آگهی در روزنامه و مجلات ترجیح می‌دهند. بدین ترتیب، یک وبلاگ نویس می‌تواند بدون نیاز به سرمایه یا تخصص خاصی به جز موضوعات مرتبط با وبلاگ خود، کسب درآمد کنند. معروف‌ترین سرویس تبلیغاتی را می‌توان گوگل ادسنس دانست که متعلق به غول اینترنتی گوگل است و در زمینه تبلیغات کلیکی فعالیت می‌کند. البته این سرویس سال‌هاست که ایرانیان را تحریم کرده و البته اینکه از زبان فارسی نیز پشتیبانی نمی‌کند.

با این وجود، اگر می‌توانید به زبانی غیرفارسی محتوا تولید کنید و همچنین در میان دوستان و اقوام خود افرادی قابل‌اعتماد در خارج از کشور دارید که می‌توانند با آدرس خود برای شما حساب بانکی ایجاد کنند، بازهم می‌توانید بر روی سرویس گوگل ادسنس و درآمد حاصل از آن حساب کنید.

علاوه بر این سرویس، برنامه‌های دیگری نظیر Chitika’s eMiniMalls و WidgetBucks و Text Link Ads نیز وجود دارند که با ارائه تبلیغات متنی به وبلاگ شما در ازای کلیک کاربران پول پرداخت می‌کنند. همچنین طی سالیان گذشته، سرویس‌دهنده‌های ایرانی نیز در این زمینه رشد قابل‌توجهی کرده‌اند. مطمئناً اگر وبلاگ شما بتوانند روزانه تعداد قابل توجهی از کاربران را به سمت خود جلب کند، بسیاری از برندها برای تبلیغات بر روی سایت شما تمایل نشان خواهند داد.

در هر حال این شیوه از درآمدزایی، به دلیل سهولت بیشتر و دردسر کمتر برای وبلاگ نویسانی که در ابتدای راه هستند بسیار محبوب است.

تبلیغات نمایشی (CPM)

این سیستم تبلیغاتی شباهت بسیاری به تبلیغات کلیکی دارد با این تفاوت که شما در ازای تعداد نمایش یک تبلیغ پول دریافت می‌کنید. این شیوه به نام CPM شناخته می‌شود و واحد شمارش نمایش، معمولاً بر مبنای ۱۰۰۰ گذاشته می‌شود. به این ترتیب، یک وبلاگ ماهیانه در ازای هر ۱۰۰۰ بار نمایش یک بنر تبلیغاتی مبلغی دریافت می‌کند.

قیمت این تبلیغات بر اساس کیفیت وبلاگ و موضوع آگهی تبلیغاتی متغیر است. البته، راه ساده‌تر اقدام به فروش قسمت‌هایی از وبلاگ برای نمایش دائم تبلیغات بنری است. در این متد، دیگر تعداد کلیک اهمیت ندارد و نفع یا ضرر آن قابل پیش‌بینی نیست.

بازاریابی رابطه‌ای، بازاریابی پورسانتی یا همان Affiliate Marketing!

برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که Affiliate Marketing، بیشترین درآمد را برای صاحبان وبلاگ به همراه دارد. در این روش شما مخاطبان خود را به عنوان مشتری برای خرید کالا یا سرویسی خاص به وب‌سایت یک شرکت هدایت می‌کنید و در صورتی که مشتری واقعاً اقدام به خرید کند، درصدی به عنوان پورسانت دریافت می‌کنید.

به این شیوه از درآمدزایی CPL (مخفف Cost Per Lead) و CPA (مخفف Cost Per Action) گفته می‌شود. در واقع این شیوه تبلیغاتی نیز یکی از راه‌های مناسب و آسان برای شروع کسب درآمد از وبلاگ محسوب می‌شود زیرا ثبت‌نام در سرویس‌های ارائه‌دهنده این تبلیغات، آسان است و هزینه‌ای برای شما ندارد. به‌طور معمول، ثبت تبلیغات مرتبط با موضوع محتوای وبلاگ شما با احتمال سودآوری بیشتری همراه است.

درآمدهای دوره‌ای (Recurring Income)

یکی از شیوه‌های کسب درآمد از وبلاگ که به تازگی وبلاگ‌نویسان تمایلی زیادی برای به‌کارگیری آن از خود نشان می‌دهند، درآمدهای دوره‌ای است. در این شیوه مخاطبان با پرداخت یک حق اشتراک هفتگی، ماهیانه یا سالیانه امکان دستیابی به مقالات، سرویس‌ها و فایل‌های خاصی را پیدا می‌کنند.

هرچند برای استفاده از این شیوه، باید محتوایی کاملاً علمی و مستند در اختیار کاربران قرار گیرد یا سرویس‌هایی به آنها عرضه شود که در سایر وب‌سایت‌ها یا وبلاگ‌ها وجود نداشته باشد. به طور معمول از این شیوه در ایران بیشتر برای فروش مجلات و ژورنال‌های علمی تخصصی استفاده می‌شود و وبلاگ فروشنده نیز باید از سابقه، اعتبار و عنوان خوبی برخوردار باشد. برای مثال وب‌سایت چطور، با راه‌اندازی سرویس Chetor Pro از این شیوه برای کسب درآمد استفاده می‌کند.

برای تشویق کاربران به ثبت‌نام نیز باید بخشی از محتوا به‌طور رایگان در اختیار آنها قرار گیرد. به‌طور مثال وب‌سایت معتبر Moz که مقالات متعددی در زمینه سئو و بهینه‌سازی وب‌سایت منتشر می‌کند، در قسمت ویژه، مقالات و سرویس‌هایی را برای اعضای خود در نظر گرفته است که باید به‌طور ماهیانه حق اشتراک خود را پرداخت کنند.

محتوای تبلیغاتی یا رپورتاژ آگهی

در این شیوه شما باید محتوایی در جهت فروش، معرفی محصولات و سرویس‌های سایر وب‌سایت‌ها یا شرکت‌ها در وبلاگ خود منتشر کنید. برای مثال هنگامی که قصد تبلیغ برای یک فروشگاه اینترنتی مبلمان را دارید، محتوای تولیدی باید ضمن ارائه اطلاعات مفید به کاربران به نوعی محصولات فروشگاه را در قالب تصاویر مختلف به کاربر معرفی کند و در صورت امکان با ایجاد تگ بر روی تصاویر یا لینک دهی به وب‌سایت مرجع مخاطبان را به خرید محصولات آنها تشویق کند.

این شیوه امروزه توسط وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های معتبر داخلی انجام می‌گیرد و حتی وب‌سایت‌های فروشگاهی نیز با ایجاد یک بخش محتوایی در کنار آموزش، محصولات خود را نیز معرفی می‌کنند. موفقیت در این شیوه تبلیغاتی به اعتبار و میزان بازدید وبلاگ شما، کیفیت محتوایی که در آن قرار می‌دهید و صد البته کیفیت محصولات و سرویس‌های فروشگاه یا وب‌سایت مقصد بستگی دارد.

آیا باید محتوای قدیمی خود را بروزرسانی کنید؟حتما بخوانید: آیا باید محتوای قدیمی خود را بروزرسانی کنید؟

ایجاد فروشگاه اینترنتی

هرچند نمی‌توانید با فروشگاه‌های بزرگ اینترنتی که امروزه از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را می‌فروشند رقابت کنید، اما اگر از وبلاگ‌تان ترافیک قابل توجهی دارد و مخاطبان وفاداری هم برای خود دست‌وپا کرده‌اید، می‌توانید با فروش محصولات مرتبط با موضوع وب‌سایت خود (البته با قیمت پایین‌تر از سایر فروشگاه‌ها) از این راه نیز درآمد داشته باشید.

میزان درآمد در این شیوه به محصولات شما بستگی دارد. برای مثال اگر در وبلاگ خود از اخبار و مقالات مرتبط با محصولات Apple منتشر می‌کنید، می‌توانید در کنار آن با راه‌اندازی یک فروشگاه اینترنتی این محصولات را به مخاطبانتان عرضه کنید.

فروش فایل‌های آموزشی

اگر در زمینه مطالبی که در وبلاگ خود منتشر می‌کنید، مهارتی عملی و فنی نیز دارید می‌توانید با ایجاد فایل صوتی، تصویری، متنی جزوات و کتب الکترونیک و فروش آنها در وبلاگ خود به درآمد بالایی برسید.

این شیوه سال‌هاست که توسط وبلاگ‌های مختلف استفاده می‌شود و هنوز هم کارایی بالایی دارد زیرا ما برای بسیاری از مهارت‌ها دیگر به کلاس‌های حضوری نیاز نداریم. برای موفقیت در این روش باید هم از مهارت بالایی برای بیان موضوعات برخوردار باشید و هم مطابق با دانش روز اطلاعات مفید و کاربردی را در اختیار خریداران قرار دهید تا به نوعی آنها پس از فراگیری و رضایت از مطالب، دوباره وبلاگ شما بازگردند و آموزش‌های دیگری را خریداری کنند.

همچنین، کیفیت صوتی و بصری این فایل‌ها نیز از اهمیت بالایی برخوردار است و گاهی اوقات به امکانات ضبط صدا و تصویر باکیفیت نیاز دارد. افزون بر این برای تشویق کاربران به خرید فایل‌های آموزشی باید چند قسمت اول که حاوی اطلاعات مناسبی است را به رایگان در اختیار آنها قرار دهید.

ارائه خدمات مشاوره‌ای

این روش نیازمند مهارت و تجربه بالایی دارد و افراد معمولاً پیش از تماس با شما باید از سابقه شغلی‌تان مطلع باشند. در نتیجه اگر در زمینه کاری خود سابقه‌ای طولانی دارید می‌توانید با ارائه خدمات مشاوره‌ای در یک دوره خاص به دیگران در رشد کسب‌و‌کارشان کمک کنید و در ازای آن، وجهی دریافت کنید.

برگزاری دوره‌ها و کلاس‌های آموزشی

برگزاری همایش از طریق یک وبلاگ، نیازمند تعداد بی‌شماری بازدیدکننده و اعتباری بالا نزد مخاطبان است. در واقع، در این روش شما در رابطه با موضوعی مشابه مطالب وبلاگ خود یک سمینار برگزار می‌کنید. کاربران نیز می‌توانند از طریق وبلاگتان در این کلاس‌ها ثبت‌نام کنند. طبیعتاً برای موفقیت در این شیوه، باید پیش از برگزاری با محتوای مفید کاربران وبلاگ خود را راضی نگاه دارید و آنها را به مخاطبان وفادار تبدیل کنید. در نتیجه کسب درآمد از وبلاگ با این روش، به مهارت و تسلط بالا در تولید محتوا نیاز دارد.

نتیجه‌گیری

رقابت موجود در فضای اینترنت ایران به خوبی نشان می‌دهد که نگرش کاربران و فعالان این حوزه، شکلی تجاری به خود گرفته و تقریباً با جستجوی هر عبارت به وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌هایی برمی‌خوریم که با اهداف تجاری شکل گرفته‌اند.

در این بین اگرچه کسب درآمد از وبلاگ کمی مشکل به نظر می‌رسد اما همچنان افراد زیادی در دنیا از این ابزار ساده به کسب درآمد مشغول‌اند، هرچند درآمدزایی از وبلاگ نیز مانند هر حرفه دیگری نیازمند زمان و کسب مهارت فراوان است.

واضح است که هرچه به انتهای فهرست بالا نزدیک شویم، شیوه کسب درآمد از وبلاگ به مهارت، زمان و اعتبار بیشتری نیاز دارد؛ اما این سختی بسیار با ارزش است زیرا درآمدی بیشتر و قابل‌اطمینان‌تر را برای شما فراهم می‌کند.



Source link


حالا که استراتژی‌ محتوا را تعیین کرده‌اید، زمانبندی کار مشخص شده، تیم تولید محتوا تشکیل شده و خلق محتوا هم صورت می‌گیرد، زمان آن رسیده که محتوای تولید شده منتشر و در کانال‌های ارتباطی توزیع شود. محتوایی که دیده نشود، اصلاً چه فایده‌ای دارد؟

ترویج و توزیع محتوا، دقیقاً همان مرحله‌ای از بازاریابی محتوا است که بسیاری شرکت‌ها از انجامش عاجزند. همین که محتوا تولید می‌شود، آن را روی وبلاگ و صفحات اجتماعی شرکت قرار می‌دهند و تصور می‌کنند که کار تمام شده است. این شرکت‌ها به اشتباه تصور می‌کنند بازدیدکنندگان، خود‌به‌خود از اینجا به بعد به سوی‌شان سرازیر خواهند شد، اما واقعیت این است که چنین اتفاقی نخواهد افتاد!

یکی از دلایلی که این اتفاق نمی‌افتد، این است که اینترنت، شلوغ و پُر از مطلب است. هر چقدر هم محتوای تولیدی شما فوق‌العاده باشد، آنقدر محتوای دیگر هست که اجازۀ دیده شدن به شما نمی‌دهند.

به همین خاطر است که از نخستین روزی که شروع به تولید محتوا می‌کنید، باید به فکر ترویج و توزیع آن باشید. باید بدانید که مردم چطور محتوای آنلاین را به اشتراک می‌گذارند. چندان درست نیست که تصور کنیم به اشتراک گذاشته شدن محتوا توسط یک فرد تاثیرگذار، به صورت زنجیره‌ای باعث به اشتراک گذاری‌های بعدی هم می‌شود. برای اطلاعات بیشتر درباره تاثیر به اشتراک‌گذاری‌ها، این مقاله Buzzfeed را بخوانید.

در این فصل، تلاش خواهیم کرد بعضی از بهترین‌ و آسان‌ترین راه‌های نمایش محتوا به مخاطب هدف را با هم بررسی کنیم. با ما همراه باشید!

ساختن جامعۀ هدف

در هر دو مرحله‌ی استراتژی محتوا و ایده پردازی در محتوا، حتماً دربارۀ مخاطبان‌تان کلی تحقیق کرده‌اید. اینجاست که تمام آن کارهای سخت بالاخره نتیجه می‌دهند. اگر آن تحقیقات باعث شدند محتوایی تولید شود که دقیقاٌ به سراغ مخاطب مورد نظر شما برود، شما در مسیر صحیح برقراری ارتباط با مشتریان خود قرار دارید.

تکنیک‌هایی که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد، به شما کمک می‌کنند این رابطه را مستحکم کنید.

بازاریابی با استفاده از افراد تاثیرگذار (Influencer Marketing)

افراد تاثیرگذار، در هر صنعتی سودمند هستند. آنها افرادی هستند که از قبل، مخاطبان و طرفداران فراوانی داشته و هر لحظه که اراده کنند به این جامعه هدف دسترسی دارند. همچنین، جامعه هدف شما به حرف این افراد تاثیرگذار گوش می‌کند.

توسعه روابط با افراد تاثیرگذار، راهی دیگر برای ساختن جامعه مخاطبان است؛ مخصوصاً اگر در تلاشید که برند خود را برای اولین بار به عموم معرفی کنید. اگر برنامه‌ریزی خود را به خوبی انجام داده‌اید، می‌توانید به این نوع بازاریابی به عنوان بخشی از فرآیند ترویج محتوا نگاه کنید.

در بسیاری از موارد، برای شناسایی مخاطبان بالقوه خود که با نوع محتوای شما هماهنگی دارند می‌توانید از ابزار  Followewonk استفاده کنید.

ترویج و توزیع محتوا با کمک اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی

چگونه از Followewonk در اینفلوئنسر مارکتینگ استفاده کنیم؟

  1. با حساب توییتر خود وارد Followerwonk شوید.
  2. در قسمت Search Bios کلیک کنید.
  3. کلیدواژه موردنظرتان را در قسمت جستجو وارد کنید.
  4. می‌توانید از آمارهای در دسترس مثل تعداد دنبال‌کنندگان و میزان اعتبار در شبکه‌های اجتماعی، برای انتخاب فرد تاثیرگذار مناسب استفاده کنید.

آنچه در اینجا به دنبالش هستیم، حساب‌های توییتری مربوط به افراد یا سازمان‌هایی هستند که روی مخاطبان محتوای شما تاثیرگذارند. اعتبار بالا در شبکه‌های اجتماعی و تعداد زیاد دنبال کنندگان هر دو شاخص‌های خوبی هستند، زیرا نشان می‌دهند که محتوای شما توسط مخاطبان دیده می‌شود.

به علاوه، به دنبال افرادی باشید که دنبال کنندگان آنها از کسانی که خود دنبال می‌کنند بیشتر باشند. بسیاری از افراد هستند که تنها با دنبال کردن افراد دیگر و فالوبک گرفتن، فالوورهای زیادی جمع کرده‌اند. به همین علت از آنهایی که تعداد افرادی که دنبال می‌کنند از تعداد فالوورهایشان بیشتر است، بر حذر باشید.

در مثال بالا، ما محتوایی داریم با موضوع “دوره‌های خشکسالی” که می‌خواهیم آن را ترویج کنیم. کلمات کلیدی ما در اینجا “Hydrology”، “Hydrologist” و “Hydrologic” هستند. با جستجوی عبارت “Hydrolog” به تمامی این کلمات دست پیدا کردیم. شاید انتظار زیادی باشد اگر بخواهیم جامعه هواشناسی آمریکا (American Meteorological Society) ترویج دهنده محتوای ما باشد، اما شاید هم شد، کسی چه می‌داند!

به هر حال شانس خود را امتحان کنید. دکتر آیشا القرشی (Aisha Al-Qurashi) دنبال کنندگان کمتری دارد، اما به خاطر اعتبار اجتماعی بالایش می‌تواند از گزینه‌های خوب برای برقراری ارتباط به حساب بیاید.

پس از آنکه افراد تاثیرگذارِ مناسب را شناسایی کردید، وقت برقراری ارتباط است. این کار به نوبه خود یک هنر است و نیاز به مهارت و تجربه خاص خود دارد. برای آنکه در این ارتباط موفق شوید، می‌توانید از فاکتورهای زیر استفاده کنید:

 

سعی کنید به سراغ پست‌هایی نروید که از افراد یک سری سوال ساده و پیش پا افتاده می‌پرسند. چنین سوال‌هایی را هر کسی می‌تواند مطرح کند (معمولاً جذابیت لازم را برای مخاطب ندارند). به جای این کار، از افراد تاثیرگذار بخواهید سوالات یک مصاحبۀ کامل تهیه شده توسط شما را به روش خودشان از مخاطب بپرسند.

افراد تاثیرگذار معمولاً خیلی سرشان شلوغ است، کاری کنید که کمک کردن به شما برای‌شان تفریح باشد نه کار!

بازاریابی از طریق بخش دیدگاه‌ها

بخشی از کار بازاریابیِ نظرات یا دیدگاه‌ها مربوط به برقراری ارتباط است و بخشی از آن با توزیع محتوا ارتباط دارد. افراد و ربات‌های کامپیوتری زیادی وجود دارند که این کار را به صورت کلاه سیاه انجام می‌دهند، آن هم با نوشتن کامنت‌های نامربوط زیر هر پستی که پیدا کنند. این روش مناسبی نیست، و حتی گاهی اوقات به بلاک شدن یا دردسرهای مشابه ختم می‌شود.

کجا لینک بسازیم؟ – ۱۷ منبع بکر برای ساخت بک لینکحتما بخوانید: کجا لینک بسازیم؟ – ۱۷ منبع بکر برای ساخت بک لینک

به جای این کارها، توصیه می‌کنیم بازاریابی دیدگاه‌ها را به صورت کلاه سفید انجام دهید. بیشتر وبلاگ‌ها نظراتی را که توسط ربات‌ها یا به صورت انبوه درج شده‌ باشند حذف می‌کنند. درج نظرات واقعی توسط افراد واقعی، به ارتباطات کمتری هم نیاز دارد. فقط کافی است در اینترنت به دنبال افرادی بگردید که محتوای جالب مربوط به موضوعات مورد نظر شما تولید می‌کنند، و سپس با آنها وارد گفتگو شوید.

گاهی در قسمت نظرات آن وبلاگ‌ها، لینک مطلب خود را که به آن موضوع مربوط است قرار دهید. معمولاً لازم نیست در این قسمت به محصولات یا خدمات خود اشاره کنید.

مزیت اصلی بازاریابی نظرات این است که شما نامتان را به عنوان کسی که به یک موضوع خاص علاقه داشته و درباره آن اطلاعات دارد، درج می‌کنید. این کار باعث می‌شود در دراز مدت برای خودتان اعتبار خلق کنید. همچنین، اگر دیدگاه‌های شما جالب باشند، نویسندگان و خوانندگان مایل خواهند بود از شما بیشتر بشنوند و بدانند.

ارتباطاتی که از این طریق در جمع وبلاگ‌نویسان به وجود می‌آورید، از کامنت گذاشتن زیر پست‌های افراد تاثیرگذار بسیار بهتر است.

چطور بازاریابی دیدگاه‌ها را شروع کنیم؟

بازاریابی دیدگاه‌ها کار دشواری نیست، کافی است این موارد را انجام دهید:

پیش از هر چیزی در زمینه کاری خود، وبلاگ‌های معتبر را پیدا کنید. اگر از این وبلاگ‌ها فهرستی در اختیار دارید که چه بهتر، در غیر این صورت کلمه کلیدی مورد نظرتان را به همراه کلمه “بلاگ” یا “وبلاگ” جستجو کنید.

همچنین، برای این کار از Blog Search گوگل هم می‌توانید استفاده کنید. نوار ابزارهای متفاوتی هم وجود دارند که روی مرورگر شما نصب شده و در صفحات جستجو اطلاعاتی اضافی مثل ترافیک سایت‌ها و رتبه آنها در اختیار شما قرار می‌دهند، از جمله نوار ابزار رایگان MozBar.

ترویج و توزیع محتوا با کمک MOZ Bar

به یاد داشته باشید سایت‌هایی که از بلاگ‌اسپات یا وردپرس استفاده می‌کنند، به طور طبیعی اعتبار دامنه (DA) بالاتری دارند زیرا این اعتبار را از زیردامنه‌های خود می‌گیرند. در این صورت، مواردی مثل اعتبار صفحه (PA) و لینک‌ها نیز معیارهای خوبی به شمار می‌روند. اعداد و ارقام بالا تنها مواردی نیستند که در اینجا اهمیت دارند، بلکه این هم مهم است که شما وارد گفتگوهای مناسب و پرمحتوا شوید. سایت‌های مختلف را در نتایجِ جستجو بررسی کرده و تصمیم بگیرید کدام یک برای برند و حوزه کسب و کار شما مناسب‌تر است.

در مرحله دوم به سراغ وبلاگ‌هایی که انتخاب کرده‌اید بروید و نظراتی سودمند و مربوط به موضوع گفتگو درج کنید. در ابتدا از لینک‌ گذاشتن خودداری کنید چون این کار در مرحلۀ ایجاد ارتباط چندان صحیح نیست. در مراحل بعدی، وقتی که در این سایت‌ها مقداری اعتبار کسب کردید، خواهید توانست با توجه به موضوع صحبت، لینک‌های محتوای خود یا سایت‌های دیگر را در نظرات خود درج کنید.

نوشتن پست مهمان

مجبور نیستید محتوای‌تان را حتماً روی سایت خودتان بگذارید. از طریق وبلاگ نویسی به صورت مهمان می‌توانید در یک سایت دیگر که از نظر تعداد بازدیدکنندگان در وضعیت خوبی قرار دارد، محتوای خود را به صورت پست یا نظر منتشر کنید. البته این روش هم درست مانند بازاریابی دیدگاه‌ها، شهرت بدی پیدا کرده است زیرا بسیاری از افراد با انتشار محتوای بی‌کیفیت و نامناسب، باعث شده‌اند ذهنیت عمومی نسبت به این روش منفی شود.

اما اجرای صحیح این روش، می‌تواند روشی قدرتمند برای توزیع محتوا، بالا بردن اعتبار و گسترش مخاطبان باشد. پست کردن محتوا به صورت مهمان درست همانند روش‌های دیگر ممکن است بسیار وقت گیر و انرژی‌بر باشد، اما پتانسیل بالایی داشته و نتایج آن فوق‌العاده خواهد بود.

اگر تصمیم دارید از این روش برای ترویج محتوای خود استفاده کنید، سایت‌‌هایی معتبر و مرتبط به کار خود را پیدا کنید تا کم کم بتوانید مسیر حرکت خود را بیابید. یکی از نشانه‌های خوب بودنِ سایت این است که بتوانید با اطمینان، لینک‌های مطالب آن سایت را به همکاران یا اعضای خانواده خود بفرستید.

نوشتنِ مطالب جذاب و منحصر بفرد، دیگران را تشویق خواهد کرد که بیشتر درباره شما بدانند.

چگونه وبلاگ نویسی به صورت مهمان را شروع کنیم؟

  1. به دنبال سایت‌هایی بگردید که اعتبار صفحه (PA) و اعتبار دامنه (DA) خوبی دارند و گفتگوهای خوب و پرمحتوا در آنها صورت می‌گیرد.
  2. شروع به کامنت گذاشتن در آن سایت‌ها کرده و از این طریق با دیگر افراد ارتباط برقرار کنید.
  3. با استفاده از ایده‌های هیجان انگیز، توجه نویسندگان و ویراستارهای آن سایت‌ها را به خود جلب کنید. از لینک گذاشتن خودداری کنید، الان وقت کسب اعتبار است، نه درج لینک!
  4. هر چه تابحال منتشر کرده‌اید را ترویج کنید.
  5. این مراحل را تکرار کنید.

ارتباط با بیرون/ روابط عمومی

یکی دیگر از روش‌های ترویج محتوا که وابستگی فراوانی به ارتباطات قوی دارد، این است که از فعالان رسانه‌ای و وبلاگ‌نویس‌ها بخواهید درباره شما بنویسند. ترجیح شما احتمالاً این خواهد بود که نویسنده مورد نظر به کار یا محتوای شما علاقه داشته و این علاقه را در میان مخاطبان خود نیز ایجاد کند.

در ازای این کار، شخص ترویج دهنده نیز از شما انتظاراتی دارد. در بیشتر مواقع، این انتظارات به صورت دسترسی خاص به اطلاعات، دریافت بعضی خدمات به صورت رایگان یا پیشنهادهای ویژه برای خوانندگان آنها خواهند بود. در هنگام ترویج محتوا به این روش، به این موارد توجه کافی داشته باشید.

بازاریابی تلفنی چیست و چگونه در آن موفق شویم؟حتما بخوانید: بازاریابی تلفنی چیست و چگونه در آن موفق شویم؟

چگونه با با روش ارتباط با بیرون (روابط عمومی) محتوای خود را توزیع کنیم؟

ژوزنالیست‌ها معمولاً سرشان خیلی شلوغ است. در ابتدا، به سراغ شخص مناسب بروید. Followerwonk ابزاری فوق‌العاده برای پیدا کردن این افراد است. از همان روشی که در بالا در مورد بازاریابی با استفاده از افراد تاثیرگذار گفته شد، استفاده کنید. البته به دنبال واژه‌هایی مثل “ژورنالیست“، “نویسنده” و “ویراستار” باشید. کلیدواژه‌های مرتبط به وضع کاری‌تان را فراموش نکنید.

بعد از آنکه مخاطبان مناسب را پیدا کردید، وقت جلب توجه آنها رسیده است. با رعایت این نکات می‌توانید به این هدف برسید:

  1. بدانید که ژورنالیست‌ها به چه چیز علاقه دارند، به دنبال چه چیزی هستند و چگونه می‌توان آنها را بهتر درک کرد.
  2. ژورنالیست‌ها دوست دارند داستان‌های نو و هیجان انگیز نقل کنند، نه محتوای عادی که بقیه هم در حال انتشار آن هستند. آنان را با موضوعات جدید و جالب تغذیه کنید تا بتوانید نتیجه مورد نظر خود را بگیرید.

رسانه‌های اجتماعی

مناسب بودن محتوای شما برای قشر خاصی از مخاطبان، به معنی دیده شدن آن نیست. اینجاست که باید برای ترویج و توزیع محتوا از شبکه‌های اجتماعی کمک بگیرید.

اگر تیم‌های محتوا و شبکه‌های اجتماعی شما ارتباطی تنگاتنگ داشته باشند، احتمالاً شما در حال تولید همان محتوایی هستید که آنها می‌خواهند به اشتراک بگذارند. به یاد داشته باشید که قدرت رسانه‌های اجتماعی در برقراری ارتباط است و به جای تیم محتوا، از تیم شبکه‌های اجتماعی خود باید بخواهید که محتوای شما را به اشتراک بگذارد.

اصلی‌ترین مزیت استفاده از این شبکه‌ها این است که می‌توانند محتوای شما را در معرض دید مخاطبان جدید قرار دهند.

فراموش نکنید شما اطلاعات زیادی در اختیار دارید که می‌تواند به تیم شبکه‌های اجتماعی شما برای دسترسی بهتر به مخاطبان کمک کند. برای مثال، اگر برای نوشتن مقاله‌ای از مقالۀ دیگری الهام گرفته‌اید، آدرس و نام نویسنده آن یکی نوشته را هم در اختیار تیم شبکه‌های اجتماعی خود قرار دهید.

حتی اگر سخنان شخصی را در نوشته خود نقل کرده‌اید، این اطلاعات را هم در اختیار این تیم بگذارید. اینها اطلاعاتی هستند که به تیم شبکه‌های اجتماعی شما کمک می‌کنند در ارتباط با بیرون عملکرد قوی‌تری داشته و بتوانند بهتر با مخاطبان خود گفتگو کنند.

چگونگی ترویج محتوا با استفاده از رسانه‌های اجتماعی

قبل از شروع به ترویج محتوا در شبکه‌های اجتماعی، چندین نکته را باید بدانید:

  1. کانال مناسب خود را پیدا کنید. بعضی از انواع محتوا مناسب توییتر هستند و بعضی به درد اینستاگرام می‌خورند. گاهی اوقات باید از هر دو شبکه استفاده کنید. باید مخاطب خود را بشناسید و بدانید در کجا به دنبال چه چیزی هستند. اگر اطلاعات کافی ندارید، تلاش کنید با آزمون‌و‌خطا به این بینش برسید.
  2. در زمان مناسب مطلب پست کنید. شبکه‌هایی مثل فیسبوک و لینکدین ابزارهای تحلیلی خوبی دارند و به شما امکان می‌دهند بدانید مخاطبان شما بیشتر در چه روزهایی و چه زمان‌هایی محتوای شما را دیده‌اند. از این اطلاعات برای پیدا کردن زمان‌های مناسب استفاده کنید.
  3. از هشتگ‌ها استفاده کنید. هشتگ‌ها یکی از اصلی‌ترین راه‌های دیده شدن محتوای شما توسط افراد جدید هستند. برای انتخاب هشتگ‌هایتان با دقت فراوان و با توجه به موضوع کسب و کارتان انجام دهید.

آنچه گفته شد، روش‌هایی هستند که نیاز به پرداخت پول ندارند. امروزه می‌توانید در شبکه‌های اجتماعی با اندکی هزینه، محتوای خود را در معرض دید مخاطبان بیشتری بگذارید. این روزها، اینگونه امکانات در شبکه‌های ایرانی از جمله آپارات هم در اختیار کاربران هستند.

ترویج و توزیع محتوا با پرداخت پول

ترویج محتوا به صورت پولی می‌تواند شامل استفاده از ابزارهایی مانند گوگل ادوردز، جذب مخاطب با پرداخت پول به شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام یا حتی شبکه‌های پخش محتوا از جمله آپارات باشد. در همه این روش‌ها از تکنیکی به نام تبلیغات pay-per-click یا پرداخت به ازای کلیک استفاده می‌شود. در اینجا مجال آن نیست که درباره تمامی جنبه‌ها و مراحل کار سخن بگوییم، اما تلاش خواهیم کرد مروری سریع بر کلیات ماجرا داشته باشیم.

قبل از هر چیز، مخاطبان خود را شناسایی کنید. این کار باعث می‌شود به ازای پولی که برای ترویج و توزیع محتوا پرداخت می‌کنید، دنبال‌‌کنندگان بیشتری به دست آورید.

علاوه بر مخاطبان، آگاهی از بودجه هم بسیار مهم است. در هر کانالی که قصد تبلیغ داشته باشید، میزان هزینه‌ای که می‌کنید در اختیار شماست. دانستنِ آنکه چه مقدار پول باید صرف ترویج محتوا شود کمک خواهد کرد به سراغ کانال‌های تبلیغاتی مناسب رفته و با روش‌های بهتری مخاطبان را به سمت خود جذب کنید.

خدمات غیر رایگان در شبکه‌های اجتماعی

می‌دانیم که بسترهای اجتماعی آنلاین و پرطرفدار، معمولاً داده‌های فراوانی درباره سلیقه‌ها و علایق کاربران خود در اختیار دارند. از آنجا که کاربران، معمولاً به صورت روزانه زمان قابل توجهی را در این شبکه‌ها سپری می‌کنند، یکی از بهترین راه‌های ترویج محتوا استفاده از امکانات پولی این شبکه‌هاست زیرا محتوای شما را دقیقا در معرض دید کسانی می‌گذارند که ممکن است به مطالب یا حوزه کسب و کاری شما علاقمند باشند.

این شبکه‌ها این کار را بسیار دقیق انجام داده و برای جمع‌آوری اطلاعات از منابع متعددی بهره می‌گیرند. احتمالاً برایتان پیش آمده که دقیقاً همان محصولی را در گوگل جستجو کرده‌ بودید در تبلیغات فیسبوک مشاهده کنید. یکی دیگر از امکاناتی که برای شما فراهم است، بدست آوردن لیست ایمیل‌های افرادی است که ممکن است به خرید محصول یا خدمات شما علاقمند باشند یا بخواهند محتوای شما را مشاهده کنند.

چگونه با استفاده از امکانات پولیِ آپارات، محتوای خود را ترویج کنیم؟

یکی از قدرتمندترین ابزارهای ترویج محتوا با پرداخت پول در کشور ما، سایت آپارات است. این وب‌سایت از نظر ترافیک در ایران بعد از گوگل در رتبه دوم قرار گرفته و در واقع پربازدیدترین سایت ایرانی محسوب می‌شود. در اینجا به گام‌های ترویج محتوا در سایت آپارات اشاره خواهیم کرد:

  1. در آپارات حساب کاربری خود را ایجاد کنید. اگر یک شرکت یا برند ثبت شده دارید، می‌توانید با ارائه مدارک لازم (از جمله روزنامه رسمی شرکت)، حساب خود را به حساب تایید شده (تیک خورده) تبدیل کنید.
  2. ویدیوی تبلیغاتی خود را تولید و آپلود کنید. از نظر مدت زمان ویدیو، در اینجا محدودیتی وجود ندارد.
  3. وارد قسمت “افزایش بازدید” شوید. آپارات بسته به بودجه مورد نظر شما، امکان افزایش بازدید ویدیوی شما را تا ۱۰،۰۰۰ بازدید فراهم می‌کند.
  4. با پرداخت اندکی هزینۀ بیشتر، می‌توانید در انتهای ویدیوی خود یک فراخوان عمل (Call To Action) قرار داده و آن را به یک صفحه فرود در وب‌سایت یا وبلاگ خود لینک کنید.

پرداخت پول برای قرار گرفتن درنتایج جستجو

به این کار، به اصطلاح SEM گفته می‌شود که مخفف عبارت Search Engine Marketing (بازاریابی با استفاده از موتورهای جستجو) است. همان طور که باید حدس زده باشید، یکی از کارهایی که در SEM انجام می‌شود، قرار دادنِ تبلیغات در صفحاتِ نتایج جستجو مثل گوگل است. SEM یکی از بهترین راه‌های قرار دادن محتوا در مقابل چشمان مخاطب است. دو تا از معروف‌ترین ابزارهای انجام این کار، Google AdWords و Bing Ads هستند.

SEM زمانی بهتر کار می‌کند که صرفاً به عنوان ابزاری برای گرفتن کلیک یا لایک به آن نگاه نکنید، بلکه به کارهای بعدی همانند ثبت نام در یک سایت، دانلود یک برنامه یا استفادۀ موقتی از خدمات یک سایت هم فکر شود. منظور ما این نیست که از این روش نمی‌توان برای ترویج محتوا استفاده کرد، بلکه برای افزایش ترافیک سایت، پیشنهاد می‌شود کار را ابتدا از تبلیغات داخل شبکه‌های اجتماعی شروع کرده و سپس به کانال‌های SEM برسید.

روند معرفی و توزیع محتوا با پرداخت پول به موتورهای جستجو

  1. فهرستی از کلمات کلیدی خود تهیه کنید. این کلمات، همان‌هایی هستند که مخاطب با جستجو کردن آنها قرار است وارد سایت شما شود.
  2. با توجه به بودجه‌تان، مشخص کنید که کلمات کلیدی چطور باید با جستجوی مخاطب مطابقت داشته باشند. کلمات کلیدی تطبیق دقیق (Exact Match) یعنی اینکه عبارتی که کاربر جستجو کرده باید دقیقاً همان کلیدواژه‌ای باشد که شما مشخص کرده‌اید. هدفگیری در این روش دقیق‌تر بوده و هزینه به ازای هر کلیک (CPC) آن نیز پایین‌تر است، اما از طرف دیگر ترافیک کمتری هم به سایت شما روانه خواهد شد. کلمات کلیدی تطبیق وسیع (Broad Match) ترافیک بیشتری به سایت شما می‌آورد، اما CPC بالاتری داشته و ممکن است افرادی را وارد سایت شما کنند که محتوای شما لزوماً به دردشان نمی‌خورد. اینکه کدام مورد را انتخاب کنید، بستگی به این دارد که دیده شدن شما توسط مخاطبانی که به دنبال عبارتی دقیق می‌گردند چقدر برای شما حیاتی است. برای مثال اگر قصد دارید برای شرکت سامسونگ تبلیغ کنید، با استفاده از کلیدواژه “گوشی سامسونگ” برای تبلیغ تلفن‌های همراه این شرکت، ممکن است شما را در معرض دید علاقمندان به خرید یخچال هم نشان دهد (زیرا شرکت سامسونگ یخچال نیز تولید می‌کند).
  3.  برای بالاتر قرارگرفتن در صفحات جستجو، تا می‌توانید کلمات کلیدی خود را اختصاصی طراحی کنید. کاربران معمولاً به دنبال عبارات دقیق هستند و به همین خاطر، استفاده از کلمات بیش از حد کلی به سود شما نخواهد بود. به علاوه، اگر محتوای شما از نوع Gated است (یعنی محتوایی که پیش از نمایش، نیازمندِ وارد کردن اطلاعاتی چون آدرس ایمیل است)، حتماً این مورد را در متن تبلیغ خود ذکر کنید. این را هم حتماً قید کنید که کاربران شما با ورود این اطلاعات به محتوایی دسترسی خواهند داشت که دیگران نمی‌توانند ببینند.
  4. در نهایت، اطمینان حاصل کنید که این ترافیک را به یک صفحه فرود مناسب هدایت می‌کنید. متقاعد کردن افراد به کلیک روی تبلیغات صفحه جستجو، تنها نیمی از کار ترویج و توزیع محتوا است. نیمِ دیگرِ ماجرا این است که مخاطبان با محتوای شما ارتباط برقرار کنند. در محتوای صفحه فرود خود همان چیزی را به کاربر ارائه دهید که در تبلیغ وعده‌اش را داده‌اید. هرگز در تبلیغات نتایج جستجو از Home Page معمولی استفاده نکنید.

قصد دارید با تولید محتوا به یک برند مطرح تبدیل شوید؟

ما از برنامه ریزی و مدیریت کمپین بازاریابی محتوا تا تولید محتوای وب سایت و شبکه های اجتماعی همراه شما هستیم.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.

مدیریت و تولید محتوا

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

تبلیغات نمایشی

این روش که از آن گاهی به عنوان بنرهای تبلیغاتی هم یاد می‌شود، نوعی از تبلیغات است که به شما اجازه می‌دهد محتوای گوناگون از متن گرفته تا ویدیو را به صورت یک نوار در معرض دید کاربر قرار دهید. بعضی از ابزارهای مورد استفاده در این نوع ترویج و توزیع محتوا، Google Display Network و Facebook Atlas هستند. در ایران نیز شرکت‌هایی مانند صبا ویژن، Anetwork و فست کلیک چنین خدماتی را به شکل گسترده ارائه می‌دهند.

پیش از هر چیز، باید بدانیم که مفهوم تبلیغات نمایشی در بازاریابی دیجیتال بسیار متفاوت از انواع روزنامه‌ای یا میدانی آن است.

تبلیغات نمایشی معمولاً زمانی به کار می‌روند که بخواهیم کاربری را برای بار دوم یا چندم به سوی خود جذب کنیم. اگر کاربر قبلاً از وب‌سایت شما دیدن کرده باشد، با استفاده از کوکی‌هایی که در مرورگر او ذخیره شده، می‌توانید با این روش در فضای وب‌سایت‌های دیگر نیز کالا یا خدمت خود را به او نمایش دهید. برای مثال، در کشور ما فروشگاه بامیلو یکی از وب‌سایت‌هایی است که به خوبی از این روش استفاده کرده و محصولاتی که قبلاً در آن فروشگاه دیده‌اید را در سایت‌های دیگر به تماشای شما می‌گذارد.

بایدها و نبایدهای تولید محتوا و کپی رایتینگ سئوحتما بخوانید: بایدها و نبایدهای تولید محتوا و کپی رایتینگ سئو

به این تکنیک، هدف گیری مجدد یا Retargeting می‌گویند.

این تکنیک درست مانند تبلیغات در صفحات جستجو، باید برای وادار کردن افراد به انجام یک کار، مثل ثبت نام در یک سایت یا دانلود یک برنامه به کار رود. این روش در صورتی که به شیوه صحیح انجام شود، می‌تواند یکی از بهترین راه‌های ترویج محتوا برای کاربران محسوب شود.

چگونه با تبلیغات نمایشی محتوای خود را ترویج کنیم؟

  1. مخاطبِ هدف خود را شناسایی کنید.
  2. برای هدفگیری مخاطبان، یک کمپین راه بیندازید. برای مثال اگر یک وبلاگ دارید، می‌توانید با استفاده از دسته‌بندی‌های موضوعی که در اختیار دارید، بدانید که لینک کدام مطلب جدید را می‌توانید برای کدام کاربر نمایش دهید چون مطالبی که کاربر قبلاً خوانده مشخص است و می‌توان تشخیص داد آن کاربر به چه موضوعاتی علاقه دارد.
  3. تبلیغات خود را قدرتمند و متقاعدکننده طراحی کنید. خلاقیت در این مرحله اهمیت فراوانی دارد. اطمینان حاصل کنید که تبلیغات نمایشی شما درباره هر موضوعی که باشند از تبلیغات رقبا متمایز بوده و توانایی جلب توجه افراد را داشته باشند. این روزها در فضای اینترنت توجه کاربران به این بنرها روز به روز کمتر می‌شود، پس استفاده از رنگ‌ها و تصاویر مناسب برای ترویج محتوا امری بسیار ضروری است.

بازاریابی ایمیلی (Email Marketing)

قبلاً در وبلاگ نوین به شکل مفصلی به بازاریابی ایمیلی پرداخته‌ایم و به همین خاطر در اینجا بیش از حد به این موضوع نخواهیم پرداخت. اما یکی از نکات قابل توجه در اینجا این است که ایمیل مارکتینگ، دادنِ فرصت به مخاطبان است تا بتوانند دوباره به سوی شما برگردند و حتی به صورت عضوی ثابت در جامعۀ مخاطبان شما درآیند.

یکی از راه‌های انجام این کار، جمع‌آوری آدرس‌های ایمیل با یک Call to Action مناسب است. می‌توانید بعد از جمع‌آوری این آدرس‌ها، برای صاحبان این ایمیل‌ها خبرنامه‌های روزانه، هفتگی یا ماهیانه بفرستید و در آنها خلاصه‌ای از آنچه در این مدت در وب‌سایت شما رخ داده را شرح دهید.

اگر محتوایی که تولید می‌کنید به صورت مستمر بوده و ساختار یکسانی دارد (مثلاً متن‌های داخل یک وبلاگ)، می‌توانید برای نمایش خودکار آن محتوا به کاربران، از خوراک‌دهنده‌های RSS هم استفاده کنید. یکی از ابزارهای پیشنهادی ما FeedPress است که ساده و کم‌هزینه بوده و امکانات مناسبی برای تجزیه و تحلیل کار هم در اختیار شما می‌گذارد. فیدپرس الگوهای متفاوتی برای ارسال خبرنامه هم با خود دارد.

روش‌های راه‌اندازی یک فید RSS بسته به سیستم مدیریت محتوای‌تان ممکن است متفاوت باشد. اگر از ابزاری همانند وردپرس یا دروپال استفاده می‌کنید، کار چندان سختی در پیش ندارید. کافی است آدرس خوراک XML را وارد Feed Manager خود کنید. اگر از CMS شخصی خود استفاده می‌کنید، شاید لازم باشد از تیم IT خود بخواهید که کدهای لازم را وارد کنند. علاوه بر فیدپرس، FeedBurner هم از ابزار‌های خوب انجام این کار محسوب می‌شود.

نکته: برای پیشگیری از دردسرهای حقوقی، تلاش کنید که مخاطبین آدرس ایمیل خود را به صورت اختیاری به شما یدهند و از روش‌های حیله‌گرانه برای جمع‌آوری این ایمیل‌ها استفاده نکنید. هیچ کس دلش نمی‌خواهد ایمیلی دریافت کند که تمایلی به دریافتش ندارد. به حق انتخاب اشخاص احترام بگذارید.

شبکه‌های توزیع محتوا

چه از این موضوع آگاه باشید و چه نباشید، شما همواره در حال دیدن نتایج شبکه‌های توزیع محتوا هستید. این شبکه‌ها به صورت دائم در حال خواندن پیشنهادهای انتهای مطالب با عبارت‌هایی چون “اگر این مطلب را دوست داشتید این یکی را هم از دست ندهید” یا “پیشنهاد می‌کنیم این مطلب را هم حتما بخوانید” هستند. این خدمات معمولاً به صورت پولی و توسط شرکت‌هایی چون Taboola یا Outbrain ارائه می‌شوند. در ایران نیز شرکت‌هایی مانند یکتانت، کاپریلا و کانگورو چنین خدماتی را در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

یکی از مزیت‌های اصلی این روش، دسترسی به جامعۀ بزرگی از مخاطبان است. می‌توانید نوع محتوای خود را مشخص کرده و دقیقاً تعیین کنید چه نوع افرادی قرار است آن را ببینند. مشکل این روش‌ هم این است که این نوع از ترویج محتوا معمولاً به صورت Spam به نظر می‌رسد. شاید بعضی از نمونه‌های این شبکه‌ها را دیده باشید: جملاتی مثل “دندانپزشکان دوست ندارند شما این روش سفید کردن دندان‌ها را بدانید!

اگر قصد استفاده از این روش را دارید، بهتر است بدانید که این تبلیغات لزوماً همواره به سوی افراد مورد نظر شما نمی‌روند.

هم افزایی یا Syndication

دیده شدن محتوای شما در یک وب‌سایت بزرگ‌تر یا معتبرتر، همواره یکی از بهترین راه‌های گسترش مخاطبان محسوب می‌شود. مرحلۀ اول این کار، نوشتن محتوایی فوق‌‌العاده قوی برای مخاطبان است. گام دوم، استفاده از کانال‌های بیرونی است که در بالا درباره‌اش صحبت کردیم.

یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌هایی که افراد درباره هم‌افزایی محتوا دارند، این است که شاید این کار باعث شود موتورهای جستجو این محتوا را به صورت تکراری یا Duplicate شده ببینند. اما توجه داشته باشید که اگر سئوی سایت خود را به خوبی انجام داده باشید، چنین مشکلی برای شما پیش نخواهد آمد.

نکتۀ دیگر هم این است که وبسایتی که برای هم افزایی محتوا با آن همکاری می‌کنید، بایستی ۱۰۰% معتبر و مورد اطمینان باشد.

تبریک می‌گوییم! شما یاد گرفته‌اید که چگونه محتوای خود را در معرض دید کاربران اینترنت قرار دهید. گام بعدی، تجزیه و تحلیل محتوا خواهد بود که در مطلب آینده به آن خواهیم پرداخت.

شما تا بحال از کدام روش‌ها برای ترویج محتوای خود استفاده کرده‌اید؟ کدامیک را برای کسب و کار خود مناسب می‌دانید؟ آیا روش‌های دیگری را می‌شناسید که در اینجا ذکر نشدند؟ دیدگاه‌ها و تجربیات خود را با ما در میان بگذارید!

منبع: MOZ



Source link


هر چقدر هم با جامعۀ هدف خود آشنا باشید، تلاش‌های شما در راستای بازاریابی محتوا همیشه جای بهبود دارند. بعضی از محتوای تولیدی شما که فکر می‌کنید بسیار محبوب خواهند بود، بعد از مدت کوتاهی کم اهمیت می‌شوند، بعضی از محتواهای بی‌اهمیت چنان رشدی می‌کنند که هرگز انتظارش را نداشتید. این اتفاقات، درس‌های مهمی برای کپی‌رایترها هستند و برای یادگیری این دروس، ابتدا باید یاد بگیرید که چگونه اتفاقات را درک کنید.

مهم‌ترین بخش داستان این است که کار شما به عنوان یک کپی‌رایتر زمانی سخت‌ می‌شود که مدیران شما آدم‌های شکاکی باشند. خب، تولید محتوا کار جالبی است، اما کلی کار می‌برد و در نهایت مدیران‌تان از شما می‌پرسند:  “به ازای سرمایه‌ای که روی تولید محتوا گذاشته‌ایم، دقیقاً چقدر درآمد خواهیم داشت؟”

یکی از قسمت‌های حیاتی کار شما این است که موفقیت‌ها و شکست‌ها را دنبال کنید، توضیح دهید که بازاریابی محتوایی چگونه به سازمان‌تان کمک می‌کند که به اهدافش برسد و در نهایت، قادر باشید نتایج موفقیت‌آمیز کار خود را به خوبی به افرادی که پای فیشِ حقوق‌تان را امضا می‌کنند، نشان دهید.

چه مواردی را باید تجزیه و تحلیل کنیم؟

اولین نکته‌ای که باید به آن اشاره کنیم، همان داستان فیل در داخل اتاق تاریک است که هر شخصی برداشت خودش را از آن دارد.

اعداد و ارقام، همان‌قدر که نشان‌دهندۀ واقعیات هستند، می‌توانند برای دروغ گفتن هم استفاده شوند. اعداد، اعداد هستند، نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر! این اعداد درست مثل رنگ‌هایی هستند که برای کشیدن یک نقاشی به کار می‌روند؛ کنترل کار در دست نقاش است و اوست که می‌تواند تصمیم بگیرد چه چیزی در نقاشی او باشد و چه چیزی نباشد.

برای روشن‌تر شدن موضوع، مثالی می‌زنیم. یک جلسه سالانه را تصور کنید که در آن بازاریابانِ شرکت مشغول گزارش دهی هستند؛ و بازاریاب محتوا (که به تازگی کارش را در این شرکت شروع کرده) می‌گوید:

“ترافیک وب‌سایت ما امسال ۳۰۰% افزایش یافت. مدت زمان متوسطی که مخاطبان در هر صفحه سپری می‌کنند بیشتر از ۲ دقیقه افزایش یافته و میزان خوانده شدن مطالب وبلا‌گ ما هم تقریباً دو برابر شده است.”

معرکه است، نه؟! شما هم اگر مدیر این شخص بودید خوشحال می‌شدید؟

خب، این وضعیت ممکن است عالی باشد. شاید هم نباشد! شاید تعداد بازدیدهای سالانه سایت ۱۰ تا بوده که الان به ۴۰ عدد رسیده. شاید چند نفر از اعضای تیم وبلاگ‌نویسی صفحه‌ای را در سایت بازدید کردند، به یک جلسه رفتند و بعد از چند دقیقه دوباره برگشتند و روی صفحه دیگری کلیک کردند و به همین خاطر “مدت زمان خوانده شدن صفحات افزایش پیدا کرد”.

برای بالا رفتن اعداد و ارقام، دلایل بسیار زیادی می‌تواند وجود داشته باشد.

به طور خلاصه پیام این داستان این است که اندازه‌گیری، به تنهایی هیچ فایده‌ای ندارد. هوشمندانه اندازه‌گیری کنید. تا وقتی که از فکرتان استفاده نکرده‌اید، اعداد و ارقام هیچ معنایی ندارند. فقط به قصد آمار گرفتن اقدام به جمع‌آوری اعداد نکنید، بلکه کاری کنید که این اعداد اهمیت پیدا کنند. تلاش کنید که وقتی این اعداد را به مدیر یا رئیس خود نشان می‌دهید، بتوانید به سوالاتی همانند “این عدد یعنی چه؟” یا “حالا این ارقام خوب هستند یا بد؟” جواب دهید.

به یاد داشته باشید که این شما هستید که باید ارزش محتوای تولیدی‌تان را به دیگران ثابت کنید.

چطور می‌توان معیارها را “هوشمندانه” اندازه‌گیری کرد؟

قبل از هر چیز به این موضوع اشاره کنیم که از ابتدای کار، لقمه بزرگ‌تر از دهان‌تان برندارید. کار را کوچک شروع کنید و کم‌کم آن را گسترش دهید. تجزیه و تحلیل، شبیه حسابرسی مالی نیست که یکباره انجام شود و به پایان برسد؛ بلکه باید همیشگی و مستمر باشد. به همین خاطر، بهتر است خودتان را درگیرِ کارِ بیش از حد نکنید. از قدیم هم گفتند که سنگِ بزرگ، علامت نزدن است! حجم زیاد از کار، امکان حرکت و پیشرفت را از شما خواهد گرفت.

پس از آن، مهم‌ این است که معیارهای سنجش‌تان هدفمند باشند. به این فکر کنید که با محتوای خود به چه چیزی می‌خواهید برسید و بعد از آن، ببینید که کدام یک از این معیارها می‌توانند کیفیت کارتان در این راستا را نشان بدهند. اگر نمی‌دانید این اهداف چه هستند، از دیگران یاد بگیرید.

موسسه بازاریابی محتوایی (The Content Marketing Institute)، معمولاً از بازاریاب‌ها دربارۀ فعالیت‌هایشان در زمینۀ بازاریابی محتوا نظرسنجی کرده و سپس، نتایج این نظرسنجی‌ها را به صورت گزارش‌هایی در زمینه بنچ‌مارکینگ، بودجه و روندهای کار بازاریابان B2B و B2C منتشر می‌کند. علاوه بر اینها، برای بازاریابی موفق محتوا، اهداف سازمانی را هم در نظر بگیرید.

در اینجا ۵ هدف که به گفته شرکت‌کنندگان در نظرسنجی‌ها، اهداف اصلی بوده‌اند را آورده‌ایم:

امکانات  ۱٫ ایجاد آگاهی از برند

مشتریانِ بالقوه اگر از وجود شما خبر نداشته باشند، طبعاً نخواهند توانست برند شما را انتخاب کنند. ظاهر شدن در برابر چشمانِ مردم و تحت تاثیر قرار دادن افرادی که هرگز چیزی از شما نشنیده‌اند، باعث خواهد شد که وقتی قصد خرید آنچه شما عرضه می‌کنید را دارند در ابتدا به یاد شما و برندتان بیافتند.

امکانات ۲٫ ارتباط و مشارکت

این کار، یک قدم فراتر از آن است که مشتریان از وجود شما آگاه باشند. وقتی که مردم با برند شما ارتباط برقرار کنند، فرصت آن را خواهید داشت که رابطه احساسی‌تری با آنان برقرار کنید و کاری کنید که واقعاً از شما خوششان بیاید.

امکانات ۳٫ حفظ مشتری (ایجاد مشتری وفادار)

همین که با مشتریان ارتباط برقرار کردید، چطور آنان را به برند خود وفادار نگه می‌دارید؟ محتوا یکی از مهم‌ترین ابزارهایی است که توانایی بازگرداندن مشتریان پراکنده یا از دست رفته را دارد.

امکانات ۴٫ ایجاد سرنخ‌های فروش

محتوا توانایی‌های فراوانی در ایجاد سرنخ‌های فروش و به وجود آوردن مشتریان بالقوه دارد؛ چه به صورت محتوای قابل ارائه بعد از دریافت آدرس ایمیل از فرد خواننده باشد و چه درخواست از آنها برای خواندن مطالب بیشتر.

امکانات ۵٫ فروش

دانستن اینکه شما دقیقاً چه چیزی عرضه می‌کنید و فایده‌اش برای مشتری چیست، می‌تواند مخاطبان را متقاعد کند که بهترین انتخاب‌شان شما هستید و همین کار، منجر به فروش بیشتر شما خواهد شد.

شیوه اندازه‌گیری پیشرفت هر یک از موارد بالا با بقیه‌شان کمی تفاوت دارد. در اینجا سعی کرده‌ایم برای هر کدام از این اهداف، دو یا سه معیار مختلف معرفی کنیم (البته این معیارها، تمام ماجرا نیستند و معیارهای دیگری هم برای ارزشیابی این موارد وجود دارند).

هدف معیارهای مورد استفاده
ایجاد آگاهی از برند
  • چند نفر یک محتوای مشخص را دیدند؟
  • چه تعداد سایت یا صفحه دیگر به محتوای شما لینک شده است؟
  • چه تعداد بازدیدکننده جدید از سایت دیدن کردند؟
ارتباط
  • محتوای شما چند بار در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد؟ به همه شبکه‌ها اشاره کنید.
  • چه تعداد مخاطب برای شما دیدگاهی ثبت کرده‌اند؟ (در وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی یا هر جای دیگر)
وفاداری و بازگشت مشتری
  • چند درصد از مشتریان شما قبلاً هم از شما خرید کرده‌اند؟
  • چند درصد از اعضای باشگاه مشتریان، اعضای وبلاگ و … از فهرست بیرون رفته‌اند؟
ایجاد سرنخ‌های فروش
  • چه تعداد سرنخ‌ فروش دارید؟
  • چند درصد از این سرنخ‌های فروش در نهایت از شما خرید کرده‌اند؟
فروش
  • نرخ تبدیل شما چقدر است؟ چند درصد از بازدیدکنندگان سایت شما در نهایت تبدیل به مشتری شدند؟
  • چند درصد از کاربران موقت بعد از اتمام استفاده مجانی اولیه، محصول یا خدمات شما را خریداری کردند؟

معیارهای اصلی

چیزی که فراوان است، اعداد و ارقام گوناگون است که هر کدام می‌توانند معنای خودشان را داشته باشند. اما بعضی‌هایشان که به آنها واحدهای اصلی می‌گوییم، توسط همه بازاریابان محتوا به کار می‌روند. در ادامه به این معیارهای اصلی اشاره خواهیم کرد و توضیح می‌دهیم که به کمک آن‌ها قرار است دقیقاً چه چیزی را اندازه‌گیری کرده و اصلاً این معیارها را در چه جایی می‌توانید پیدا کنید.

معیارهای مربوط به ترافیک

یکی از اهداف اصلی هر کمپین بازاریابی محتوایی این است که افراد را به سوی وب‌سایت خودتان بکشاند؛ به همین علت ترافیک سایت یکی از بدیهی‌ترین نشانه‌های موفقیت شماست. برای درک بیشتر این موضوع، در ابتدا به یک مورد پایه‌ای اشاره کنیم:

بازاریابی تلفنی چیست و چگونه در آن موفق شویم؟حتما بخوانید: بازاریابی تلفنی چیست و چگونه در آن موفق شویم؟

مطمئن شوید که گوگل آنالیتیکس به درستی نصب شده است.

قبل از سنجیدن ترافیک وبسایت‌تان، باید مطمئن باشید که Google Analytics را به درستی نصب و تنظیم کرده‌اید.

استفاده از گوگل آنالیتیکس آسان است و نسبت به رایگان بودنش امکانات خوبی در اختیار شما قرار می‌دهد.

 

تعداد بازدید از صفحات   تعداد بازدیدها و بازدیدهای یکتا از صفحات

بازدیدها (Pageviews) از صفحات که به اصطلاح “hits” هم نامیده می‌شوند، یکی از اصلی‌ترین معیارهای سنجش ترافیک وب هستند. هر وقت فردی صفحه شما را بارگذاری می‌کند، برای آن صفحه یک “بازدید” محسوب می‌شود. البته این معیار یک مشکل هم دارد؛ فرض کنید بازدیدکننده‌ای یکی از صفحات وبلاگ شما را مطالعه می‌کند و سپس بر روی تمام لینک‌هایی که در محتوای شما موجود است کلیک می‌کند. پس از مدتی با چند بار کلیک بر روی دکمه بازگشت مرورگر، به صفحه اولی برمی‌گردد. در این شرایط، تمام این رفت و بازگشت ها در صفحات وبلاگ شما یک بازدید محسوب خواهد شد که البته این بازدید نشان‌دهنده وجود یک کاربر جدید نیست. راه حل این مشکل، استفاده از معیار بازدید یکتا (Unique Pageviews) است.

هر بازدید یکتا برای هر کاربر تنها یک بار شمرده می‌شود و اهمیتی ندارد آن کاربر از یک دستگاه و در یک بازه زمانی ۳۰ دقیقه‌ای که به آن Session می‌گوییم، یک صفحه را چند مرتبه باز کند.

توضیح دادن این مسئله که دقیقاً چرا تعداد بازدیدهای صفحات بیشتر از تعداد بازدیدهای یکتا از صفحات است چندان آسان نیست، چون عوامل زیادی در این امر دخیل هستند. با این حال، از نظر ثبات کار، اعداد مربوط به بازدید‌های یکتا بهتر و منطقی‌تر می‌توانند ترافیک واقعی سایت شما را نشان دهند. درست است که کوچک‌تر بودن اعداد مربوط به بازدیدهای یکتا ممکن است خیلی به مذاق شما خوش نیاید، اما مهم‌تر از تعداد بازدیدها، تغییر در روند بازدیدهاست که بهتر است به آن توجه بیشتری داشته باشید.

معیارهای مرتبط با بازدید از صفحات بهتر است در دراز مدت بررسی شده و پیشرفت یا پسرفت‌ها در دوره‌های زمانی مشخص با هم مقایسه شوند. در نظر گرفتن یک دوره زمانی مشخص که شامل چند عدد محتوا است، بهتر از پرداختن به تک تک محتواهای منتشر شده است زیرا شما می‌توانید عملکرد محتوای خود را در یک دوره مشخص ارزیابی کنید.

همچنین، بهتر است به فصول و زمان بررسی ترافیک سایت نیز دقت کنید. به عنوان یک نمونه کوچک، نمی‌توانید از مردم انتظار داشته باشید در تعطیلات نوروز درست همانند دیگر مواقغ سال، مطالب سایت شما را بخوانند. اصولاً چنین مقایسه‌ای صحیح نیست!

نکته حرفه‌ای

یکی از روش‌های خوب این است که ترافیک اوقات ویژه و تعطیلات را سال به سال مقایسه کنید چون این تغییرات فصلی که درباره‌شان صحبت کردیم به طور کلی ثابت هستند.

ممکن است در تعطیلات نوروز بازدیدکنندگان زیادی نداشته باشید، اما اگر این تعداد نسبت به نوروز سال قبل تغییر معنی‌داری کرده باشد، می‌توانید متوجه شوید که موفق عمل کرده‌اید یا خیر.

زمان سپری شده در صفحه   زمان سپری شده در صفحه (Time on Page)

زمان سپری شده در صفحه، یکی از معیارهای تجزیه و تحلیل وب است که تا به حال به خوبی درک نشده است. با این حال، این معیار بسیار ارزشمند بوده و می‌تواند نشان دهد مخاطبان‌تان چقدر به محتوای شما علاقه دارند.

برای مثال اگر دو صفحه متفاوت با محتوای مشابه و طول یکسان داشته باشیم، اما مدت زمان سپری شده در اولی ۳۰ ثانیه از دومی بیشتر باشد، می‌توانیم به این نتیجه برسیم که احتمالا محتوای صفحه اول برای مخاطب جذاب‌تر بوده است.

توصیه می‌کنیم به مثال پایین دقت کنید:

سوال

یک کاربر وارد صفحه مطلبی می‌شود که همین الان پست کرده‌اید. این کاربر از طریق لینک صفحه در حساب توییتر شما سر از اینجا درآورده است.

او در عرض ۴ دقیقه و نیم مطلب شما را نصفه و نیمه خوانده و سپس روی یکی از لینک‌های خارجی درون متن کلیک کرده تا این لینک در یک برگه جدید باز شود.

هوش تجاری چیست و چه تاثیری در کسب و کار شما دارد؟حتما بخوانید: هوش تجاری چیست و چه تاثیری در کسب و کار شما دارد؟

این کاربر حدود ۱۰ ثانیه به سرعت نگاهی به بقیه پست انداخته و سپس برگه مربوط به آن را می‌بندد. در مرحله بعد، او حدود ۲۰ ثانیه صفحه مربوط به لینک جدید را هم بالا و پایین کرده و در نهایت پنجره مرورگر خود را می‌بندد.

با توجه به Google Analytics، مدت زمان سپری شده این کاربر روی پست شما چقدر بوده است؟

جواب

جواب شما ۴ دقیقه و ۴۰ ثانیه بود؟ اشتباه کردید. جواب صحیح، صفر است.

علت این امر آن است که این شخص صفحه شما را تنها یک بار دیده است (زمانی که وب‌سایت بارگذاری شده است).

گوگل از طریق مقایسه مدت زمان حضور کاربر در یک صفحه با حرکت بعدی او بر روی همان سایت، مقدار Time on Page را محاسبه می‌کند.

از آنجایی که لینکی کاربر پس از مطالعه صفحه بر روی آن کلیک کرده لینک خارجی بوده است، حرکت بعدی‌ای وجود نداشت تا گوگل آن را محسابه کند. نتیجه این است که زمان سپری شده کاربر بر روی صفحه از  نظر گوگل صفر ثانیه است.

این موضوع شاید از نظر شهودی چندان منطقی به نظر نرسد، اما باور کنید که روش کار گوگل آنالیتیکس به همین شکل است.

نرخ پرش   نرخ پرش (Bounce Rate)

قبلاً درباره نرخ پرش صحبت کرده‌ایم، اما به علت اهمیت فراوان این موضوع در تحلیل عملکرد محتوا، در اینجا هم توضیحی کوتاه خواهیم داد.

نرخ پرش عبارت است از درصدی از کاربران که وارد صفحه‌ای از سایت شما شده، سپس آن را ترک کرده و دیگر باز نمی‌گردند. نرخ پرش معمولاً نشان‌دهنده آن است که محتوای یک صفحه نیازهای کاربر را براورده نمی‌کند. البته این موضوع می‌تواند جنبه دیگری هم داشته باشد: شاید محتوای صفحه شما بسیار راضی کننده باشد؛ یعنی کاربر آنچه به دنبالش بوده را همان لحظه در سایت شما پیدا کرده و به سرعت (و البته راضی) از سایت شما خارج شده است.

یکی از راه‌های تشخیص آنکه بد بودن یا خوب بودن نوع نرخ پرش سایت، بررسی زمان سپری شده روی سایت است. اگر این زمان بالا باشد یعنی محتوای سایت شما مطالعه شده و در صورت کوتاه بودن این زمان، احتمالاً مخاطبان آنچه را به دنبالش بودند در سایت شما پیدا نکرده‌اند.

برای حل مشکلات مربوط به نرخ پرش، بد نیست که باز هم به تعاریف گوگل مراجعه کنیم. در صورت اینکه کاربر قبل از بستنِ صفحه حداقل ۳ دقیقه وقت روی آن گذاشته باشد، این اتفاق از نظر گوگل پرش حساب نمی‌شود. راه‌های مختلفی برای نگه‌داشتن کاربر روی صفحه وجود دارد، از جمله تولید محتوای با کیفیت و به اندازه کافی طولانی! همچنین، استفاده از لینک‌های داخلی حضور طولانی مدت کاربر روی سایت شما را تضمین می‌کنند.

در صورتی که کاربر از صفحات نتایج موتورهای جستجو به سایت شما آمده باشد، پرش‌های “بد” به گوگل این پیغام را خواهند داد که کیفیت محتوای این سایت برای نمایش به کاربران کافی نیست و همین ممکن است شما را در صفحات جستجو به صفحات پایین‌تر هدایت کند.

معیارهای مربوط به مشارکت کاربر

بعد از آنکه افراد وارد صفحه شما شدند، معمولاً امیدوار هستید که کاربر بعد از دیدن محتوای سایت، نوعی عکس‌العمل هم نشان دهد: امتیاز دادن، لایک کردن، درج نظر، مطالعه مطالب دیگر، به اشتراک‌گذاری پست یا هر کار دیگری.

این کارها برای شما دو فایده اصلی دارد:

  1. افزایش ترافیک سایت‌تان
  2. پایین‌تر رفتن افراد در قیف بازاریابی شما

بسته به نوع سایت شما، ارتباط با کاربر می‌تواند فرم‌های گوناگونی پیدا کند. ظهور شبکه‌های اجتماعی گوناگون در سال‌های اخیر، ارتباط با کاربران را برای همه ما بسیار آسان کرده است، اما منطقی به نظر می‌آید که تا حد امکان این ارتباطات را در محیط وب‌سایت خود شکل دهید. برای این کار برنامه‌ها و پلاگین‌هایی هم وجود دارند که می‌توانید به راحتی به سایت خود اضافه کنید:

امتیاز دهی   رای دادن / امتیاز دادن

بسیاری از سایت‌ها که محتوای متنی منتشر می‌کنند، برای کاربران راهی فراهم کرده‌اند تا بتوانند از این طریق به مطالب امتیاز دهند. این امتیاز دادن‌ها می‌تواند به صورت لایک کردن، ستاره دادن، رای مثبت یا منفی دادن یا فرم‌های دیگری باشد. ایده اصلی اجرای این گونه برنامه‌ها، تشخیص میزان محبوبیت محتوا است.

 

هشتگ دزدی چیست و چگونه باید آن را انجام داد؟حتما بخوانید: هشتگ دزدی چیست و چگونه باید آن را انجام داد؟

دیدگاه ها   نظرات (دیدگاه‌ها)

نظرات، دیدگاه‌ها یا کامنت‌ها درست همانند یک شمشیر دو لبه هستند، اما باز هم ارزش فراوانی دارند. بسیاری از پست‌های وبلاگی شاید به خودی خود چندان قابل توجه نبوده‌اند، اما به لطف امکان درج نظر و بحث‌هایی که در آنجا درگرفته، ارزش فراوانی پیدا کرده‌اند.

هیچ یک از ما دوست نداریم در این قسمت اسپم یا کامنت‌های توهین‌آمیز ببینیم، اما ارائه امکان نظردهی به کاربران قطعاً یکی از بهترین راه‌های ارتباط سازنده با آنهاست.

اگر وب‌سایت‌تان با وردپرس کار می‌کند، کار شما خیلی آسان است. فقط کافی است قسمت “نظردهی” را فعال کنید. این امکان را می‌توانید در بخش “تنظیمات پیش‌فرض مقاله” پیدا کنید.

فعال سازی دیدگاه ها در وردپرس

اگر هم از وردپرس استفاده نمی‌کنید، به شما پیشنهاد می‌کنیم از Disqus (این کلمه درست شبیه Discuss به معنی بحث و گفتگو تلفظ می‌شود) استفاده کنید. فیسبوک هم یک پلاگین دارد که به شما امکان درج‌نظرات فیسبوک را در سایت خودتان را می‌دهد، البته برای استفاده از آن باید در فیسبوک حساب کاربری داشته باشید (هرچند این قابلیت به دلیل مشکلات دسترسی به فیسبوک در ایران چندان مورد استفاده نیست).

ابزار Disqus برا قابلیت کامنت گذاری در سیستم های مدیریت محتوای غیر وردپرسی

بعد از راه‌اندازی سیستم نظردهی، تعداد کل نظرات هر پست را یادداشت کنید. همچنین، باید تعداد جواب‌های نویسنده مطلب را از تعداد کل کامنت‌ها کم کنید تا در رابطه با مخاطبان به عدد واقعی‌تری برسید. معیار سودمند دیگری که اینجا می‌توانید از آن استفاده کنید، تعداد کاربرانی است که همواره پای ثابت قسمت نظردهی هستند.

نظرات کاربران، یکی از عواملی است که می‌تواند به شما بگوید آیا واقعاً دارید خوب کار می‌کنید یا خیر.

لینک ها   لینک‌ها

علی‌رغم مشکلات بسیاری که گوگل با لینک‌های اسپم داشته است، آنها بدون هیچ ترسی بارها اعلام کرده‌اند که به لینک‌ها اهمیت بسیاری می‌دهند. مت کاتس، سرپرست تیم وب اسپم گوگل در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد که:

درست است که در بحث لینک‌سازی شلوغی بسیار و اسپمینگ فراوانی وجود دارد، اما لینک‌ها همچنان عامل خیلی خیلی مهمی در رتبه بندی سایت در نتایج جستجو هستند.

با در نظر گرفتن این موضوع و اهمیت سئو، بسیار خوب است که بدانید چه صفحاتی به محتوای شما لینک داده‌اند. برای انجام این کار، ابزارهای متنوعی هم در اینترنت وجود دارند.

دو تا از مهم‌ترین این ابزارها، Fresh Web Explorer برای تحلیل عملکرد محتوا جدیدتر و Ahrefs (یا ابزار Open Site Explorer) برای محتوای قدیمی هستند. بعضی از اطلاعات ارائه شده توسط این نرم‌افزارها عبارت اند از انکر تکست لینک‌ها، قدرت و اعتبار سایت یا نویسنده‌ای که به شما لینک داده است.

همچنین، با کمک این ابزارها خواهید دانست که کدام یک از لینک‌های شما اسپم است.

معیارهای مربوط به شبکه‌های اجتماعی

این روزها، اهمیت و گستردگی استفاده از رسانه‌های اجتماعی دیگر نیاز به توضیح ندارد. اگر هنوز هم برای برندتان هیچ حسابی در شبکه‌های اجتماعی نساخته‌اید، همین الان دست به کار شوید!

پس از ساختن حساب‌ها، کمی بیشتر وقت بگذارید و فواید استفاده از آنها و خدماتی که ارائه می‌دهند را بررسی کنید. در مرحله بعدی، همواره وضعیت عملکرد خود را در شبکه‌های اجتماعی بررسی کرده و سابقه آن را به صورت هفتگی یا ماهانه ثبت کنید. خوشبختانه، بیشتر این شبکه‌ها مثل فیسبوک، لینکدین توییتر و اینستاگرام، ابزارها و امکانات خوبی برای تحلیل عملکزد محتوا در بین مخاطبان دارند.

سئو چیست؟ آموزش کامل مفاهیم SEO + چک‌لیستحتما بخوانید: سئو چیست؟ آموزش کامل مفاهیم SEO + چک‌لیست

علاوه بر آن، ابزارهایی هم برای تحلیل آمارها و اطلاعات مربوط به صفحات شبکه‌های اجتماعی شما وجود دارند که BuzzSumo یکی از بهترین آنهاست. اگر هم علاقه‌ای به این نرم‌افزارها ندارید، راه دیگر این است که آمارها و تغییرات را خود به صورت دستی مستند کرده تا بتوانید وضعیت لایک‌ها، نظرات، دفعات به اشتراک‌گذاری محتوا و …. را در طول زمان با دقت زیر نظر داشته باشید.

ابزار Buzzsumo ابزاری برای ردیابی عملکرد محتوا در شبکه‌های اجتماعی

Buzzsumo ابزاری برای ردیابی عملکرد محتوا در شبکه‌های اجتماعی

ایجاد معیارهای دلخواه

معیارهایی که معرفی کردیم قطعاً برای هر کسی که به تحلیل عملکرد محتوا نیاز دارد سودمند است، اما گاهی جوابگوی نیازها و اهداف خاص بعضی سازمان‌ها یا برندها نیستند. دستکاری یا ترکیب هوشمندانه این معیارها با هم، گاهی می‌تواند تصویری دقیق‌تر از وضعیت محتوای شما ترسیم کرده و مسیر رسیدن به اهداف سازمانی‌تان را برای شما روشن‌تر سازد.

در اینجا چندین ایده مختلف را آورده‌ایم که ممکن است بتوانند به شما در رسیدن به این اهداف کمک کنند:

عمق متوسط مطالعه

که فرمول آن به شکل (مدت زمان سپری شده در صفحه)/(۳۰۰/تعداد کلمات) است.

هر فرد بالغ به طور متوسط در یک دقیقه ۳۰۰ کلمه را می‌خواند. بنابراین، ما می‌توانیم با توجه به تعداد کلمات متن، به آسانی مدت زمان مورد نیاز برای مطالعه آن متن را محاسبه کنیم. مدت زمان مورد نیاز با تقسیم تعداد کلمات متن بر ۳۰۰ بدست می‌آید. محاسبه نسبت مدت زمان حضور کاربر به زمان مورد نیاز برای مطالعه متن، می‌تواند به ما نشان دهد که خواننده ما، مطلب را با چه میزان دقت خوانده است.

میزان اشتیاق

این معیار می‌تواند نشان دهد مخاطبان شما تا چه حد تشنۀ خواندن مطالبِ دیگر وبلاگ‌تان هستند. بیشترِ ابزارهای تحلیل عملکرد محتوا به شما امکان می‌دهند تا ببینید مخاطبان از چه مسیری به سایت شما آمده‌اند و پس از آن به کجا می‌روند.

با استفاده از همین ابزارها، می‌توانید تعداد مسیرهای حرکت بازدیدکنندگان (شامل حداقل دو پست وبلاگی) را تقسیم بر تعداد کل این مسیرها کنید تا درصدی از کاربران علاقمندتر وبلاگ‌تان را بدست آورید. این کار می‌تواند برای پیدا کردن پست‌های محبوب‌تر و با توانایی ایجاد خوانندگان بیشتر هم به کار رود.

  میزان استقبال، میزان رشد و نرخ تبدیل

شبکه‌های اجتماعی معمولاً بیش از یک راه برای ارتباط با کاربر دارند. شما می‌توانید در فیسبوک یک پست را لایک کرده، به اشتراک بگذارید یا درباره‌اش نظر بدهید. در گوگل پلاس هم عیناً همین امکانات وجود دارد، فقط به جای لایک کردن، دکمه ۱+ وجود دارد. در توییتر می‌توانید یک توییتر را فیو کنید، زیرش نظر خود را بنویسید یا آن را ریتوییت کنید (به اشتراک بگذارید).

از آنجا که این امکانات کم و بیش در این شبکه‌ها یکسان هستند، می‌توانیم به سه دسته‌بندی کلی برسیم:

  • میزان استقبال یا همان میزان مورد علاقه بودن محتوا (لایک‌ها در فیسبوک، فیو‌ها در تویییتر و ۱+ ها در گوگل پلاس)
  • میزان رشد یا تعداد دیده‌شدن‌ها در میان افراد مختلف (به اشتراک‌گذاری‌ها در فیسبوک، گوگل پلاس و ریتوییت‌ها در توییتر)
  • نرخ تبدیل یا پاسخ به محتوای برند (کامنت‌ها در فیسبوک و گوگل پلاس، جواب‌ها در توییتر)

 نرخ تبدیل، بازگشت سرمایه و دردسرهای مربوط به قیف بازاریابی

قبلاً در این باره صحبت کرده‌ایم که چگونه معیارهای اتتخابی شما به شما کمک می‌کنند دریابید تا چه حد در حال رسیدن به اهداف خود هستید. بیشتر بازاریاب‌ها معمولاً در مرحلۀ بعد، این دو فکر به ذهن‌شان خطور می‌کند:

  1. هدف من این است که از محتوا برای تبدیل کردن مخاطبان به مشتری استفاده کنم. فقط چطور باید تشخیص دهم کدام یک از مشتریان به خاطر محتوا تبدیل به مشتریمان شده‌اند؟
  2. رئیسم مطمئن نیست که بازاریابی محتوایی ارزش امتحان کردن را داشته باشد. به همین خاطر، باید به او نشان دهم که سرمایه‌گذاری روی محتوا چه فواید و برگشت‌هایی خواهد داشت.

ارزیابی نرخ تبدیل و بازگشت سرمایه کار آسانی نیست. این کار قطعا ارزش انجام دادن را دارد اما باید بدانید اعداد و ارقام بدست آمده در انتهای کار چندان دقیق و قابل اطمینان نخواهند بود. برای مثال به قیف بازاریابی فکر کنید: بیشتر محتوایی که تولید می‌کنید در قسمت بالای قیف قرار می‌گیرند و مشتریانی را جذب می‌کنند که شاید هرگز نام شرکت شما را هم نشنیده باشند.

برای ارتباط دادن تبدیل‌ها به محتوا، شما باید تک‌تک مشتریان را (از بالا تا پایین قیف) رصد کنید. این کار بدون ارتباط برقرار کردن با تک‌تک مشتریان ممکن نخواهد بود.

بسیاری از این مشتریان ماه‌ها یا حتی سال‌ها را در بخش‌های بالایی قیف می‌گذرانند. کوکی‌ها هم معمولاً بیشتر از ۳۰ روز دوام نمی‌آورند. بیشتر اوقات، مخاطبِ محتوا قرار نیست از ما خرید کند. ارتباط دادن محتوا با نرخ تبدیل هم معمولاً دقیق نیست. اگر محتوای شما ۱۰ مشتری وفادار ایجاد کند که سال‌ها با شما همراه باشند، قطعاً بهتر از آن خواهد بود که ۱۰۰ مشتری غیر وفادار ایجاد شوند که تنها یک بار از شما خرید کنند. به این دلایل است که می‌گوییم این اعداد و ارقام چندان صحیح نخواهند بود.

اما در هر صورت این گفته هم به این معنی نیست که این اعداد بی اهمیت هستند. حتی اگر لازم باشد این نتایج را با حدس و گمان بدست آوریم، بهتر از آن است که هیچ کاری نکرده باشیم. خوشبختانه، گوگل آنالیتیکس برای این نوع از تحلیل عملکرد محتوا هم راه‌های خوبی پیش پای ما گذاشته است.

اگر در Google Analytics وارد بخش Conversion شوید، در بخش Attribution صفحه‌ای وجود دارد به نام Model Comparison  که چندین راه برای فکر کردن به چگونگی ارتباط محتوا و تبدیل در اختیار ما قرار می‌دهد.

بررسی نرخ تبدیل در گوگل آنالیز

شما می‌توانید روی آخرین تعامل کار کنید زیرا در آن زمان بوده که فرد تبدیل به مشتری شده است. اولین تعامل هم اهمیت دارد زیرا شروع ارتباط مخاطب با شما بوده است. ممکن است روی مدل ارتباط خطی کار کنید که در آن، تمامی مراحل از ابتدا تا انتهای کار ارزش یکسان خواهند داشت. مدلی هم وجود دارد که در آن به قدم‌های آخر نسبت به اولی‌ها ارزش بیشتری داده می‌شود.

از هر یک از این روش‌ها که برای تحلیل عملکرد محتوا استفاده کنید، اصلی‌ترین فایده‌اش این است که اعداد به دست آمده برای شما معنی‌دار خواهند شد. فقط به یاد داشته باشید که کاملاً طبیعی است که ارتباط بین محتوا و نرخ تبدیل چندان توسط دیگر افراد درک نشود.

گزارش‌گیری و گزارش‌دهی: بسته‌بندی تحلیل عملکرد محتوا و ارائۀ آن به دیگران

تهیه و ارائه گزارش کار، سال‌هاست که یکی از بخش‌های دشوار و کسل‌کننده در هر شرکت و کسب و کاری است. گزارش‌دهی یعنی دردسر. گزارش‌دهی یعنی متقاعد کردن مدیران و سرمایه‌گذاران به پرداخت حقوق به شما. گزارش‌دهی یعنی به ناظران و منتقدان نشان دهید که دارید کار خود را به درستی انجام می‌دهید. به همین خاطر، تحویل دادن یک نسخه چاپی از گزارش‌های گوگل آنالیتیکس به مدیران شرکت احتمالاً چندان موثر نخواهد بود.

۵ دلیل مهم شکست تبلیغات کلیکی گوگل را بشناسیدحتما بخوانید: ۵ دلیل مهم شکست تبلیغات کلیکی گوگل را بشناسید

در صورتی که کارتان گزارش‌دادن است، باید تلاش کنید گزارش‌هایتان نه تنها متفاوت و چشمگیر باشند، بلکه مدیران شما با تمام وجود مشتاق دیدن آنها باشند.

در ادامه توضیح خواهیم داد چطور این کار را انجام دهید:

گام اول: بدانید با چه کسی صحبت می‌کنید

مدیر عاملان، مدیران مالی، مدیران بازاریابی و دیگر اعضا، همیشه نسبت به گزارش‌ها عکس‌العمل‌های متفاوتی خواهند داشت، مگر آنکه همگی در یک جلسه نشسته باشند و گزارش‌ها را با هم بررسی کنند. در هنگام تهیه گزارش، سعی کنید خود را به جای طرف مقابل گذاشته و لحن و اطلاعات موجود در نوشته را با توجه به آن شخص تنظیم کنید.

اهداف کسب و کاری اصلی آن افراد چه هستند و کاری که انجام می‌دهید چگونه به آنان در رسیدن به آن اهداف کمک می‌کند؟ به عبارت دیگر، چه چیزی به آنها نشان خواهید داد که تا آنها هم بتوانند به بالادستی‌های خودشان نشان دهند؟ برای پاسخ به این سوال دقت بسیار زیادی داشته باشید.

گام دوم: از آنان بپرسید چه چیزی برایشان اهمیت دارد و مایل هستند چه نوع داده‌هایی را مشاهده کنند

اگر لازم است، چانه بزنید. گاهی اوقات، افراد نمی‌دانند چه چیزی واقعاً اهمیت دارد. و در این صورت، وظیفه شماست که این موارد را به آنان آموزش دهید. فهرستی از آنچه آنان می‌خواهند تهیه کرده و در تنظیم گزارش خود از موارد داخل این فهرست، استفاده کنید.

گام سوم: مطمئن شوید محتوایی که تولید می‌کنید با اهداف سازمانی‌تان سازگاری دارد

وقتی که مدیران، لیست چیزهایی که در گزارش می‌خواهند به شما تحویل می‌دهند، احتمالاً در مواردی به یاد این موضوع خواهید افتاد که قسمت‌هایی از محتوای شما در راستای رسیدن به اهداف سازمان نبوده است. یکی از قسمت‌های اصلی شغل شما، به عنوان خالق محتوا، این است که با انتشار محتوا عملکرد بازاریابی سازمان را بهبود دهید؛ پس در تمامی مراحلِ کار مطمئن شوید که اهداف و محتوا در یک راستا هستند.

گام چهارم: یک داشبورد ایجاد کنید

داشبورد شما چه صفحه‌ای از گوگل آنالیتیکس باشد، چه یک فایل اکسل و چه ابزار دیگری که در اینترنت پیدا کرده‌اید، باید بتواند در هر زمان، آخرین اطلاعات مهم را نمایش دهد. با این کار، در صورت فراخواندن‌تان به یک جلسه مدیریتی جهت ارائه گزارش، هیچ مشکلی نخواهید داشت.

در صورت لزوم، حتی ایجاد چند داشبورد اختصاصی جهت ارائه به چند نوع مخاطب گوناگون هم، سودمند خواهد بود. به یاد داشته باشید بهتر است داده‌ها و اطلاعات داخل این داشبوردها را همواره در لحظه به‌روز کنید تا در زمان‌های اضطراری دچار مشکل نشوید.

نکته آخر: هر چند وقت یکبار، هر چه تا به حال گفته‌ایم را بی‌خیال شوید!

در زندگی واقعیتی هست که درباره بازاریابی محتوایی هم صدق می‌کند: بدون آزمایشِ ایده‌های جدید و خرابکاری‌های احتمالی، بسیاری از فرصت‌ها و موفقیت‌ها را از دست خواهید داد. به گفته استیو جابز:

“آدم‌هایی که آنقدر دیوانه هستند که فکر می‌کنند می‌توانند دنیا را تغییر دهند، دقیقاً همان‌هایی‌اند که موفق به انجام این کار می‌شوند.”

اگر دست کم تلاش می‌کنید کاری انجام دهید که به نظر شما نتیجه می‌دهد، شکست‌ خوردن هیچ اشکالی ندارد.

یان لوری از شرکت Portent، در این باره سه نکته جالب را مطرح کرده است. با هم می‌خوانیم:

  • تنها %۷۰ محتوای ما باید استاندارد، قانونمند و شسته رُفته باشد. تهیه و انتشار این محتوا باید تا حدودی محافظه‌کارانه و طبق قوانین و منطبق با سئو انجام پذیرد.
  • ۲۰% محتوای ما بهتر است از این حالت فاصله بگیرد. استانداردهای کلی باید رعایت شوند. اندکی قلقلک دادن ذهن مخاطب با مطرح کردن موضوعات متفاوت‌تر یا جنجال برانگیز، ریسک خود را دارد، اما پتانسیل خوبی برای موفقیت‌های تازه خواهد داشت.
  • ۱۰% محتوای ما باید کاملا نوآورانه بوده و از فرم‌های قبلی محتوا فاصله بگیرد. انتشار این نوع محتوا ریسک قابل توجهی دارد و معمولاً هم جواب نخواهد داد؛ اما در صورت موفقیت، درهای تازه‌ای را به روی شما خواهد گشود که می‌توانند به موفقیت‌های قابل توجه منجر شوند.

تا اینجا، تقریباً هر چه را در بحث بازاریابی محتوایی لازم است انجام دهید (از شروع کار گرفته تا خلق و تحلیل عملکرد محتوا) را توضیح داده‌ایم. در قسمت آخر، به این موضوع خواهیم پرداخت که چطور باید کار خود را (که تا اینجا به خوبی پیش برده‌اید) در اوج حفظ کرده و پاداش زحماتی که تا امروز کشیده‌اید را دریافت کنید.



Source link


اولین برخورد من با هوش تجاری، عنوان شغلی یکی از دوستانم بود. دوستی که در پروفایل لینکدین خود نوشته بود، “Senior BI Consultant at ETKA Chain Store”.

همیشه برایم سوال بود که این مشاور ارشد BI در فروشگاه اتکا دقیقا چه می‌کند. البته از خودش هم چندبار پرسیدم. اما جواب‌ها و پاسخ‌های یکی دو خطی‌اش مرا نتوانست قانع کند که دقیقا چه می‌کند.

از آن زمان تقریبا چندین ماه گذشت و برای من هوش تجاری همچنان مفهومی عمیق، مرموز و ناشناخته بود. از طرفی می‌دانستم که “هوش تجاری” یکی از به روزترین و در عین حال پرکاربردترین مفاهیم کسب و کار در جهان معاصر ماست. این شد که دلم را به دریا زدم و قصد کردم که در یک مقاله مفصل به این مسئله بپردازم. البته مقاله‌های تخصصی در آینده را به همین دوست عزیز می‌سپارم. در حقیقت هدفم این است که در وبلاگ نوین چندین مقاله به طور مفصل به “هوش تجاری” بپردازیم و آنرا از ابعاد متفاوت بررسی کنیم.

و اما طبق روال همیشگی در ابتدا ببینیم که هوش تجاری دقیقا چیست و چگونه می‌توانیم راحت‌ترین و سرراست‌ترین تعریف را از آن داشته باشیم.

یک تعریف ساده و سرراست از هوش تجاری

هوش تجاری، Business Intelligence یا به اختصار BI یک فرآیند تکنولوژی محور برای تحلیل داده هاست. این فرآیند در نهایت به مدیران، صاحبان کسب و کار و تمام تصمیم گیرنده‌های اساسی یک کسب و کار، اطلاعاتی عملی می‌دهد. ابزارهای BI برای آنالیز و تحلیل داده‌ها به صورت‌های مختلفی ارائه می‌شود؛ مثلا گزارش، داشبورد، چارت، نقشه، گراف و تمام ابزارهایی که بتوانند اطلاعات و داده‌های خام را در قالب‌های بصری و قابل استفاده به نمایش درآورند.

در حقیقت هوش تجاری به شما به عنوان یک مدیر کمک می‌کند، بفهمید که چه عواملی در موفقیت یا شکست پروژه‌هایتان موثر است. همین باعث می‌شود که بتوانید بفهمید چه عواملی سود بیشتر برای شما رقم می‌زنند و چه عواملی سود کمتری برای شما به همراه دارند.

هوش تجاری در یک نگاه

BI طیف گسترده‌ای از ابزار، اپلیکیشن‌ و متدلوژی را شامل می‌شود که به یک سازمان کمک می‌کند که بتواند اطلاعات (Data) را از سیستم داخلی و منابع خارجی شرکت جمع‌آوری کند و آنها را برای تحلیل آماده کند. از مجموع این اطلاعات در نهایت یک گزارش تهیه می‌شود که به مدیر و تصمیم گیرنده نهایی سازمان تحویل داده می‌شود. اجازه بدهید با یک مثال این لقمۀ قلمنبه سلنبه را برایتان به راحت الحلقوم تبدیل کنم.

یک مثال روشن و واضح از کاربرد هوش تجاری

فرض کنید شما یک فروشگاه بزرگ اینترنتی دارید و محصولات زیادی برای فروش. قطعا ذهن هیچ مدیری یارای نگهداری تمام اعداد و ارقام مربوط به خرید و فروش را ندارد و البته که واقعا نیاز به حفظ تمام این اعداد و ارقام نیست. در فرآیند پیاده سازی هوش تجاری طبق یک عملیات پیچیده همۀ داده‌های سازمان در یک دیتابیس (ِData Base) جمع می‌شود (اینکه اطلاعات روزانه جمع‌آوری شود یا ماهانه یا هفتگی دست خودتان است). در حقیقت این دستابیس حاوی تمام اطلاعات شرکت و تک تک فروش‌ها و خریدهای انجام شده توسط سازمان است.

در اصطلاح تخصصی به این دیتابیس، انبارۀ داده یا data warehouse می‌گویند. این نقطۀ شروع و صفر مرزی پروژه‌های هوش تجاری است. اطلاعاتی که در انبار داده جمع‌آوری می‌شوند، چند بعد مهم (Dimension) دارند که عبارتند از:

  1. مکان: یا لوکیشن کاربران. فرض کنید هر کالا توسط یک نفر خریداری می‌شود که این شخص در یک استان، شهر و منطقۀ به‌خصوصی زندگی می‌کند. پس یکی از ابعاد مهم داده‌های شما متغیر مکان است.
  2. زمان: علاوه بر تمام اینها هر فروش یک پارامتر زمان دارد، شما حساب کنید روزی حداقل ۱۰ هزار تا از این فروش و فروش‌های دیگر به انباره داده اضافه می‌شوند.

حالا تصور کنید قرار است در یک جلسه استراتژی‌های کلان (یا حتی غیر کلان و در مقیاس کوچک‌تر) برگزار شود و مدیران و تصمیم‌گیرندگان نهایی بخواهند یک تصمیم اساسی بگیرند؛ مثلا اینکه آیا استراتژی درستی است که برای صرفه جویی در هزینه‌ها اجناسی که از تامین کننده‌ها خریداری می‌شوند در انبارهای در دست احداث نگه داری شوند یا نه.

دقیقا از همین قسمت هوش تجاری وارد عمل می‌شود؛ مثلا در این مثالی که زدیم، مدیر یا گروه مدیریت به راحتی از روی اطلاعات خلاصه سازی شده یا اصطلاحا Summarized Data می‌تواند بفهمد که چه کالاها یا گروه کالاهایی توسط کدام افرادی در چه شهرها و مناطقی بیشتر فروش می‌رود و یا در چه زمانی (فصل ، سال، روز) کدام کالا یا گروه کالایی بیشتر فروخته می‌شود.

حالا بر این اساس آیا آن استراتژی که مثال زدیم واقعا به صرفه‌جویی در هزینه‌ها کمک می‌کند یا بدتر باعث ایجاد هزینۀ اضافه می‌شود؟ مثلا اگر متوجه بشویم که کالای X در منطقۀ y تهران فروش بالایی دارد، آیا تصمیم اینکه انبار کالای X  را در منطقۀ Y  احداث کند، باعث کاهش هزینه‌های نگهداری و رساندن (delivery) محصول می‌شود یا نه؟

کمیک هوش تجاری

تصور کنید که مدیر قصۀ ما به انبار داده دسترسی نداشت

اگر مدیر ما به Data warehouse دسترسی نداشت و خلاصه مجموع تعداد فروش، جمع عدد ریالی فروش به ازای هر کالا در زمان و مکان به‌خصوص را نداشت، باید تمام داده‌های چند سال را باید بررسی می‌کرد و تمام این محاسبات را به صورت دستی انجام می‌داد، سپس تمام این داده‌ها را  مقایسه می‌کرد. به فرض که عمر نوح داشت و فرصت می‌کرد اینکار را انجام دهد، قطعا تمام محاسبات او ضریب خطای بالایی داشتند. و اما در ادامه برای اینکه کاملِ کامل هوش تجاری را بفهمید، می‌خواهم آنرا با تحلیل‌گر کسب و کار (BA) چیست؟

فاصله یک حرف ساده است بین BI و BA

دقیقا فاصله یک حرف ساده است بین BA و BI، اما فهمیدن تفاوت این دو کلمه به درک شما از BI کمک زیادی می‌کند.

آموزش تصویری نصب گوگل آنالیتیکس برای آنالیز سایتحتما بخوانید: آموزش تصویری نصب گوگل آنالیتیکس برای آنالیز سایت

هوش تجاری با نام دیگری به نام Descriptive Analytics هم شناخته می‌شود. کارشناسان هوش تجاری داده‌های گذشته و زمان حال شرکت یا سازمان را تحلیل می‌کنند. در حقیقت یک متخصص هوش تجاری قرار نیست به کسب و کار شما بگوید که چکار کنید. تنها چیزی که می‌گوید این است که اوضاع کسب و کار شما در گذشته چگونه بوده و الان چگونه است.

در مقایسه با تعریف BI می‌توانید BA را قرار دهیم. 

BA مخفف عبارت Business Analytics است. BA از ابزارهای تحلیل داده کمک می‌گیرد تا بتواند پیش‌بینی کند که چه اتفاقی برای آیندۀ کسب و کار می‌افتد. در حقیقت BI بیشتر به یک فرآیند اشاره می‌کند که داده‌ها را برای ما فراهم می‌کند. اما BA بیشتر به یک شخص اشاره می‌کند که بر مبنای این اطلاعات راه‌حل برای بیزینس پیدا می‌کند. در حقیقت می‌توانیم اینطور بگوییم که BA یکی از اجزای فرآیند BI حساب می‌شود.

به نظر می‌رسد که حالا تا حدودی با کلیت هوش تجاری آشنا شده‌اید. اما BI دقیقا چه فوایدی برای کسب و کار شما دارد؟

۵ فایدۀ مهم هوش تجاری برای کسب و کار شما

در ادامه می‌خواهیم ببینیم که هوش تجاری چه فوایدی برای کسب و کار شما دارد و به همین بهانه با جنبه‌های متنوع هوش تجاری آشنا شویم.

۱- به راحتی می‌توانید گزارشات سریع تهیه کنید

هر شرکت یا کسب و کاری بخش‌ها و دپارتمان‌های متفاوتی دارد. اطلاعات بخش‌های مختلف در فرمت‌های مختلف پخش شده‌اند. بیشتر تلاش‌هایی که برای جمع‌آوری اطلاعات انجام می‌شود، باید این اطلاعات را مرتب کند و به فرمتی تبدیل کند که بتوان آنها را تحلیل و بررسی کرد. با استفاده از ابزارهای پیشرفتۀ هوش تجاری در کمترین زمان ممکن می‌تواند یک گزارش کامل و خوانا از هرکدام از بخش‌های شرکت داشته باشید.

به عنوان یک مدیر یا صاحب کسب و کار، این برای شما کاملا حیاتی است که بدانید که دیتاهای شرکت شما به شما چه می‌گویند. البته واضح است که اطلاعات معادل هوش نیست. این مخصوص به زمانی است فوق‌العاده کاربرد دارد که شرکت شما بخش‌های مختلف دارد و اطالاعات بخش‌های مختلف چندان به هم مرتبط نیستند و شما برای تصمیم‌گیری به این اطلاعات نیاز دارید.

تهیه گزارش فوری - هوش تجاری

طراحی بر اساس کاراکترهای Ketnipz

۲- به تصمیمات سریع و هوشمندانه شما کمک می‌کند

بگذارید اینطور برایتان بگویم، تمام درآمد و سود شرکت مستقیما به تصمیمات استراتژیک مربوط می‌شود.

شاید برایتان جالب باشد بدانید که مدت زمان تقریبی برای برای تهیه یک گزارش IT چیزی حدود دو روز است. در جهان پر سرعت معاصر، داده‌ها مدام در حال تغییر و نوسان هستند. در طول دو روز داده‌ها تغییرات زیادی می‌کنند. در حقیقت مدیران و استراتژیست‌های شرکت نیاز دارند که به اطلاعات به روز (آپدیت) دسترسی داشته باشند تا بتوانند به سرعت تصمیم بگیرند و جایگاه خود را در بازار از دست ندهند.

این اعداد و ارقام اصلا چیز کمی نیستند، دقیقا به کمک همین اعداد و ارقام است که می‌توانید راه‌حل‌های درست و درآمدزا برای کسب و کار خود پیدا کنید.

هدف نهایی یک کارشناس BI این است که اطلاعات شرکت شما را به یک تجزیه تحلیل ساختارمند تبدیل کند. به بیانی دیگر یک کارشناس واقعی هوش تجاری که می‌تواند به تصمیمات استراتژیک و سریع شرکت کمک کند.

هوش تجاری با اطلاعات به روزی که در اختیار مدیران قرار می‌دهد کمک می‌کند که وضعیت مالی شرکت به سمت مثبت حرکت کنید و تصمیمات درست گرفته شود.

گزارشات در هوش تجاری

طراحی بر اساس کاراکترهای Ketnipz

۳- بهره‌وری شرکت شما را زیاد می‌کند

هوش تجاری این قابلیت را دارد که راهکارهای نادرست را مشخص کند، وضع کنونی شرکت را به دقت مشخص کند و در ادامه مشخص کند که روزانه چه کارهایی باید انجام شود، اولویت‌های شرکت چیست و هرکس چه کاری باید انجام دهد. در حقیقت قرار است ببیند که در کدام بخش‌ها ضعف وجود دارد،کدام بخش‌ها باید پیشرفت کنند و به امکانات جدیدتری مجهز شوند.

چگونه خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر تولز را رفع کنیم؟حتما بخوانید: چگونه خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر تولز را رفع کنیم؟

شاید برایتان جالب باشد بدانید بر اساس آمار سال ۲۰۰۰ سایت CIO شرکت تویوتا با استفاده از ابزارهای هوش تجاری توانست بفهمد که در فرآیند توزیع و تحویل کالا نیمی از هزینه بیش ازآنچیزی است که باید باشد و با تغییر استراتژی این هزینه را ۵۰% کاهش داد.

هوش تجاری موتر در کاهش هزینه

طراحی بر اساس کاراکترهای Ketnipz

۴- سرعت بخشیدن به بازگشت سرمایه

اوج تمام خواسته‌های یک شرکت و تمام چیزهایی که در بالا گفتیم می‌تواند در “رشد سریع برای بازگشت سرمایه” خلاصه شود. بدون بینش درست و دیسیپلین مشخص، یا در در دام روش‌های نخ‌نما و قدیمی می‌افتید یا به حدس و گمانه‌زنی در مورد رفتارهای کاربران و چیزهایی از این قبیل می‌افتید. این‌ها مهم‌ترین آفت‌های کسب و کار شما هستند و دقیقا همان چیزهایی هستند که باعث شکست کسب و کار شما و بسیاری دیگر مانند شما می‌شوند.

همانطور که قبلا هم اشاره کردیم، هر شرکت یک سیستم است که تمام بخش‌های آن به نوعی با هم مرتبط هستند و نمی‌شود که برای هر بخش آن یک استراتژی جداگانه ریخت و به بقیۀ بخش‌ها کاری نداشت. تمام تلاش هوش تجاری این است که اطلاعاتی ارائه دهد که اگر چه برای هر بخش به طور جداگانه موجود است، اما بتواند یک کلیتی به ما بدهد که بر مبنای آن تصمیم‌گیری کرد، استراتزی چید و برنامه عملی ریخت.

دقیقا به همین دلیل است که BI می‌تواند به روشنی به شما کمک کند که کمپین‌های خود را برنامه‌ریزی کنید و هر چیزی را که لازم است تغییر دهید، تغییر دهید پیش از آنکه واقعا دیر شود و در کمترین زمان ممکن سرمایه شما را به شما بازمی‌گرداند.

بازگشت سرمایه از طریق هوش تجاری

طراحی بر اساس کاراکترهای Ketnipz

۵- کاهش هزینه‌های نیروی انسانی

با رشد و پیشرفت جهان امروز ما، مهم‌ترین نیازی که جهان کسب و کار از هر زمان دیگری بیشتر به آن نیاز دارد، نیاز به تجزیه تحلیل داده‌ها و اطلاعات است. از طرف دیگر خود این داده‌ها روز به روز پیچیده‌تر و چند بعدی‌تر می‌شوند، چراکه شرکت‌ها و کسب و کارها مدام در حرکت به سوی گسترده‌شدن و توسغه حرکت می‌کنند. پس به موازات این حرکت نیاز به نیروهای انسانی متخصص برای تحلیل داده‌ها و تهیه گزارشات هم از هر زمان دیگری بیشتر می‌شود. اگر بخواهید از روش‌های سنتی استفاده کنید باید تعداد زیادی نیرو استخدام کنید، مدام گزارش بخواهید و مدام کسی باشد که این گزارشات را چک کند، اما یک متخصص هوش تجاری تمام اینکارها را انجام می‌دهد و در سریع‌ترین زمان ممکن گزارشات مورد نیاز شما را تهیه می‌کند. به عبارتی دیگر در وقت، زمان و هزینۀ شما به شدت صرفه‌جویی می‌کند.

کاربردهای هوش تجاری

در ادامه به دو بعد مهم فرآیند هوش تجاری اشاره می‌کنم.

دو بعد مهم هوش تجاری

و حالا در نهایت برای پیاده سازی موفق یک سامانه یا پروژه هوش تجاری دو پارامتر مهم  وجود داره ؛

۱- بعد فنی و تکنیکال

اساس بعد فنی یا تکنیکال به بخش ساخت انباره داده و عملیات مربوط به دیتابیس، انتقال داده، ابزارهای داشبوردساز و مکعب های اطلاعاتی یا Cube مربوط می‌شود. (در مورد این مکعب‌های اطلاعاتی در مقالات آینده به تفصیل صحبت خواهیم کرد)

این اولین، مهم‌ترین و در عین حال ساده‌ترین بخش هوش تجاری است. اگر بخواهم به زبان ساده این مرحله را تشریح کنم، باید بگویم که این بخش سه مرحلۀ اصلی دارد:

  1. شناخت: در مرحله اول شما باید یک تحلیل جامع از کسب و کار داشته باشید، وضعیت موجود را بسنجید و بخش‌های مختلف آن را شناسایی کنید.
  2. طراحی انبار داده: در این مرحله بر اساس اطلاعاتی که در مرحله قبل بدست آوردید، باید یک انبار داده یا Data Warehouse بسازید.
  3. تهیه گزارش: در آخرین مرحلۀ این بخش که تهیه گزارش است، شما بر اساس انبار داده‌های خود گزارش تهیه می‌کنید و اطلاعات خام را به اطلاعات قابل فهم تبدیل می‌کنید.

مثلا وقتی یک خرید اینترنتی انجام می‌شود، در دیتابیس اطلاعاتی نظیر تاریخ، ساعت، شناسۀ مشتری ، کالای خریداری شده، تامین کنندۀ کالا، تعداد و قیمت خرید و فروش و این قبیل اطلاعات باید در سیستم ثبت شود.

در نهایت از این دیتابیس داشبوردهای مدیریتی و خلاصه شده ساخته می‌شود؛ مثلا اینکه امروز، این هفته یا این ماه چقدر سود داشتیم، مقدار این سود نسبت به سال قبل چقدر تغییر داشته، از ماه قبل تا این ماه چند مشتری جدید اضافه شدند و ….

۲- بعد فرهنگی هوش تجاری

بعد فرهنگی هوش تجاری به آنالیز درست نیازمندی‌ها، فرهنگ استفاده و تفکر مربوط می‌شود. در حقیقت در این بخش تصیمم‌گیری بر مبنای واقعیت‌های موجود (داده‌ها) انجام می‌شود. این مرحله به زیرساخت‌های رفتاری اساسی نیاز است که متاسفانه بیشتر موارد آن در ایران وجود ندارد. برای اینکه این بخش به خوبی انجام شود به نقد و تغییر پذیری مداوم ، انعطاف سازمانی بالا و اینرسی (مقاومت) سازمانی پایین در قبال تغییرات لازم است.

بررسی عملکرد و رفع خطاهای نقشه سایتحتما بخوانید: بررسی عملکرد و رفع خطاهای نقشه سایت

برای اینکه با این داشبوردها و گزارشات آشنا شوید، یک تصویر برایتان می‌آورم که ببینید چگونه یک گزارش خوب هوش تجاری در کمتر از یک دقیقه می‌تواند مهم‌ترین اطلاعاتی که یک مدیر لازم دارد را به او بدهد.

نمونه داشبورد در هوش تجاری

و حالا آیا به قول میلاد “وقت ان نرسیده که ایمان بیاوریم با اغاز فصل داده؟”

در پایان

و در نهایت باید بگوییم که جهان و جهانیان روز به روز هوشمندتر می‌شوند و اگر شما با این جریان جهانی حرکت نکنیدف بدجوری عقب می‌افتید. لازم است که به روز باشید و از سیستم‌های سنتی خود هر چه سریع‌تر فاصله بگیرید. کمی بی‌رحمی در این قسمت اصلا ایرادی ندارد، هر روش و سیستمی که جواب نمی‌دهد باید به سرعت عوض شود و سیستم به روز‌تر و هوشمندتر.

و در نهایت باز هم از میلاد محمدی (مشاور ارشد هوش تجاری فروشگاه اتکا) بابت کمک و همراهیش به من در نوشتن این مقاله تشکر می‌کنم و امیدوارم هرچه سریع‌تر خودش وارد عمل شود و تخصصی‌تر و کامل‌تر برایمان بنویسد.



Source link


اگر صاحب کسب و کار هستید حتما می‌دانید که هر روز باید با چالش‌های مختلفی روبرو شوید چون هر روز باید تصمیماتی بگیرید که نه تنها شما بلکه کارمندان شما را هم تحت تاثیر قرار می‌دهند. در بین این تصمیمات، ارتباط موثر با مشتری‌هایتان باید اهمیت ویژه‌ای داشته باشد! این قضیه انقدر مهم است که بحث مفصلی به اسم “مدیریت ارتباط با مشتری” یا همان CRM به وجود آمده است و قطعا یکی از لازمه‌های کسب و کار موفق است!

اگر شما هم اطلاعات خاصی در مورد مدیریت ارتباط با مشتری ندارید اصلا نگران نباشید چون در این مقاله همه چیز (از تعریف CRM گرفته تا نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری) را یاد خواهید گرفت!

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) چیست؟

عبارت مدیریت ارتباط با مشتری ترجمه‌ای از Customer Relationship Management است که اگر حروف اول این عبارت انگلیسی را کنار هم بگذارید کلمه CRM به دست می‌آید. اما با یک ترجمه ساده که نمی‌توان معنی ارتباط با مشتری را فهمید! پس بیایید ببینیم که مدیریت ارتباط با مشتری در دنیای بیزینس و کسب و کار چه معنی دارد.

مدیریت ارتباط با مشتری یکی از موثرترین راه‌ها برای جذب سرنخ و حفظ مشتری‌های موجود است. از سرنخ اطلاعاتی دارید؟ اگر ندارید آن را هم برای شما باز می‌کنم. فرض کنید که شما یک کسب و کار دارید و برای کسب و کار خودتان، وبسایت هم ساخته‌اید. حالا افرادی که به این وبسایت مراجعه می‌کنند همگی یکی هستند؟ قطعا نه! این افراد به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  • کاربر عادی (User): افرادی که فقط به وبسایت شما (یا حتی مغازه شما) مراجعه می‌کنند و بعد از کمی گشت و گذار، بدون هیچ تعاملی با شما می‌روند.
  • سرنخ (Lead): افرادی که به وبسایت یا مغازه شما مراجعه می‌کنند و هیچ خریدی انجام نمی‌دهند اما اطلاعاتی از خودشان به جا می‌گذارند (مثل آدرس ایمیل یا شماره تلفن). احتمال اینکه این افراد از شما خرید انجام بدهند از کاربر عادی بیشتر است.
  • مشتری (Customer): افرادی که از وبسایت یا مغازه شما خریده کرده‌اند و اگر بتوانید آن ها را حفظ کنید، ممکن است که خریدشان را تکرار کنند.

پس حالا که با مفهوم سرنخ و مشتری آشنا شدید، بیایید دوباره به مدیریت ارتباط با مشتری برگردیم. گفتیم که مدیریت ارتباط با مشتری یا همان CRM راهی است که شما از طریق آن خیلی راحت می‌توانید سرنخ‌های جدیدی را به سمت کسب و کار خودتان بکشانید و همچنین مشتری‌هایی که یک یا چند بار از شما خرید کرده‌اند را حفظ کنید.

استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) چه مزایایی دارد؟

معمولا کسب و کارهایی که کمی بی‌تجربه یا نوپا هستند از استفاده از CRM کمی دوری می‌کنند چون به نظرشان این قضیه انقدرها هم مهم نیست که بخواهند روش و نرم افزار جدیدی را وارد کسب و کارشان بکنند. در عوض برای ارتباط با مشتری و همچنین حفظ اطلاعات مشتری از روش‌های قدیمی مثل ایمیل، ایجاد فایل جداگانه یا یادداشت برداری استفاده می‌کنند. اما هیچ کدام از این‌ها جایگزین CRM نمی‌توانند باشند! باور نمی‌کنید؟

داده‌های خودتان را بهتر سازماندهی کنید!

در هر کسب و کاری که باشید با افراد مختلفی سر و کار دارید. از جمله این افراد می‌توانند سرنخ‌ها، مشتری‌ها، مخاطبین و ده ها دسته دیگر باشند که هر کدام اطلاعات و درخواست‌های خاص خودشان را دارند. شما چگونه می‌توانید همه این اطلاعات را بصورت دقیق و منظم دسته بندی کنید و هر موقع که به آن نیاز داشتید، در کمتر از چند ثانیه به آن دسترسی داشته باشید؟

خب مدیریت ارتباط با مشتری و نرم افزارهای CRM این امکان را به شما می‌دهند! به نظر شما این که گفتم در کمتر از چند ثانیه به این اطلاعات دسترسی داشته باشید قضیه مهمی است؟ مطمئن باشید که هست! تحقیقات دنیای بیزینس نشان می‌دهند که اگر مشتریان مجبور شوند که درخواست یا اطلاعات خودشان را بیش از یک یا دوبار تکرار کنند، حس رضایت‌شان به شدت کاهش پیدا می‌کند و احساس می‌کنند که هیچ فرقی با مشتریان دیگر ندارند! با اینکه کلید طلایی جذب و حفظ مشتری این است که شما این حس را در او ایجاد کنید که او را می‌شناسید و نیازهای او را می‌دانید. یا به عبارت دیگر، این مشتری جزء مشتری‌های خاص شماست. به این دلیل است که در حین تماس یا گفت و گو با مشتری، نرم افزار CRM همه اطلاعات او در زمینه‌های مختلف را در عرض چند ثانیه پیش روی شما قرار می‌دهد!

ارتباط خود با مشتری را گسترش بدهید!

خیلی وقت‌ها در کسب و کار خودتان نیاز دارید که برای تبدیل یک کاربر به سرنخ یا سرنخ با مشتری، با او تماس بگیرید یا به او پیام بدهید و یا حتی یک ایمیل جذاب برای او بفرستید تا اطلاعات بیشتری در مورد کسب و کارتان بدهید. حالا اگر شما یک یا دو یا نهایتا ۲۰ مخاطب داشته باشید، این کار خیلی هم سخت به نظر نمی‌آید، نه؟ خب حالا فرض کنید ۲۰۰۰ تا مخاطب دارید. آیا می‌توانید یک به یک ایمیل مخصوص هر شخص را برای او بفرستید؟

یا اصلا فرض کنید می‌خواهید طوری برنامه ریزی کنید که برای مشتری‌هایی که دوبار از شما خرید کرده‌اند هر هفته یک ایمل برود و برای افرادی که یک بار از شما خرید کرده‌اند، هر هفته دو ایمل فرستاده شود. اصلا وقت می‌کنید که همه مشتری‌ها را بررسی کنید تا ببینید چه کسی چقدر از شما خرید کرده است؟ قطعا نه وقتش را خواهید داشت و حتی اگر وقت هم داشته باشید، این کار به شدت خسته کننده است. پس چکار می‌کنید؟ خیلی راحت است! یک نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری نصب می‌کنید و به همین دستور را به آن می‌دهید! تمام! این نرم افزار بدون اینکه شما کار دیگری انجام بدهید، تمام این کارها را با نهایت دقت برای شما انجام می‌دهد!

حالا این کار چه سودی برای شما دارد؟ شما بدون اینکه وقتی تلف کرده باشید، ارتباط نزدیک و صمیمی و در عین حال حرفه‌ای خودتان را با مشتری‌های خودتان حفظ کرده‌اید! این مورد تاثیر فوق‌العاده خوبی روی تصور مشتری از شما و کسب و کار شما دارد.

اطلاعات را به راحتی به اشتراک بگذارید!

اطلاعاتی که یکی از کارکنان شما (یا حتی خود شما) از مشتری‌ها به دست می‌آورید، در مراحل مختلف کسب و کار در بخش‌های مختلف به درد می‌خورند. حالا برای این که این اطلاعات بین کارکنان شما رد و بدل شود و در عین حال بدون اطلاع شما، هیچ تغییری در آن ایجاد نشود چه راهی وجود دارد؟ اصلا فرض کنید یک روز شما در شرکت نیستید و اطلاعات مشتری روی سیستم شماست. پس بقیه این اطلاعات را از کجا به دست بیاورند؟

بازهم اینجا نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری به داد شما می‌رسند. حالا چگونه CRM در به اشتراک گذاشتن اطلاعات به شما کمک می‌کنند؟ بگذارید برایتان توضح بدهم. تا حالا چیزی در مورد “فضای ابری” شنیده‌اید؟ اگر نشنیده‌اید نگران نباشید. توضیح مختصری برایتان آماده کرده‌ام: فضای ابری، فضایی در دنیای اینترنت است که مختص شماست. حالا به چه دردی می‌خورد؟ شما فایل‌هایی که برایتان مهم است را آنجا ذخیره می‌کنید (دقیقا مثل یک انبار). اما خوبی که این انبار دارد این است که با هر دستگاهی می‌توانید به آن دسترسی داشته باشید. فقط کافی است نام کاربری و رمز عبور خودتان را داشته باشید. مثلا می‌توانید با گوشی یا کامپیوتر دوستتان وارد انبار خودتان بشوید، فایل‌هایتان را ببینید و بیرون بیایید.

حالا این فضای ابری (cloud storage) چه ربطی به مدیریت ارتباط مشتری دارد؟ نرم افزارهای CRM هم قابلیت ذخیره در فضای ابری را دارند. با این روش دیگر این اطلاعات نه تنها دست شماست، بلکه دست کارمندان شما هم است و هر کسی که بخواهد می‌تواند با اجازه شما به آن‌ها دسترسی داشته و استفاده بکند. جالب این است که برای این کار حتی نیازی به بلند شدن از پای سیستم هم نیست! یعنی همه چیز بصورت همزمان در اخیتار همه کس است!

هیچ سرنخی را از دست ندهید!

فرض کنید ساعت ۳ صبح، چند نفر وارد وبسایت شما شده‌اند و آدرس ایمیل خودشان را داده‌اند (یعنی به سرنخ تبدیل شده‌اند). اگر شما بخواهید این افراد را در لیست ایمیل سرنخ‌های خودتان قرار بدهید باید همه این مراحل را بصورت دستی انجام بدهید و در آخر هم این سرنخ را به کارمندی که کارش مربوط به این زمینه است وصل کنید. حتی ممکن است این کارها به بازه تعطیلات خورده و چند روزی طول بکشد. و در این صورت ممکن است که سرنخ خودتان را از دست بدهید!

ولی نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری هیچ وقت اجازه چنین کاری را نمی‌دهد! چون همان لحظه بصورت کاملا خودکار تمام اطلاعات سرنخ را بررسی می‌کند و در سیستم در بخش مربوط به آن سرنخ همه چیز را وارد می‌کند. البته اینجا کار تمام نمی‌شود! چون CRM حتی کار وصل کردن سرنخ به کارمند را هم خودش انجام می‌دهد!

۱۰ نکته مهم برای بهینه سازی تصاویر سایتحتما بخوانید: ۱۰ نکته مهم برای بهینه سازی تصاویر سایت

آمار کسب و کارتان را داشته باشید!

داشتن آمار کسب و کار و اینکه هر کارمند در طول هفته یا ماه یا سال چقدر به هدف خودش رسیده و در کل چه کارهایی کرده یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای گسترش و موفقیت هر کسب و کاری است. چرا؟ چون این آمار و ارقام دقیقا مثل یک نقشه عمل می‌کنند و به شما نشان می‌دهند که در این مدتی که گذشته است چه کارهایی کرده‌اید، در چه کارهایی خوب بوده‌اید و در چه کارهایی نیاز به تقویت دارید.

اگر شما بخواهید همه این آمار را بصورت دقیق و بدون اتلاف وقت داشته باشید، چه کاری از دستتان بر می‌آید؟ به نظر من بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که از CRM استفاده بکنید! بله درست متوجه شدید! فقط با چند دستور ساده، CRM عملکرد هفتگی، ماهیانه، سالانه و یا فصلی هر کارمند یا کل شرکت را بصورت نمودار برای شما نمایش می‌دهد. گذشته از این‌ها، این آمار و ارقام برای برنامه‌ریزی برای آینده هم خیلی مفید هستند.

افرادی که از CRM استفاده کرده‌اند چه تجربه‌ای داشته‌اند؟

از آنجایی که موضوع مدیریت ارتباط با مشتری در دهه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های شرکت‌های بزرگ و موفق تبدیل شده است، یک تحقیق جامع در مورد آن انجام شده است و نتایج این تحقیق یافته‌های جالبی داشته است!

در این پژوهش، با شرکت‌هایی که از CRM استفاده کرده‌اند، مصاحبه شده و به آن‌ها پرسشنامه هم داده شده است. هدف از این پژوهش هم این بود که آیا اصلا استفاده از CRM فایده‌ای برای شرکت داشته است یا نه. و اگر مفید بوده است، دقیقا چه کاری برای شرکت کرده است. ۶۷ درصد از شرکت‌هایی که از CRM استفاده می‌کردند گفتند که به کمک مدیریت ارتباط با مشتری، توانسته‌اند ارتباط بهتر و مفیدتری با مشتریان خود داشته باشند و اینکه درصد تبدیل کاربر به سرنخ و سرنخ به مشتری در شرکت‌شان در حد ۴۰ درصد افزایش پیدا کرده است!

همچنین ۵۶ درصد از این شرکت‌ها اقرار کردند که استفاده از CRM توانسته است رضایت مشتری از شرکت‌شان را تا ۶۰ درصد افزایش بدهد! این رقم در دنیای بیزینس می‌تواند یک معجزه حساب شود! حالا شما هم کنجکاو هستید که چطور CRM توانسته چنین تغییری ایجاد کند؟ صاحبان کسب و کار خودشان این راز را فاش کردند! از آنجایی که اطلاعات و جزئیات تمام مشتریان را داشته‌اند، توانستند در ارائه خدمات به آن ها دقیق‌تر عمل کنند و به عبارتی دیگر، خدمات‌شان را شخصی‌سازی کرده‌اند.

CRM چگونه کار می‌کند؟

همه کسب‌وکارها بر اساس روابط عمیق با مشتری، آغاز به کار می‌کنند. شما، به‌عنوان یک فروشنده، با افرادی که به محصول شما نیاز دارند ارتباط برقرار می‌کنید. بااین‌حال، زمانی که شرکت شما پیشرفت می‌کند، این ارتباطات تجاری هم پیچیده‌تر می‌شود. در این شرایط دیگر ارتباط شما، یک معامله ساده بین خریدار و فروشنده نیست. در‌واقع شما به مرور زمان شروع به مدیریت روابطی می‌کنید که با شرکت‌های مختلف برقرار کرده‌اید. بنابرین نیاز دارید که اطلاعات مربوطه را در اختیار گروه‌های مختلفی قرار دهید که در سازمان شما فعالیت می‌کنند و با این مشتریان مشترک در تماس هستند. یک سیستم CRM می‌تواند به‌عنوان یک مرکز عصبی حیاتی، برای مدیریت ارتباطات زیاد در حال رشد یک کسب‌وکار عمل کند. یک مرکز عصبی که تمام جریان‌های اطلاعاتی دریافت شده از داده‌های فروش، مشتری، سرویس، بازاریابی و نظارت بر شبکه‌های اجتماعی را مدیریت و بررسی می‌کند و علاوه بر آن این اطلاعات را به اطلاعات تجاری قابل‌اجرا ترجمه می‌کند.

با  CRM می‌توانید یک نمای ۳۶۰ درجه از مشتری را مشاهده کنید. با دسترسی آسان به اطلاعات مشتری، از قبیل اطلاعات تماس، فرصت‌های فروش، مسائل مربوط به سرویس‌دهی، و کمپین‌های بازاریابی می‌توانید یک دید کلی از مشتریان پیدا کنید.

نرم‌افزار CRMچه کاربردی دارد؟

نرم‌افزار CRM اطلاعات و اسناد مشتری را به یک پایگاه داده CRM متصل می‌کند تا کاربران کسب‌وکار بتوانند به‌راحتی به آن دسترسی پیداکرده و آن را مدیریت کنند. البته این نرم افزارها کارهای دیگری هم می‌کنند: ضبط تراکنش‌های مختلف مشتری (از طریق ایمیل، تماس تلفنی، رسانه‌های اجتماعی یا سایر کانال‌ها، بسته به قابلیت‌های سیستم)، خودکار سازی فرآیندهای مختلف، مانند وظایف، تقویم‌ها و هشدارها، و قابلیت پیگیری عملکرد و بهره‌وری بر اساس اطلاعات ضبط‌شده در سیستم توسط مدیران.

برخی از ویژگی‌های رایج در CRM عبارت‌اند از:

  • خودکارسازی بازاریابی: ابزار CRM با قابلیت‌های خودکارسازی بازاریابی می‌تواند وظایف تکراری را در نقاط مختلفی از چرخه حیات، تکرار کند تا بدین‌وسیله کیفیت بازاریابی مشتریان بهبود یابد. به‌عنوان‌مثال، به‌محض اینکه یک ‌چشم‌انداز فروش به سیستم وارد شود، سیستم ممکن است به‌طور خودکار ابزار لازم برای بازاریابی را ارسال کند. این کار معمولاً از طریق ایمیل یا رسانه‌های اجتماعی، و با هدف تبدیل یک سرنخ فروش به یک مشتری کامل صورت می‌گیرد.
  • خودکارسازی نیروی فروش: این ویژگی که با عنوان خودکارسازی مدیریت فروش نیز شناخته می‌شود، به‌منظور جلوگیری از تلاش‌های تکراری بین فروشنده و مشتری تعریف‌شده است. یک سیستم CRM می‌تواند به‌طور خودکار تمام تماس‌ها و پیگیری‌های بین دو طرف را دنبال کرده و مانع از دوباره‌کاری و فرایندهای تکراری گردد.
  • خودکارسازی مرکز تماس: این ویژگی با این منظور طراحی‌شده است که جنبه‌های کسل‌کننده از کار یک مسئول مرکز تماس را کاهش دهد. خودکارسازی مرکز تماس ممکن است شامل صداهای از پیش ضبط‌شده باشد که در حل مشکلات مشتری و انتشار اطلاعات کمک می‌کند. نرم‌افزارهای مختلفی وجود دارند که با دسکتاپ مسئول مربوطه ادغام می‌شوند تا درخواست‌های مشتری را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که زمان تماس کاهش‌یافته و فرآیندهای خدمات به مشتری ساده‌تر شوند.
  • فنّاوری مکان جغرافیایی یا خدمات مبتنی بر مکان: برخی از سامانه‌های CRM شامل فن‌آوری‌هایی هستند که می‌تواند کمپین‌های بازاریابی جغرافیایی را بر اساس مکان‌های جغرافیایی مشتری ایجاد کند و حتی گاهی اوقات با برنامه‌های محبوب مبتنی بر مکان ادغام شود. فنّاوری مکان جغرافیایی همچنین می‌تواند به‌عنوان یک ابزار مدیریت شبکه یا ارتباطات مورداستفاده قرار گیرد، تا یک چشم‌انداز فروش بر اساس محل موردنظر، ارائه دهد.

کدام CRM بهتر است؟

انواع نرم افزارهای CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری

برنامه‌های CRM می‌توانند ترسناک باشند. در نگاه اول ممکن است با دیدن چندین فیلد و گزینه موجود در نرم‌افزار، وحشت کنید و ادامه ندهید.
اما این گزینه‌ها اصلا پیچیده نیستند. به خاطر داشته باشید که ایده اصلی در همه نرم‌افزارهای CRM این است که شما درک بهتری از مخاطبین خود داشته باشید و بتوانید از این دانش در راستای پیشرفت خود استفاده کنید. اما همه ما مثل هم کار نمی‌کنیم. برخی از گروه‌ها فقط نیاز به یک‌راه سریع‌تر برای برقراری ارتباط با مشتریان دارند، بعضی دیگر باید هر ارتباط را به‌عنوان یک پروژه در نظر بگیرند، هفته‌ها کار کنند تا به فروش برسند. برخی دیگر هم ممکن است فقط به دنبال یک‌راه بهتر برای مستندسازی خود باشند. بنابراین نیازی نیست شما دقیقاً با همان مشتری‌هایی تماس بگیرید که همکار شما ارتباط برقرار کرده است.

چهار دسته‌بندی اصلی برای نرم‌افزار CRM

۱- CRM مبتنی بر مکالمه

CRM مبتنی بر مکالمه
با داشتن یک CRM مبتنی بر مکالمه، دیگر با ایمیل‌های فراوان مشکلی نخواهید داشت. این ابزارها به‌گونه‌ای طراحی‌شده‌اند که تمامی مکالمات صورت گرفته بین اعضای گروه شما و مشتری‌ها را مدیریت خواهد کرد.

این نوع CRM، صندوق پیام تک‌تک اعضای گروه شما را بررسی می‌کند و یا به شما اجازه می‌دهد پیام‌های خود را به این نرم‌افزار cc(؟) کنید. سپس، تمامی مکالمات صورت گرفته در شرکت شما را سازمان‌دهی می‌کند. بدین ترتیب قبل از اینکه به مشتری ایمیل بزنید یا با او تماس بگیرید، تمامی مکالمات اعضای گروه خود را در آن رابطه مشاهده کرده و به‌راحتی در مورد صحبت‌های خود با مشتری آمادگی کسب می‌کنید.

CRM های مبتنی بر مکالمه مانند برنامه‌های ایمیل هوشمند هستند که تمام پیام‌های ورودی شلوغ را به یک‌شکل سازمان‌یافته تبدیل می‌کنند و به شما این امکان را می‌دهند تا با افرادی که برای شرکت شما اهمیت زیادی دارند، به شکل بهتری ارتباط برقرار کنید.

۲- CRM مبتنی بر سرنخ و معامله

CRM مبتنی بر سرنخ و معامله

در پایان روز، کسب‌وکار کسب‌وکار است و در‌واقع اگر فروش موفقی داشته باشید، ارزش پرداخت هزینه برای CRM را مشخص می‌کند. به همین دلیل است که بسیاری از CRM ها سرنخ و معامله را در قلب و مرکز خود قرار می‌دهند؛ این نوع CRM، از محبوب‌ترین نوع CRM ها می‌باشند.؟
در CRM سرنخ و معامله، شما مشتریان بالقوه را به‌عنوان سرنخ در نظر می‌گیرید. همان‌طور که در متقاعد کردن مشتری برای استفاده از محصول یا سرویس خود تلاش می‌کنید، اطلاعات لازم را نیز در سیستم کاری خود وارد می‌کنید. سپس زمانی که این مشتری‌ها متقاعد شدند که از سرویس یا محصول شما استفاده کنند، این سرنخ‌ها را به معامله تبدیل می‌کنید. CRM به شما این امکان را می‌دهد که گزارش مراحل را وارد کنید، تعاملاتی را که منجر به تماس اولیه با مشتری و درنهایت انجام معامله‌شده است را ردیابی کنید. این امر برای کار کردن در یک گروه فروش بسیار حیاتی است، در غیر این صورت گروه فروش مدام درگیر این سؤال است که چطور یک مشتری بالقوه را به مشتری نهایی تبدیل کرده است.
این نوع CRM در‌واقع یک برنامه مدیریت پروژه برای گروه فروش شما است، که با محوریت مشتری و گام‌های بعدی برای ارتباط با آن مشتری ساخته‌شده است.

۳- CRM مبتنی بر تماس

CRM مبتنی بر تماس
گاهی اوقات تماس با مشتری از همه‌چیز مهم‌تر است. زمانی که اطلاعات مهمی درباره مشتری خود دارید، در صورت استفاده درست از این اطلاعات می‌توانید ارتباط قوی‌تری و پایدارتری با مشتری برقرار کنید. برای مثال، استفاده از تاریخ تولد برای تبریک، موقعیت شغلی و اطلاعاتی از این قبیل می‌توانند شما را در ذهن مشتری پررنگ‌تر کنند.
در این حالت CRM هایی که محوریت اصلی آن‌ها ارتباط با مشتری است، به کار می‌آیند. آن‌ها به شما کمک می‌کنند تا جایی که می‌توانید در مورد مشتری‌های خود اطلاعات جمع‌آوری کنید، گزارش تعاملات خود را وارد کنید و یادداشت‌های کوتاهی بنویسید. سپس وقتی قرار جدیدی برای صحبت با مشتری می‌گذارید، ابتدا CRM خود را بازکنید تا اطلاعات خود را درباره آن مشتری خاص مرور کنید.
این نوع CRM، معمولاً ساده‌ترین و اغلب ارزان‌ترین ابزار CRM به‌حساب می‌رود و ازآنجایی‌که تمرکز این نرم‌افزارها بر روی مخاطبین است، استفاده از آن‌ها معمولاً آسان است. این نوع CRM می‌تواند طراحی‌هایی بسیار شبیه به مخاطبان گوگل یا دفترچه تلفن معمولی داشته باشد.

۴- CRM بازاریابی

CRM بازاریابی
با داشتن تمام اطلاعات تماسی خود در یک مکان، به نظر می‌رسد که CRM شما می‌تواند به‌صورت خودکار، عمل خاصی را انجام دهد. و اگر شما یک CRM بازاریابی دارید، باید بدانید که نرم‌افزار شما قادر به این کار است.
نرم‌افزار CRM بازاریابی به‌طورمعمول شامل ابزارهای مشابه با CRM مبتنی بر تماس، یا مبتنی بر سرنخ و معامله است. این نرم‌افزارها همچنین شامل گردش کارهای خودکار می‌شوند که در امر بازاریابی به شما کمک می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، بعد از اینکه ایمیل بازاریابی به دست مشتری رسید، آن شخص بر روی لینک موجود در این ایمیل کلیک می‌کند و درنتیجه تبدیل به یک کاربر بالقوه می‌شود. نرم‌افزار CRM می‌تواند روز بعد به‌طور خودکار یک ایمیل به این مشتری بالقوه ارسال کند. یا برای مثال زمانی که یک مشتری چهار ایمیل تبلیغاتی را باز کرد، نرم‌افزار CRM می‌تواند آن مشتری خاص را به‌عنوان یک مشتری علاقه‌مند برچسب‌گذاری کند و به شما اطلاع دهد که اکنون زمان ارتباط تلفنی است. این نرم‌افزارها ازلحاظ قیمت گران‌تر از رقبای خود هستند، اما باید توجه داشته باشید که می‌توانند شما را سریع‌تر از سایر نرم‌افزارها به فروش نزدیک کنند.

معرفی ۹ اصطلاح رایج در CRM

اکنون‌ که شما نرم‌افزار CRM را درک می‌کنید، وقت آن است که زبان آن را یاد بگیریم. CRMها با اصطلاحات جدیدی پر شده‌اند که ممکن است با آن‌ها آشنایی کاملی نداشته باشید: سرنخ، معامله، مخاطب، فرصت و موارد دیگر. در ادامه برخی از رایج‌ترین اصطلاحات CRM را با توضیح مختصری برای شما شرح می‌دهیم. البته برخی از این واژگان و اصطلاحات قبلا هم در همین مقاله استفاده شده‌اند و در مورد آن‌ها توضیحی هم ارائه داده شده است. اما برای اینکه مطلب انسجام داشته باشد و همچنین مرور کوتاهی هم کرده باشیم، بهتر است که همه آن‌ها را یکجا بار دیگر ببینیم.

  • مخاطب: به‌صورت ساده، مخاطب‌ها همان افراد هستند. دقیقاً مثل دفترچه تلفن، یک مخاطب در CRM می‌تواند نام و اطلاعات شخصی مشتری شما را داشته باشد. در یک CRM احتمالاً عبارت شرکت یا حساب را نیز در کنار مخاطبین مشاهده خواهید کرد. این‌ها مخاطبین خاصی هستند که با آن‌ها کار می‌کنید و نوع ارتباطات شما با آن شخص را مشخص خواهند کرد.
  • سرنخ: برخی از مخاطبین خاص هستند: آن‌ها افرادی هستند که به نظر می‌رسد در آینده به دنبال کسب‌وکار با شرکت شما باشند. سرنخ‌ها، مشتریان بالقوه‌ای هستند که باید موردتوجه ویژه‌ای قرار بگیرند چراکه ممکن است در آینده تبدیل به مشتریان بالفعل شوند.
  • فرصت: به نظر می‌رسد سرنخ واقعاً به محصول یا سرویس شما علاقه‌مند بوده و این امکان را دارید که محصول خود را به این مشتری بفروشید. در این حالت این مشتری یک فرصت محسوب می‌شود، کسی که احتمالاً محصول شما را خریداری می‌کند و شما می‌خواهید فهرستی از اطلاعات دقیقی درباره این فرصت تهیه‌کرده و در CRM خود آن را پیگیری کنید.
  • نقل‌قول: شما با یک مخاطب کارکرده‌اید، این سرنخ را به یک فرصت تبدیل نموده‌اید و اکنون تقریباً آماده هستید که یک معامله انجام دهید. بنابراین شما قیمت و خدمات یا محصولاتی را که در اختیار مشتری قرار می‌دهید، نقل‌قول می‌کنید. نقل‌قول در‌واقع جایی است که یک لیست قیمت به مشتریان بالقوه ارائه می‌دهید، نه اینکه نقل‌قول‌های الهام‌بخش تجاری خود را قرار دهید.
  • معامله: همه‌چیز به‌خوبی پیش رفته است و شما محصول خود را فروخته‌اید، یا شاید این کار را نکردید، و فرصت از بین رفت. شما هر دو حالت را به‌عنوان یک معامله در نظر می‌گیرید که می‌تواند موفقیت یا شکست شما را در آن معامله تعیین کند.
  • پروفایل‌ها: به‌طورمعمول این افراد در داخل شرکت شما هستند و از برنامه CRM استفاده می‌کنند. هر یک از آن‌ها ممکن است یک نقش یا مجموعه خاصی از مجوزها در برنامه داشته باشند، برای مثال ممکن است گروه فروش به لیست تأمین‌کنندگان شما دسترسی نداشته باشند، درحالی‌که تنها منابع انسانی می‌توانند جزئیات مربوط به مشخصات گروه شما را ویرایش کند.
  • کمپین: احتمال دارد بخواهید از CRM برای بازاریابی استفاده کنید. کمپین جایی است که شما کار بازاریابی خود را دنبال می‌کنید. هر کمپین فهرستی از مخاطبین و شرکت‌های مهم را لیست می‌کند و در کنار آن نتایج، یادداشت‌ها و موارد دیگر را در آن کمپین تجاری ذخیره می‌کند.
  • برچسب: مانند برچسب‌ها در Gmail و یا متادیتای به‌کاررفته در عکس، برچسب‌ها یک‌راه برای اضافه کردن اطلاعات اضافی به یک مخاطب، معامله، و یا هر چیز دیگری در CRM مورداستفاده قرار می‌گیرند. این اطلاعات اضافی راه‌های بیشتری را برای فیلتر کردن و مرتب‌سازی اطلاعات در CRM فراهم می‌سازند.
  • فعالیت: فعالیت در CRM به‌طورکلی به هر چیزی که در نرم‌افزار رخ‌داده است الحاق می‌شود. معاملات جدید، مخاطبین، فرصت‌ها یا شاید فقط یک پیام از همکاران، همگی به‌عنوان یک فعالیت شناخته می‌شوند. فعالیت معمولاً در یک خوراک خبری ذکرشده است، بنابراین شما می‌توانید به‌راحتی آن‌ها را دنبال کنید.

چگونه CRM می‌تواند بر پیشرفت یک کسب‌وکار تأثیر بگذارد؟

برای کسب‌وکارهای کوچک، یک سیستم CRM به‌سادگی می‌تواند به شما کمک کند اطلاعاتتان را در فضای ابری قرار دهید و هر زمان به آن احتیاج پیدا کردید، از طریق هر نوع دستگاهی به این اطلاعات دسترسی پیدا کنید. اما همان‌طور که شرکت شما رشد می‌کند، CRM نیز می‌تواند به‌سرعت گسترش یابد و ویژگی‌های پیشرفته‌تری را فراهم کند تا ارتباط بین کارمندان و مشتریان راحت‌تر شود، ایمیل‌های سفارشی ارسال کند، اطلاعات لازم را از رسانه‌های اجتماعی جمع‌آوری کند و یک تصویر جامع از سلامت کسب‌وکار در هرلحظه به شما ارائه کند.

امروزه کسب‌وکارهای رو به رشد، ارتباطات و اطلاعات مشتری را به روش‌های مختلف مدیریت می‌کنند. بعضی از این کسب‌وکارها، از برگه یادداشت قدیمی استفاده می‌کنند. دیگران ممکن است اطلاعات را در تلفن همراه خود ذخیره کنند. برخی دیگر از صفحات گسترده یا اسناد گوگل استفاده می‌کنند. اگر گروه کوچکی دارید، تمامی این روش‌ها برای مدت‌زمان کوتاه و در مقیاس کوچک می‌تواند کارآمد باشد. اما اگر می‌خواهید سریع‌تر رشد کنید یا کسب‌وکار خود را به مقیاس بزرگ‌تری ببرید، وقت آن است که از یک نرم‌افزار CRM استفاده کنید تا تمامی اطلاعات ارزشمند شما را در یک مکان کنار هم جمع کند، این داده‌ها را در فضای ابری در اختیار شما قرار دهد و به شما این امکان را بدهد تا به‌جای صرف وقت برای تفسیر و تحلیل اطلاعات، بر روی مشتریان ارزشمند خود تمرکز داشته باشید.

چگونه کمپین لینک بیلدینگ خود را راه اندازی کنیم؟حتما بخوانید: چگونه کمپین لینک بیلدینگ خود را راه اندازی کنیم؟

اگرچه سامانه‌های CRM به‌طور سنتی به‌عنوان ابزاری برای بخش‌های فروش و بازاریابی مورداستفاده قرار می‌گرفتند، گروه‌های خدمات مشتری نیز می‌توانند مزایای زیادی را از یک پلت فرم CRM دریافت کنند. امروزه مشتری می‌تواند از کانال‌های ارتباطی مختلفی مشکلات خود را مطرح سازد – یک مشتری ممکن است ابتدا مشکل خود را از طریق توییتر مطرح کند، سپس برای پیگیری خدمات، از ایمیل یا تلفن استفاده کند.یک پلتفرم CRM به گروه‌های خدماتی کمک می‌کند تا درخواست‌های مشتریان را از طریق تمام کانال‌ها بدون از دست دادن حتی یک درخواست، مدیریت کنند.

چرا باید با CRM مبتنی بر ابر شروع کنید؟

با حرکت به سمت فضای ابری یا همان cloud storage، دیگر نیازی نیست که یک نرم‌افزار را بر روی تک‌تک کامپیوترهای کارمندان و موبایل‌های آن‌ها نصب کنید. با انتقال داده‌ها، نرم‌افزار و خدمات به یک محیط ابری آنلاین و البته امن، کسب‌وکارها می‌توانند بهره‌وری را افزایش، هزینه‌ها را کاهش و مقیاس‌پذیری را افزایش دهند. سامانه‌های CRM مبتنی بر ابر، یعنی همه کاربران در هر زمانی که از سیستم استفاده می‌کنند، در حال کار بر روی یک داده یکسان هستند. این اطلاعات به‌طور خودکار به‌روزرسانی می‌شوند و همیشه آخرین اطلاعات واردشده در سیستم در اختیار کارمندان قرار خواهد گرفت. کارکنان شما می‌توانند از هرکجا کار کنند. گروه فروش شما می‌توانند بلافاصله پس از اتمام یک جلسه، اطلاعات خود را به‌روزرسانی کنند. به‌علاوه، هیچ سخت‌افزاری نیاز به راه‌اندازی یا ارتقا ندارد، که این امر از هزینه‌های IT کم می‌کند.

نتیجه‌گیری
برنامه‌های CRM می‌توانند به شما کمک کنند تا هرج‌ومرج‌های ناشی از تعاملات با مردم را سازمان‌دهی کنید. به شما اجازه می‌دهد تا بر مشتریان خود تمرکز کنید و درگیر این نباشید که آخرین تماس با هر مشتری به چه نتیجه‌ای رسیده است. این نرم‌افزار می‌تواند ترسناک به نظر برسد، اما واقعاً پیچیده‌تر از ایمیل‌های استاندارد و برنامه‌های تماس شما نخواهد بود –  هنگامی‌که یاد بگیرید به CRM اعتماد کنید، متوجه می‌شوید نسبت به روش قدیمی شما برای ارسال ایمیل، زمان کمتری از شما خواهد گرفت.



Source link


بعد از آنکه محتوا را تولید و منتشر کردید، آیا کار تمام است؟ البته که نه! اما قرار هم نیست که به خانه اول برگردید. در واقع، اگر راستش را بخواهید سه راه برای زنده کردن محتوای قدیمی شما وجود دارد: هدف گذاری مجدد برای محتواها، نگهداری و بازنشر محتوای همیشه سبز (محتوایی که تاریخ مصرف نداشته و همیشه برای جذب مخاطب سودمند است) و بررسی نظرات و گفتگوهای کاربران در شبکه‎‌های اجتماعی برای برندسازی و در نهایت، خیز برداشتن جهتِ به دست آوردن سهم بیشتری از بازار.

پیش از هر چیز باید بگوییم که …

در فصل‌های پیش دربارۀ ترسیم چهارچوب مناسب برای تولید محتوا صحبت کرده‌ایم، و در آن زمان احتمالاً برای شروع کار تولید محتوا از رویکردی قدم به قدم و محتاطانه استفاده کرده‌اید. حال که کارها روی رِوال افتاده‌ است، وقت آن است که این چهارچوب‌ها را بازنگری کنید. آیا ابزارها و توان آن را در اختیار دارید که بتوانید محتوای خود را یک مرحله به جلو ببرید؟

هدف‌گذاری مجدد محتوا

هدفگذاری مجدد محتوا (یا همان استفاده از یک ایده یا محتوا در بیش از چند جهت) می‌تواند حرکتی بسیار هوشمندانه باشد، مخصوصاً اگر به مخاطبان متفاوت در کانال‌های مختلف دسترسی دارید یا سرمایه‌گذاری شما در تولید محتوا آنقدر زیاد بوده که نیاز است محتوایتان توسط مخاطبان بیشتری دیده شود.

قرار نیست پُست وبلاگی‌تان را کپی کرده و روی لینکدین، پینترست یا اسلایدشر بگذارید. این کار، هیچ ارزش افزوده‌ای ایجاد نمی‌کند. بهتر آن است که محتوای شما بر اساسِ کانال مورد نظر، دوباره تنظیم و بهینه سازی شوند.

به همین دلیل (و چند دلیل دیگر) متوجه خواهید شد که هدف‌گذاری مجدد محتوا اگر از قبل و با برنامه‌ریزی انجام شود، بسیار کارآمدتر خواهد بود. اگر در جلسات طوفان فکری، ایده‌ای به ذهنتان رسید که تصور می‌کنید آنقدر خوب است که در یک کانال نمی‌گنجد یا آنقدر عمیق است که قرار است در آینده به عنوان منبعی در اینترنت به شمار رود، حتماً پیش از اقدام موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • آیا تحقیقاتی انجام داده‌اید که می‌تواند به صورت یک پرزنتیشن باارزش درآید؟ نتایج را مکتوب کنید، آن را به وسیله گرافیک‌های مناسب تزئین کرده و نکات کلیدی آن را در اسلایدشر به صورت یک پرزنتیشن درآورید. این فرم‌های مختلف محتوایی را به هم لینک کنید.
  • آیا اینفوگرافیکی تهیه کرده‌اید که لازم است با بقیه به اشتراک گذاشته شود؟ در همان مرحلۀ طراحی به فرم مناسب اینفوگرافیک برای شبکه‌های اجتماعی هم فکر کرده و گلچینی از مطالب آن را با اندازه مناسب جهت این کار کنار بگذارید. اینفوگرافیک کامل را در وب‌سایت یا وبلاگتان قرار داده و نسخه خلاصه شده را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید.
  • آیا یک راهنمای تصویری خوب خلق کرده‌اید؟ در همان لحظۀ عکاسی یا خلق گرافیک تنها به این فکر نکنید که این تصاویر در سایت شما چگونه به چشم خواهند آمد، بلکه احتمال قرار گرفتن آنها در یک بروشور یا کاتالوگ را هم در نظر بگیرید.
  • آیا تا به حال مشتری‌ای داشته‌اید که از کار با او بسیار لذت برده و او نیز از نتیجه راضی بوده باشد؟ فرآیند کار خود را مستند کرده و در وبلاگ خود قرار دهید تا مشتریان بعدی بدانند کار کردن با شما چگونه است.

این احتمالات فراوان هستند. معمولاً یک ایده محتوا می‌تواند به شکل‌های مختلفی نوشته و منتشر شود. اگر تخصیص دوباره هدف به محتوا امکان پذیر است، می‌توانیم نتیجه بگیریم که این محتوا دوباره می‌تواند به فرم‌های جدید منتشر شده و احتمالاً مشتریان جدیدی جذب کند. از آنجا که شاید بازگشت به کل محتوای قدیمی و بررسی امکان این کار چندان آسان نیست، بهتر است در همان مرحله ارائه ایده محتوا از خود بپرسید “آیا در آینده امکان هدفگذاری مجدد این محتوا وجود دارد؟”

قصد دارید با تولید محتوا به یک برند مطرح تبدیل شوید؟

ما از برنامه ریزی و مدیریت کمپین بازاریابی محتوا تا تولید محتوای وب سایت و شبکه های اجتماعی همراه شما هستیم.
برای مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرید.

مدیریت و تولید محتوا

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

محتوای همیشه سبز

اگر محتوایی تولید کرده‌اید که در قید و بند زمان نبوده و همواره برای مخاطب جذاب است، تبریک می‌گوییم! شما “محتوای همیشه سبز” (یا همان Evergreen Content) تولید کرده‌اید. این گونه محتواها گاهی با برنامه قبلی تولید می‌شوند، اما در بسیاری موارد محتوای همیشه سبز به صورت تصادفی تولید می‌شود.

نکته دیگر این است که محتوای شما در طول زمان به اندکی دستکاری و ویرایش نیاز دارد. برای مثال، بهتر است یک نفر همواره مشغول بررسی محتوای قدیمی بوده تا واژه‌ها و جملات تاریخ مصرف گذشته را شناسایی و در صورت لزوم با موارد به‌روزتر جایگزین کند.

یکی از ابزارهای قدرتمندی که برای این کار وجود دارد، گوگل ترندز است. با توجه به اینکه این ابزار می‌تواند تغییر حجم جستجوی عبارات مختلف را بررسی و با هم مقایسه کند، به شما کمک خواهد کرد که بدانید در صورت لزوم باید چه کلمات کلیدی را جایگزین عبارات و کلمات کلیدی دیگر کنید.

برای مثال، در ادامه دو کلمه کلیدی “طراحی سایت” و “سئو” را با هم مقایسه کرده‌ایم. درست است که میزان محبوبیت و جستجوی کلمات کلیدی به مراتب بیشتر است، اما همانطور که مشاهده می‌کنید محبوبیت کلمه کلیدی “سئو” در گذر زمان بیشتر شده شده است. گوگل ترندز به شما امکان می‌دهد تا از آخرین ترندهای موجود در صنعت خود و میزان محبوبیت‌شان مطلع شوید.

استفاده از گوگل ترندز برای به‌روزرسانی محتوا

بررسی بازخورد مخاطبان در شبکه‎‌های اجتماعی

اگر تیم‌ محتوا و تیم شبکه‌های اجتماعی شما با هم همکاری نمی‌کنند، در حال از دست دادن یک فرصت بزرگ هستید!

شبکه‌های اجتماعی و محتوا در واقع بخشی از یک سیستم پویا هستند که در آن گوش کردن به مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی باعث خلق ایده‌هایی می‌شود که می‌تواند محتوای شما را پیش ببرد. در مرحله بعد، تیم محتوا به تیم شبکه‌های اجتماعی می‌گوید که باید چه چیزی به مخاطب بگویند، و همه این کارها در نهایت به درک بهتری از مخاطب منجر می‌شود.

بررسی بازخورد مخاطبان در شبکه های اجتماعی

در بسیاری از سازمان‌ها، این دو تیم در واقع یکی هستند. در صورتی که در سازمان شما اینگونه نیست، فرصتی را فراهم کنید که دو تیم بتوانند حداکثر تعامل و همکاری را با یکدیگر داشته باشند. اطمینان حاصل کنید که این تعامل همواره در سازمان شما وجود داشته باشد تا بتوانید بیشترین ترافیک، لایک‌ها و به اشتراک‌گذاری‌ها را در شبکه‌های اجتماعی کسب کنید.

نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کنیم این است که کل ترافیک سایت شما از شبکه‌های اجتماعی نمی‌آید. به همین خاطر، تمامی محتوای شما قرار نیست برای مخاطبان در شبکه‌های اجتماعی تولید شود. برای مثال، اگر یک فروشگاه آنلاین لباس و کفش دارید، احتمالاً در جستجوی گوگل روی عباراتی چون “خرید اینترنتی کفش” تمرکز خواهید داشت، در صورتی که در صفحات اجتماعی خود ممکن است از برندها و مُد روز سخن بگویید.

افزایش حجم در بازاریابی محتوا

حال که می‌دانید چه کاری جواب می‌دهد و چه کاری خیر و می‌توانید نرخ بازگشت سرمایه در محتوا را محاسبه کنید، احتمالاً آمادۀ اعمال تغییراتی در حجم کار هستید. نگران نباشید، قرار نیست ناگهان از انتشار هفته‌ای پنج پست در وبلاگ به سمت انتشار بیست پست در هفته کوچ کنید!

ویدئو: چطور می‌توانید یک ایده را ترویج داده و همه‌گیر کنید؟حتما بخوانید: ویدئو: چطور می‌توانید یک ایده را ترویج داده و همه‌گیر کنید؟

تغییر اندازه یعنی اینکه بدانید آیا به یک یا چند نویسنده اضافی آن هم به صورت دورکاری نیاز دارید یا خیر! با افزایشی اندک در منابع، می‌توانید تولید و انتشار انواع تازه‌ای از محتوا را هم امتحان کنید.

سعی کنید در محدوه‌هایی کار کنید که قبلاً در آنها موفق بوده‌اید، اما حس امتحان کردن موضوعات جدید و ایده‌های تازه را هم در خود زنده نگه دارید.

افزایش حجم محتوا فقط مربوط به افزایش ترافیک نیست، بلکه بحث بر سر افزایش و بهبود محتوا و همچنین، بهبود منابع در دسترس است. پس علاوه بر آنکه به دنبال این هستید که چه چیزی ترافیک سایت شما را زیاد می‌کند، به دنبال عواملی بگردید که بیشترین به اشتراک‌گذاری و نرخ تبدیل را ایجاد می‌کنند.

در چنین زمانی است که می‌توانید در محدوده‌هایی سرمایه‌گذاری کنید که قبلاً توان سرمایه‌گذاری در آنها را نداشته‌اید:

  • اگر زمان آن را نداشته‌اید تا صدای برند خود را پیدا کنید، همین الان ممکن است بتوانید این کار را انجام دهید.
  • مدیریت خود را تغییر دهید. اگر از زمانی که کار خود را شروع کرده‌اید تا الان چیزهای زیادی تغییر کرده‌اند، باید مطمئن شوید که تیم شما نیز خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کند.
  • به جای آنکه به دنبال افرادی باشید که به امور گوناگون می‌پردازند، سعی کنید افراد متخصص را به کار بگیرید. برای مثال، چند نویسنده داشته باشید که هر یک در یک زمینه خاص تبحر دارند.
  • یک نفر را مامور آن کنید که تمامی لینک‌ها و برچسب‌های شما را بررسی کرده و دستی به سر و گوش محتوای قدیمی‌تر شما بکشد، تا بتوانید مطمئن باشید تمامی محتوا همچنان سودمند و به روز است.

در این مسیر، احتمالاً به مشکلاتی مربوط به ایده‌ها و موضوعات جدید هم برخواهید خورد، اما احتمالاً همین الان هم به خوبی می‌دانید چگونه باید از پس اینگونه مشکلات برآیید.

امیدوارم این راهنما بتواند به شما در بازاریابی محتوایی کمک کند. بازاریابی محتوایی موفقی را برای شما آرزو می‌کنیم!



Source link


حس چندان خوبی نیست وقتی یک صفحه از اینترنت را باز می‌کنید و با خطا مواجه می‌شوید. خطایی که به شما می‌گوید صفحه‌ مورد نظر شما اصلاً وجود خارجی ندارد! همان خطای ۴۰۴ معروف (۴۰۴ Error) که متداول‌ترین خطایی است که کاربران اینترنت با آن روبرو می‌شوند.

هر چقدر وب‌سایت شما بزرگ‌تر شود، ارور ۴۰۴ هم در آن عادی‌تر خواهد شد و بنابراین اگر فکری به حال آن نکنید، نتیجه گیجی (و حتی عصبانیت) کاربران و بستن سایت شما خواهد بود. عجیب هم نیست، چون که یک صفحۀ ساده خطا که اصلاً معلوم نیست باید با آن چه کار کرد، قطعاً حس خوبی برای هیچ کس ندارد.

در این مطلب، قرار است با هم یک سخنرانی از رنی گلیسون ببینیم. یک سخنرانی تد تاک که راجع به همین ارور ۴۰۴ است و اینکه چگونه می‌توان با اندکی خلاقیّت، تجربه مواجهه با این صفحه را برای کاربر بهتر کرد و از ناخوشایندی آن کاست.

رنی گلسن کیست و چرا باید به حرف‌های او گوش بدهیم؟

رنی گلسن و مساله خطای 404رنی گِلِسن (Renny Gleeson) زندگی حرفه‌ای خودش ار به عنوان طراح بازی‌های کامپیوتری آغاز کرد. اما به زودی، مسیر او به سمت بازاریابی عوض شد و در حال حاضر در یک آژانس تبلیغاتی به نام ویدن+کندی (Wieden+Kennedy) مشغول فعالیت است که یکی از مشتری‌های آن، برند کوکاکولاست. گلیسون به عنوان یک مربی برای استارتاپ‌ها شناخته می‌شود. یک مربی که تاکید دارد داستان‌ها می‌توانند جهان ما را شکل دهند، چه به شکل نقاشی‌های روی غار باشند، چه ویدئو یا حتی بازی. تاکید اصلی او همواره روی روش های نوین بازاریابی همچون بازاریابی ویروسی و شبکه های اجتماعی بوده است. روش‌هایی که می‌توان از طریق آنها توجه مشتری مدرن را بدست آورد. اگر دوست داشتید، در وبلاگ شخصی گلسن، می‌توانید حرف‌های بیشتری از او بخوانید.

گلسن در سخنرانی تد تاک خود، اول یک تعریف سریع از خطای ۴۰۴ به ما ارائه می‌دهد و بعد از آن، به ما نشان می‌دهد که چه چیزهایی می‌توان از این ارور معروف یاد گرفت. حال بگذارید با هم به تماشای ویدئوی کوتاه او بنشینیم.

 

امیدوارم از این ویدئو لذت برده باشید. در ادامه روش‌های بهینه سازی صفحه خطای ۴۰۴ را خیلی سریع با هم بررسی می‌کنیم.

چند راهکار برای آنکه صفحه ۴۰۴ بهتری خلق کنیم

به طور کلی، شما باید بتوانید در مواقعی که قادر به ارائه خدمات به کاربرانتان نیستید، موضوع را با لحن و بیان مناسب مطرح کنید و صفحه خطای ۴۰۴ هم از این قاعده مستثنی نیست. برای بهینه کردن صفحه خطای ۴۰۴ وب‌سایتتان به ۳ نکته زیر توجه کنید:

  • یک توضیح مختصر ارائه کنید: علت بروز این خطا را برای کاربرانی که با آن آشنا نیستند، توضیح بدهید (یا کاربر آدرس را اشتباه تایپ کرده‌ یا شما این صفحه را حذف کرده‌اید).
  • شوخ طبع و خلاّق باشید: اگر می‌توانید با بکارگیری خلاقیت و طنز، کمی از دلسردی (یا عصبانیت) کاربرتان کم کنید.
  • کاربر را به مسیر درست هدایت کنید: در نهایت، مسیرهای جایگزینی را برای کاربر مشخص کنید. برای مثال می‌توانید صفحات اصلی وب‌سایت را در این صفحه مشخص کنید یا حتی امکان جستجو را در آن قرار دهید.

برای مثال، به صفحه ۴۰۴ سایت دلینو نگاهی بیندازید. یک صفحه ساده که هم خطا را به کاربر توضیح می‌دهد، هم دسترسی خوبی به بخش‌های دیگر سایت ارائه می‌کند.

صفحه خطای 404 وب سایت دلینو یک صفحه کاربردی است

صفحه خطای ۴۰۴ دلینو

نتیجه‌گیری درباره ارور ۴۰۴ + یک درخواست کوچک

در این تدتاک، گلسن به ما نشان داد که چگونه می‌توان از یک صفحه خطای ساده چیزهایی مختلفی را یاد گرفت. بد نیست ما هم این نکته سنجی و توجه به جزئیات را از او بیاموزیم.

فراموش هم نکنید که ۴۰۴ خطای متداولی است، پس بهتر است که آن را به نحوی طراحی بکنیم تا هم خلاقیت ما را نشان بدهد و هم کاربران ما را به مسیر درستی راهنمایی کند. جمله پایانی رنی گلیسون در این تدتاک را فراموش نکنید:

یک مشکل ساده می‌تونه برای من مشخص کنه که شما چه کسی نیستید؛ یا بهم یادآوری کنه چرا شما رو دوست دارم.

در نهایت می‌خواهم این مطلب را با یک درخواست از شما تمام کنم؛ اگر با خواندن این مقاله تصمیم گرفته‌اید برای صفحه خطای ۴۰۴ وب‌سایت خود طراحی خاصی داشته باشید یا قبل از این یک طراحی جالب برای این صفحه این ارور انجام داده‌اید، تقاضا می‌کنم لینک صفحه را با ما و خواننده‌های ما به اشتراک بگذارید. از توجه شما ممنونم.



Source link


هر کس که کمی از دنیای اینترنت سر در بیاورد و کوچک‌ترین محتوایی را در آن تولید کرده باشد، با مفهوم تگ یا همان برچسب آشناست. همه ما ایرانی‌ها این جمله را شنیده‌ایم:

وقتی یک مطلب توی سایت خودت منتشر می‌کنی، تا می‌تونی براش تگ‌های مرتبط بزن!

و به کمک این راهنمایی ساده، همه‌گیر و اشتباه (!) بود که بسیاری از سایت‌های ایرانی در حال حاضر هزاران صفحه بیهوده و تکراری دارند. اما منظور من از این حرف چیست؟ آیا واقعاً تگ های زیاد، تاثیر بدی روی وب‌سایت شما می‌گذارند؟ متاسفانه باید بگویم بله! و صمیمانه امیدوارم که تا به امروز، تگ‌های زیادی ایجاد نکرده باشید. چون مرتب کردن آنها کار راحتی نخواهد بود. (من روش اینکار را در انتهای مطلب آموزش داده‌ام.)

تگ زدن بیش از حد اشتباه است

در این مقاله، ما تمام آنچه باید درباره تگ‌ها بدانید را به شما خواهیم گفت و تمام باورهای غلط ایرانی‌ها درباره این برچسب‌های نازنین و کاربردی را قلع و قمع می‌کنیم. با تمام وجود خواندن کامل این مقاله را به همه وب‌مسترهای عزیز پیشنهاد می‌کنم. خب، آماده‌اید؟ بیایید شروع کنیم.

اصلاً تگ یا همان برچسب چیست و چه کاربردی دارد؟

اولین قدم ما برای داشتن درک درست، فهمیدن معنی و کاربرد تگ (Tag) است. پس خواهشاً برای دقایقی، سئو و رتبه گوگل را فراموش کنید و فقط بر روی نقش تگ در سایت خود تمرکز داشته باشید.

همه ما برای دسترسی بهتر کاربران به مقالات، محصولات و سایر محتواهای خود، آنها را دسته‌بندی می‌کنیم. این دسته‌ها در واقع موضوعات اصلی سایت ما هستند. موضوعاتی که قرار نیست به این راحتی‌ها تغییر کنند و تمام مطالب یا محصولات ما در یک یا چند تا از آنها قرار می‌گیرند. دسته‌بندی‌های یک وب‌سایت یا وبلاگ معمولاً از طریق منوی اصلی آن قابل دسترسی هستند و کاربر به راحتی می‌توان به صفحه مخصوص هر دسته مراجعه کند.

اما بسیار پیش می‌آید که چند مقاله، محصول یا … دارای موضوع یا ویژگی‌های یکسانی باشند. شباهت‌هایی که در دسته‌بندی کلی ما مشخص نشده‌اند. اما قطعاً خوب خواهد بود اگر بتوانیم این شباهت‌ها را به نحوی طبقه‌بندی کنیم که ساختار کلی سایت ما بهتر شود و کاربرها راحت‌تر از آن استفاده کنند. اینجاست که مفهوم برچسب مطرح می‌شود. در واقع کافی است که ما یک برچسب برای موضوع یا ویژگی مد نظر خود ایجاد کنیم و این برچسب را بر روی تمام محتواهای مرتبط بچسبانیم.

هر برچسب، یک صفحه در سایت و وبلاگ ما ایجاد می‌کند که تمام محتواهای مرتبط در آن قرار می‌گیرند. در واقع، کارکرد برچسب درست مثل دسته‌بندی است، با این تفاوت که اهمیّت کمتری دارد و قرار نیست مثلاً در منوی بالای سایت ما قرار بگیرد. (در شبکه های اجتماعی نیز، همین مفهوم با کلمه هشتگ وجود دارد. البته در این شبکه ها دیگر خبری از دسته بندی نیست.)

۲ نمونه از استفاده درست برچسب ها

حالا که تا حدی موضوع برایتان باز شد، بگذارید ۲ مثال مختلف از کارکرد درست تگ ها را بررسی کنیم. این مثال‌ها به شما کمک خواهند کرد تا نقش تگ در موقعیت‌های مختلف را بهتر درک کنید.

  1. بررسی برچسب‌ها در وبلاگ نوین

مطالب ما در وبلاگ نوین به چندین دسته اصلی تقسیم می‌شوند: بازاریابی، فروش، تبلیغات، سئو و چند مورد دیگر. اینها موضوعات کلی ما هستند که هر کدام علاقه‌مندان بسیار زیادی هم دارند و هر کدام از مقاله‌های ما، بالاخره به یکی از آنها مربوط می‌شوند.

حال بیایید کمی در مقالات نوین دقیق‌تر شویم. در حال حاضر، بخشی از مقالات ما به بررسی تاثیر روان‌شناسی در بازاریابی و فروش می‌پردازند. این موضوعی است که برای خیلی از افراد جذاب است. پس بد نیست که یک صفحه را به مطالب آن اختصاصی دهیم. با اینحال، قصد نداریم برای آن یک دسته ایجاد کنیم، چرا که موضوع محدودی است. پس چه می‌کنیم؟ بله! یک برچسب می‌سازیم و تمام مطالبی که به نحوی به بازاریابی مرتب هستند را در آن تگ می‌کنیم.

همین موضوع در مورد بسیاری دیگر از ریز موضوعات وبلاگ ما هم صادق است. شاید بد نباشد برای درک بهتر، سری به چند تا از تگ‌هایی که ما تا امروز ایجاد کرده‌ایم، مثل آموزش تبلیغات گوگل یا معرفی روش‌های مختلف بازاریابی بزنید.

  1. بررسی برچسب‌ها در یک سایت مربوط به فناوری

حالا بگذارید یک موضوع متفاوت را ببینیم. یک سایت را فرض کنید که درباره تکنولوژی می‌نویسد. طبیعتاً این سایت دارای یک دسته‌بندی درباره گوشی‌های موبایل است. حتی زیر دسته‌هایی برای اخبار برندهای مختلف دارد. اما آیا هیچوقت یک دسته‌بندی با موضوع “آیفون ۴۳۹۳” خواهد داشت؟ مسماً نه! چرا که این موضوع بیش از حد محدود است و به علاوه، مقالات آن دارای تاریخ مصرف هستند. اما قطعاً طبقه‌بندی مطالب مرتبط با این گوشی می‌تواند به خواننده‌های علاقه‌مند به آن کمک کند. پس بهترین راه این است که تمام نوشته‌های مرتبط، با برچسب “آیفون ۴۳۹۳” تگ شوند.

استفاده از برچسب در زومیت

زومیت ۳ تگ در مطالب آیفون x خود استفاده کرده است. اولی برای برند اپل، دومی برای گوشی های اپل و سومی گوشی iPhone x

چگونه تجربه کاربری و محتوا بر رتبه سایت تاثیر می‌گذارند؟حتما بخوانید: چگونه تجربه کاربری و محتوا بر رتبه سایت تاثیر می‌گذارند؟

مزایای تگ: چرا حتماً باید برچسب بزنیم؟

هر چقدر که برچسب زدن به آدم‌ها کار اشتباهی باشد، برچسب زدن به محتواهای وب‌سایت کار خوبی است. اما چرا؟ مگر برچسب زدن چه مزایایی برای شما دارد؟ برای اینکه این مزایا را بهتر درک کنید، ما آنها را به دو بخش تقسیم کرده‌ایم: در درجه اول از نگاه کاربر مزایای برچسب را بررسی می‌کنیم و سپس می‌بینیم که تاثیر برچسب بر سئو و ورودی یک وب‌سایت از گوگل چه خواهد بود.

برچسب‌های درست چه کمکی به تجربه کاربری می‌کنند؟

همانطور که تا این لحظه متوجه شده‌اید، برچسب ها می‌توانند به طبقه‌بندی بهتر مطالب و دسترسی بهتر کاربران به آنها کمک کنند. در مثال وبلاگ خودمان، اگر از برچسب “روانشناسی در بازاریابی و فروش” استفاده نمی‌کردیم، احتمالاً کار مخاطبان علاقه‌مند به این موضوع کمی سخت می‌شد. چرا که مجبور می‌شدند وقت صرف کنند و به دنبال مقالاتی با این موضوع بگردند. در نهایت هم ممکن بود نتوانند تعدادی از آنها را پیدا کنند. اما در حال حاضر، این مشکل برای آنها وجود ندارد و خیلی راحت می‌توانند آنچه دوست دارند را بخوانند.

به علاوه، خود ما به کمک تگ‌ها فرصتی استثنایی پیدا کرده‌ایم. توجه داشته باشید که تگ در واقع یک طبقه‌بندی ایجاد می‌کند که به راحتی می‌توان در مواقع لزوم از آن استفاده کرد. بد نیست برای درک بهتر موضوع یک مثال بزنم.

در وبلاگ نوین، زمانی که شما به انتهای یک مطلب می‌رسید، مقالاتی با موضوع‌های مشابه به شما پیشنهاد می‌شوند. اما ما چگونه باید این مقالات را پیشنهاد بدهیم؟ در ساده‌ترین حالت، اینها مقالاتی هستند که دارای دسته‌بندی یکسانی هستند. اما اگر بخواهیم مقالاتی دقیق‌تر پیشنهاد بدهیم چه؟ ساده است: کافی است هر زمان برچسبی وجود داشت، اولویت را با مقالاتی با برچسب یکسان بگذاریم و اول آنها را پیشنهاد بدهیم. به این ترتیب، تگ‌ها به ما کمک کرده‌اند که وبلاگ خود را توسعه بدهیم و تجربه کاربری بهتری را به کاربران خود ارائه دهیم.

همین موضوع می‌تواند در مورد یک فروشگاه اینترنتی هم صادق باشد. فرض کنیم که شما می‌خواهید در صفحه یک گوشی موبایل، لوازم جانبی آن را پیشنهاد دهید تا به این ترتیب، فروش خود را افزایش دهید. اما اگر سیستم فروشگاهی شما اجازه چنین کاری را ندهد چه؟ ساده است: می‌توانید برچسبی برای محصول اصلی و تمام محصولات جانبی آن در نظر بگیرید. سپس در صفحه محصولات خود، بخشی ایجاد کنید که محصولاتی با تگ مشابه را به کاربران ارائه دهد.

داستانی از برچسب ها و سردرگمی یک مشتری

آدم گیج پشت کامپیوتر

مدتی قبل، در دفتر خود با یکی از مشتری‌ها جلسه‌ داشتیم. طی این جلسه، مشتری به ما گفت که مطلب ما در مورد مفهوم انکرتکست (متن لینک) را واقعاً دوست داشته است، اما مجبور شده برای خواندن سایر مطالب ما در مورد انکرتکست، به بخش جستجوی وبلاگ ما رجوع کند. البته ما از برچسب “انکرتکست” بر روی تمام مطالب مرتبط با آن استفاده کرده بودیم. اما مساله اینجا بود که سایت ما تازه بروزرسانی شده بود و هنوز تگ های یک مطلب در وبلاگ نمایش داده نمی‌شد. همین استفاده نکردن درست از برچسب، باعث شده بود که خواننده ما مجبور شود وقت زیادی را صرف کند تا خودش به دنبال مطالب مرتبط بگردد. و ما همیشه مطمئن هستیم که وقتی یک نفر مشکلی را با ما در میان می‌گذارد، ده‌ها نفر هستند که با آن روبرو می‌شوند و چیزی به ما نمی‌گویند. ده‌ها نفر که حتی ممکن است به دنبال دیگر مطالب ما نروند و بلافاصله صفحه را ببندند.

برچسب‌های درست چه کمکی به سئو می‌کنند؟

حالا می‌رسیم به موضوعی که احتمالاً همه با علاقه منتظر خواندن در مورد آن بودید. امیدوارم که برای رسیدن به آن، مطالب قبلی را رد نکرده باشید. چرا که فهمیدن آنها، کمک بزرگی به درک بهتر تاثیر تگ ها بر سئو می‌کند.

هر تگ در اصل یک صفحه است. یک صفحه که تعدادی از مطالب یا محصولات سایت را به هم مرتبط می‌کند و در یک جا آنها را نمایش می‌دهد. طبیعتاً موتورهای جستجو نیز این صفحه را پیدا می‌کنند و در نتایج جستجوی خود نمایش می‌دهند. این یعنی ما به کمک تگ فرصت داریم در جستجوهای مرتبط بیشتری نمایش داشته باشیم و ورودی گوگل خود را از این طریق افزایش دهیم.

تاثیر برچسب ها در سئو

استفاده از برچسب به ما اجازه داده در جستجوهای مرتبط با روش های بازاریابی حضور داشته باشیم.

برای مثال، تگ آموزش تبلیغات گوگل ادوردز ما را در نظر بگیرید. در صفحه این تگ، شما به تمام مطالب مرتبط به تبلیغ گوگل ما دسترسی دارید. حالا فرض کنیم کسی در گوگل عبارت “آموزش تبلیغ در گوگل” را جستجو کرد.  در این حالت، گوگل می‌خواهد مرتبط‌ترین صفحات را به کاربر پیشنهاد دهد و یکی از آنها، بدون شک صفحه تگ ماست. صفحه‌ای که مقالات بسیار متنوعی درباره گوگل در آن قرار گرفته و می‌تواند برای کاربر فایده بسیاری داشته باشد.

در واقع، تگ فرصتی برای ما ایجاد کرده که کلمات کلیدی بیشتری را با دقت بالاتری هدف قرار دهیم.

چرا استفاده بی‌رویه و بی‌دقت از برچسب ها، سایت شما را نابود می‌کند؟

اکنون که مفهوم برچسب واضح‌تر شده است، بگذارید باری دیگر به سراغ فرهنگ استفاده از تگ در ایران برگردیم. فرهنگی که به خاطر به روز نبودن، به جای آنکه برای ما مفید باشد، در حقیقت به ما ضرر می‌زند.

ما در ایران یاد گرفته‌ایم که هر چقدر از تگ ها بیشتر استفاده کنیم، سایت ما سئو بهتری دارد. این موضوع شاید چندین سال پیش که موتورهای جستجو اینقدر پیشرفته نبودند، درست بود. اما اکنون چیزی جز ضرر برای سایت شما ندارد. البته، خیال نکنید که این به معنی تغییر کارکرد تگ است.

اصول مقدماتی سئوحتما بخوانید: اصول مقدماتی سئو

آنچه که ما در مورد کاربرد و فایده تگ گفتیم، در واقع دلیلی است که اصلاً تگ به وجود آمده است. برای همین اصرار داشتیم که در ابتدا، بدون در نظر گرفتن تاثیر تگ در سئو، به بررسی آن بپردازیم. مساله اینجاست که به مرور زمان، موتورهای جستجو پیشرفت کرده‌اند و در شناسایی بهتر استفاده درست و غلط از تگ، باهوش‌تر شده‌اند. به همین دلیل دیگر نمی‌توان با استفاده از ده‌ها تگ متنوع و گاهاً بی‌ربط، ورودی بیشتری از گوگل گرفت.

استفاده از برچسب های زیاد

استفاده از برچسب های زیاد و مشابه، نه تنها برای سئو شما سودی ندارد، بلکه کاربر را هم گیج خواهد کرد. ما هم زمانی این اشتباه را کرده‌ایم و بابت آن هزینه داده‌ایم.

تگ های زیاد و بی‌ربط، هیچ سودی برای کاربر ندارند

استفاده درست و به جا از تگ ها، می‌تواند در دسترسی بهتر کاربران به اطلاعات و محصولات مرتبط، کمک بسیار زیادی بکند. اما دقیقاً عکس همین موضوع در مورد تگ های زیاد صادق است. یعنی تگ‌های زیاد، باعث می‌شوند که صفحه شما بسیار به هم ریخته و نامنظم شود و کاربر در انبوهی از کلمات کلیدی بی‌ربط قرار گیرد. تگ هایی که هیچ منطقی برای او ندارند و هیچ کمکی به ماندن او در سایت شما نمی‌کنند. البته، هیچ بعید نیست که او را فراری دهند.

تگ‌های زیاد، باعث ایجاد صفحات تکراری می‌شوند

احتمالاً می‌دانید که ایجاد صفحات تکراری، بر روی سئو سایت شما تاثیری منفی خواهد داشت. این صفحات بیهوده هستند و هیچ کابردی برای مخاطب ندارند. بنابراین، طبیعی است که گوگل و سایر موتورهای جستجو نیز چندان میانه خوبی با آنها نداشته باشند.

خب، وقتی شما از تگ های متنوع و زیاد استفاده می‌کنید، به احتمال زیاد قرار است تعداد زیادی از این صفحات تکراری و بیهوده به وجود بیایند. اما چگونه؟ همانطور که گفتیم، ایجاد تگ به معنی ایجاد یک صفحه است. صفحه‌ای که تمام مطالب یا محصولاتی که آن تگ را دارند، به نمایش می‌گذارد. اما وقتی شما برای هر مطلب یا محصول خود از ده ها تگ متنوع استفاده می‌کنید، چقدر احتمال دارد که از همین تگ ها در جای دیگری هم استفاده کنید؟ قطعاً تعدادی از این تگ ها خواهند بود که فقط برای همان محصول استفاده شده‌اند. این یعنی چندین صفحه به وجود می‌آیند که در تمام آنها، فقط همین یک محتوا وجود دارد و تنها تفاوت آنها، عنوانشان است.

تگ‌های زیاد، باعث کم شدن اعتبار محتواهای اصلی شما می‌شوند

موتورهای جستجو یک راهکار عالی برای مشخص کردن اعتبار و ارزش صفحات اینترنت پیدا کرده‌اند. اگر درباره سئو زیاد خوانده باشید، حتماً می‌دانید منظور ما چیست: لینک ها! هر چقدر که یک صفحه شما بیشتر معرفی شده باشد و لینک گرفته باشد، اعتبار آن در موتورهای جستجو بیشتر خواهد بود. حال ممکن است این معرفی توسط خود شما انجام شده باشد (لینک داخلی) یا سایت دیگری شما را معرفی کرده باشد (بک لینک). شما می‌توانید در مقاله انواع لینک ها، بیشتر در مورد آنها بخوانید.

وقتی من از یک صفحه سایت خودم به صفحه دیگری لینک می‌دهم، در واقع مقداری از اعتبار صفحه اول را به صفحه دوم منتقل می‌کنم. تگ کردن هم دقیقاً اینکار را انجام می‌دهد. یعنی وقتی من برچسب هایی برای یک مطلب از سایت خودم تعریف می‌کنم، در حقیقت صفحاتی ایجاد می‌کنم که تمام آنها در صفحه مطلب من لینک شده‌اند.

جابجایی اعتبار از محتوا به برچسب

بخشی از اعتبار صفحه محتوای شما، از طریق لینک‌ها به صفحات برچسب شما منتقل خواهد شد.

متوجه شدید؟ اگر قرار باشد من ده‌ها تگ مختلف برای مطلب خود تعریف کنم، در حقیقت اعتبار این صفحه را تا حد زیادی پخش کرده‌ام. در واقع، صفحات متعددی دارم که همه آنها دارای اعتبار کمی هستند. در صورتی که می‌توانستم به جای اینکار، اعتبار را در صفحات اصلی خودم با موضوعات مشخص متمرکز کنم و به این ترتیب، شانس رتبه گرفتن خودم در کلمات مرتبط را بیشتر کنم.

چگونه از تگ ها به درستی استفاده کنیم؟

ما تا به اینجا، تمام آنچه باید در مورد تگ ها می‌دانستید را به شما گفتیم. حالا بیاید نحوه استفاده درست از برچسب ها را یاد بگیریم و ببینیم چه نکات مهمی را باید در برچسب زدن رعایت کرد.

هیچوقت برای صفحات خود، برچسب منحصربفرد ایجاد نکنید

فقط زمانی از یک تگ استفاده کنید که به یک موضوع یا ویژگی مشترک بین مطالب یا محصولات شما اشاره دارد و حداقل ۲ صفحه می‌توانند دارای آن برچسب باشند. البته اشکالی ندارد اگر الان فقط یک مطلب با این موضوع یا ویژگی دارید، اما قرار است در آینده مطالب دیگری با این برچسب نوشته شوند. در واقع، هر چه زودتر یک برچسب خوب را بسازید، بهتر است. چرا که اعتبار پیدا کردن صفحه‌ها در موتورهای جستجو نیاز به زمان دارد.

همیشه اولویت را با کاربر بگذارید

 یک راه عالی برای آنکه از استفاده درست تگ ها مطمئن باشید، این است که به کاربر خود نگاه کنید. از خود بپرسید که وجود این برچسب چه کمکی به مخاطبان سایت من خواهد کرد؟ آیا باعث می‌شود که آنها بیشتر در سایت من بمانند یا فقط آنها را گیج می‌کند؟ مطمئن باشید که پرسیدن این سوالات، می‌تواند تصمیم‌گیری را برای شما بسیار راحت کند.

عنوان تگ های خود را طبق جستجوها انتخاب کنید

 قبل از آنکه عنوان تگ خود را مشخص کنید، بد نیست یک تحقیق کلمات کلیدی کوچک در مورد آن انجام دهید. یعنی ببینید که موضوع یا ویژگی مورد نظر شما چگونه در گوگل جستجو می‌شود. سپس عنوانی را انتخاب کنید که بیشترین جستجو را داشته باشد.

حتما بخوانید: سئو کلاه سیاه؛ مناسب برای کلاهبرداران!

برای برچسب های خود توضیح بنویسید

اگر امکان توضیح نوشتن برای صفحه تگ را دارید، حتماً این کار را انجام دهید. وجود توضیحات در صفحه تگ، باعث می‌شود که این صفحه هم برای کاربر قابل فهم‌تر باشد، هم موتورهای جستجو موضوع آن را بهتر شناسایی کنند. همچنین در صورت امکان، متا تایتل و دیسکریپشن نیز برای این صفحه ایجاد کنید.

هنگام برچسب زدن، به موضوع کار داشته باشید، نه کلمه کلیدی

شاید تا الان این نکته را فهمیده باشید. اما گفتن مجدد آن قطعاً ضرر ندارد: شما هنگام برچسب زدن باید به مفهوم و معنی کار داشته باشید. منظور من چیست؟ یعنی ما به جای ایجاد دو برچسب “روانشناسی و بازاریابی” و “تاثیر روانشناسی در بازاریابی”، فقط یک برچسب ایجاد می‌کنیم و سعی می‌کنیم در هر دوی این کلمات کلیدی رتبه کسب کنیم. نه اینکه برای هر کلمه کلیدی، یک برچسب بزنیم.

ای خدای بزرگ، چگونه تگ های قبلی خودم را مرتب کنم؟

حالا شما همه‌چیز را درباره تگ‌ها می‌دانید. اما اگر تا به امروز مسیر اشتباه را رفته باشید چه؟ اگر اکنون هزاران تگ بی‌ربط دارید که فقط برای یک مطلب یا محصول هستند، احتمالاً دنیا بر سرتان خراب شده است. آخر چطور باید این تعداد تگ را مرتب کرد؟

نحوه تمیز کردن برچسب ها

از بین بردن تگ های منحصر به فرد یک محتوا

در درجه اول، شما باید همه تگ‌هایی که فقط یک بار استفاده شده‌اند را از بین ببرید. اما لازم است صفحات ایجاد شده برای این تگ‌ها، به محتوای اصلی شما منتقل (ریدایرکت) شوند. به این ترتیب، اعتباری که آنها در موتورهای جستجو دارند، به محتوای اصلی باز می‌گردد. اما انجام این کار به صورت دستی، چندان راحت نیست. پس باید چه کار کنید؟ کافی است از یک برنامه‌نویس بخواهید چند خط کد بنویسد تا این کار را برای شما انجام دهند.

خود ما چنین چیزی را برای سایت های وردپرسی نوشته‌ایم و اگر دوست داشتید، می‌توانید برای استفاده از آن، با ما تماس بگیرید.

 از بین بردن تگ‌های تکراری و بی‌فایده

تا همینجای کار، سایت شما از نظر کاربرد و سئو وضعیت بسیار بهتری پیدا کرده است. اما اگر واقعاً قصد تمیز کردن مطالب یا محصولات سایت خود را دارید، اکنون باید دست به کار شوید و تگ‌های دیگر خود را بررسی کنید. اکثر سیستم‌های مدیریت سایت دارای بخشی هستند که این تگ ها را به شما نشان می‌دهد. سعی کنید تا جای ممکن این تگ ها را با هم ادغام کنید. یعنی تگ‌هایی با موضوع یکسان را در یک صفحه جمع کنید. در این مرحله نیز لازم است که این ادغام همراه با ریدایرکت باشد. یعنی تمام تگ‌های قبلی به صفحه تگ جدید منتقل شوند.

به تگ های پر بازدید توجه ویژه‌ای داشته باشید

یک مساله مهم که هنگام تمیز کردن تگ های خود باید به آن توجه داشته باشید، رتبه هر تگ در موتور جستجوی گوگل و تعداد ورودی آن است. پیشنهاد ما به شما این است که از ابزار تحلیل گر آنالیتیکس استفاده کنید تا بتوانید تگ های پر بازدید خود را شناسایی کنید. از بین بردن بدون فکر این تگ ها، می‌تواند ضربه‌ای منفی به سئو شما بزند. پس سعی کنید با دقت بیشتری درباره آنها تصمیم بگیرید و حتی اگر قصد پاک کردن آنها را دارید، مطمئن شوید که به صفحه درستی منتقل می‌شوند.

برای بررسی تعداد ورودی هر تگ، کافی است وارد آنالیتیکس خود شوید، به بخش Behavior < Content مراجعه کنید و کلمه tag (یا هر کلمه دیگری که برچسب‌های شما با استفاده از آن مشخص می‌شوند) را جستجو کنید. سپس به راحتی می‌توانید تعداد ورودی هر تگ را مورد بررسی قرار دهید. (برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به تگ مطالب آموزشی گوگل آنالیتیکس ما مراجعه نمایید.)

برچسب ها، برچسب ها، برچسب های عزیز

همه چیز را به شما گفتم؟ چیزی را از قلم نینداختم؟ فکر می‌کنم اینطور باشد. اما برای اطمینان، اگر چیزی درباره برچسب ها مانده که می‌خواهید بدانید یا سوالی برای شما به وجود آمده که پاسخ آن در این مطلب نیست، می‌توانید از بخش دیدگاه‌ها آن را با ما مطرح کنید تا پاسخ سوال شما را در اولین فرصت بدهیم.

در نهایت، بگذارید یک بار دیگر تاکید کنم که برچسب یک ابزار عالی برای طبقه‌بندی و مرتب کردن محتوای یک سایت است. به کمک برچسب می‌توان کاری کرد که کاربران از سایت شما راحت‌تر استفاده کنند و بیشتر در آن وقت بگذرانند. اما این آموزه غلط ایرانی که با می‌گوید “برچسب بیشتر، رتبه بهتر”، این فرصت را از ما می‌گیرد و سایت های ما را مجهز به تعداد زیادی صفحه بیهوده و بی کاربرد می‌کند که تاثیر منفی هم روی کاربر من و هم روی سئو ما دارند.

در اینجور مواقع، من همیشه به یاد مثالی جالب می‌افتم: یک چاقو را در نظر بگیرید. این چاقو فواید بسیاری برای ما دارد. مثلاً با آن میوه پوست می‌کنیم. اما همین چاقو می‌تواند استفاده‌های بسیار نادرستی هم داشته باشد. مثلاً در بدترین حالت می‌تواند جان یک انسان را هم در خطر بیندازد. اما اشکال از چاقو نیست. اشکال از استفاده نادرست از آن است.

امیدوارم از این مطلب لذت برده باشید و چیزی جدید یاد گرفته باشید. امیدوارم این مطلب به بهتر شدن این آشفته بازار پر از برچسب اینترنت کمک کند و در طولانی‌مدت، سایت‌های ایرانی دارای ساختار بهتر و مفیدتری باشند.

 



Source link


اصطلاح پست مهمان احتمالا برای همه شناخته شده است، اما تا به حال درباره پست مهمان معکوس چیزی شنیده اید؟ توصیه می کنم قبل از اینکه شروع به خواندن این مقاله کنید، مقاله کامل نوین درباره پست مهمان را مطالعه کنید.

امروزه عده ای عقیده دارند پست مهمان تاثیر خود را از دست داده و دیگر مانند قبل اثربخشی ندارد. اگرچه این موضوع صحت ندارد و شخصا با آن مخالفم، اما به این دسته از افراد روش پست مهمان معکوس را پیشنهاد می کنم.

روش پست مهمان معکوس روش چندان جدیدی نیست و در واقع نگرشی متفاوت به پست مهمان است. به همین دلیل در طول این مقاله، احتمالا نمونه های این روش که توسط وبسایت های مختلف اجرا شده اند، در ذهنتان تداعی شود!

البته این نکته را هم توجه کنید که تاکنون درباره این تکنیک، به عنوان یک روش مجزا صحبت نشده است. (همین عبارت را در گوگل جستجو کنید تا به حرف من پی ببرید!)

به کمک این روش شما می توانید محتوا، ترافیک، اعتبار و حتی بک لینک های با کیفیتی برای وبسایت خود جذب کنید! همچنین در ادامه متوجه خواهید شد که این روش در برخی موارد از نوشتن پست مهمان عادی نیز فواید بیشتری دارد.

بنابراین با توجه به صحبت هایی که شد، تصمیم گرفتم در این مقاله ۰ تا ۱۰۰ اجرای تکنیک پست مهمان معکوس را به شما آموزش بدهم. توصیه می کنم حتما تا انتهای مقاله را مطالعه کنید!

اصول و کلیات پست مهمان معکوس

در اکتبر ۲۰۱۴، سایت WordTracker از ۳۳ متخصص سئو درخواست کرد تا ۳ مورد از بهترین تکنیک های لینک بیلدینگ خود را معرفی کنند و پاسخ آنان را در قالب یک مقاله منتشر کرد. در این مقاله، Peter Attia یکی از روش های خود را «پست مهمان معکوس» بیان کرد.

روش پست مهمان معکوس یا Reverse Guest Posting، همانطور که از نامش پیداست، تقریبا برعکس روش پست مهمان است.

در واقع روش پست مهمان بدین صورت است که شما از یک وبسایت معتبر درخواست می کنید تا برایشان پستی ارسال کنید و در ازای آن می توانید به وبسایت خود لینک بدهید.

افزایش بازدید به کمک پست مهمان معکوس | لینک سازی به کمک پست مهمان معکوس

حتی تو عالم رفاقت هم معمولا پست مهمان رو به این راحتی ها قبول نمیکنن..

اما در روش معکوس، این وبسایت شماست که پذیرای پست های مهمان بلاگرها و نویسنده های دیگر می باشد. البته نه هر نویسنده ای!! چراکه اگر قرار باشد هر شخصی برای وبسایت شما تولید محتوا انجام دهد، قطعا نه تنها اثربخش نخواهد بود، بلکه می تواند به ساختار سایت شما آسیب بزند.

در واقع یکی از مهمترین عواملی که کمک می کند فرآیند اجرای پست مهمان معکوس شما با موفقیت انجام شود این است که نویسنده مناسبی را انتخاب کنید.

اکنون شاید از خودتان بپرسید «پس هر موقع من جایی پست مهمان مینویسم، در واقع اون وبسایت هدف داره پست مهمان معکوس انجام میده!؟»

در پاسخ باید بگویم : «هم بله و هم خیر!»

درباره تکنیک پست مهمان معکوس ۳ نکته وجود دارد که آن را از نوشتن یک پست مهمان عادی متمایز می کند :

  • پست مهمانی که قرار است بپذیرید، حتما باید از سوی یک فرد شناخته شده و با اعتبار باشد. مثلا در زمینه آموزش سئو این فرد می تواند مت کاتز (مدیر بخش وب اسپم گوگل) باشد! در واقع باید کسی را انتخاب کنید که به نوعی در زمینه خود اینفلوئنسر باشد و مخاطبان زیادی با او در ارتباط باشند.
  • خیلی از وبسایت ها پست مهمان می پذیرند، اما شما به جای اینکه صرفا یک آگهی بدهید و منتظر جذب پست مهمان باشید، باید به تمامی افرادی که در نظر شماست پیامی بدهید و از آنها درخواست کنید. در غیر اینصورت چندین سال (!) باید منتظر بمانید تا فردی مانند مت کاتز از شما درخواست کند تا در وبسایتتان پست مهمان بنویسد!!
  • برخلاف پست مهمان های بسیاری که در تمامی وبسایت ها نوشته می شوند، این پست می تواند بازدید و اعتبار فوق العاده زیادی را روانه وبسایت شما کند. علاوه بر آن در برخی موارد می تواند تعدادی بک لینک طبیعی نیز برای شما به همراه داشته باشد!
افزایش ترافیک وب سایت به کمک پست مهمان معکوس | لینک بیلدینگ به روش پست مهمان معکوس

تو همون عالم رفاقت، کافیه قضیه رو برعکس کنی! احتمال جواب دادنش خیلی بیشتر میشه..!

در روش عادی پست مهمان شما از وب‌سایت هدف درخواست می کنید (که معمولا این درخواست به راحتی پذیرفته نمی شود) و در نهایت یک محتوای با کیفیت برای آنها نوشته و در ازای آن بک لینک دریافت می کنید.

در این حالت وبسایت هدف مسئول این است که محتوا را پروموت کند و تمامی امور جذب ترافیک به عهده خود اوست.

البته این موضوع به همین سادگی ها نیست و در ادامه بیشتر درباره جنبه های مختلف آن صحبت خواهم کرد.

مزایای پست مهمان معکوس

روش پست مهمان معکوس چند نکته مثبت دارد :

  • سبب ایجاد روابط ارزشمند می شود. در واقع هنگامی که از یک فرد معتبر درخواستی می کنید و این فرآیند با موفقیت به اتمام می رسد، رابطه‌ای که میان شما ایجاد شده است بسیار ارزشمند است و این فرآیند ممکن است بارها و بارها تکرار شود.
  • نیاز به صرف زمان برای تولید یک محتوای با کیفیت ندارید اما در عین حال برای وبسایت خود محتوای با کیفیت جذب می‌کنید!
  • در این روش وبسایت شما در معرض دید افراد و کاربران تازه‌ای قرار می گیرد، کاربرانی که تا پیش از این شما را نمی‌شناختند!
  • این روش سبب افزایش محبوبیت و اعتبار وب‌سایت شما می شود.
  • در برخی موارد به کمک این روش می توانید بک‌لینک‌های با ارزش دریافت کنید.

گام به گام اجرای روش پست مهمان معکوس

پیش تر با کلیات این روش آشنا شدید و دیدید که روش نسبتا ساده ایست. اکنون می خواهیم گام به گام اجرای آن را با هم بررسی کنیم :

گام اول) یافتن نویسنده مناسب

قبل از هر چیز باید یک نویسنده پیدا کنید، نویسنده ای که اعتبار و ارزش کافی را داشته باشد.

اگر نمی دانید چه کسی در حوزه شما اعتبار و ارزش کافی دارد، می توانید از راهکارهای زیر کمک بگیرید :

  • به دنبال مقالاتی بگردید که اینفلوئنسرهای زمینه شما را معرفی کرده اند.
  • ببینید در برنامه های ویدیویی موجود در فضای مجازی یا آپارات که در حوزه کاری شما ساخته می شوند، بیشتر با چه افرادی مصاحبه می شود. آن افراد به احتمال زیاد اینفلوئنسرهای حوزه شما هستند.
  • ببینید در نمایشگاه ها و همایش ها از چه افرادی دعوت می شود که سخنرانی کنند.
  • به دنبال افرادی با فالوورها و دنبال کنندگان زیاد در شبکه های اجتماعی بگردید. (شبکه های اجتماعی مانند لینکدین تاثیر بیشتری به نسبت اینستاگرام دارند، چرا که حرفه ای تر است!)

قدم دوم) تعیین محتوای مورد نیاز

در این مرحله باید برای خود مشخص کنید که وبسایت شما به چه نوع محتوایی نیاز دارد و در واقع انتظار چه نوع محتوایی را از نویسنده دارید. درباره این مرحله در بخش «۵ ایده برای پست مهمان معکوس» بیشتر صحبت خواهم کرد.

قدم سوم) درخواست از نویسنده موردنظر

در این مرحله شما باید با نویسنده مدنظر خود ارتباط برقرار کرده و درخواست خود را مطرح کنید.

ابتدا باید اطلاعات تماس آن ها را پیدا کنید. کافی است اسم آنها را در گوگل جستجو کنید تا بتوانید آدرس ایمیل و یا شبکه های اجتماعی آنها را پیدا کنید.

لینک بیلدینگ در الگوریتم پنگوئن ۴.۰ گوگلحتما بخوانید: لینک بیلدینگ در الگوریتم پنگوئن ۴.۰ گوگل

سپس باید از وی درخواست کنید تا اگر علاقمند است برای شما مطلبی بنویسد. همچنین باید به او بگویید که چه موضوعاتی را مدنظر دارید.

سخت ترین قسمت کار شما این است که به فرد موردنظر انگیزه بدهید!

ساده ترین موردی که می توانید به کمک آن برای نوشتن یک محتوا انگیزه ایجاد کنید، پول است! اما قطعا چیزهایی جذاب تر از پول هم هست و این موضوع کاملا به فرد مقابل بستگی دارد.

به عنوان مثال اگر کسب و کار خدماتی دارید، می توانید خدمات خود را به مدتی رایگان در اختیار وی بگذارید یا اگر محصولی می فروشید که می تواند برای او مفید باشدبدهید.

در این زمینه بیشتر باید فکر کنید و متناسب با کسب و کار خود یک آفر یا پیشنهاد مناسب ترغیب کننده پیدا کنید تا فرد مقابل را قانع کند برای شما وقت بگذارد و یک محتوای عالی بنویسد.

نکته : خودتان را به جای فرد مقابل بگذارید. اگر یک وبسایت مشابه وبسایت فعلیتان، از شما درخواست می کرد تا برایشان پست مهمان بنویسید، چه چیزی از او می خواستید؟ احتمالا پاسخ این سوال می تواند یک گزینه مناسب برای انگیزه دادن به فرد موردنظر باشد!

حتما به این موضوع توجه کنید که علائق افراد بسیار متفاوت است. ممکن است شخصی فقط درخواست پول کند اما یک فرد دیگر درخواست استفاده رایگان از خدمات شما را داشته باشد. حتی در این میان ممکن است شخصی را بیابید که بصورت رایگان و بدون هیچ درخواستی برای شما پست مهمان بنویسد!

بنابراین خود را برای هرگونه برخوردی آماده کنید، حتی رد شدن درخواست شما !

قدم چهارم) نظارت بر کیفیت محتوا

اکنون زمان آن رسیده است که مطلب را منتشر کنید. اما در این مرحله موردی وجود دارد که باید به آن توجه کنید.

فرض کنید شما به یک فرد معتبر در حوزه کاری خود مراجعه کرده اید و قرار بر این است که با پرداخت مبلغ مشخصی از جانب شما، فرد مذکور برایتان یک پست مهمان بنویسد. اما اکنون که مطلب را برای شما می فرستد، می بینید که بیشتر شبیه محتوایی است که فریلنسرها با ۵۰ هزارتومان در عرض یک ساعت آن را می نویسند!!

این محتوا قطعا برای وبسایت شما ضرر است! اما از سوی دیگر اگر به شخص نویسنده این موضوع را بگویید ممکن است رابطه شما با او بهم بخورد و این مورد قطعا خوشایند نیست.

ساده ترین کار این است که بر روی این موضوع تاکید کنیم که این مقاله با نام و برند خود فرد منتشر می شود و در واقع تاثیر مستقیمی بر روی اعتبارش خواهد داشت. بدین ترتیب در ۹۹% مواقع مقالاتی که تحویل می گیریم، با کیفیت خواهند بود.

اما در برخی موارد شاید این مورد هم کارساز نباشد. بنابراین پیشنهاد میکنم که از قبل شرایطی را برای وی تعیین کنید تا چنین مشکلاتی پیش نیاید. من به شما توصیه میکنم حداقل بر سر موارد زیر به توافق برسید :

  • حداقل طول محتوا (۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه)
  • تمرکز بر روی کلمه کلیدی خاص
  • کسب اجازه برای ویرایش محتوا در صورت نیاز

اگر چنین مواردی را پیش از نوشتن مطلب بیان کنید، دیگر مشکلی نخواهید داشت و به احتمال زیاد مطلبی که تحویل می گیرید کیفیت خوبی خواهد داشت. درضمن حتی اگر اشکالی در محتوا وجود داشت، چون پیش تر توافق کرده اید، می توانید آن را ویرایش کنید و اشکالات آن را برطرف کنید!

قدم پنجم) پروموت کردن محتوا

این مرحله شیرین ترین قسمت ماجراست!

در واقع مزیت اصلی روش پست مهمان معکوس نیز همین بخش است! شما می خواهید اعتبار و مخاطبان فرد تاثیرگذار را به سایت خود منتقل کنید و در این مرحله است که به هدف خود خواهید رسید.

چگونه لینک سازی داخلی انجام دهیم؟حتما بخوانید: چگونه لینک سازی داخلی انجام دهیم؟

قسمت جذاب ماجرا ! : در برخی موارد فرد نویسنده در وبسایت خود نیز اشاره ای به مطلبی که برای شما نوشته است می کند و به آن لینک می دهد. در این صورت است که از وبسایت وی بک لینک نیز دریافت می کنید.
همچنین این امکان وجود دارد که دنبال کنندگان و تاثیرپذیران از فرد اینفلوئنسر، بخواهند مقاله وی را پروموت کنند، بنابراین به سایت شما لینک خواهند داد.

در روش پست مهمان معکوس، شانس زیادی برای گرفتن بک‌لینک‌های طبیعی دارید.

۵ ایده برای پست مهمان معکوس

در بخش قبل، اصول و مراحل کلی اجرای پست مهمان معکوس را بررسی کردیم. اکنون می خواهم ۵ ایده عالی را به شما معرفی کنم که به کمک آن می توانید محتواهای متفاوتی به روش پست مهمان معکوس تولید کنید. (البته به کمک خلاقیتتان می توانید ترفندهای بیشتری به کار ببرید!)

در همین راستا توصیه میکنم حتما ترفندها و ایده های این بخش را مطالعه کنید و در صورت تمایل از آنها استفاده کنید :

۱) مصاحبه تک نفره

پست مهمان معکوس حتما نباید متن محور باشد! شما می توانید از فرد اینفلوئنسر درخواست کنید که با شما مصاحبه ای انجام دهد و آن مصاحبه فقط بر روی وبسایت شما منتشر شود!

درباره اجرای پست مهمان معکوس به این صورت چند نکته وجود دارد :

  • مصاحبه بسته به سلیقه شما می تواند ویدیویی، صوتی و یا متنی باشد. اما توصیه من این است که این مصاحبه را به صورت ویدیویی انجام دهید، چرا که به راحتی می توانید آن را به پادکست تبدیل کنید و همچنین می توانید متن آن را استخراج کنید و یک پست وبلاگ بی نظیر ایجاد کنید!
  • در این روش چون فرد مقابل برای شما محتوا نمی نویسد، می توانید با میل خود صفحه وبسایت خود را به خوبی سئو کنید!

نکته : اگر به خوبی بتوانید صفحه مربوطه را در وبسایت خود سئو کنید، می توانید با نام فرد اینفلوئنسر در موتورهای جستجو رتبه کسب کنید!

شکسپیر و دوست مشهورش در حال نوشیدن آب پرتقال و آب آلبالو

۲) مصاحبه چندنفره

اسلوب کلی این ترفند همانند مورد قبلی است، اما در این مورد می توانید تعداد مشخصی سوال (ترجیحا ۲ تا ۳ مورد) آماده کنید و به جای یک نفر، آن را از چند نفر بپرسید!

این حرکت به مراتب از یک مصاحبه تک نفره ساده تر است.

چرا؟

چون فقط کافی است چند سوال محدود آماده کنید و آن را برای تعدادی از اینفلوئنسرها ایمیل کنید و از آنها درخواست کنید تا در چند خط پاسخ شما را بدهند. مطمئن باشید در این روش سریع تر نتیجه می گیرید.

در مرحله بعدی تنها کاری که باید بکنید این است که تمامی پاسخ ها را در یک صفحه قرار دهید و آن صفحه را سئو کنید.

این روش چند مزیت فوق العاده بزرگ دارد :

  • معمولا در این روش نیاز به پرداخت هزینه و یا ارائه هیچ خدماتی ندارید! البته برای این که بتوانید رابطه طولانی مدتی با افراد ایجاد کنید، می توانید در انتهای کار به آنها یک هدیه بدهید.
  • در این روش بازدیدکننده های فوق العاده زیادی از سوی چند اینفلوئنسر به سمت سایت شما می آیند و بنابراین باید مراقب باشید هاست شما از کار نیافتد!!! همچنین در این روش شانس بسیار بیشتری برای جذب بک لینک های طبیعی دارید.
  • کیفیت محتوای این صفحه نسبت به یک مصاحبه تک نفره بسیار بیشتر خواهد بود و سئو کردن این صفحه به مراتب ساده تر است!

۳) تولید محتوای برمبنای اطلاعات و داده ها

این ترفند شباهت زیادی به مورد قبلی دارد. در این تکنیک به جای اینکه چند سوال بپرسید، می توانید از آنها درخواست ارائه آمار و اطلاعات در یک زمینه خاص بکنید و از مجموع آنها خودتان یک پست ایجاد کنید.

به عنوان مثال می توانید از مدیر چند وبسایت بزرگ در یک زمینه خاص بخواهید تا میانگین نرخ کلیک ایمیل های تبلیغاتی خود را به شما بگویند. سپس به کمک این اطلاعات در کنار یکدیگر می توانید یک مقاله تحقیقاتی بنویسید و از داده ها و آمارهای موثق استفاده کنید.

انواع لینک بیلدینگ: بک لینک های خوب و بک لینک های بدحتما بخوانید: انواع لینک بیلدینگ: بک لینک های خوب و بک لینک های بد

البته توجه کنید که بسیاری از کسب و کارها به راحتی اطلاعات و داده های خود را در اختیار شما قرار نمی دهند! به همین دلیل لازم است با افراد زیادی ارتباط برقرار کنید تا در نهایت تعدادی از آنها پاسخ شما را بدهند.

در نهایت پس از اینکه یک مقاله جامع و با کیفیت تولید کردید، می توانید آن را به افرادی که در تولید آن شرکت کرده اند بفرستید و از آنها بخواهید که در صورت امکان آن را به اشتراک بگذارند. در این صورت می توانید بازدید و اعتبار زیادی کسب کنید.

۴) ثبت نظر و دیدگاه درباره خدمات/محصول

این روش هم اکنون در اکثر وبسایت هایی که خدمات ارائه می دهند، در حال اجراست.

در این روش شما خدمات یا محصولات خود را به اینفلوئنسرها ارائه می کنید تا در ازای آن یک دیدگاه چندخطی برای شما ثبت کنند.

در این روش تقریبا هیچ بازدیدکننده و بک لینکی دریافت نخواهید کرد اما سبب اعتماد سازی بیشتر برای افرادی می شود که به وبسایت شما مراجعه می کنند.

۵) همکاری دو طرفه

شاید هم اکنون شما در زمینه کاری خودتان از اعتبار بالایی برخوردار باشید. اگر چنین باشد، ممکن است پیدا کردن شخصی که از شما معتبرتر باشد کمی دشوار بنظر برسد. در این حالت یک فرصت دیگر پیش روی شماست!

شما می توانید به دنبال فردی بگردید که از لحاظ اعتبار و محبوبیت در رده شما باشد و یک پست مشترک با او بنویسید! این گونه از پست ها برای هر دو طرف سود دارد.

اگر چنین محتوایی توسط هر دو نویسنده پروموت شود، شانس بسیار بالایی دارد تا ویروسی شود و مطمئنا خواهید دید که در گروه ها و کانال های تلگرامی دست به دست می چرخند!

جمع بندی

عده ای از افراد اعتقاد دارند که روش پست مهمان دیگر همانند قبل تاثیر ندارد. اگرچه با حرف این دسته از افراد مخالفم اما به آنها روش پست مهمان معکوس را توصیه می کنم!

در این روش وبسایت شما پذیرای پست مهمان از سوی یک نویسنده معتبر و شناخته شده است. در واقع شما باید اینفلوئنسرهای حوزه خود را پیدا کنید و از آنها درخواست کنید تا برای شما محتوایی تولید کنند و در نهایت آن را با مخاطبان خودشان به اشتراک بگذارند.

البته پست مهمان معکوس همیشه به شکل یک محتوای متنی معمولی نیست و مصاحبه های ویدیویی تک نفره، مصاحبه های چند نفره و پست های اشتراکی را شامل می شود.

نکته نهایی : هر محتوایی که در وبسایت شما تولید می شود، به منظور جذب بازدیدکننده و در نهایت تبدیل آن افراد به سرنخ (Lead) است. بنابراین مطمئن شوید که صفحه مربوط به پست مهمان معکوس تا حد ممکن بهینه شده باشد و بتواند بیشترین درصد نرخ تبدیل را داشته باشد، چرا که این صفحه قرار است بازدید زیادی داشته باشد!



Source link


وقتی بحث از سئو و رتبه‌بندی سایت‌ می‌شود، خیلی از متخصصان، از معیارهای گوگل برای افزایش رتبه سایت حرف می‌زنند، در مقابل متخصصان دیگری هم هستند که از کاربر، تجربۀ کاربری و معیارهای مربوط به کاربر حرف می‌زنند. سوال نهایی: برای افزایش رتبۀ سایت معیارهای گوگل مهم‌ترند یا کاربر؟ حضار و اساتید پاسخ‌های متفاوتی می‌دهند.

من می‌گویم که گوگل و کاربر در حقیقت یک چیز هستند. اعتراض شدید حضار: “گوگل با کاربر یکی است؟“، “گوگلِ ماشین آخه چطوری با کاربری که گوشت و عقل و خون داره یکیه؟” یکی از حضار عصبانی: “خانم شورشو درآوردی دیگه، هر دم از این باغ بری می‌رسد. یه روز میگی قانون جذب دروغه، یه روز دیگه می‌گی گوگل و کاربر یکی هستند، کی هستی تو اصلا؟”

اما اجازه بدهید در مورد این نمایش ذهنی کمی بیشتر توضیح بدهم و دقیقا موضع‌ام را مشخص کنم که چرا گوگل با کاربر یکی است و معیارهای متفاوتی برای موفقیت در فضای وب وجود ندارد.

سوال: چرا گوگل در میان تمام موتورهای جستجو این چنین موفق عمل کرده است؟

یک دلیل بسیار ساده؛ کاربر. چون گوگل فقط و فقط کاربر را در نظر می‌گیرد. تمام الگوریتم‌های گوگل بر اساس رفتار کاربران به روز می‌شوند. حالا این کاربر می‌تواند یک کسب و کار باشد، یا کاربر عادی، یک وبمستر حرفه‌ای یا حتی مادر من با ۵۲ سال سن. قبول ندارید؟ با هم بررسی کنیم.

زندگینامۀ گوگل روی دور تند دوربین

ما در وبلاگ نوین در مورد گوگل زیاد نوشته‌ایم و برای هر کدام از الگوریتم‌هایش مقاله‌های مفصلی داریم. می‌دانم که وقتتان کم است و کارهایتان زیاد، بنابرین دوربین را روی دور تند می‌گذارم و نگاه سریع به این الگوریتم‌ها می‌اندازم تا بتوانید بهتر حرفم را بفهمید. البته در مورد هر کدام که می‌خواهید دوربین مکث کند و دقیق‌تر ببینید، می‌توانید روی اسم الگوریتم کلیک کنید و بیشتر درباره‌اش بخوانید.

  • الگوریتم پاندا (۲۰۱۱) تمام سایت‌هایی که از محتوای بی‌کیفیت (محتواهای کپی‌شده، محتوای زرد و …) استفاده کردند و تجربۀ کاربری ضعیفی داشتند را جریمه کرد و رتبه‌شان را پایین آورد.
  • الگوریتم پنگوئن (۲۰۱۲) حساب سایت‌هایی که بی رویه لینک‌سازی کرده بودند را رسید و از صدر نتایج حذفشان کرد.
  • مرغ مگس‌خوار (۲۰۱۳) تمرکز خود را روی جستجوی معنایی گذاشت. با این الگوریتم دوران استفادۀ بی‌رویه از کلمات کلیدی به سر رسید. (قابل توجه آن دسته سایت‌هایی که همچنان در خواب زمستانی به سر می‌برند و ۱۰۰۰ بار یک کلمه را در محتوای خود به کار می‌برند).
  • الگوریتم کبوتر (۲۰۱۴) تمرکز خود را روی نتایج محلی گذاشت و به کاربران کمک کرد که بتوانند کسب و کارهای نزدیک به خود را پیدا کنند.

الگوریتم های گوگل

همۀ اینها درست، اما چه ربطی به استراتژی محتوا دارند؟

گوگل در حال حرکت از رفتار ماشینی به سوی رفتار انسانی است. گوگل تمام زورش را می‌زند که به انسان نزدیک شود. خنده‌دار است که از آن طرف برخی انسان‌ها تمام زورشان را می‌زنند که بتوانند شبیه ماشین، رفتار کنند. گوگل روز به روز در این نزدیک شدن موفق‌تر است. اما کاربرانی که سعی می‌کنند به ماشین نزدیک شوند و شبیه ماشین رفتار کنند، در حقیقت در حال عقب‌گرد هستند و روز به روز بیشتر از ماشین گوگل عقب می‌افتند.

پس در حقیقت اگر شما کاربران و انسان‌ها را در نظر بگیرید، آیندۀ گوگل هستید. به انسان ایمان بیاورید. مقصد نهایی گوگل انسان است. شما با هدف قرار دادن کاربران، در حقیقت راه آیندۀ گوگل را در پیش گرفته‌اید. جمع‌بندی: شما برای کاربران استراتژی محتوا می‌نویسید، نه گوگل و استراتژی محتوا برای کاربر نوشتن یعنی توجه گوگل را به طور ویژه‌ای جلب کردن.

ببخشید مقدمه اینقدر طولانی شد. گفتن تمام اینها به نظر من لازم و حیاتی بود. این روزها بازارِ بازاریابی محتوا بدجور داغ است. اما هنوز اصول اساسی آن برای خیلی از این افراد جا نیفتاده است. من برای کسب و کارهای زیادی تا به حال محتوا نوشته‌ام و متاسفانه بیش از ۹۰% آنها از درک همین مطلب ساده که اگر اولویت اولشان کاربر باشد، گوگل هم به آنها توجه ویژه‌ای می‌کند، عاجزند. خیلی از مشتریان، هنوز معتقدند که یک کلمۀ کلیدی را باید هزاران بار تکرار کنند، لینک‌های اسپم بسازند، محتوا کپی کنند و بسیاری موارد دیگر. تمام این تجربیات مرا بر آن داشت که از این قسمت سرسری رد نشوم.

برگردیم به مبحث تدوین استراتژی محتوا برای سایت شما.

ضرورت استراتژی محتوا

چرا باید استراتژی محتوا بنویسیم؟ واقعا لازم است؟

۱۰۰% لازم است. اگر محتوای شما را به یک درخت تشبیه کنیم، استراتژی محتوا، ریشۀ درخت شماست و محتواها شاخه‌های درخت است. در حقیقت استراتژی محتوا همان چیزی است که ارتباط محتواهای منفرد را شکل می‌دهد و به کلیت محتواها یک معنای واحد می‌بخشد. درست است که شما موضوعات متنوعی را برای محتواهای خود انتخاب می‌کنید  اما باید یک چشم‌انداز کلی داشته باشید تا بتوانید به حرکت خود شکل دهید.

بدون استراتژی، بازاریابی محتوای شما به اصطلاح باری به هر جهت حرکت می‌کند و هرگز نمی‌توانید یک جهت مشخص داشته باشید. از طرف دیگر هیچ متر و معیاری برای اندازه‌گیری محتوای خود نخواهید داشت. استراتژی محتوا راه را به شما نشان می‌دهد و می‌توانید بر اساس آن در زمان‌های مشخصی محتواهای خود را بررسی کنید؛ اینکه این استراتژی چقدر برای کسب و کار شما موثر واقع شده، آیا همین راه را باید ادامه بدهید یا تغییراتی در آن به وجود بیاورید و تمام چیزهایی که یک سایت برای موفقیت به آن نیاز دارد.

حالا دقیقا وقت تدوین استراتژی محتواست. در ادامه مراحل تدوین یک استراتژی محتوا را با هم بررسی می‌کنیم.

مراحل تدوین استراتژی محتوا

برای هر سایت و هر کسب و کاری که بخواهید استراتژی محتوا بنویسید، حتما لازم است که مراحل زیر را طی کنید.

استراتژی محتوا چیست؟حتما بخوانید: استراتژی محتوا چیست؟

قدم اول: اهداف خود را از تدوین استراتژی محتوا مشخص کنید

قبل از هر چیز هدف خود را از بازاریابی محتوا برای سایت خود مشخص کنید. اگر این مرحله به خوبی انجام شود به تمام قدم‌های بعدی شما جهت می‌دهد. هدف که مشخص باشد، در میان انبوهی از داده‌های خام گیج و سردرگم نمی‌شوید. هدف، دقیقا شما را راهنمایی می‌کند که به دنبال چه چیز باشید و چه کانال‌هایی را برای آن بررسی کنید. در حقیقت هدف شما چراغی است که در تاریکی شما را راهنمایی می‌کند.

من در ادامه چند نمونه از اهدافی که می‌تواند مد نظر خودِ شما یا مشتریتان باشد را مثال می‌زنم.

  • افزایش نرخ تبدیل
  • آموزش دادن نحوۀ استفاده از خدمات و محصولات
  • افزایش ترافیک
  • افزیش مشارکت کاربران در سایت شما
  • برندینگ برای کسب و کار
  • افزایش فروش و درآمدزایی از وبلاگ

البته دقت کنید که لازم نیست فقط یکی از موارد بالا را هدف بگیرید، شاید همزمان ۲ یا سه مورد را بخواهید هدف بگیرید، اما لطفا جوگیر نشوید و تمام موارد را هدف قرار ندهید، چراکه همه کاره و هیچ‌کاره می‌شوید و به هیچکدام از اهداف نمی‌توانید درست حسابی برسید.

در تکمیل صحبت‌های این بخش توجه شما را به یکی از بهترین تدتاک‌های وبلاگ نوین به اسم رهبران بزرگ با چرا شروع می‌کنند، جذب می‌کنم. در این تدتاک سایمون سینک شما را با قانون دایرۀ طلایی آشنا می‌‌کند و خواهید دید که هدف‌های شما همین بخش “چرایی” قضیه هستند.

نظریه دایره طلایی

مثلا تصور کنید شما صاحب یک آموزشگاه موسیقی هستید، هدف اولیه شما جذب کاربران از طریق ترافیک گوگل است. در ادامه هدف ثانویه شما می‌تواند آموزش کامل و جامع تئوری موسیقی در وبلاگ باشد. در نتیجه شما هر دو طیف مخاطبان را باید در نظر بگیرید.
نکته‌ای که در رابطه با هدف شما بسیار اهمیت دارد این است که رویکرد مشخصی نسبت به هدف خود داشته باشید. تنها به “افزایش ترافیک بیشتر” اکتفا نکنید. دقیقا مشخص کنید که چه میزان ترافیکی در چه زمانی می‌خواهید بدست آورید. یا مثلا “افزایش فروش به میزان ۱۵% در مدت سه ماه” هدف کاملا واضح و مشخصی است.

حالا وضعیت “چرا”ی سایت ما مشخص شد. الان باید به دنبال “چه” باشیم.

قدم دوم: وضع فعلی کسب و کار خود را به طور کامل بررسی کنید

پس از تعیین هدف کلی، لازم است که وضعیت کلی کسب و کار خود را به طور کاملِ کامل بررسی کنید. این بررسی جنبه‌های مختلفی دارد، من در این قسمت مهم‌ترین چیزهایی که باید بررسی کنید را برای شما می‌آورم.

۱- بررسی وضعیت کلی شرکت

برای بررسی این قسمت تنها کافی است جواب سوال‌های این بخش را پیدا کنید.

  • درآمد این شرکت چگونه تامین می‌شود؟
  • بیشترین درآمد این شرکت مربوط به کدام محصول یا خدمات است؟ چرا این محصول این چنین برای شرکت درآمدزا است؟ نیاز بازار برای این محصول بیشتر است یا روی برندینگ و تبلیغات این محصول بیشتر کار شده است؟ یا هر دلیل دیگری. (این سوال یکی از مهم‌ترین سوال‌ها برای شماست. چراکه یک بخش مهم از استراتژی شما حول خدمات پرطرفدار شرکت می‌چرخد).
  • ساختار تیم فروش چگونه است؟ چه پارامترهایی برای آنها اهمیت دارد؟

۲- مشتریان فعلی این شرکت چه کسانی هستند؟

پاسخ سوالات این قسمت هم اهمیت زیادی دارد، چرا که به شما کمک می‌کند که پرسونای مشتری که بعدا کامل‌تر به آن می‌پردازم را تدوین کنید. برای این بخش باید پاسخ پرسش‌های زیر را پیدا کنید.

  • این شرکت از چه کانال‌هایی مشتریان خود را جذب می‌کند؟
  • مشتریان این شرکت بیشتر از چه کانال‌هایی از شرکت خرید می‌کنند؟ آنلاین خرید می‌کنند؟ تلفنی سفارش می‌دهند؟ یا به خرید حضوری بیشتر تمایل دارند؟

۳- فرآیند محتوای فعلی شرکت را بررسی کنید

روند مقاله‌های وبلاگ شرکت در چه وضعیتی است (البته اگر وبلاگ دارد). رویکرد فعلی شرکت تا اینجا در مورد محتوا به چه صورت بوده است؟

  • چه کسی درباره موضوعات و محتوا گذاری تصمیم گیری می‌کند؟ آیا یک تیم محتوا به صورت مجزا وجود دارد یا محتواها توسط کارکنان سایز بخش‌ها تولید می‌شود؟
  • تیم کنونی چه نوع محتواهایی تا به حال تولید کرده است؟
  • فاکتورهای مهم برندینگ برای شرکت چه چیزهایی هستند؟

برای اینکه کار شما راحت‌تر شود من سه روند کلی بررسی محتوای فعلی سایت را برایتان مشخص می‌کنم:

بررسی محتوای فعلی بر اساس معیارهای گوگل آنالیتیکس: تمام صفحات سایت، وبلاگ و لندینگ پیج‌ها را بر اساس شاخصه‌های گوگل آنالیتیکس بررسی کنید. موارد بسیار مهمی که حتما باید به آن اهمیت بدهید، شامل نرخ پرش (Bounce Rate)، زمان سپری شدن در سایت (Average time on site) و تعداد بازدید‌های صفحات مختلف PageViews هستند.

این مرحله به شما کمک می‌کند که پتانسیل کلمات کلیدی بالقوۀ سایت خود را بسنجید. ببینید سایت شما در کدام کلمه کلیدی جایگاه مناسبی دارد، روی کدام کلمات کلیدی باید بیشتر سرمایه‌گذاری کنید و محتوای شما در کدام کلمات کلیدی ضعف دارد و نیاز به انرژی مضاعف در آن زمینه است. اگر نمی‌دانید که چگونه از گوگل آنالیتیکس استفاده کنید به مقالۀ راهنمای کامل گوگل آنالیتکس در وبلاگ نوین مراجعه کنید.

بررسی بر اساس معیارهای سئو: در این مرحله تنها کافی است یک بررسی مختصر در مورد کیفیت بک لینک‌ها، اعتبار دامنۀ سایت و مواردی از این قبیل انجام دهید.

بررسی چشم انداز محتوای فعلی: آیا وضعیت فعلی محتوای شما برای کاربر مناسب است؟ آیا کاربران با آن ارتباط برقرار کرده‌اند؟ چقدر فیدبک گرفته‌اید؟ با محتوای فعلی چه نوع از مخاطبان را جذب کرده‌اید؟ محتوای شما کجای قیف بازاریابی قرار دارد؟ (اگر با این مفهوم فوق‌العاده مهم بازاریابی آشنا نیستید، حتما مقالۀ تاثیر محتوا بر قیف بازاریابی را در وبلاگ ما بخوانید).

قدم سوم: کلمات کلیدی کسب و کارتان را پیدا کنید

بگذارید اینطور برایتان بگویم. تقریبا همه چیز به کلمات کلیدی ربط پیدا می‌کند؛ کلمات کلیدی به ۳ دلیل اهمیت اساسی دارند:

  1. تحقیق کلمات کلیدی به شما کمک می‌کند بفهمید که در حوزۀ فعالیت شما کاربران به دنبال چه هستند، چه سوالاتی دارند و نیازشان چیست.
  2. مخاطبانی که از طریق گوگل قرار است شما را پیدا کنند، از طریق سرچ کردن کلمات کلیدی به شما می‌رسند. در حقیقت کلمات کلیدی یکی از مهم‌ترین دریچه‌ها برای ورورد کاربران و هدایت ترافیک به سایت شماست.
  3. گوگل هم کسب و کار شما را راحت‌تر شناسایی می‌کند. در حقیقت اصلی‌ترین ابزارِ گوگل، برای فهم کسب و کار شما و حوزۀ فعالیت‌تان کلمات کلیدی شماست.

تدوین استراتژی محتوا بدون کلمات کلیدی غیر ممکن است. با سرچ کردن کلمات کلیدی در ابزارهایی مانند kwfinder ، keywordplanner و سایر ابزارهای دیگر شما تمام تمام کلمات و عبارات کلیدی حوزه کسب و کار خود را می‌توانید پیدا کنید. در حقیقت این مرحله به شما کمک می‌کند نیاز اساسی بازار را در حوزۀ خود پیدا کنید. حتی می‌توانید سوالاتی که کاربران در گوگل سرچ می‌کنند را پیدا کنید.

در حقیقت کلمات کلیدی هستند که ترافیک گوگل را به سمت سایت شما سرازیر می‌کنند.

تفاوت استراتژی محتوا با بازاریابی محتوا را بشناسید!حتما بخوانید: تفاوت استراتژی محتوا با بازاریابی محتوا را بشناسید!

اما دقت کنید که تمام استراتژی شما نباید بر اساس کلمات کلیدی و سئو نوشته شوند. کلمات کلیدی و سئو باید یک عامل مهم برای استراتژی محتوای شما باشند. کلمات کلیدی می‌توانند جرقه‌های خوبی برای تولید محتوا در ذهن شما روشن کنند. اما این کافی نیست. شما باید این کلمات کلیدی را با ایده‌ها و نیازهای حوزۀ کسب و کار خود ترکیب کنید تا بتوانید بهترین مطالب ممکن را بنویسید.

اهمیت کلمات کلیدی در استراتژی محتوا

البته پیدا کردن و استفاده از کلمات کلیدی نیاز به دانش‌های مقدماتی در مورد کلمات کلیدی دارد. اما اصلا لازم نیست نگران باشید. من در این قسمت لیستی از مهم‌ترین مقاله‌هایی که در وبلاگ ما در مورد کلمات کلیدی باید بخوانید، را می‌آورم.

قدم چهارم: رقبای حوزۀ کسب و کار خود را بررسی کنید

یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین قدم‌ها برای تدوین استراتژی محتوا برای سایت بررسی و تحلیل رقبای شماست. برای تجزیه و تحلیل رقبا یک روش راحت و کاربردی وجود دارد:

از گوگل بزرگ کمک بخواهید. چگونه؟ کافی است کلمات کلیدی مورد نظر خود را در گوگل سرچ کنید و لینک‌هایی که در صدر نتایج جستجو قرار دارند را شناسایی کنید. همین کار راحت یعنی شناسایی مهم‌ترین رقیبان شما در عرصۀ فعالیت‌تان. حال کافی است سری به سایت‌هایشان بزنید و امکانات مختلف آنها را بررسی کنید. مثلا اینکه آیا وبلاگ دارند یا نه؟ دسته بندی‌های وبلاگشان چگونه است، در وبلاگ چه موضوعاتی را پوشش داده‌اند، در کدام شبکه‌های اجتماعی حضور دارند. سری به شبکه‌های اجتماعی‌شان بزنید و تمام شبکه‌های اجتماعی‌شان را بررسی کنید.

البته این پایان ماجرا نیست.

حالا باید سراغ رقبای خارجی بروید و سایت‌های خارجی را بررسی کنید. این مورد هم کمک زیادی به شما می‌کند؛ چراکه عموما سایت‌ها و وبلاگ‌های خارجی از کیفیت بالایی برخوردارند و اگر شما بتوانید در حوزۀ کاری خود به مقیاسی جهانی نزدیک شوید، قطعا برنده‌اید و از کلی رقبایتان (یا شاید حتی تمام رقبا) جلو بیافتید. اصلا نگران تقلید کردن نباشید، تقریبا تمام کسب و کارهای موفق هر حوزه‌ای تا حد ممکن به نمونۀ  خارجی شبیه است. تنها کافی است خوب و هوشمندانه از آنها ایده بگیرید. مثلا دیجی کالا نمونۀ آمازون است، اسنپ نمونه‌ای موفق از اوبر است.

قدم پنجم: پرسونای مشتری خود را تهیه کنید

این بخش هم یکی از نقاط بحرانی برای شماست که در استراتژی محتوای شما تاثیر ویژه‌ای دارد. قبل از اینکه به این بخش بپردازم، می‌خواهم یک تعریف از پرسونای مشتری به شما ارائه کنم. اصلا پرسونای مشتری یعنی چه؟

پرسوناهای مشتری، یک سری کاراکترهای خیالی هستند که الگوهای رفتاری، اهداف، نیازها و ویژگی‌های شخصیتی بسیار نزدیک به مخاطبان ایده‌آل ما دارند.

پرسونا کمک می‌کند تا بدانید مشتری‌تان چه رفتارهایی دارد، واکنش‌های او به مسائل مختلف چگونه است، موانع ذهنی که او را در برابر شما دلسر می‌کنند کدامند، چه اهدافی دارند، چه چیزهایی نیاز دارند و در نهایت شما در قبال آن‌ها چه کاری می‌توانید انجام دهید. بعد از شناخت مخاطب است که می‌توانید برنامه بازاریابی موثری ترتیب دهید، نیازهای مخاطب را برطرف و او را به یکی از مشتریان وفادار برندتان تبدیل کنید

البته در مورد پرسونا سمیرا یک مقاله دارد که به بهترین و کامل‌ترین شکل پرسونا را توضیح داده، کافی است به مقاله پرسونای مخاطب در وبلاگ ما مراجعه کنید.

اینها همه درست اما چگونه پرسونای مخاطب تهیه کنید؟

ما در وبلاگ نوین کار را برای شما راحت کرده‌ایم. به صفحه هویت برند و مشتری در نوین آکادمی بروید و این جدول را کامل کنید. کامل کردن این جدول به شما کمک می‌کند، یک پرسونای مشتری برای خود تدوین کنید. قبل از پر کردن این بخش اگر اطلاعات کاملی از مشتریان خود ندارید می‌توانید از طریق اس ام اس یا ایمیل یک پرسشنامه برای مشتریان خود ارسال کنید و بر اساس داده‌هایی که در این پرسشنامه‌ها گردآوری کردید، پرسشنامۀ پرسونای مشتری را پر کنید.

چگونه برای مشتریان خود یک پرسشنامه مفید و کاربردی ارسال کنیم؟

یکی از بهترین راه‌هایی که می‌توانید نظرسنجی را برای مشتریان خود ارسال کنید، از طریق ایمیل و اس ‌ام اس است. اگر می‌خواهید سوالات را برای مشتریان خود ایمیل کنید، حتما حتما دقت کنید که ایمیل شما انگیزۀ کافی را برای مشتریان ایجاد کند و مشتی وقتش را در اختیار شما قرار دهد. برای مثال در ازای پر کردن این نظرسنجی یک ای بوک رایگان در اختیارش قرار دهید یا یک کد تخفیف ارسال کنید.

اما قبل از اینکه نظرسنجی را در سطح گسترده پخش کنید، چند نمونه از آن را برای آدم‌های مختلف ارسال کنید تا اگر سوالی گنگ و غیرقابل فهم است، ایراد آن را برطرف کنید. برای مثال من زمانی در یک مرکز مشاوره کار می‌کردم. همیشه تعدادی تست شخصیت با جواب بله، خیر بود که باید از مراجعین می‌گرفتیم. پس از مدتی به نظر می‌آمد که نتایج عجیب و غیرمرتبط است. مدت زیادی بررسی کردیم تا ببینم که دقیقا چه مشکلی وجود دارد. شاید باورتان نشود اما حضور یک فعل منفی در جمله کاربران را گیج و سردرگم می‌کرد. مثلا “من هیچوقت عصبی نمی‌شوم.” در این حالت کاربران گیج می‌شدند که اگر عصبی نمی‌شوند جوابشان مثبت است یا منفی. این شد که ما تمام افعال را به افعال مثبت تغییر دادیم، مثلا “عصبی هستم” و نتایج به طرز غیرقابل باوری مرتبط‌تر بود.

چگونه از وبلاگ خود کسب درآمد کنیم؟حتما بخوانید: چگونه از وبلاگ خود کسب درآمد کنیم؟

نظرسنجی تلفنی هم می‌تواند مکمل کارتان باشد، البته اگربخواهید به تک تک مشتریانتان تلفن کنید، بسیار زمان بر و پر هزینه است. کافی است تنها برای مشتریان دائم و همیشگی که خیلی بیشتر از بقیه از خدمات شما استفاده کرده‌اند، تلفن بزنید و سوالات دقیق‌تری بپرسید.

قدم ششم: اطلاعات خود را ارزیابی کنید

حالا تمام اطلاعاتی که لازم داشته اید را از این طرف آن طرف جمع‌آوری کرده‌اید. اما اینها صرفا یک مشت اطلاعات خام هستند که هیچ فایده‌ای ندارند، مگر اینکه آنها را آنالیز و تحلیل کنید. به عبارت دیگر دراین مرحله قرار است اطلاعات خام را به اطلاعات قابل استفاده برای تدوین استراتژی محتوا تبدیل کنید. بعد از اینکه بررسی و آنالیز تمام شد، باید این تحلیل‌ها را در کنار اهدافتان قرار دهید و ارتباط این داده ها و اهداف را بررسی کنید. اجازه بدهید یک مثال برایتان بزنم.

به فرض مثال شما یک فروشگاه آنلاین لوازم آرایش دارید و هدفتان جذب مشتریان پولدار و لاکچری است. اما در بررسی‌هایی که انجام داده‌اید، بیشتر مشتریان شما قشر متوسط نه چندان پولدار که به محصولات ارزان قیمت گرایش دارند تشکیل می‌دهند. پس راه را اشتباه رفته‌اید و حالا بنای استراتزی محتوا را طور دیگری باید بگذارید.

یک راه برای دسته‌بندی اطلاعات مربوط به مشتریان دسته بندی وضعیت مشتریان فعلی بر اساس هرمی است که در آیتم بعدی به آن می‌پردازم.

مرحلۀ هفتم: وقت ساختن هرم محتواست

خب حالا که از تمام کارهای اساسی جهان فارغ شدید، وقت آن است که بنشینید و با حوصله یک هرم محتوایی برای کسب و کار خود ایجاد کنید. شما تا پیش از این به یک درک نسبی از وضعیت مشتریان و مخاطبان خود پیدا کردید. این هرم دقیقا به شما نشان می‌دهد که هر مشتری کجای این هرم قرار دارد. پیش از آنکه بیشتر در این باره بحث کنم توجه شما را به تصویر این هرم جلب می‌کنم تا کامل‌تر آن را برایتان توضیح دهم.

خرم محتوا

۱- آگاهی (awareness)

محتواهایی که در بالاترین سطح هرم محتوا قرار دارند، در بخش آگاهی قرار دارند. در حقیقت محتواهای این بخش برای کسانی نوشته می‌شوند که هیچ آگاهی از کسب و کار شما ندارند و این محتواها قرار است آنها را به صفحۀ شما بکشاند.

  • مخاطبان این بخش طیف وسیعی از انواع اقسام مشتری‌ها را در برمی‌گیرد، پس با این اوصاف:
  • موضوعات محتوای شما باید از دایره کسب و کار شما خارج شود و عنوانین عمومی‌تری به خود بگیرد.
  • مثال: وبلاگ نوین، یک وبلاگ آموزش کامل دیجیتال مارکتینگ است. ما برای اینکه طیف مخاطبان بیشتری را به سمت خودمان جذب کنیم و افراد دیگری را به مرحله آگاهی از برند خود برسانیم یک مطلب در مورد قانون جذب نوشتیم. چراکه قانون جذب ماهانه سرچ بسیار زیادی داشت و البته ما سعی کردم نگاه دقیق و جامع خود را به محتوا حفظ کنیم و بر اساس آن بنویسیم.
  • پیشنهاد من به شما این است که در تقویم محتوایی خود که در ادامه دربارۀ آن توضیح می‌دهم، ماهانه یک یا دو محتوا را به موضوعات عمومی‌تر و به هدف awareness بنویسید. مثلا اگر کاغذ دیواری و کف پوش می‌فروشید، دو مطلب در مورد دکوراسیون داخلی منزل بنویسید. برای اینکه موضوعات پر جستجو را بتوانید بفهمید از ابزارهای Kwfinder و google trend که بالاتر گفتم، استفاده کنید.

۲- محرک (trigger)

  • مخاطبان محتوا در این بخش کسانی هستند که از محصولات یا خدمات شما آگاه شده‌اند و کمی ذهنشان درگیر این است که خدمات شما کدام بخش از نیازهای آنها را تامین می‌کند.
  • محتواهای شما در این مرحله باید کمی مخاطبان را قلقلک بدهد و آنها را به خرید از شما ترغیب کند.
  • مثال: اگر بخواهم از باز از وبلاگ خودمان مثال بزنم، ما مقاله‌ای داریم به نام چرا باید از گوگل ادوردز استفاده کنیم. مخاطب این مقاله کسانی هستند که یک آشنایی نسبی با گوگل ادوردز دارند، اما هنوز مطمئن نیستند، که این تبلیغ به کارشان می‌آید یانه. ما در یک مقاله به طور کامل توضیح داده‌ایم که تبلیغات گوگل چه کاربردی دارد و چرا آنرا به مشتریان خود پیشنهاد می‌کنیم و در نهایت به آنها پیشنهاد می‌دهیم که برای اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرند.
  • پیشنهاد من این است که هر ماه یک مقاله هم به این موضوعات اختصاص بدهید.

۳- جستجو

  • مخاطبان در این مرحله از هرم تصمیم گرفته‌اند که در مورد محصولات شما بیشتر و دقیق‌تر جستجو کنند. بنابرین:
  • محتواهای این بخش جنبۀ آموزشی دارد و این محتواها باید جنبه‌های مثبت و منفی محصولات یا خدمات شما را به طور کامل پوشش دهد.
  • پیشنهاد من این است که حداقل دو برابر محتواهای قبلی برای این بخش انرژی بگذارید و بیشتر محتوا تولید کنید. چرا که مشتریان شما از دو سطح اولیه هرم گذشته‌اند و نرخ تبدیل را در این قسمت می‌توانید بالا ببرید. تمام خدمات و محصولاتتان را معرفی کنید و از جنبه‌های گوناگون بررسی کنید؛ حتی نقاط ضعف. از نوشتن نقاط ضعف خود اصلا نترسید، چرا که تمام محصولات و خدمات ضعف‌هایی دارند، وقتی شما با شجاعت از ضعف‌هایتان با مشتری صحبت می‌کنید، اعتماد کاربران را افزایش می‌دهید و اعتماد یکی از مهم‌ترین اصل‌ها برای تبدیل یک کاربر معمولی به مشتری همیشگی است.

۴- توجه

  • مخاطبین این بخش هرم کاربرانی هستند که تصمیم به خرید گرفته‌اند، اما نمی‌دانند کدام برند را انتخاب کنند. حالا دقیقا وقت این است که آموزش‌های خود را بیشتر و دقیق‌تر کنید، گزینه‌های مختلف را پیش پای مشتری بگذارید، از مزایای کسب و کار خود بگویید، اما مدام نگویید از ما بخرید، از ما بخرید، در نهایت انتخاب را به خود او واگذار کنید. به طور مثال ما یک سامانه سایت‌ساز به نام پرتال داریم. در مقاله‌هایی مانند انواع سیستم‌های مدیریت محتوا ما انواع سیستم‌ها را معرفی کرده‌ایم و مزایا و معایب آنرا به طور کامل بررسی کردیم و در نهایت هم سامانه سایت‌ساز پرتال را همانند سایر سیستم‌ها معرفی کرده‌ایم و مزایا و معایب آنرا هم گفته‌ایم.
  • پیشنهاد من این است که بسته به خدمات، محصولات و بازار رقابتی حداقل ماهی دو محتوا را به این موضوع اختصاص بدهید. محتواهای این بخش شانس زیادی برای افزایش فروش شما دارند، پس اصلا سرسری از این بخش رد نشوید.

۵- خرید

  • مخاطبین این بخش کاربرانی هستند که تصمیم گرفته‌اند، از برند شما خرید کنند. حالا همه چیز مهیاست و شما با این هرم زیبای محتوا نرم نرم مخاطب را به سمت کسب و کار خود کشانده‌اید و حالا کاربرانی هستند که می‌خواهند از شما خرید کنند.
  • محتواهای این بخش بیشتر از نوع کپی رایتینگ است. (کپی رایتینگ به معنای متن فروش است، اما پیشنهاد می‌کنم که ماجراهای کپی رایتینگ و آقای فرهاد را در وبلاگ ما از دست ندهید، چراکه مستقیما به فروش شما ارتباط دارد).
  • نمونه‌های خوبی که در این زمینه وجود دارد، مثلا سایت دیجیکالاست که توضیحات محصولاتش اکثرا کامل است، تصاویر آن کامل است و بخش نقد و بررسی کاربران که از بخش‌های مورد علاقۀ من است، هم به خوبی کار می‌کند.
  • پیشنهاد من به شما در این قسمت این است که به صفحات خدمات یا محصولات خود توجه ویژه‌ای بکنید. من کسب و کارهای زیادی دیده‌ام که روی مطالب وبلاگی خود سرمایه‌گذاری زیادی می‌کنند، اما هنوز صفحات خدمات و محصولاتشان ایرادات اساسی دارد، محصولات نصفه و نیمه ارائه شده‌اند، توضیحات کامل نیست و مشتری را با تمام ویژگی‌های محصول آشنا نمی‌کنند. روی این بخش تمرکز خیلی خیلی ویژه‌ای بگذارید، تا خرید مشتری شما یک قدم بیشتر راه نیست. دستش را بگیرید و کمک کنید خریدش را انجام دهد. همینطور بخش نظرات و نقد و بررسی‌های کاربران را باز بگذارید. تصاویر زیادی استفاده کنید.

۶- ماندگاری

آیا تصور می‌کنید که با خرید مشتری از شما کار تمام است و باید بروید سراغ جذب مشتری جدید؟

اگر جوابتان منفی است که تبریک به شما. اما متاسفانه بیش از ۷۰% از کسب و کارهای ما هنوز به قدرت مشتریان همیشگی پی نبرده‌اند. هنوز نفهمیده‌اند که این مشتریان همیشگی چگونه بدون اینکه حتی یک ریال خرج تبلیغات کنید، برای شما تبلیغ انجام می‌دهند و چه تاثیر شگفت انگیزی در سود شما دارند. ما در نوین اهمیت بسیار ویژه‌ای برای مشتریان دائم خود قائلیم. این مشتریان همان کسانی هستند که زیر مقاله‌های ما می‌نویسند که همیشه مقاله‌های ما را می‌خوانند، همیشه سایت ما را چک می‌کنند و به محض اینکه محتوای جدیدی بگذاریم آنرا می‌خوانند.

جذب این مشتریان دائم یکی از مهم‌ترین اهداف ما در نوین بوده است و ما همیشه مقالاتی را برای این دسته مشتریان خود می‌نویسیم. (مثلا همین استراتژی محتوا که اینجانب مشغول نوشتن آن هستم) و البته یک مقاله کامل هم در مورد وفاداری مشتری داریم.

پیشنهاد من به شما این است که مشتریان خود را همیشه به نحوی با سایت خود درگیر نگه دارید و همیشه محتواهایی برای این دسته تولید کنید. ما در وبلاگمان مقاله‌های زیادی را به این بخش اختصاص دادیم. از اصول سئو، گوگل ادوردز و محتوا بسیار نوشته‌ایم. شاید برایتان این سوال پیش بیاید که از کجا بفهمید چه محتواهایی برای مشتریان همیشگی مناسب است؟

این سوالی نیست که جوابش خیلی راحت باشد، اما بیشترین چیزی که به شما کمک می‌کند، تجربه و فیدبک شماست. به تدریج و با مرور زمان می‌فهمید که مشتریان شما به چه محتواهایی علاقه‌مندند و متناسب با همان‌ها می‌توانید محتواهای خود را تولید کنید.

من با این هرم در حقیقت یک مسیر برای شما تعریف کردم. یک مسیر که ابتدا از دور برای مشتری دست تکان می‌دهید و او را به سمت خود صدا می‌زنید. مشتری علامت شما را می‌بیند، به سمت شما می‌آید، یواش یواش بیشتر آشنا می‌شود با شما تعامل می‌کند، در نهایت از مشتریان شما می‌شود و در بهترین و فوق‌العاده‌ترین حالت از مشتریان همیشگی شما می‌شود.

مسیر استراتژی محتوا

قدم هشتم: یک تقویم محتوا تهیه کنید

تا به حال اصطلاح “پرسپکتیو دید پرنده” (Bird’s-eye view) را شنیده‌اید؟ پرسپکتیو دید پرنده پرسپکتیوی است که از زاویه بالا و دید یک پرنده به همه چیز نگاه می‌کند، مانند تصویر زیر. تقویم محتوا هم همین نقش را برای محتوای شما دارد.

پرسپکتیو دید پرنده

تا اینجا شما حدودا مسیر خود را مشخص کرده‌اید، چه چیزهایی اهمیت دارند چه چیزهایی بی‌اهمیت هستند و روی چه محتواهایی باید سرمایه گذاری کنید. حالا کافی است که برای مسیر محتوای خود یک نقشۀ عملی بکشید. تهیۀ یک تقویم محتوا شما را در مسیر عملی بازاریابی محتوا نگه می‌دارد. می‌توانید هرم محتوایی که در بالا گفتم را در تقویم خود بگنجانید و دقیقا مشخص کنید که در طول ماه چند درصد از محتوا به کدام بخش هرم اختصاص دارد. تقویم محتوا به شما زمانبندی می‌دهد و می‌توانید نویسنده‌های هر محتوا را مشخص کنید.

آشنایی با توییتر و اصول بازاریابی در آنحتما بخوانید: آشنایی با توییتر و اصول بازاریابی در آن

یک فایدۀ مهم دیگر تقویم محتوا این است که شما در انتهای ماه به راحتی می‌توانید محتواهای خود و عملکرد تیم محتوا را بسنجید (در مورد اعضای تیم محتوا هم رامین یک مطلب خیلی خوب به نام ساماندهی تیم محتوا در وبلاگ ما دارد).  یواش یواش می‌فهمید که هر نویسنده در کدام بخش بهتر عمل می‌کند. یک نفر توضیحات محصول را بهتر می‌نویسد و یک نفر پست‌های کلی و عمومی را. بنابرین شما حتما به یک تقویم محتوا نیاز دارید.

پیشنهاد من به شما این است که در این تقویم زمانبندی شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات ایمیلی خود را هم وارد کنید تا تمام زمانبندی‌ها را یکجا داشته باشید و دچار گیجی و سردرگمی نشوید و همه چیز سازمان یافته و یکدست باشد.

برای مدون کردن تقویم محتوا من چند پیشنهاد کوچک برای شما دارم. چند برنامه مفید و کاربردی در این زمینه را برایتان به طور مختصر توضیح می‌دهم. البته در آینده در وبلاگ نوین در یک مقاله مفصل به این ابزارها خواهیم پرداخت.

۱- تقویم گوگل (Google Calender)

تقویم گوگل از نرم افزارهای تحت وب شرکت گوگل می‌باشد. تقویم گوگل به شما این امکان را می‌دهد که برنامه‌های خود را در آن وارد کنید و از سیستم آلارم هم برای یادآوری برنامه‌ها استفاده کنید. یکی از مزایای تقویم گوگل این است که می‌توانید تاریخ میلادی را به شمسی تبدیل کنید.

۲- نرم افزار آسانا (asana)

آسانا یکی از نرم‌افزارهایی است که مدیر ما در نوین خیلی بهش علاقه دارد. اوایل تیم خود ما نسبت به آسانا مقاومت زیاید داشت. به نظر سخت و پیچیده می‌آمد و کار کردن با آن راحت نبود. اما بعد از مدت زمانی فهمیدیم که آسانا یکی از کاربردی‌ترین نرم‌افزارها برای برنامه‌ریزی محتوای سایت است. به خصوص که ما محتوای ۴ سایت مختلف را همزمان باید بررسی می‌کردیم و آسانا کمک زیاید به ما کرد. اگر برای تقویم محتوا به بخش‌ها و قسمت‌های زیاید نیاز دارید، آسانا یکی از بهترین گزینه‌ها برای شماست.

۳- نرم افزار ترلو (Trello)

نرم‌افزار ترلو بسیار محیط دوستانه و قابل فهمی دارد و همه چیز در آن ساده‌سازی شده. به خصوص که ترلو برای روش چابک طراحی شده (حرف چابک شد باید بگویم یک مقالۀ خیلی عالی در مورد بازاریابی چابک داریم که بابک نوشته، بروید و بخوانید).

البته موارد دیگری هم هستند. اما این سه مورد مهم‌ترین این موارد بودند. اگر شما تجربه‌های دیگری داشتید که کمکتان کرده، در بخش کامنت با ما به اشتراک بگذارید.

قدم نهم: محتواهای شگفت‌انگیز بسازید

تمام کلمات کلیدی را درآوردید، تقویم محتوا را ساختید و می‌دانید که دقیقا برای چه کسی محتوا تولید می‌کنید. حالا وقت آن است که محتوای خود را بسازید.

دقت کنید، من می‌گویم محتوای خود را بسازید، نه اینکه صرفا محتوایی بنویسید.

خب. اینها درست، اما چگونه محتوای شگفت‌انگیز بسازیم؟

راحت، روان و بی اشکال بنویسید. سعی کنید قواعد نگارشی و ویرایشی را رعایت کنید. (به کتاب غلط ننویسیم از استاد بزرگ ابوالحسن نجفی مراجعه کنید). اصلا از جملات طولانی و اصطلاحات قلنبه سلنبه استفاده نکنید.

از انواع متنوع محتوا استفاده کنید. (مثلا تصویر، کیس استادی، نمودار، ویدیو، پادکست و …) فقط به متن اکتفا نکنید. استفاده از انواع متنوع محتوا طیف متنوع‌تری از کاربران را به سمت سایت شما می‌کشاند. شاید برایتان جالب باشد بدانید محتواهایی که از تصاویر مرتبط برای مطالب استفاده می‌کنند، ۳۰% بیشتر از محتواهای صرفا متنی دیده می‌شوند. برای اطلاعات بیشتر مقاله ۱۰ محتوایی که بازدید سایتان را افزایش می‌دهد را بخوانید.

متن خود را خوانا بنویسید. این هم برای سئو و هم برای کاربران مناسب است. حالا منظور ما از خوانا بودن چیست؟ از تگ‌های H1، H2، H3 استفاده کنید. جاهایی که مهم‌تر هستند را بولد (Bold) کنید. از نشانه‌های بولت (Bullet) استفاده کنید. برای این قسمت یک مقالۀ کامل و جامع در سایت ما وجود دارد، کافی است به اینفوگرافیک بهینه‌سازی مطالب وبلاگ مراجعه کنید.

در مورد تولید محتوای خوب، سعید یک ای بوک به نام بمب گذاری در محتوا نوشته که خواندن آن را به شما اکیدا توصیه می‌کنم.

و در نهایت

خسته نباشید و به قول بابک در یکی از موخره‌های طوفانی من هم خسته نباشم. این مقاله حاصل تمام تجربیات درست و نادرست و خوانده‌های من در این سالی بود که به محتوا گذراندمش. حتما چیزهای دیگری هم هستند که می‌توانند به این مقاله اضافه شوند و شما هم تجربیات زیادی در این زمینه دارید. کامنت‌ها دقیقا جایی است که من و شما می‌توانید با هم گپ بزنیم و از تجربیات مختلف بگوییم. اگر عاشق این اسامی خارجکی هم هستید که شما را به interaction فرا می‌خوانم. به امید اینکه روز به روز محتواهای دنیای مجازی ما بهتر و خواندنی تر شوند.



Source link


حتمن برای یکبار هم که شده نام گوگل وبمسترتولز به گوش‌تان خورده یا حداقل اسمش را در دوره‌های آموزشی دیده‌اید. اگر مشتاق هستید درباره این ابزار اطلاعات بیشتری به دست بیاورید، در جای درستی قرار گرفته‌اید. من در این این نوشته کمی طولانی (فقط کمی طولانی!) سعی کرده‌ام راهنمای عملی استفاده از گوگل وبمستر تولز را به زبانی ساده و قابل فهم آموزش دهم.

البته اگر یک وبمستر حرفه‌ای  هستید و مدت‌ها از این ابزار استفاده کردید، باز هم این مقاله به شما کمک خواهد کرد. چون تمام ریزه‌کاری‌ها و تنظیمات پیشرفته گوگل وبمستر جدید را به شما یاد خواهد داد. پس اگر موافق هستید، بدون حرف پیش و پس سراغ مطالعه این آموزش بریم.

در این مطلب می‌خوانید:

شما در سایت خود محتوا، محصولات یا خدمات تخصصی و محلی ارائه می‌کنید. و قصد دارید آن‌ها را در معرض دید همگان قرار دهید تا بتوانید به فروش و سود بیشتری برسید. شما با ثبت محتوا و محصولات‌تان در گوگل می‌توانید آن‌ها را جهانی کنید و به افراد زیادی که هر روز از اینترنت استفاده می‌کنند، نمایش دهید.

برای همین ماه‌ها برروی سئوی وب‌سایت خود کار می‌کنید، تا در نتایج جستجوی گوگل دیده شوید. انواع و اقسام تکنیک‌های سئو و افزایش بازدید را به کار می‌برید: استراتژی محتوا می‌چینید، تا پای جان مشغول تولید محتوا می‌شوید و هر آنچه که از لینک‌سازی می‌دانید را استفاده می‌کنید. ولی همچنان به نتیجه دلخواه خود نمی‌رسید!

دقیقن همینجاست که google webmaster tools به کمک شما خواهد آمد! گوگل وبمستر تولز (یا بهتر است آن را با نام جدیدش کنسول جستجوی گوگل – Google Search Console صدا کنیم) ابزاری است که به شما کمک می‌کند بر عملکرد سایت خود در نتایج جستجوی گوگل نظارت کنید و از مشکلات احتمالی سایت‌تان با گوگل با خبر شوید.

چرا پیشنهاد می‌کنیم از گوگل وبمستر تولز یا کنسول جستجوی گوگل استفاده کنید؟

  •  اطمینان از نمایش سایت شما را در نتایج جستجوی گوگل
  • بررسی و نظارت بر نتایج جستجوی گوگل
  • شناساندن محتوای ارسال شده جدید برای خزنده‌های گوگل و حذف برخی مطالب مورد نظر برای عدم نمایش آن‌ها در موتور جستجویگوگل
  • حفظ سایت خود با کمترین اختلال احتمالی در موتور جستجوی گوگلآموزش کامل و قدم به قدم گوگل وبمستر تولز بصورت کاملا ساده همراه با توضیحات کامل و عملی
  • نظارت و حل و فصل نرم‌افزارهای مخرب و هرزنامه‌های وارد شده به سایت خود و تمیز نگهداشتن آن توسط گوگل وبمستر تولز
  • مشاهده نحوه نمایش سایت شما در نتایج موتور جستجوی گوگل
  • مشاهده صفحاتی که بیشترین ترافیک جستجویی را توسط کاربران داشته‌اند
  • نمایش قیمت محصولات، اطلاعات تماس و … در نتایج جستجوی ویژه
  • مشاهده سایت‌هایی که به شما لینک داده‌اند

چه کسی به استفاده از کنسول جستجوی گوگل نیاز دارد؟

هر کسی که یک سایت یا وبلاگ دارد! از مبتدی تا پیشرفته، از عمومی تا تخصصی، گوگل وبمستر تولز می‌تواند کمک و یاری‌رسان شما باشد.

  • صاحبان کسب و کار و نمایندگان: حتی اگر شما آشنایی با نحوه استفاده از گوگل وبمستر تولز را ندارید، به شما پیشنهاد می‌کنیم به طور حتم این آموزش را ادامه دهید، چرا که ممکن است شما مدیر سایت خود و یا یک متخصص بازاریابی می‌باشید، در آن‌صورت شما به وسیله کنسول جستجوی گوگل تولز می‌توانید به آسانی محصولات خود را با جزئیات دقیق‌تر در نتایج جستجوی گوگل برای کاربران به نمایش بگذارید. و بر‌روی سایت خود و مطالب آن کنترل کامل داشته و نحوه عملکرد بازاریاب آنلاین خود را بررسی و مشاهده نمایید. بنابراین استفاده از این ابزار برای شما به شدت توصیه می‌شود.
  • متخصص سئو و بازاریاب‌های مربوطه: به عنوان کسی که در بازار آنلاین سئوی سایت‌ها مشغول به کار می‌باشید، کنسول جستجوی گوگل به شما کمک خواهد کرد تا بر روی ترافیک پروژه خود نظارت کامل داشته و رتبه سایت را بهینه سازی نمایید. همچنین با توجه به حرفه‌تان، می‌توانید بر حسب نمایش نتایج جستجوی سایت خود تصمیم گیری‌های بهتری را انجام دهید. به‌طور خلاصه آمار ارائه شده در گوگل وبمستر تولز می‌تواند شما را در به پایان رساندن هر چه زودتر پروژه خود یاری نماید. در کنار این ابزار مفید می‌توانید از ابزارهای آمار گوگل، تحلیل‌گر گوگل، و لغات گوگل نیز بهره ببرید.
  • مدیر سایت: به‌عنوان مدیر یک سایت شما وظیفه دارید تا وبسایت خود را همیشه به صورت سالم و پایدار نگه دارید. گوگل وبمستر تولز به شما اجازه می‌دهد تا آمار دقیقی در مورد سایت خود بدست آورید و از بروز خطاهای احتمالی جلوگیری نمایید. همچنین از خطاهای ایجاد شده توسط سرور و مسائل پهنای باند به خوبی آگاه شوید. علاوه بر این شما می‌توانید از این ابزار به عنوان یک راهکار برای اعمال تنظیمات بهتر برای نمایش‌های جستجوی کاربران استفاده نمایید.
  • توسعه دهنده وب: اگر در حال ساخت و کدنویسی سایت‌های مشتریان خود می‌باشید گوگل وبمستر تولز می‌تواند به خوبی شما را از خطاهای احتمالی در مورد اشتباهات داخلی صفحات و کدنویسی با خبر نماید.

توسعه دهنده اپلیکیشن: اگر صاحب یک اپ هستید کنسول جستجوی گوگل به شما کمک می‌کند برنامه خود را به سادگی در دنیای اینترنت در اختیار علاقه‌مندان قرار دهید. و روش‌هایی که کاربران در موتور جستوی گوگل برای پیدا کردن اپلیکیشن شما استفاده می‌کنند، زیر نظر داشته باشید.

استفاده از گوگل وبمستر برای پاسخ یک سوال ساده اما حیاتی: آیا سایت من در گوگل جایی دارد؟

ورود به دنیای بزرگ گوگل ساده و رایگان است. شما حتا نیازی به ثبت سایت‌تان در گوگل ندارید. گوگل یک موتور جستجوی کاملن خودکار می‌باشد که با استفاده از نرم افزار شناخته شده تحت عنوان عنکبوت گوگل (Google spiders) یا ربات‌های خزنده گوگل (Google crawlers) به‌طور وسیع در سطح وب می‌خزد و به‌صورت منظم سایت‌ها و صفحات ایجاد شده را به بانک اطلاعاتی خود اضافه می‌کند.

در واقع اکثر سایت‌ها و آدرس‌های نمایش داده شده در نتایج گوگل به صورت دستی در این جستجوگر ثبت نشده‌اند. اما اگر شما یک آدرس صفحه و یا یک مطلب جدیدی را به وبسایت خود افزوده‌اید، می‌توانید از خزنده‌های گوگل بخواهید تا یکبار دیگر به سایت شما سر زده و تغییرات جدید را مد نظر قرار دهد.

برای اطمینان از اینکه آیا سایت شما در لیست بزرگ گوگل قرار دارد می‌توانید در کادر جستجوی گوگل وبسایت خود را نمایید تا محتوای ایندکس شده سایت شما به نمایش گذاشته شود. به عنوان مثال عبارت site:novin.com نتایج ایندکس سایت نوین را به نمایش خواهد گذاشت.

اگر چه خزنده موتور جستجوی گوگل به‌طور کامل در بین میلیاردها صفحه وب مشغول بازرسی و خزیدن می‌باشد اما ممکن است در این میان صفحاتی نیز برای ثبت فراموش شوند. این فراموشی ممکن است دلایل زیادی داشته باشد، مانند:

  1. هنگامی که سایت به‌خوبی توسط لینک‌های ثبت شده در سایت‌های دیگر بارگذاری نشود
  2. هنگامی که سایت یا صفحه بعد از آخرین خزیدن کراول گوگل ساخته شود
  3. هنگامی که طراحی سایت به نوعی باشد که خزیدن گوگل در بین صفحات همراه با سختی و دشواری باشد
  4. هنگامی که سایت به طور موقت در دسترس نباشد و کراول بر فرض اینکه سایت همیشه در دسترس نیست از لیست خود برای خزیدن حذف نماید

قصد گوگل این است که نتایج را منصفانه لیست کرده و به نمایش بگذارد. برای تحقق این امر گوگل راهنمایی‌ها و دستورالعمل‌های مختلفی را در مورد ساخت یک سایت “خزنده پسند” ارائه می‌کند.  در نتیجه اعمال این دستورات و استفاده از راهنمایی‌های گوگل می‌تواند در بهبود رتبه سایت ما نقش به‌سزایی را به انجام برساند.

به‌عنوان مثال با ایجاد نقشه سایت، خزنده گوگل به آسانی می‌تواند در صفحات سایت ما کنکاش نموده و صفحات جدید را به آسانی به لیست گوگل اضافه نماید. اما باید توجه داشته باشیم که گاهی خلاف این امر ممکن است صورت بگیرد و ایجاد نقشه سایت لزومن تایید خزیدن کروال گوگل به تمامی صفحات نمی‌باشد. ما برای همین پیشنهاد می‌کنیم که از گوگل وبمستر استفاده کنید تا از حفظ حضور صفحات سایت خود در گوگل اطمینان حاصل کنید.

ثبت یک سایت جدید در Google Search Console

۱٫ برای شروع به آدرس صفحه اصلی Google Search Console می‌رویم. ابتدا ما به یک اکانت گوگل نیاز داریم. اگر شما از خدمات ابزارهای مختلف گوگل (مانند جی‌میل، گوگل‌درایو و…) استفاده می‌کنید پس دارای یک اکانت گوگلی می‌باشید. در غیر این‌صورت از این لینک اقدام به ساخت یک اکانت گوگل نمایید.

اکنون همه چیز آماده است. به صفحه کنسول جستجوی گوگل مراجعه کنید و برروی دکمه SEARCH CONSOLE کلیک کنید:

آموزش اتصال وب سایت به گوگل وبمستر تولز برای افراد مبتدیحتما بخوانید: آموزش اتصال وب سایت به گوگل وبمستر تولز برای افراد مبتدی

۲٫  در صفحه جدیدی که برای‌تان باز می‌شود، ویژگی‌های کلیدی کنسول جستجوی گوگل را مشاهده می‌کنید. برای ادامه ثبت سایت در گوگل وبمستر روی دکمه آبی رنگ Start now کلیک نمایید:

۳٫  حال در کادر باز شده آدرس وبلاگ یا سایت خود را وارد می‌کنیم. من در اینجا بخاطر تهیه این آموزش یک وبلاگ آزمایشی را ثبت می‌کنم:

موقع وارد کردن آدرس سایت‌تان باید توجه داشته باشید که yoursite.ir با www.yoursite.ir یکی نیستند. بنابراین باید یکبار برای همیشه تصمیم بگیرید که در آدرس تمامی صفحات سایت‌تان یا باید از www استفاده کنید یا نکنید. اینکه کدام گزینه از نظر سئو و پارامترهای دیگر بهتر است، من هیچ ایده‌ای ندارم. هیچ شواهدی هم درباره برتری یک گزینه نسبت به گزینه وجود ندارد. پس دست شما در انتخاب کاملن باز است و می‌توانید تنها با در نظر گرفتن زیباییِ ساختاری و به خاطر سپاریِ آسان دامنه، آدرس سایت‌تان را انتخاب کنید.

این قانون درباره استفاده از HTTPS یا بدون آن هم کاملن صدق می‌کند. با این تفاوت که به کار بردن HTTPS در آدرس سایت هم از نظر سئویی به نفع شما خواهد بود و هم اعتماد کاربران‌تان را می‌توانید جلب کنید.

۴٫ بعد از نوشتن دامنه سایت خود روی دکمه ADD PROPERTY کلیک کنید، حال صفحه تایید وبسایت ظاهر می‌شود. تایید سایت به این علت می‌باشد که گوگل وبمستر تولز مطمئن شود شما مدیر وبسایت وارد شده می‌باشید. همچنین بعدها به دلیل ارائه بعضی از خدمات که در آینده توضیحات کاملی ارائه خواهیم کرد این تاییدیه لازم و ضروری می‌باشد. نحوه تایید کردن سایت دارای چند گزینه می‌باشد که می‌توانیم هر یک از آن‌ها را که مایل بودیم انتخاب و ادامه دهیم.

در اینجا ابتدا مرسوم‌ترین نوع تایید را توضیح می‌دهم؛ پس بر روی لینک  this HTML verification file که در تصویر زیر، گزینه شماره یک می‌باشد کلیک کنید. با کلیک بر روی این لینک یک فایل کوچک HTML برای شما دانلود خواهد شد. آن را در کامپیوتر خود ذخیره نمایید.

۵٫ به قسمت Cpanel و یا مدیریت هاست دامنه خود رجوع کنید و بعد از وارد شدن با نام کاربری خود، فایل HTML دانلود شده را در ریشۀ هاست خود آپلود نمایید. (دایرکتوری ریشه هاست شما همان public_html و یا www در سی پنل می‌باشد.) بعد از آپلود موفقیت آمیز فایل بر روی لینک کلیک نمایید تا کنسول گوگل از آپلود فایلی که در اختیارتان گذاشته بود مطمئن گردد. اکنون برروی دکمه Verify  کلیک نمایید:

این دستورالعمل یکی از رایج‌ترین مراحل ثبت سایت می‌باشد. شما می‌توانید در قسمت Other verification methods سایر روش‌های تایید مدیریت سایت را استفاده کنید. در زیر به تشریح گزینه‌های موجود می‌پردازیم:

HTML Tag: با کلیک بر روی این گزینه، قسمت مربوطه باز می‌شود که حاوی یک کد HTML می‌باشد. شما باید این کد را کپی کرده و در داخل فایل قالب یا Index و در قسمت بخش <Head> سایت خود وارد نمایید. بعد از وارد نمودن کد دکمه Verify را برای ثبت سایت کلیک کنید. البته توجه داشته باشید زمانی که سایت شما توسط کنسول جستجو گوگل تایید شد، کد تایید را از سایت خود حذف نکنید! اگر کد مورد نظر حذف شود، تایید سایت شما نیز باطل می شود.

Domain name provider: با انتخاب این گزینه شما می‌توانید از لیست کشویی نمایان شده ارائه دهنده نام دامنه‌تان را انتخاب نمایید و از این طریق اقدام به تایید سایت خود کنید. متاسفانه در این لیست گوگل وبمستر تولز، نام ارائه دهنده‌های داخلی ایران موجود نمی‌باشند. در نتیجه ما قادر به ثبت سایت خود به‌وسیله این گزینه را نداریم.

Google Analytics: با این گزینه می‌توانیم سایت خود را با استفاده از اکانت خود در گوگل آنالیتیکس ثبت کنیم. اگر دارای اکانت گوگل آنالیتیکس می‌باشید از این راه می‌توانید اقدام به ثبت سایت خود در کنسول جستحوی گوگل نمایید. درباره ابزار تحلیل‌گر شرکت گوگل آنالیتیکس بصورت مفصل توضیحات کاملی ارائه داده‌ایم که می‌توانید آن را مطالعه کنید.

آموزش تصویری نصب گوگل آنالیتیکس برای آنالیز سایتحتما بخوانید: آموزش تصویری نصب گوگل آنالیتیکس برای آنالیز سایت

Google Tag Manager: این گزینه نیز یکی از راه های دیگر ثبت سایت در کنسول جستجوگر گوگل می‌باشد. با انتخاب این قسمت می‌توانید سایت خود را توسط ابزار مدیریت تگ گوگل در وبمستر ثبت کنید. برای استفاده از این روش باید دسترسی‌های View, Edit, and Manage برای اکانت google tag manager فعال شده باشد.

۶٫ اکنون بعد از کلیک بر روی دکمه DONE که در تک تک گزینه‌های ثبت سایت وجود دارد، وارد صفحه موفقیت آمیز بودن ثبت سایت در گوگل وبمستر تولز می‌شویم. در این صفحه بر روی لینک GO TO PROPERTY کلیک کنید:

به گوگل وبمستر تولز خوش آمدید! سایت شما با موفقیت به ثبت رسیده است، اکنون می‌توانید از خدمات بی‌همتای گوگل در این ابزار، نهایت استفاده را ببرید.

در ابتدای کار هیچ آمار و نشانی از سایت شما در دسترس نخواهد بود. اما به مرور زمان آماری دقیق که از طرف موتور جستجوی گوگل ارسال می‌شود قابل مشاهده و بررسی می‌باشد. برای توضیح موارد مختلف من وارد سایت ثبت شده در گوگل وبمستر تولز می‌شوم تا قسمت های مختلف این ابزار را معرفی کنم.

کنسول جستجوی گوگل جدید: ابزاری پیشرفته‌تر برای استفاده از همان روش‌های قدیمی

همانطور که در جریان هستید گوگل به تازگی از نسخه جدید گوگل وبمستر رو نمایی کرده است. و وقتی که وارد اکانت کنسول جستجوی گوگل خود می‌شوید، یک پیغام به شما نمایش داده می‌شود که از این نسخه استفاده کنید.

لینک نوفالو (nofollow) با لینک فالو (dofollow) چه تفاوتی دارد؟حتما بخوانید: لینک نوفالو (nofollow) با لینک فالو (dofollow) چه تفاوتی دارد؟

نحوه ورود به گوگل وبمستر جدید

این نسخه در واقع ریدیزاین همان وبمسترتولز قبلی است که در آن از طراحی دوست داشتنی material استفاده شده است. البته علاوه بر تغییرات ظاهری یکسری از عملکردهای گوگل وبمستر نیز آپدیت شده است.

هدف گوگل از ارائه این نسخه جدید، بهینه کردن عملکرد ظاهری و فنی وبمستر تولز به منظور افزایش تمرکز شما برروی انجام کارهای خاص مثل نظارت بر ترافیک و بررسی رفتارهای خزنده‌ها با سایت شماست.

مهم‌ترین تغییر این نسخه مربوط به ابزارهای monitor کردن سایت است. تمام ابزارهای گزارش گیری علاوه بر اینکه امکانات نسخه قبلی را برای‌تان فراهم می‌کنند، ویژگی‌های پیشرفته و جدیدتری را ساپورت می‌کنند. (که در ادامه همین مطلب نحوه کار کردن آن‌ها را یاد خواهیم گرفت)

برای مثال حالا شما اطلاعات کامل‌تری از وضعیت خزش و فهرست صفحات‌تان توسط گوگل در اختیار دارید. یا اطلاعات مربوط به لینک‌های داخلی و بک‌لینک‌های سایت‌تان با جزئیات قابل اعتمادتری به شما نمایش داده می‌شوند.

تمام اقدامات دستی شما (Manual Actions)، از جمله درخواست‌ها و نتایج آن قابل مشاهده هستند. شما هر موقع که بخواهید می‌توانید آن‌ها را به صورت تاریخچه ببینید.

همچنین شما می‌توانید دیتای ترافیک جستجوی ۱۶ ماهه سایت خودتان را ببینید و بررسی کنید. در حالی که این آمار در گذشته فقط به ۳ ماه گذشته مربوط میشد.

یکی دیگر از ویژگی‌های خوبی که به این نسخه اضافه شده است، امکان ارزیابی تک تک صفحات سایت است. بررسی ورودی‌ها، کوئری‌ها، تکراری بودن محتوا، قابلیت استفاده صفحه در موبایل و … همه و همه از امکانات نسخه جدید هستند که به شما اجازه می‌دهند در صورتی که در هر قسمت از سایت خود با خطایی مواجه شدید، آن‌ها را رفع کنید و تنها با یک کلیک به گوگل درخواست خزش مجدد صفحه را ارسال کنید.

البته الحساب برخی از ابزارهای قبلی کنسول جستجوی گوگل مثل Robots.txt، مدیریت پیام‌ها، مدیریت اکانت‌ها، Property، تنظیم یک کشور به عنوان هدف، Disavow کردن لینک‌ها و چند ویژگی دیگر هنوز در نسخه جدید قابل استفاده نیستند. و گوگل قول داده است که کم کم این موارد را هم به کنسول جستجویش اضافه کند.

یک خبر خوب دیگر اینکه قرار است گوگل به زودی همانند گوگل آنالیتیک، برای گوگل وبمستر تولز نیز اپلیکشین موبایل ارائه دهد تا بتوانید از هر جایی که هستید، به راحتی سایت‌تان را مدیریت کنید.

داشبورد یا Overview سایت گوگل وبمستر تولز

هنگامی که وارد گوگل وبمستر تولز می‌شوید، در اولین قدم با داشبورد این ابزار مواجه خواهید شد که یک آمار کلی از سایت‌تان را در اختیار می‌گذارد. به تصویر زیر توجه کنید. همانطور که مشاهده می‌کنید داشبورد کنسول جستجوی شما از چندین بخش تشکیل شده است که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت:

performance: این بخش آمار مربوط به عملکرد سایت شما در موتور جستجوی گوگل را نشان می‌دهد. در اینجا میزان نمایش سایت شما در نتایج جستجوی گوگل و همچنین تعداد کلیک‌های کاربران برروی سایت قابل مشاهده است.

Coverage: این قسمت آمار مربوط به ایندکس شما توسط گوگل را نشان می‌دهد. در اینجا تعداد صفحاتی که در پایگاه گوگل فهرست شده‌اند، و صفحاتی که بنا به هر دلیلی مثل خطا گوگل نتوانسته است ایندکس کند، موجود است.

Enhancements: این قسمت مربوط به عملکرد تنظیمات پیشرفته سایت شما مثل استفاده از فریمورک AMP، قابلیت استفاده سایت شما در موبایل و داده‎های ساختاربندی شده (structured) است.

حالا در ادامه این آموزش  تک تک گزینه‌های موجود در منوی اصلی گوگل وبمستر را مورد بررسی و آموزش قرار می‌دهیم که شامل تمام مواردی است که در بالا تشریح شد می‌باشد:

بررسی عملکرد کلی سایت شما در نتایج جستجوی گوگل (performance):

با کلیک روی منوی performance می‌توانیم گزارش گوگل در خصوص حضور سایت در نتایج سرچ را ببینیم. در این بخش با استفاده از فیلتر و داده‌های طبقه‌بندی شده یک‌سری اطلاعات در اختیارتان قرار می‌گیرد که به‌وسیله آن‌ها می‌توانید جهت بهبود وضعیت سایت خود در ترافیک ورودی گوگل اقدام کنید. برای مثال ببنید کاربران در طول یک بازه زمانی به چه تعداد و از طریق چه کلماتی، با چه دستگاه‌هایی در گوگل به صفحات سایت شما رسیده‌اند و چندبار روی آن کلیک کرده‌اند.

لینک بیلدینگ پیشرفتهحتما بخوانید: لینک بیلدینگ پیشرفته

پس از ورود به قسمت performance با صفحه‌ای مانند تصویر زیر مواجه می‌شوید. نمای پیش فرض نمودار به گزارش کلیک‌های کاربرانی که در سه ماه گذشته از طریق سرچ گوگل به سایت شما رسیده‌اند، اختصاص دارد. در نوار بالایی می‌توانید از قسمت Date این بازه زمانی را کم یا زیاد بکنید. همانطور که قبل‌تر اشاره کردم در نسخه جدید گوگل وبمستر این آمار تا ۱۶ ماه گذشته در دسترس خواهد بود. در حالی که در نسخه قدیمی تنها می‌توانستید اطلاعات سرچ سه ماهه گذشته خود را ببینید.

Impressions: این قسمت آمار و تعداد نمایش سایت شما به کاربران را نشان می‌دهد. یعنی به تعداد X دفعه توسط موتور جستجوی گوگل سایت شما به کاربران نشان داده شده است. نکته بسیار مهمی وجود دارد این است که جایگاه سایت شما با ارزیابی ۲۰۰ فاکتور مهم گوگل برای رتبه‌بندی و در مقایسه با رقبا انجام می‌شود. بنابراین هر چه بیشتر این معیارها را رعایت کنید یا به اصطلاح سایت‌تان را سئو کنید، شانس دیده شدن‌تان بیشتر است.

Clicks: تعداد کاربرانی که از نتایج جستجوی گوگل وارد صفحات سایت شما شده‌اند.

CTR: نرخ کلیک نسبت به رتبه (Click-through rate) را نمایش می‌دهد. این آمار از نسبت تعداد کلیک کاربران به تعداد دفعات نمایش آدرس سایت در نتایج جستجو بدست می‌آید. برای مثال اگر با عبارت x یکی از صفحات شما در صفحه اول در رتبه پنجم باشد، و آن عبارت در روز ۱۰ بار جستجو شود، سایت شما از طریق گوگل در آن عبارت روزانه ۲ کلیک بخورد، مقدار CTR شما برای آن عبارت برابر با ۲۰ درصد خواهد بود. هرچه مقدار CTR  صفحات شما بیشتر باشد بیانگر آن است که نتایج نشان داده شده برای کاربران مطلوب تر بوده است. البته این آمار در نمودار فوق به‌صورت مقایسه‌ای نشان داده می‌شوند.

Position: میانگین جایگاهی که سایت شما در نتایج جستجو دارد.

وقتی که وارد قسمت Performance گوگل کنسول می‌شوید، اطلاعات فوق در رابطه با کل سایت برای شما به نمایش داده می‌شوند. شما می‌توانید با استفاده از فیلترهای موجود داده‌های خود را بر اساس کلمات کلیدی مختلف، صفحات، دستگاه‌ها و … طبقه‌بندی کنید و از جزئیات بیشتری با خبر شوید. برای اینکار کافی است روی گزینه + NEW کلیک کنید و یکی از فیلترهای زیر را انتخاب نمایید:

Queries: کلمات کلیدی می‌باشد که موجب شده‌ کاربران وارد سایت شما شوند. اگر کلمات کلیدی که انتظار دارید در این بخش وجود ندارند، احتمالن محتوای مفیدی برای آن‌ها وجود ندارد و باید بیشتر کار کنید.

Pages: صفحاتی از سایت‌تان را که در نتایج موتور جستجوی گوگل سرچ شده‌اند نمایش می‌دهد.

Country: با این گزینه می‌توانید کاربران‌تان را بر اساس کشورها فیلتر کنید.

Device: از این بخش می‌توانید کاربران را بر اساس کامپیوتر، تبلیت یا تلفن‌همراه فیلتر نمایید. برای مثال در نمودار با فیلتر کردن کاربران موبایل ببنید کسانی که با تلفن همراه خود وارد سایت شما شده‌اند، با چه کلمات کلیدی به سایت شما رسیده‌اند.

Search Type: فیلتر یا مقایسه بر اساس نوع جستجوی کاربران که می‌تواند شامل وب، تصاویر، ویدئو و… باشد.

Data: با این فیلتر می‌توانید به جستجوی کاربران در یک بازه معین دسترسی داشته باشید.

Search Appearance: در صورتی که سایت شما در نتایج جستجوی خاص از جمله ریچ اسنیپت باشد این فیلتر برای‌تان فعال خواهد بود.

بررسی وضعیت ایندکس صفحات سایت شما در گوگل (Google Index)

هر روزه میلیون‌ها صفحه به صفحات اینترنت افزوده می‌شود و ربات‌های خزنده گوگل سرتاسر این سایت‌ها را کاوش می‌کنند تا اطلاعات صفحات جدید را ایندکس نمایند. شما هم برای اینکه از این غافله عقب نمانید و صفحات سایت خود را به گوگل بشناسانید، می‌بایست گوگل را از صفحات جدید خود با خبر کنید. و به صورت مداوم هر روز یا نهایتن هر هفته وضعیت ایندکس صفحات خود را بررسی کنید تا مطمئن شوید گوگل به درستی به وظیفه خود در قبال سایت شما عمل می‌کند.

الگوریتم پنگوئن گوگل بروزرسانی شد!حتما بخوانید: الگوریتم پنگوئن گوگل بروزرسانی شد!

آیا تمام صفحات سایت من به خوبی گوگل ایندکس می‌شوند؟ (Coverage index):

پاسخ این سوال در قسمت Coverage index کنسول جستجوی گوگل آمده است. در اینجا آمار کلی وضعیت ایندکس سایت شما را در یک سال گذشته به نمایش گذاشته می‌شود. گوگل وبمستر آماری از آدرس‌های url سایت شما را که گوگل قادر به شناسایی و ذخیره اطلاعات آن‌ها می‌باشد، تهیه می‌کند و در این صفحه به شما گزارش می‌دهد.

با این وجود که به غیر از آمار در اینجا امکان دیگری برای شما وجود ندارد، ولی پیشنهاد می‌کنم حتمن هرزگاهی به این قسمت سر بزنید و آن را مورد بررسی قرار دهید. چرا که گاهی ممکن است اتفاقی بر خلاف انتظار شما رخ دهد.

در حالت ایده‌آل تعداد صفحات سایت شما باید مطابق میزان صفحات، محصولات و مقالاتی که به سایت خود اضافه می‌کنید، بیشتر شود. اما گاهی به‌خاطر خطاها و اخطارهای گوگل ممکن است بعضی از صفحات شما ایندکس نشوند. شما حتمن باید این موضوع را پیگیری کنید و برای رفع آن اقدام نمایید.

پس بیاید باهم ببینیم چه حالت‌های مختلفی برای ایندکس صفحات سایت شما در گوگل وجود خواهد داشت. و این حالت‌ها هرکدام به چه دلیلی اتفاق می‌افتند. برای این کار به بخش Coverage index بروید و وضعیت ایندکس گوگل سایت خودتان را مشاهده کنید. همانطور که می‌بینید، حالات ایندکس صفحات‌تان یکی از چهار وضعیت زیر هستند:

الف) وضعیت ایندکس صفحات Valid

این حالت تمام صفحه‌های سایت شما که در نمایش جستجو ظاهر می‌شوند را نشان می‌دهد. و خب قطعن این مقدار به مرور زمان با اضافه کردن یا حذف صفحه‌ای تغییر می‌‌کند.

خود وضعیت صفحات Valid چند نوع مختلف دارند که بر اساس نحوه آشنایی و شناخت گوگل با آن‌ها دسته بندی می‌شوند:

  1. Submitted and indexed: صفحاتی که توسط شما به گوگل معرفی شده و گوگل هم با موفقیت آن‌ها را ایندکس کرده است.
  2. Indexed, not submitted in sitemap: این صفحات توسط خزنده‌های گوگل کشف و ایندکس شده‌اند و در نقشه سایت شما وجود نداشتند. گوگل پیشنهاد می‌کند برای معرفی صفحات جدید و شناساندن ساختار کلی سایت خود حتمن از نقشه سایت استفاده کنید.
  3. Indexed; consider marking as canonical: این صفحات ایندکس شده‌اند اما محتوای آن‌ها تکراری هستند. (شما باید خودتان این دسته از صفحات را که محتوایی مشابه و کپی دارند با استفاده از تگ rel=canonical به گوگل معرفی کنید تا به سایت‌تان آسیب نرسد.)

ب) وضعیت ایندکس صفحات Excluded

در اینجا تعداد صفحاتی که بنا به دلایل مختلف گوگل به آن‌ها دسترسی ندارد، نمایش داده می‌شود. عمومن این اتفاق به دستور خود شما انجام می‌شود. شما احتمالن این کار را به یکی از روش‌های زیر انجام داده‌اید:

  1. استفاده از تگ noindex: با قرار دادن این تگ در بخش head سایت، به موتورهای جستجو گفته‌اید که نباید در این صفحه خزش داشته باشند.
  2.  Blocked by page removal tool: یکی از ابزارهای گوگل وبمستر URLs removed است که شما با استفاده از آن می‌توانید برخی از صفحات سایت‌تان را از ایندکس گوگل خارج کنید.
  3. Blocked due to unauthorized request 401: گوگل به برخی از صفحات شما مثل صفحات پرداخت و صفحه لاگین یا هر صفحه دیگری که شناسه کاربری و رمز عبور بخواهد، دسترسی نخواهد داشت.

  4. Blocked by robots.txt: اگر با فایل robot.txt و وظیفه آن آشنایی داشته باشید، می‌دانید که به وسیله این فایل می‌توانید به موتور جستجوی گوگل بگویید تا برخی صفحات دلخواه شما را ایندکس نکند.
  5. Alternate page with proper canonical tag: در صورتی که از متاتگ rel = canonical در صفحات سایت خود استفاده کرده باشید، گوگل این صفحات را دارای محتوای تکراری در نظر می‌گیرد و آن‌ها را ایندکس نمی‌کند.

البته گاهی هم ممکن است بنا به دلایل دیگری که از جانب شما نباشد، گوگل به برخی صفحات دسترسی نداشته باشد و آن‌ها را ایندکس نکند. این دلایل شامل موارد زیر هستند:

  1. Crawl anomaly: این اتفاق عمومن بخاطر خطاهای ۴xx- or 5xx مثل خطای (Not found (404 می‌افتد.
  2. Crawled – currently not indexed: این مشکل زمانی به وجود می‌آید که خزنده‌های گوگل صفحات شما را بررسی کرده‌اند، اما اطلاعات صفحه ایندکس نشده است! درست است کمی عجیب به نظر می‌رسد که گوگل هم اشتباه داشته باشد. اما نگران نباشید این اتفاق بدون نیاز به خزش مجدد در سایت شما بلافاصله توسط گوگل رفع خواهد شد.
  3. Discovered – currently not indexed: این صفحه توسط گوگل پیدا شده است اما ربات‌های خزنده آن را کراول نکردند. چرا که تغییرات سایت شما زیاد بوده است و خزنده‌های گوگل مجبور شدند ادامه عمل خزش را در زمانی دیگر انجام دهند.
  4. Queued for crawling: برخی صفحات ممکن است در صف برای خزش باشند و در چند روز آینده این کار انجام شود.
  5. Duplicate, Google chose different canonical than user و Duplicate, submitted URL not selected as canonical: در صورتی که بعضی از صفحات شما دارای محتوای تکراری یا کپی باشد، گوگل این صفحات را canonical در نظر می‌گیرد و از ایندکس کردن‌شان خودداری می‌کند. پیشنهاد گوگل این است که خودتان همیشه اینگونه صحفات سایت‌تان را شناسایی کنید و با استفاده از متاتگ rel = canonical معرفی نمایید.
  6. Page with redirect: آدرس‌هایی که به آدرس‌های دیگری ریدایرکت کرده‌اید.
  7. Page removed because of legal complaint: این صفحه بخاطر شکایت کاربران از شما (legal complaint) از ایندکس گوگل حذف شده است.
  8. Submitted URL dropped: این صفحه برای ایندکس ارسال شده است، اما به یک دلیل نامعلوم نتوانسته است ایندکس گردد.

پ) وضعیت ایندکس صفحات Error

 این صفحات همانطور که از نامش پیداست، با ربات‌های خزنده گوگل به مشکل خورده‌اند و گوگل آن‌ها را ایندکس نکرده است. این اتفاق بخاطر دلایل گوناگونی رخ می‌دهد که آن‌ها را بررسی خواهیم کرد:

  1. (Server error (5xx: رخ دادن خطاهای سری ۵۰۰ که تمامی از سمت سرور هستند. مثل زمانی که سرور سایت شما قطع شده است.
  2. Redirect error: رخ دادن یک خطای ریدایرکت. مثل زمانی که ریدایرکت‌‌های پیاپی انجام می‌شود و خزنده گوگل سردرگم می‌شود. یا زمانی که ریدایرکت به صفحه‌ای انجام شود که url طولانی یا خالی دارد!
  3. Submitted URL blocked by robots.txt: شما در نقشه سایت گفته‌اید این صفحات باید توسط گوگل ایندکس شوند اما خودتان آن‌ها را در فایل robots.txt برای خزنده‌های گوگل بلاک کرده‌اید!
  4. Submitted URL marked noindex: این ارور هم مشابه مورد بالایی می‌باشد. وقتی شما با قرار دادن یک صفحه در نقشه سایت‌تان از گوگل می‌خواهید آن را ایندکس کند، دیگر نباید توسط تگ noindex آن صفحه را بلاک کنید.
  5. خطای ۴۰۴: این خطا زمانی رخ می‌دهد که سرور نمی‌تواند منبع درخواستی را پیدا کند و برای ایندکس شدن در گوگل ارسال کند.
  6.  Soft 404: هنگامی که صفحه‌ای وجود نداشته باشد اما سرور به اشتباه صفحه دیگری (با محتوای کم و غیر قابل استفاده) را نمایش دهد، در کنسول جستجوی گوگل خطای ۴۰۴ soft رخ می‌دهد.
  7. درخواست غیر مجاز ۴۰۱: شما از ربات‌های خزنده گوگل خواسته‌اید صفحه‌ای را ایندکس کنند که گوگل بخاطر نیاز به لاگین یا هر دلیل دیگری به آن صفحه دسترسی ندارد.
  8. Submitted URL has crawl issue: شما درخواست ایندکس صفحه‌ای را داشته‌اید که گوگل به علت دلایل نامشخصی به آن دسترسی ندارد. برای حل اینطور خطاها می‌بایست از ابزار URL Inspection tool گوگل وبمستر استفاده کنید. اگر نحوه کار با این ابزار را بلد نیستید، نیاز نیست نگران باشید چرا که در ادامه همین مقاله کارکرد آن را آموزش خواهیم دید.

چگونه خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر تولز را رفع کنیم؟حتما بخوانید: چگونه خطاهای Crawl Errors گوگل وبمستر تولز را رفع کنیم؟

ت) وضعیت ایندکس صفحات Valid whith warnings

صفحاتی که با وضعیت Warning یا اخطار مواجه می‌شوند، گوگل آن‌ها را ایندکس کرده است. منتها این صفحات دارای یکسری اخطارها هستند که شما باید آن‌ها را بررسی کنید.

این وضعیت برخلاف حالت‌های قبلی که دلایل مختلفی داشتند، تنها به یک علت رخ می‌دهد. و آن Indexed, though blocked by robots.txt است. به این معنی که با وجود اینکه شما در فایل robots.txt گفته بودید، این صفحات نباید ایندکس شوند، اما گوگل آن‌ها را ایندکس کرده است!

خب اینجا این سوال پیش می‌آید که چرا باید اتفاق رخ دهد؟ گوگل در این باره می‌گوید ما همیشه به خواسته‌های شما در فایل robots.txt احترام می‌گذاریم ولی گاهی ممکن است بخاطر وجود کدهای نادرست متوجه نشویم که شما از ما چه درخواستی کرده‌اید.

شما در این مواقع می‌توانید از ابزار robots.txt tester گوگل وبمستر استفاده کنید، خطاها و مشکلات فایل robots.txt را بیابید و آن‌ها حل کنید. برای اینکه آشنایی بیشتری با  robots.txt به دست بیاورید و نحوه استفاده از کدهای صحیح در این فایل را یاد بگیرید، می‌توانید مقاله‌ای که قبلن در سایت نوین با عنوان فایل Robots.txt چیست و چگونه می‌توان آن را ساخت؟ منتشر شده بود را بخوانید.

نقشه‌های سایت (Sitemaps):

نقشه سایت یکی از قسمت‌های حیاتی برای ایندکس صفحات شما می‌باشد. شما می‌توانید با کمک sitemap ساختار کلی سایت خود را به اطلاع گوگل برسانید. با این کار گوگل می‌تواند بررسی هوشمندانه‌تری در وبسایت شما انجام دهد. و صفحات جدید شما را هر چه سریع‌تر ایندکس کند.

اگر می‌خواهید درباره sitemap اطلاعات بیشتری به دست بیاورید و نحوه ساختن آن را یاد بگیرید پیشنهاد می‌کنم حتمن مطلب سایت مپ یا نقشه سایت چیست؟ را مطالعه نمایید. در این آموزش تمام نکات مهم درباره نقشه سایت و نحوه ساخت یک سایت مپ خوب توضیح داده شده است.

افزودن و معرفی نقشه سایت به گوگل وبمستر

بعد از ساخت سایت مپ شما باید با استفاده از یک ابزار اعتبار سنجی مثل ابزار Sitemaps report گوگل وبمسترتولز به‌صورت مداوم نحوه عملکرد نقشه سایت خود را بررسی بکنید. برای اینکار در قدم اول باید طبق روش زیر نقشه سایت خود را به کنسول جستجوی گوگل اضافه نمایید:

  1. یک نقشه سایت بسازید و آن را در سایت خود آپلود کنید. فرمت نقشه سایت شما باید XML یا یکی از پروتکل های RSS 2.0، Atom 1.0 و فایل های متنی ASCII باشد.
  2. به پنل وبمستر تولز خود مراجعه کنید و وارد بخش Sitemaps شوید. سپس در باکس Add a new sitemap آدرس نقشه سایت خود را وارد کنید و دکمه اینتر را بزنید.

  1. اکنون بلافاصله نقشه سایت شما مورد پردازش قرار می‌گیرد و فعالیت خود را آغاز می‌کند. می‌توانید از جدول قسمت Submitted sitemaps وضعیت آن را زیر نظر داشته باشید.

همانطور که مشاهده می‌کنید تمام نقشه سایت‌هایی که به گوگل وبمستر خود اضافه کرده‌اید در قسمت Submitted sitemaps برای گزارش‌دهی به شما وجود دارند. برای هر نقشه سایت یکسری مقادیر وجود دارد که باهم آن‌ها را بررسی خواهیم کرد.

Sitemap URL: آدرس نقشه سایت که اضافه کرده‌اید. سایت مپ‌ها می‌توانند در هر شاخه از سایت شما قرار بگیرند.

Type: این پارامتر نشان دهنده نوع نقشه سایت شماست. و می‌تواند دارای سه مقدار Sitemap (استاندارد نقشه سایت)، Sitemap index (یک نقشه برای چند نقشه سایت) و Unknown (یک نقشه سایت با فرمت ناشناخته و اشتباه) باشد.

Submitted: این گزینه مربوط به زمان ارسال و پذیرش نقشه سایت توسط شماست.

Last processed: آخرین زمانی که گوگل نقشه سایت شما را مورد بررسی قرار داده است.

Count of URLs: تعداد URL یا آدرس‌هایی که در این نقشه سایت فهرست شده‌اند. این عدد در بهترین حالت باید با تمام آدرس صفحات معتبر شما برابر باشد.

Status: یا وضعیت پذیرش یا خزش نقشه سایت شما که می‌تواند سه مقدار داشته باشد. این گزینه باید در بهترین حالت در وضعیت Processed successfully باشد. به این معنی که نقشه سایت شما با موفقیت از طرف گوگل مورد پذیرش قرار گرفته است و ربات‌های خزنده همواره درحال بررسی آن هستند.

وضعیت Couldn’t be fetched می‌گوید که نقشه سایت شما در دسترس نیست. ممکن است آدرس آن تغییر کرده باشد یا به هر دلیل دیگری گوگل به آن دسترسی نداشته باشد.

یک وضعیت دیگر هم به نام Has issues وجود دارد. در واقع این وضعیت بیانگر این است که نقشه سایت دارای یک یا چند خطا و اخطار می‌باشد و به درستی کار نمی‌کند. هنگامی که نقشه سایت شما با همچین وضعیتی مواجه می‌شود، شما باید سریعن نقشه سایت خود را بررسی کنید و خطاهای موجود در آن را رفع نمایید.

برای این کار ابتدا بر روی سایت مپی که با خطا مواجه شده است کلیک کنید تا گوگل جزئیات دقیقی از ارورها و مشکلات موجود را به شما نشان دهد. سپس جهت رفع هر کدام از این ارورها اقدام نمایید. ما قبلن در یک پست جداگانه و کامل، همه روش‌های اصلاح و رفع خطاهای نقشه سایت در گوگل وبمسترتولز را آموزش داده‌ایم که می‌توانید از این مقاله کاربردی استفاده کنید.

بررسی عملکرد و رفع خطاهای نقشه سایتحتما بخوانید: بررسی عملکرد و رفع خطاهای نقشه سایت

عملکرد ربات‌های خزنده گوگل درباره لینک‌ها بسیار ساده و شفاف است. آن‌ها لینک‌های موجود در اینترنت را دنبال می‌کنند. از صفحه‌ای به صفحه دیگر و از سایتی به سایت دیگر می‌روند. به این ترتیب این ربات‌ها تمام دقایق عمر را خود را مشغول خزش میان سایت‌های مختلف هستند و اطلاعات آن‌ها را جمع می‌کنند.

شما برای اینکه از نحوه عملکرد این خزنده‌ها نهایت بهره را ببرید و بیشتر در معرض توجه آن‌ها قرار بگیرید، تنها کافی‌ست:

۱٫ Crawlerهای گوگل را از طریق دریافت بک‌لینک از سایت‌های معتبر دیگر به سایت خود بکشانید. با این کار می‌توانید به گوگل بفهمانید که بسیار معتبر هستید و سایت‌های بزرگی شما را به کاربران‌شان پیشنهاد کرده‌اند.

۲٫ و سپس با استفاده از لینک‌های داخلی قسمت‌های مختلف سایت خود را راحت‌تر به خزنده‌های گوگل بشناسانید.

به همین راحتی شما بخش مهمی از سئو را قورت داده‌اید! پس از مدت کوتاهی خواهید دید که تعداد بازدیدکنندگان سایت شما افزایش می‌یابد و میزان بانس‌ریت یا نرخ پرش کاربران سایت شما به طرز چشم گیری کاهش می‌یابد.

ما در وبلاگ نوین آموزش‌های مفصلی درباره تمام آنچه برای لینک سازی درست و اصولی لازم است بدانید را برای‌تان آماده کرده‌ایم. این مطالب از مفاهیم ابتدایی لینک‌سازی داخلی و خارجی هستند و تا تکنیک‌های پیشرفته آن را شامل می‌شوند. پاسخ سوالات شما نظیر اینکه چگونه و کجا باید بک‌لینک بسازید؟ چطور و به چه میزان به صفحات سایت خود لینک دهید؟ و… همه و همه در این مقالات آمده است.

بسیار خب حالا که اهمیت لینک‌ها را دانستیم و یک کمپین لینک‌سازی راه انداختیم، برگردیم سر موضوع اصلی‌مان. شما حالا باید میزان موفقیت خود را بررسی کنید. به همین منظور گوگل وبمستر تولز یک ابزار بسیار کاربردی برای ارائه گزارش بک‌لینک‌ها و لینک‌های داخلی سایت شما در اختیارتان قرار داده است.

برای دسترسی به جزئیات لینک‌های داخلی و خارجی سایت خود می‌بایست از داشبورد کنسول جستجوی خود به بخش Links مراجعه کنید. این صفحه از چند قسمت مختلف تشکیل شده است که در ادامه به تشریح آن‌ها خواهم پرداخت.

بک‌لینک‌ها (External links):

در قسمت Top linking sites آمار بک‌لینک‌هایی که به سایت شما داده شده است را می‌توانید مشاهده کنید. یعنی گوگل وبمستر سایت‌هایی که به نوشته‌ها، صفحات و یا صفحه اصلی شما لینک داده‌اند را در این قسمت به نمایش می‌گذارد.

در اینجا هم نام دامنه و هم تعداد پیوندهایی که آن دامنه به شما داده است قابل مشاهده می‌باشد. همیشه امکان این که تعداد بالایی سایت به شما لینک داده باشند زیاد است. ولی این اتفاق همیشه هم خوشحال کننده نیست. باید توجه داشته باشید که ممکن است بسیاری از این دامنه‌ها اسپم و مربوط به دایرکتوری‌های آنلاین باشد.

بهتر است از گوگل بخواهید بک‌لینک‌های اینطور سایت‌ها را حذف یا disavow کند تا لیست بک‌لینک‌های شما تنها از سایت‌های معتبر باقی بماند. تا مبادا توسط الگوریتم گوگل پنگوئن جریمه شوید.

در قسمت Top linked pages صفحاتی از سایت شما را که نزد مدیران وب‌سایت‌های دیگر محبوب بوده، و بیشترین میزان بک‌لینک به آن‌ها داده شده قابل رویت است.

همچنین در باکس Top linking text می‌توانید ببینید سایت‌های دیگر با چه متن لینک‌هایی (انکر تکست‌) به سایت‌تان لینک داده‌اند. انکر تکست‌ها در واقع کلمات و کاراکترهای موجود در یک متن هستند که به سایت شما لینک می‌شوند.

این انکر تکست‌ها اهمیت ویژه‌ای در سئو دارند. به قول آقای رامین محمودی اگر وب‌سایت‌های بسیاری با انکر تکستی واحد (یا مشابه) به یک صفحه از سایت شما لینک دهند، آن صفحه شما به مرور به عنوان معتبرترین پیج برای آن کلمه کلیدی شناخته می‌شود. حتی اگر آن کلمه در محتوای آن صفحه وجود نداشته باشد! پس شما باید همواره در نظر داشته باشید که سایت‌های دیگر با چه کلماتی به شما لینک می‌دهند. و این لیست را هم همیشه مرتب و بهینه نگه دارید.

نهایتن گوگل به شما اجازه می‌دهد با کلیک برروی گزینه Export external links از بک‌لینک‌های سایت خود یک خروجی با فرمت CSV یا Google Sheet بگیرید. در این فایل آخرین سایت‌هایی که به شما لینک داده‌اند، تاریخ قرار دادن لینک و تاریخ پذیرش بک‌لینک توسط گوگل آمده است.

لینک‌های داخلی (Internal Links):

بخش Top linked pages تمام لینک‌های داخلی موجود در سایت شما که به صفحات دیگر سایت‌تان داده‌اید را به نمایش می‌گذارد. با کلیک روی هر گزینه می‌توان مشاهده کرد که هر صفحه از چه صفحه‌ای لینک دریافت کرده است.

فاکتورهای رتبه بندی در موتور جستجوگر بینگحتما بخوانید: فاکتورهای رتبه بندی در موتور جستجوگر بینگ

برای موتورهای جستجو تعداد لینک‌های داخلی که به یک صفحه اشاره می‌کنند معیاری برای سنجش اهمیت آن صفحه است. اگر صفحات با اهمیت  شما در این لیست وجود ندارد و یا صفحات کم اهمیت شما دارای لینک‌های داخلی زیادی هستند؛ می‌بایست در دستورالعمل‌های لینک‌سازی خود تجدید نظر کنید.

ما پیشتر در یکی از پست‌های وبلاگ نوین به طور کامل به این مسئله که چگونه لینک سازی داخلی انجام دهیم؟ پرداختیم. خواندن این پست و رعایت نکات توضیح داده شده، در بهبود سئوی سایت‌تان مفید است. چرا که لینک‌سازی داخلی از آن دست استراتژی‌های سئو است که با وجود تمام سادگی‌ای که دارد، بسیار پر اهمیت و تاثیر گذار می‌باشد.

بررسی قابلیت استفاده سایت شما در موبایل (Mobile Usability):

گوگل بخش mobile usability را ساخته است تا شما به راحتی بدانید کدام صفحات سایت‌تان در تلفن‌های همراه قابل استفاده نیستند. به این معنی که این صفحات (یا حتا کل سایت شما) در رزولوشن‌های پایین‌تر و دستگاه‌های مختلف به درستی نمایش داده نمی‌شود. یا به اصطلاح Mobile-friendly و ریسپانسیو نیستند.

ریسپانسیو بودن سایت شما از آنجایی اهمیت دارد که طی چند سال گذشته، هنوز که هنوزه ترافیک وبسایت‌ها از طریق موبایل در حال بیشتر شدن است. و در بسیاری از کشورها میزان بازدید سایت‌ها در موبایل، حتا از کامپیوتر هم بیشتر است!

اگر به طور اختصاصی سایت‌تان را طراحی کرده‌اید، تا حد زیادی خیال‌تان از ریسپانسیو بودن آن راحت باشد. ولی اگر از قالب آماده استفاده می‌کنید یا در بخش mobile usability به خطا خورده‌اید، حتمن از ابزار mobile-friendly test گوگل استفاده کنید. کار با این ابزار بسیار آسان است. فقط باید وارد این ابزار شوید و آدرس سایت یا صفحه خود را وارد کنید و دکمه اینترنت را بزنید.

در عرض کمتر از یک دقیقه، گوگل نتیجه آزمایش نمایش سایت شما در دستگاه‌های مختلف را برای‌تان آماده می‌کند. نتیجه این تست از دو حالت خارج نیست. یا به شما Valid نشان می‌دهد که به معنی ریسپانسیو بودن سایت‌تان هست. یا با Error مواجه می‌شوید. که در این صورت باید تمام تلاش خود را باید به کار بگیرید تا خطاهای این قسمت را یک به یک سر و سامان بخشید تا سایت‌تان در تمام دستگاه‌ها ریسپانسیو شود. در ادامه در کنار شما هستیم و انواع خطاهای این بخش را ارزیابی می‌کنیم.

Uses incompatible plugins: این مشکل بیان می‌کند سایت شما پلاگین‌هایی مثل فلش استفاده می‌کند که در بسیاری از مرورگرهای موبایل اجرا نمی‌شوند. گوگل به شما پیشنهاد می‌دهد از فن‌آوری‌های جدیدتر طراحی وب مثل HTML5 استفاده کنید. و دستورالعمل‌های استفاده از انیمیشین در وب را بخوانید.

Viewport not set: ویوپورت کادری از مرورگر هست که سایت‌ها در آن نمایش داده می‌شوند. شما با تعریف متاتگ viewport به مرورگر می‌گویید اندازه و تناسب صفحه را در نمایشگر دستگاه‌های مختلف تنظیم کند. هرچند که استفاده از این متاتگ برای ریسپانسیو کردن یک سایت کافی نیست! اما استفاده از آن برای حفظ نسبت تناسب بین مانیتورها بزرگ و کوچک الزامی است. و در غیر این صورت شما با با Viewport not set مواجه خواهید شد.

برای حل این مشکل کافی‌ست متاتگ viewport را در تمام صفحات سایت خود به کار ببرید. به این منظور قطعه کد زیر را به بخش head سایت و قبل از فراخوانی فایل‌های CSS اضافه کنید. البته خب این متاتگ دارای تنظیماتی هم می‌باشد که می‌توانید آن‌ها را مطالعه کنید. ولی استفاده از همین کد کار راه بنداز هست.


<meta name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1">

“Viewport not set to “device-width: این مشکل هم دقیقن مشابه خطای بالایی رخ می‌دهد و راه حلی یکسان دارد. خطای “Viewport not set to “device-width بیانگر عدم استفاده صحیح از تنظیمات عرض صفحه سایت است و می‌گوید شما عرض صفحه سایت خود را به صورت ثابت تعریف کرده‌اید.

Content wider than screen: این مشکل بیان می‌کند برخی عناصر موجود در صفحه شما از کادر بیرون می‌زنند! برای رفع خطای Content wider than screen باید طراحی سایت خود به شیوه‌ای انجام دهید که اسکرول افقی از بین برود و کاربران تمام المنت‌های صفحه را تنها با اسکرول عمودی بتوانند مشاهده کنند.

Text too small to read: اگر در بخش mobile usability گوگل وبمستر خود با این پیغام مواجه شدید، معنایش این است که کاربران موبایل وب‌سایت شما برای خواندن متون صفحه با کوچک بودن فونت مشکل دارند. و مجبور می‌شوند صفحه را زوم کنند!

Clickable elements too close together: این پیغام بیان می‌کند کاربرانی که با دستگاه‌های لمسی وارد سایت‌تان می‌شوند، نمی‌توانند برروی عناصر کلیکی مثل منوها، لینک‌ها و … به راحتی کلیک کنند و از آن‌ها استفاده نمایند. شما باید فاصله بین عناصر را بیشتر کنید و قابلیت کلیک المنت‌ها را افزایش دهید.

این ویژگی کاربردی بخاطر نیازهای مدیران وب‌سایت‌ها به تازگی در کنسول جستجوی گوگل اضافه شده است. ابزار URL Inspection به وبمسترها اجازه می‌دهد وضعیت ایندکس گوگل صفحات مد نظر سایت‌شان را مورد بررسی قرار دهند.

شما می‌توانید به صورت آن‌تایم (با توجه به آخرین تغییرات به وجود آمده) مسائل مربوط به سئو و ایندکس یک صفحه خاص سایت خود را ارزیابی کنید. برای این کار تنها باید در پنل گوگل وبمسترتولز خود، در منوی سمت راست روی گزینه URL Inspection tool کلیک کنید و سپس در باکس جستجویی که بالای صفحه ظاهر می‌شود، url خود را وارد کنید.

در نهایت با زدن دکمه اینتر، گوگل نتایج مربوط به صفحه‌ای که آدرسش را وارد کرده بودید، برای‌تان به نمایش می‌گذارد. این صفحه از سه بخش مختلف تشکیل شده است.

  • Inspect an indexed URL برای بررسی وضعیت ایندکس صفحه
  • Inspect a live URL مشاهده زنده نتیجه آخرین تغییرات شما
  • و Request (re)indexing برای درخواست مجدد ایندکس صفحه

در ادامه نحوه استفاده از تمام این ابزارها را آموزش خواهیم دید:

بررسی ایندکس صفحه (Inspect an indexed URL)

اگر می‌خواهید از آخرین وضعیت ایندکس صفحه خود با خبر شوید، تمام اطلاعات مورد نیاز اینجا این قسمت در اختیارتان قرار گرفته است. همانطور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، قسمت Inspect an indexed URL از سه باکس تشکیل شده است:

Presence on Google

در این کارت گوگل به شما می‌گوید آیا صفحه‌ای که urlش را وارد کرده بودید، در نتایج جستجوی گوگل نمایش داده می‌شود یا خیر. در این قسمت یکی از پیغام‌های زیر به شما نمایش داده خواهد شد. که هر کدام مفهموم خاص خود را دارند.

URL is on Google: بهترین پیغامی که در این بخش می‌توانید مشاهده کنید، همین گزینه است. این گزینه بیانگر این است که صفحه شما به خوبی در گوگل ایندکس شده است. گوگل به شما پیشنهاد می‌دهد به صورت مداوم این صفحات را به روز رسانی کنید. تا علاوه بر اینکه رتبه سئوی بهتری به دست بیاروید، جایگاه خود را در نتایج سرچ حفظ نمایید.

URL is on Google, but has issue: صفحه شما به خوبی در نتایج جستجوی گوگل نمایش داده می‌شود اما برخی مشکلات ممکن است مانع از پیشرفت صفحه شوند. این مشکلات می‌تواند به AMP صفحه یا داده‌های ساختاری نادرست برای rich result باشند. شما باید اخطارها و هشدارهای آورده شده در این بخش را مطالعه کنید و جهت رفع آن‌ها اقدام نمایید.

ابزارها و خدمات موتورهای جستجوحتما بخوانید: ابزارها و خدمات موتورهای جستجو

URL is not on Google: این پیغام بیان می‌کند که صفحه شما با یک خطای جدی مواجه است و نمی‌تواند در نتایج سرچ نمایش داده شود. شما باید در بخش گزارش‌دهی Index coverage خطاهای موجود را چک کنید و آن‌ها را رفع کنید. (که پیش‌تر روش حل این خطاها را باهم بررسی کرده بودیم)

URL is not on Google: url وارد شده در نتایج جستجوی گوگل نمایش داده نمی‌شود. گوگل می‌گوید شما خودتان با یکی از روش‌های رمزگذاری روی صفحه، استفاده از تگ noidex، متاتگ canonical و یا با فایل robots.txt درخواست عدم ایندکس صفحه را داده بودید.

URL is an alt version: این پیغام می‌گوید شما نسخه‌های تکراری‌ای از url وارد شده دارید. حالا بخاطر صفحاتی با محتوای تکراری (canonical) یا استفاده از صفحاتی با دو نسخه موبایل و کامپیوتر.

Index coverage

این بخش اطلاعات بسیار پر کاربردی در خصوص جزئیات ایندکس صفحه سایت شما در اختیارتان قرار می‌دهد. این اطلاعات بسته به وضعیت ایندکس صفحه مد نظر می‌تواند متفاوت باشد.

Index coverage status: این گزینه شرح مفصلی از وضعیت حضور صفحه سایت شما در نتایج سرچ گوگل مثل دلیل عدم نمایش این صفحه در نتایج جستجو می‌باشد. نشان ندادن صفحه شما در نتایج گوگل دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد که قبلتر گفتیم این دلایل می‌تواند با توجه به وضعیت ایندکس Excluded، یا وضعیت Error و وضعیت Valid whith warnings متفاوت باشند.

Sitemaps: در اینجا هر نقشه سایتی که به url فوق اشاره کرده‌اند، آورده می‌شود. البته گوگل تنها نقشه‌های سایتی را برای‌تان نشان می‌دهد که قبلن در گوگل وبمستر اضافه کرده باشید.

Referring page: لینکی که گوگل احتمالن برای شناخت url شما از آن استفاده کرده است. این لینک ممکن است مستقیم به صفحه شما آمده باشد و یا از طریق چند زیرشاخه دیگر این اتفاق افتاده باشد.

البته اگر شما هیچ لینکی در این قسمت مشاهده نمی‌کنید، دلیلش این نیست که کسی به صفحه شما لینک نداده است. بلکه دلیلش این می‌تواند باشد که URL Inspection اطلاعاتی برای نمایش دادن در این خصوص ندارد.

اگر هم در این قسمت پیامی با عنوان “URL might be known from other sources that are currently not reported” می‌بینید، دلیلش این است که منبع شناخت این صفحه در ایندکس گوگل، یک منبع ناشناخته غیر از نقشه سایت و لینک‌ها بوده است.

Last crawl: این گزینه آخرین زمان خزش صفحه توسط ربات‌های خزنده گوگل به زمان محلی سایت شماست. تمام اطلاعات نمایش داده شده در ابزار URL Inspection بر اساس همین خزش هستند.

?Crawl allowed: آیا خزنده‌های گوگل اجازه دارند صفحه شما را کراول کنند یا robots.txt جلوی ایندکس صفحه را گرفته است؟

Page fetch: در صورتی که گوگل نتواند اطلاعات این صفحه را از طریق سرور دریافت کند، در این قسمت برای‌تان failure نشان داده می‌شود. برای حل این مشکل باید خطاهای Crawls در گوگل وبمستر را رفع نمایید.

?Indexing allowed: اگر گوگل مجاز به ایندکس صفحه مورد نظر نباشد، دلیلش را در اینجا توضیح داده می‌شود.

User-declared canonical: این گزینه می‌گوید کاربران اعلام کرده‌اند محتویات صفحه شما canonical  تکراری است. یعنی محتویات صفحه را با صفحات دیگری در سایت‌تان و یا سایت‌های دیگر موجود در اینترنت یکسان و کپی دانسته‌اند. شما باید اینگونه صفحات را صراحتن با استفاده از متاتگ <link rel=”canonical”> به گوگل معرفی کنید تا جریمه نشوید.

Google-selected canonical: این پیغام هم مشابه گزینه بالایی می‌باشد. با این تفاوت که خود ربات‌های خزنده گوگل محتویات صفحه شما را با دیگر صفحات سایت‌تان مشابه شناسایی کرده‌اند. و این اتفاق اصلن جالب نیست. چرا که امکان این که گوگل صفحه مهم‌تر سایت‌تان را canonical در نظر بگیرد وجود دارد. بنابراین همیشه پیشنهاد می‌کنم اگر احتمال رخ دادن همچین مشکلی هست، همیشه خودتان با استفاده از متاتگ  <link rel=”canonical”> صفحه کم ارزش‌تر را به گوگل معرفی کنید.

(Enhancements (AMP, Jobs, and more

در این کارت تمام تنظیمات پیشرفته (enhancements) آدرس وارد شده را که گوگل شناسایی کرده است، مشاهده خواهید کرد. در صورتی که هیچ enhancements شناخته نشده باشد، اینجا خالی خواهد بود. اگر نمی‌دانید این تنظیمات پیشرفته یا همان enhancements چه هستند و شامل چه مواردی می‌شوند؟ در ادامه با آن‌ها آشنا می‌شویم. البته گفتنی است هنوز تمام تنظیمات پیشرفته صفحه در کنسول جستجوی جدید اضافه نشده‌اند.

Mobile Usability: همانطور که بالاتر توضیح داده بودیم، Mobile Usability ابزاری است برای بررسی قابلیت نمایش صفحه سایت در موبایل. وقتی که در ابزار URL Inspection آدرس صفحه‌ای را وارد می‌کنید، در قسمت Mobile Usability یکی از پارامترهای زیر برای‌تان به نمایش در خواهد آمد:

  1. Page is not mobile friendly: این صفحه به خوبی روی موبایل نمایش داده نمی‌شود. برای رفع این مشکل باید با استفاده از ابزار Mobile Usability خطاهای موجود را رفع کنید. نحوه رفع این خطاها در همین مقاله توضیح داده شده است.
  2. Page is mobile friendly: این صفحه به خوبی روی دیوایس‌های مختلف کار می‌کند.
  3. No data available: گوگل بنا به دلایل نامعلومی فعلن قادر به بررسی ریسپانسو بودن صفحه شما نیست، لطفن بعدن امتحان کنید.

AMP: اگر صفحه شما از فریمورک AMP استفاده می‎کند، در این قسمت اطلاعات مربوطه را می‌توانید ببینید. این اطلاعات برای عیب‌یابی مسائل AMP صفحه برای‌تان بسیار مفید خواهند بود. برای دیدن جزئیات بیشتر می‌توانید برروی گزینه Open Report کلیک نمایید.

Various rich result types: شما می‌توانید تمام اطلاعات مربوط به داده‌های ساختاربندی شده (structured data) صفحه را در این قسمت ببینید. اطلاعاتی از قبیل تعداد، نوع، توضیحات و خطاهای داده‌های ساختاربندی استفاده شده.

انواع rich result نشان داده شده در این بخش شامل صفحات پرسش و پاسخ، رویدادها، آگهی استخدام و دستورهای آشپزی هستند.

مشاهده زنده تاثیر آخرین تغییرات شما روی صفحه – Inspect a live URL

این ابزار زمانی کاربرد خواهد داشت که شما دلایل عدم ایندکس یک صفحه را بررسی و رفع کردید؛ سپس می‌خواهید مطمئن شوید که این صفحه در گوگل ایندکس خواهد شد. اینجاست که شما با استفاده از ابزار live test می‌توانید از اعمال شدن تغییرات خود اطمینان حاصل کنید. مثلن بعد از حذف متاتگ noindex یا از بلاک درآوردن صفحه در robots.txt و یا تغییراتی که هنوز ربات‌های خزنده گوگل آن‌ها را ایندکس نکرده‌اند را می‌توانید در این بخش مشاهده کنید.

برای استفاده از ابزار live test در نوار جستجو و در قسمت inspect the indexed آدرس صفحه مد نظر خود را وارد کنید و سپس دکمه اینتر را بزنید.

در ادامه داخل صفحه‌ای که برای‌تان باز می‌شود، روی گزینه  Live Test کلیک کنید. با انتخاب گزینه  live test آخرین تغییرات به وجود آمده در سایت را به صورت زنده ببینید.

همچنین شما با انتخاب گزینه Google Index می‌توانید آنچه را که گوگل از این صفحه ایندکس کرده است، مشاهده کنید.

نتایج نمایش داده شده در قسمت live url کاملن مشابه گزینه‌های توضیح داده شده در قسمت Inspect an indexed URL می‌باشد و نیاز به توضیح مجدد ندارد.

درخواست ایندکس [مجدد] صفحه – Request (re)indexing

با استفاده از ابزار Request (re)indexing شما می‌توانید از ربات‌های خزنده گوگل بخواهید که صفحه مد نظرتان را [مجددن] کراول کنند. به گفته گوگل فرایند ایندکس کردن صفحه یک تا دو هفته طول خواهد کشید. شما می‌توانید پیشرفت ایندکس را با استفاده از این ابزار بررسی نمایید.

برای این کار گزینه Request indexing را انتخاب کنید. در صورتی که صفحه شما دچار خطایی نباشد، در صف انتظار ایندکس قرار خواهد گرفت. برای چک کردن صفحه خود میتوانید از ابزار live test استفاده نمایید.

و بالاخره سخن پایانی…

بسیار خب. آموزش قسمت‌های مختلف کنسول جستجوی گوگل در اینجا به پایان می‌رسد. همانطور که دیدیم این ابزار تنظیمات بسیار زیادی داشت. اگر به خاطر طولانی بودن متن، به طور کامل تمام قسمت‌های راهنمای گوگل وبمستر تولز را با جزئیات نخواندید؛ کاملن به شما حق می‌دهم. ولی باید بگویم تک تک این تنظیمات تاثیر زیادی برروی عملکرد سایت شما در نتایج سرچ گوگل دارند.

اگر می‌خواهید در میان میلیاردها صفحه وب دیده شوید، باید همواره تنظیمات کنسول جستجو گوگل را بررسی کنید و تغییرات را زیر نظر داشته باشید. پیشنهاد من به شما این است که حتمن این مقاله را بوکمارک کنید و هرزگاهی قسمت‌های مختلف آن را مطالعه کنید. ما هم در این مسیر هر کمکی که از دستمان بر بیاید، دریغ نخواهیم کرد. اگر به سوال یا مسئله‌ای برخوردید می‌توانید روی ما حساب بکنید.



Source link


تا به حال به این فکر کرده‌اید که هدف اصلی مارکتینگ چیست؟ بزرگ‌ترین چالشِ بازاریابی چیست و کدام عوامل باعث می‌شوند یک تبلیغ به یاد آدم‌ها بماند؟

اصلی‌ترین چالشی که هر بازاریاب و شرکت خدمات مارکتینگی با آن مواجه است، “بیرون ماندن از جمعیت و کم توجهی آدم‌ها نسبت به برند” است. به خصوص در عصر حاضر که همهمۀ تبلیغات سر به آسمان گذاشته، چگونه می‌شود که صدای برند خود را به مشتریان رساند؟

راهی ندارید مگر اینکه با فرکانسی متفاوت صحبت کنید، جوری فریاد بزنید که صدایتان به گوش مشتری برسد.

حرف زدن و مقاله نوشتن در این رابطه بسیار راحت است، اما پای عمل که می‌افتد این چالش واقعا آنقدرها راحت نیست. از یک طرف رقیبانی که روز به روز به تعدادشان افزوده می‌شود و از طرف دیگر  انواع اقسام روش‌های عجیب و غریب مارکتینگ روز به روز فرآیند مارکتینگ را پیچیده‌تر و به معنای دیگر پیشرفته‌تر کرده‌اند.

اما در هر حال اصلی‌ترین و مهم‌ترین چالش تبلیغات و مارکتینگ فقط و فقط یک چیز است: درگیر کردن مخاطب. این نوشته دقیقا در همین مورد است. در ادامه خواهید فهمید که چگونه از اصلی‌ترین سرگرمی بشر برای جذب مشتری و بازاریابی استفاده کنید. این سرگرمی چیزی نیست به جز “بازی‌”.

بله درست شنیدید؛ بازی. بازی‌ها از کودکی ما را سرگرم کرده‌اند و هنوز که هنوز است بزرگ‌ترین و بهترین تفریح بشر بازی کردن است. چه امکانی از این بهتر و مطمئن‌تر؟ در این مقاله خواهید دید که  سازوکار “یک بازی” چگونه به بیزینس شما کمک می‌کند، تا در عمیق‌ترین سطح مشتریان را با خود درگیر کنید. در اینجا ما از مفهومی به نام “Gamification” حرف می‌زنیم. با ما همراه باشید!

هزار تو و گیفیکیشن و بازاریابی

حتی جک نیکلسون هم مانده که چطور به این معمای پیچیده جواب بدهد

Gamification دقیقا چیست؟

گیمیفیکیشن (Gamification) که در زبان فارسی به “بازی کاری”، “بازی سازی” و حتی “بازی وار سازی” ترجمه شده، یکی از آن مفاهیم جالب و شیک است که هنوز در کشور ما چندان شناخته شده نیست. البته در سال‌های اخیر، این موضوع در حیطۀ بازاریابی زیاد مطرح شده است.

این روزها خیلی از استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های فعال در زمینه تجارت الکترونیک در پرزنتیشن‌هایشان از کلمه گیمیفیکیشن استفاده کرده و با این کار کلی دلِ طرف مقابلشان را می‌برند. در بسیاری از موارد، نه شخص پرزنت کننده تعریف دقیقی از “بازی کاری” دارد، نه طرف مقابل متوجه می‌شود که از چه حرف می‌زنند. (باور کنید نمونه‌اش را شخصا به چشم دیده‌ام).

گیمیفیکیشن کاربردهای گوناگونی دارد، اما بیشترین کاربرد آن در ایران در مارکتینگ و تبلیغات است.

به یک بازی که به آن علاقه دارید. فکر کنید. چه چیزهایی آن بازی را جذاب می‌کنند؟ کدام عوامل باعث می‌شوند که شما بارها و بارها دلتان بخواهد بازی کنید؟

گیمیفیکیشن یعنی از تمام ویژگی‌هایی که بازی‌ را برای آدم‌ها جذاب می‌کنند، در جاهای دیگر استفاده کنیم. ویژگی‌هایی مثل قواعد بازی، بردن و باختن، امتیاز کسب کردن و بسیاری موارد دیگر.

برای رسیدن به درکی مناسب از موضوع، اجازه بدهید اندکی به خودِ بازی‌ها بپردازیم و سپس به موضوع گیمیفیکیشن باز خواهیم گشت.

بازی‌ چیست و چرا ما آدم‌ها به بازی کردن علاقه داریم؟

هر فعالیت اختیاری که بر اساس ایجاد لذت و خوشایندی باشد و قواعدی (عموما برای برد و باخت) برای آن تعریف شود، بازی محسوب می‌شود. مانند فوتبال، ساختن لگو، عروسک بازی یا گیم‌های موبایلی و بسیاری موارد دیگر.

همانطور که در بالا اشاره کردیم، در بازی کاری از ویژگی‌های بازی استفاده می‌شود. به صورت کلی، بازی مورد نظر ما هر چه باشد، در آن چهار مشخصه اصلی وجود دارد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت:

فرایند اجرای گام به گام هک رشدحتما بخوانید: فرایند اجرای گام به گام هک رشد

۴ اصل اساسی تمام بازی‌های جهان

عوامل متغیری بر بازی‌های جهان حکم فرما هستند، اما در تمام بازی‌ها ۴ اصل اساسی جریان دارد.

۱- تمام بازی‌ها “قانون” دارند

هر نوع بازی که بخواهید به آن فکر کنید، شامل یک سری قوانین و محدودیت‌‌ها است. هر کاری که در بازی خارج از قوانین آن انجام شود، دیگر جزو آن بازی نخواهد بود. قوانین هستند که به یک بازی روح و معنا می‌بخشند. البته که قوانین بازی مثل قوانین حکومتی نیستند که برای همه لازم‌الاجرا باشند؛ بازی کردن کاری کاملا انتخابی است و کسی که وارد آن می‌شود خودش تصمیم گرفته که به آن قوانین پایبند باشد. جایی که زور هست، دیگر چیزی به نام بازی وجود ندارد.

مثلا بازی شطرنج را در نظر بگیرید. قانون بازی می‌گوید که مهره فیل باید تا آخر بازی در خانه‌هایی در همان رنگ بماند که از ابتدای بازی در آن قرار داشت (اگر از اول در خانه سفید بوده، تا آخر بازی هم باید در خانه‌های سفید بماند و بالعکس). اگر این قانون نقض شود، بازی متوقف شده و به آخرین وضعیتی که در آن مهره در جای صحیح خود قرار داشت باز می‌گردد.

 

۲- هر بازی‌ای به یک “هدف” ایجاد شده

همه بازی‌ها در نهایت هدفی را دنبال می‌کنند که معمولا بردن بازی است. در واقع، دو راه کلی برای رسیدن به این هدف وجود دارد:

  • شرط مورد نیاز برای بردن بازی
  • استراتژی مورد نیاز برای بردن بازی

اجازه دهید تفاوت این دو موضوع را با یک مثال روشن کنیم.

در فوتبال، شرط اصلی بردن بازی چیزی نیست به جز زدن گل‌های بیشتر نسبت به حریف. اگر مطمئن باشید که می‌توانید بیشتر از آنکه گل بخورید توپ را وارد دروازه حریف کنید، آمارهایی مثل میزان در اختیار داشتن توپ، تعداد کارت‌های زرد و قرمز، آفسایدها، شوت‌های داخل چارچوب و … هیچ اهمیتی ندارد.

اما استراتژی فوتبال موضوعی کاملا متفاوت است. برای بردن بازی، باید توپ را در اختیار داشت. باید حمله کرد و موقعیت ایجاد کرد. باید با دفاع مناسب جلوی حملات حریف را گرفت. باید رفتار تیم مقابل را تحلیل کرده و به آن واکنش مناسب نشان داد. البته که همه این‌ها شاید در انتها به گرفتن بردن منجر نشوند و حریف به صورت کاملا تصادفی موفق شود که بازی را ببرد. اما این موضوع چیزی از اهمیت استراتژی کم نمی‌کند.

۳- شانس و تنوع در تمام بازی‌ها وجود دارد

هر بار که کتابی می‌خوانید، فیلمی را تماشا می‌کنید یا به یک قطعه موسیقی گوش می‌کنید، یک روند کلی وجود دارد که از اول آن شروع می‌شود و در جایی به پایان می‌رسد. ممکن است یک فیلم را بارها ببینید و از آن لذت ببرید؛ این کار ممکن است تفریح یا سرگرمی محسوب شود اما هیچ وقت به معنای “بازی” نخواهد بود. شرط آنکه فعالیتی “بازی” محسوب شود، این است که خود شما در آن نقش داشته و با هر بار انجام آن، تجربه‌ای متفاوت داشته باشید.

ویژگی یک بازی این است که روند و نتیجه نهایی آن هر بار با دفعه پیش متفاوت است. هر چند بار هم بازی کرده‌ باشید، باز هم از ابتدا نمی‌توانید مطمئن باشید که چه اتفاقاتی در راه است و چه کسی برنده نهایی خواهد بود. در هر بازی مقداری قانون و مقداری هم شانس وجود دارد (حتی در فکری‌ترین و استراتژیک‌ترین بازی‌ها) و این است که به بازی‌ هیجان و جذابیت می‌دهد.

برای ملموس‌تر شدن موضوع، بد نیست برای مثال به بعضی از عوامل ایجاد کننده شانس اشاره کنیم. وجود تاس، حالت‌های مختلف بُر خوردن کارت‌ها در ابتدای بازی، متفاوت بودن روش‌ها و استراتژی‌های بازیکنان، تنوع زیاد در حرکت‌های احتمالی و … نمونه‌هایی خوب از عوامل به وجود آورنده شانس هستند.

 

۴- بازی بدون رقابت معنا ندارد

در هر بازی رقابت وجود دارد. برنده و بازنده داریم. حتی اگر بازی گروهی باشد و افرادی با هم برای رسیدن به هدفی تلاش کنند، باز هم دارند با یک چالش یا یک موقعیت دشوار دست و پنجه نرم می‌کنند. رقابت نیاز به سیستمی دارد که در آن بتوان نتایج را با هم مقایسه و برنده و بازنده را تعیین کرد.

لینک بیلدینگ چیست و چه اهمیتی دارد؟حتما بخوانید: لینک بیلدینگ چیست و چه اهمیتی دارد؟

چگونه از گیمیفیکیشن استفاده کنیم؟

قبل‌تر گفتم که گیمیفیکیشن معادل با بازی کردن نیست، بلکه به معنی “استفاده از ویژگی‌های بازی” است. حالا که با ۴ ویژگی اساسی بازی آشنا شدید،وقت آن است که طریقه استفاده از گیمیفیکیشن در بازاریابی هم یاد بگیرید!

اگر بخواهیم تعریف دقیق‌تری از بازی کاری ارائه دهیم، باید بگوییم که گیمیفیکیشن یعنی تلاش در جهت بالابردن انگیزه، حس رقابت و کنجکاوی با استفاده از المان‌های بازی که در بالا به آنها اشاره شد، به هدف افزایش تقاضای مشتریان، بهبود عملکرد کاری افراد یا پیشرفت در آموزش. 

بازی کاری در چه زمینه‌هایی کاربرد دارد؟

گیمیفیکیشن وارد جنبه‌های فراوانی از زندگی ما شده است. استفاده از بازی‌ کاری در فرم‌های گوناگون کسب و کار از جمله بازاریابی، آموزش، استخدام و حتی سیاست هم مرسوم است. در اینجا، به صورتی خیلی خلاصه به بعضی از کاربردهای مختلف بازی کاری اشاره می‌کنیم و سپس به بحث اصلی که همان کاربرد گیمیفیکیشن در بازاریابی است خواهیم پرداخت.

ایجاد جذابیت در آموزش

هدف اصلی از پیاده سازی گیمیفیکیشن، افزایش مشارکت، ارتباط، وفاداری و حس رقابت در افراد است. پس چرا از این ابزار در آموزش استفاده نکنیم؟

بازی کاری می‌تواند در جنبه‌های متنوعی از آموزش از جمله ارزشیابی، پاداش دادن به دانش آموزان و دانشجویان، افزایش انگیزه به آنها و مراحل مختلف خودِ تدریس به کار رود.

بالابردن انگیزه افراد و میزان بازده در محیط‌های کاری

پیاده سازی گیمیفیکیشن در محل کار به معنی بازی کردن سر کار نیست. همانطور که اشاره کرده‌ایم، بازی کاری و بازی کردن دو مفهوم جدا هستند. هدف اصلی از بازی کاری در محل کار، ایجاد انگیزه برای رقابت، یادگیری، پیشرفت و انجام بهتر و سریع‌تر کار است.

 

البته که نمی‌شود همکاران را کتک زد، اما رها کردن کار و بازی کردن به جای آن به بهانه اجرا کردن گیمیفیکیشن، یکی از آن اتفاقاتی است که کم و بیش در بعضی مجموعه‌ها می‌افتد (این را هم به چشم دیده‌ام)!

یکی از اصلی‌ترین روش‌های پیاده سازی بازی کاری در محیط کار، ایجاد سازوکارهایی برای سنجش کیفیت کار افراد و در نظر گرفتن پاداش‌های متناسب برای کارکنانی است که عملکرد بهتری‌ داشته‌اند.

گیمیفیکیشن در مارکتینگ

بازی کاری چند سالی هست که در سراسر جهان به عنوان ابزاری قدرتمند در برقراری ارتباط با مشتریان شناخته می‌شود. دلیل آن هم این است که ذاتِ بازی کردن و برنده شدن احتمالی، احساسات مثبتی را در ما بیدار می‌کند.

در بازاریابی، گیمیفیکیشن راهی است برای استفاده از این احساسات مثبت مشتریان برای فروش محصول یا خدمتی به آنها. علاوه بر این، این کار احتمالا باعث خواهد شد که کاربر این حس خوب را با دوستانش به اشتراک گذاشته و آنها نیز به جمع مشتریان شما اضافه شوند.

استفاده از بازی کاری کمک می‌کند که افراد زمان بیشتری را در وبسایت یا اپلیکیشن شما سپری کنند و همین هم احتمال خرید کردن آن افراد از شما را بالا خواهد برد.

چگونه گیمیفیکیشن را در استراتژی بازاریابی خود پیاده کنیم؟

در اینجا می‌رسیم به بحث اصلی! اجازه دهید موضوع را با یک پرسش آغاز کنیم:

دقت کرده‌اید بعضی از بازی‌های موبایلی مدتی دانلود شده و مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما بعضی بازی‌های دیگر به شدت فراگیر شده، کاربرانشان را ساعت‌ها درگیر کرده و میلیون‌ها دلار برای سازندگانشان به ارمغان می‌آورند؟

رپورتاژ آگهی چگونه رتبه گوگل سایت شما را متحول می‌کند؟حتما بخوانید: رپورتاژ آگهی چگونه رتبه گوگل سایت شما را متحول می‌کند؟

بازی معروف جنگ قبیله‌ها یا Clash of Clans، نمونه موفقی از پیاده سازی گیمیفیکیشن در بازاریابی بود. دقت داشته باشید که در اینجا صحبت بر سر خودِ بازی نیست، بلکه موضوع اصلی فروش گسترده الماس‌ها (Gems) به کاربران است که منبع اصلی درآمد شرکت Supercell به حساب می‌آیند.

در فضای این بازی که در کشور ما نیز بسیار محبوب بود (و همچنان هم هست)، از بازی کاری به شکل فوق‌العاده‌ای استفاده شده است. کاربران همواره می‌توانند وضعیت بازیکنان برتر در جهان و در کشور خود را ببینند (ایجاد هدف و انگیزه)، با یکدیگر به نبرد بپردازند (حس رقابت) و از حالت‌های بیشمار چیدمان نیروها و ساختمان‌ها، استراتژی برنده را پیدا کنند (شانس و قانون). نکته اصلی اینجاست که روند پیشرفت بسیار کند است و برای زودتر رسیدن به مراحل بالا، باید سر کیسه را شل کرده و مقداری Gem بخرید! طراحان بازی با استفاده از این المان‌ها کار بازاریابی برای Gem ها را آنقدر خوب انجام داده بودند که حتی در کشور ما که به صورت عادی امکان خرید Gem وجود نداشت، کاربران برای خرید الماس‌ها از ده‌ها روش برای دور زدن این محدودیت‌ها استفاده می‌کردند.

همانطور که دیدیم، گیمیفیکیشن مستقیما با احساسات ما سر و کار دارد. این احساسات برای بازاریاب‌ها بسیار مهم هستند. تکنیک‌های بازی کاری می‌توانند به شما کمک کنند افراد را به خرید کالا یا خدمات خود ترغیب کنید. در اینجا به چند ترفند مهم برای رسیدن به این هدف اشاره خواهیم کرد.

از نوعی سیستم امتیاز دهی برای افزایش ارتباط با مشتری و بیشتر دیده شدن برند استفاده کنید.

استفاده از سیستم‌های امتیازدهی در سایت یا اپلیکیشن شما، همیشه جواب می‌دهند چون افراد همیشه میل به گرفتن امتیازهای بیشتر و در ادامه آن تخفیف‌های بیشتر هستند. مشتریان برای گرفتن تخفیف، حاضر هستند ویدیوهای تبلیغاتی شما را بارها و بارها تماشا کرده و با دوستانشان به اشتراک بگذارند.

برای بدست آوردن مخاطبان بیشتر، به آنها جایزه بدهید!

به راه انداختن نوعی مسابقه یا چالش یکی از موثرترین راه‌ها برای جلب توجه مشتریان است. این افراد به امید بردن جایزه‌ای در مسابقه شما شرکت می‌کنند و در همان زمان آماده‌اند که اطلاعاتی را در اختیار شما بگذارند؛ برای مثال قبل از شروع مسابقه، یک فرم آنلاین را پر کنند. این خود فرصتی عالی است که فهرستی از مشتریان بالقوه در اختیار شما قرار گیرد.

به افراد حق انتخاب بدهید.

دادن حق انتخاب‌های گوناگون به افراد، یکی از بهترین روش‌های پیاده‌کردن بازی سازی در بازاریابی است. تصور کنید در صفحه‌ای هستید که در آن چند محصول یا سرویس به شما پیشنهاد شده، و روی هرکدام که کلیک کنید ویدیویی مختص انتخاب شما نمایش داده می‌شود. این انتخاب‌ها می‌توانند حالت چند لایه پیدا کنند، یعنی در هر یک از این ویدیوها هم چندین آپشن داشته باشیم که هر یک ما را به سمت ویدیویی دیگر هدایت می‌کنند.

به مخاطبان‌تان اجازه دهید که مرحله به مرحله پیشرفت کنند.

آدم‌ها عاشق پیشرفت کردن هستند. برای کاربران چندین سطح تعریف کنید که بتوانند با فعالیت یا خرید از شما، به مراحل بالاتر رسیده و هر چه بالاتر می‌روند، امکانات بیشتری در اختیارشان قرار گیرد. طبیعی است که هر مرحله بایستی از مرحله قبلی دشوارتر بوده و افراد برای گذشتن از آن به تلاش و فعالیت بیشتری نیاز داشته باشند.

برای مثال، همانطور که در این شکل می‌بینید، الوپیک برای کاربرانش چهار سطح آبی، برنزی، نقره‌ای و طلایی تعریف کرده است. در اینجا مشخص شده که تا رسیدن به سطح بعدی چقدر باید خرید کنید، و مشتریان در هر سطحی که باشند نسبت به سطح قبلی امکانات و انتخاب‌های بیشتری برای خرید و دریافت جایزه خواهند داشت.

برای کاربران نوعی “حداقل امتیاز لازم” تعریف کنید.

کاری کنید که کاربران برای دسترسی به بعضی از خدمات، نیاز به حداقلی از امتیاز داشته باشند. بهتر است که برای رسیدن به این امتیاز لازم باشد که مدت زمانی را داخل سایت یا اپلیکیشن شما به فعالیت بپردازند. البته توجه داشته باشید که جذابیت و سرگرم کننده بودن این فعالیت‌ها باید حفظ شوند تا کاربران انگیزه و انرژی لازم را برای ارتباط با شما داشته باشند.

از گردونه‌های شانس استفاده کنید.

ویژگی خوب این گردونه‌ها این است که نه تنها هیجان انگیز هستند، بلکه استفاده از آنها نیز بسیار آسان بوده و افراد می‌توانند همان لحظه متوجه شوند که برنده شده‌اند یا نه. ویژگی دیگر آنها هم این است که کاربر می‌تواند بارها و بارها شانس خود را امتحان کند که این خود باعث افزایش تعامل افراد با شما خواهد شد.

مثالی خوب در این باره، گردونه شانس دیجی استایل است. در اینجا جایزه‌ها مشخص هستند و در همان لحظه استفاده می‌توانید متوجه شوید که برنده شده‌اید یا نه. در ضمن برای استفاده از گردونه، باید وارد وبسایت شوید که این خود به معنی جمع آوری اطلاعات از کاربران و جذب مشتریان بالقوه جدید است.

به کاربران امکان “به اشتراک‌گذاری” بدهید.

اگر کاربران بتوانند با به اشتراک گذاشتن خدمات یا حتی بازی‌های شما امتیاز بیشتری کسب کنند، قطعا این کار را خواهند کرد. پس چرا از این فرصت عالی برای بزرگ‌تر کردن جامعه مشتریان خود استفاده نکنیم؟

اینفوگرافیک: ایمیل مارکتینگ را جدی بگیرید!حتما بخوانید: اینفوگرافیک: ایمیل مارکتینگ را جدی بگیرید!

دعوت کردن دوستان به استفاده از اسنپ برای گرفتن هدیه ۱۵۰۰۰ تومانی، مثالی آشنا از این تکنیک بازی کاری است. از طرف دیگر هر کاربر جدید هم برای اولین سفرش ۸۰۰۰ تومان هدیه می‌گیرد. به طور خلاصه، اسنپ حاضر است برای به دست آوردن هر مشتری جدید، ۲۳۰۰۰ تومان خرج کند که البته این هزینه در سفرهای بعدی جبران می‌شود!

از کاربران بخواهید محتوای خود را در اختیار شما بگذارند.

با به راه اندازی جشنواره‌ها، مسابقات مختلف یا حتی طرح یک سوال، کاربران را ترغیب کنید برای شما عکس و ویدیو بفرستند یا نظراتشان را درباره موضوعی با شما به اشتراک بگذارند. اگر به افراد شانس بردن جایزه‌ای را بدهید، این کار را با کمال میل انجام خواهند داد. اگر به دنبال ایده‌های جدید برای بهبود کسب و کارتان هستید، این هم یکی از تکنیک‌های بازی کاری است که در این زمینه به شما خیلی کمک خواهد کرد.

روش‌های دیگر

مواردی که به آنها اشاره شد، تنها تعدادی اندک از تکنیک‌های فراوان بازی کاری هستند که می‌توان با آنها میزان فعالیت و وفاداری مشتریان را افزایش داد. قسمت بزرگی از کار به هوشمندی و خلاقیت شما بستگی دارد که چطور بتوانید با روش‌های جدید و نوآورانه، انگیزه افراد را افزایش دهید. به زودی درباره روش‌های خلاقانه و متفاوت در پیاده سازی گیمیفیکیشن صحبت خواهیم کرد.

استفاده از گیمیفیکیشن چه فایده‌هایی دارد؟

گیمیفیکیشن به این خاطر جواب می‌دهد که باعث افزایش تمایل افراد به رقابت و کسب موفقیت می‌شود. همه ما از بازی کردن لذت می‌بریم چون این کار باعث ترشح هورمون شادی آور اندورفین (endorphin) در مغز ما می‌شود. استفاده از المان‌های بازی هم عینا چنین تاثیری در بدن ما می‌گذارند. در اینجا به بعضی از نتایج عملی پیاده کردن چنین سیستمی اشاره خواهیم کرد:

بازخورد مثبت و سریع

یکی از فواید بازی کاری این است که افراد بعد از تلاش یا عملکرد مثبتشان سردرگم و بلاتکلیف نمی‌مانند. برای مثال در یک محیط کاری که گیمیفیکیشن به صورت صحیح در آن پیاده شده، شخص پس از شرکت در یک جلسه مهم در یک روز تعطیل، می‌تواند پاداش خود را به صورت آنلاین مشاهده کرده و همین به بهبود روحیه و انگیزه وی کمک خواهد کرد.

ایجاد رضایت

اگر اهل بازی‌های کامپیوتری هستید، حتما می‌دانید که تمام کردن یک بازی یا رد کردن یک مرحله سخت چه حس خوبی دارد. درست مشابه این حس را می‌توان زمانی در یک مشتری ایجاد کرد که موفق شده باشد از شما یک تخفیف یا هدیه ارزشمند بگیرد؛ یا دانشجویی که تلاش او به گرفتن چند نمره بیشتر از استاد منجر شده است.

عملکرد بهتر و سریع‌تر

استفاده صحیح از بازی‌کاری در آموزش، آن را برای افراد جذاب‌تر کرده و همین به افزایش سرعت و کیفیت کار می‌انجامد. وارد کردن المان‌های بازی در قسمت آموزش کار با سایت، اپلیکیشن یا حتی خودِ یک بازی، یکی از موثرترین راه‌‎های آموزش کار به کاربران است.

آیا استفاده از بازی کاری به معنای هدر دادن زمان و منابع است؟

هر چیزی بیش از حدش بد است، و گیمیفیکیشن نیز از این قاعده مستثنی نیست. باید بدانیم که استفاده از بازی‌ کاری در تمامی موقعیت‌ها مناسب نیست، مخصوصا در موضوعات بسیار جدی. علاوه بر این، دانستن آنکه چه زمانی می‌توانیم به سراغ گیمیفیکیشن برویم و چه زمانی نباید این کار را بکنیم هم بسیار مهم است. پس پاسخ به این پرسش در بعضی از موارد بله است!

یکی از این حالت‌ها زمانی اتفاق می‌افتد که فرآیند بازی کاری به خوبی طراحی نشده و عملا به یک چیز مزاحم و اضافی تبدیل شود. وقتی که تعداد المان‌های بازی خیلی زیاد شود، چیزی که می‌توانست جالب و سرگرم کننده باشد عملا به یک فعالیت دشوار و دست و پاگیر تبدیل می‌شود. این اتفاقات وقتی که پاداش‌ها بیش از حد در دسترس یا زیاد باشند هم اتفاق می‌افتد؛ وقتی افراد برای کسب امتیاز به تلاش چندانی نیاز نداشته باشند، عملا انگیزه چندانی برای فعالیت باقی نمانده و این پاداش‌ها معنا و مفهوم خود را از دست می‌دهند.

حالت دیگری که گیمیفیکیشن ممکن است با شکست مواجه شود این است که نوع فعالیت یا پاداش‌ها با موضوع کار اصلی یا مخاطبان ما همخوانی نداشته باشند. برای مثال، در نظر گرفتن یک حساب بانکی پس انداز به عنوان جایزه ممکن است برای والدین یک کودک جذابیت و مقبولیت فراوانی داشته باشد، اما به احتمال خیلی زیاد یک اسباب‌بازی هیجان انگیز کودکِ مورد نظر ما را بیشتر به درس خواندن ترغیب خواهد کرد. در صورت تمایل به پیاده سازی بازی کاری در هر موضوعی مخصوصا بازاریابی، قبل از اقدام تمامی جوانب کار را در نظر بگیرید.

به طور خلاصه…

برای بهتر انجام شدن هر کاری، انگیزه و انرژی لازم است. بازی‌ها به خوبی توانایی ایجاد این انگیزه را داشته و به همین خاطر می‌توان از ویژگی‌های آنها برای بهبود کیفیت آموزش، راندمان کاری افراد و افزایش فروش استفاده کرد. بعضی از تکنیک‌های پیاده سازی بازی کاری در بازاریابی استفاده از سیستم‌های امتیازدهی و گردونه‌های شانس هستند؛ و البته بسته به میزان خلاقیت‌تان می‌توانید روش‌های فراوان دیگری را هم برای بهبود وضعیت فروش کالاها یا خدمات خود طراحی کنید.

آیا شما هم در بازاریابی، مدیریت یا آموزش از چنین روش‌هایی استفاده می‌کنید؟ تا بحال به چه تکنیک‌های دیگری برخورده‌اید یا خودتان به کار برده‌اید؟ منتظر دیدن نظرات شما هستیم!



Source link


هر وقت صحبت از توییتر و عبارت “توییت کردن” می‌شود، خیلی از ما به یاد خبرهای فوری، رقابت‌های انتخاباتی و موضع‌گیری‌های جنجالی دونالد ترامپ می‌افتیم. اما باید بدانیم که واقعیت توییتر و کاربردهای آن چیزی فراتر از این‌ها است.

توییتر با بیش از ۳۳۵ میلیون کاربر فعال در ماه و پشتیبانی بیش از ۴۰ زبان مختلف، یکی از قدرتمندترین و اثرگذارترین شبکه‌های اجتماعی در دنیا بوده و از ابزارهای عالی بازاریابی دیجیتال محسوب می‌شود.

با نوشتن متن‌های کوتاه و تاثیرگذار، استفاده از هشتگ‌های قدرتمند و تعامل فعال با دیگر کاربران، می‌توانید یکی از موثرترین کمپین‌های تبلیغاتی خود را در توییتر به راه بیندازید و از قابلیت “ریتوئیت” توسط کاربران نهایت استفاده را ببرید؛ چرا که توئیتر یکی از قوی‌ترین شبکه‌های اجتماعی برای وایرال کردن محتوای شماست.

با وجود فیلتر بودن توئیتر، این شبکه یکی از پرطرفدارترین شبکه‌های اجتماعی در ایران است. قدرت، میزان اثرگذاری و قابلیت موج سازی آن در حدی است که بسیاری از شرکت‌های بزرگ ایرانی، سیاستمداران از تمامی طیف‌ها و سلبریتی‌های فراوانی از آن به عنوان رسانه‌ای برای معرفی، تبلیغات و کمپین‌های خود استفاده می‌کنند. محتوای توییتر معمولا آنقدر فراگیر می‌شود که سر از شبکه‌های اجتماعی دیگر از جمله اینستاگرام و پیام‌رسان‌ها هم ‌درمی‌آورد.

خلاصه اینکه اگر هنوز از توییتر برای ترویج کسب و کارتان استفاده نمی‌کنید، بهتر است که همین حالا به سراغش بروید. در ادامه مطلب، به چگونگی کار با توییتر، امکانات آن و ویژگی‌هایی که این شبکه را از پلتفرم‌های اجتماعی دیگر متمایز می‌کنند خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید!

معرفی توییتر

قبل از توییتر، توییتی توییت می‌کرد!

نام توییتر (Twitter) از واژه Tweet به معنی جیک جیک کردن و آواز خواندن پرنده گرفته شده است (شخصیت توییتی در کارتون‌های Looney Tunes را به یاد بیاورید). در اینجا پرنده مورد نظر ما (که خودِ کاربران توییتر باشند) می‌تواند جدیدترین خبرها را به گوش همه برسانند. همین باعث شده کلمه Tweet در واژه نامۀ انگلیسی به معنی نوشتن یا پست کردن محتوا اضافه شود.

توییتر در سال ۲۰۰۶ توسط جک دورسی (Jack Dorsey) که هم اکنون نیز مدیرعامل این شرکت است، راه اندازی شد. اولین توییت هم دقیقا توسط خودِ جک دورسی در تاریخ ۲۲ مارس ۲۰۰۶ زده شد. تعداد کاربران توییتر از همان ابتدا با سرعت فراوانی افزایش پیدا کرد، تا جایی که تعداد کاربرانش ظرف شش سال به بیش از ۱۰۰ میلیون نفر رسید که جمعا روزانه حدود ۳۴۰ میلیون بار توییت می‌کردند.

توییتر در سال ۲۰۱۳ در جمع ۱۰ وبسایت برتر دنیا قرار گرفت و به علت فراوانی توییت‌ها و کاربرد گسترده‌اش، لقب “اس ام اس اینترنتی” را کسب کرد.

توییتر امروزه به اصلی‌ترین تریبون “شهروند – خبرنگارها” تبدیل شده؛ یعنی افرادی که خبرنگار حرفه‌ای یا شخص معروفی محسوب نشده و فقط به دنبال پلتفرمی آنلاین برای خبررسانی و ارتباط با دنیای بیرون هستند.

طبق آخرین آمار ارائه شده در پایان سه ماه دوم سال ۲۰۱۸، توئیتر در ماه بیش از ۳۳۵ میلیون کاربر فعال دارد.

ساختار و محتوای توییتر

ساختار توییتر بسیار ساده است و یک ستون بیشتر ندارد. شما به راحتی می‌توانید در آن توییت‌ها را بالا و پایین (Scroll) کنید. انواع مختلف محتوا در شبکه اجتماعی توییتر قابل به اشتراک‌گذاری است.

متن

اصلی‌ترین معنای عبارت “توییت کردن” در توییتر، نوشتن متن و به اشتراک‌گذاری آن با فشردن دکمه Tweet است. کاربران توییتر در ابتدا در هر توییت تنها متنی با طول حداکثر ۱۴۰ کاراکتر می‌توانستند بنویسند، اما در نوامبر ۲۰۱۷ این میزان برای تمامی زبان‌ها به جز ژاپنی، کره‌ای و چینی به دو برابر افزایش پیدا کرد. در همان زمان نیز این افزایش محدودیت موافقان و مخالفان خود را داشت. اگر شما هم نظری موافق یا مخالف با این دارید، می‌توانید در قسمت کامنت‌ها با ما به اشتراک بگذارید.

به خاطر همین محدودیت در تعداد کاراکترها، خیلی از کاربران توییتر بعضی کلمات را مخفف کرده یا آنها را از قصد غلط می‌نویسند. عبارت‌هایی مثل Twttr به جای Twitter یا “پاد” به جای “پایگاه اطلاع رسانی دولت” نمونه‌هایی از این خلاصه‌سازی‌ها هستند. زیاد روی این مسئله حساس نشوید، این مسئله در توییتر کاملا عادی است و بعد از مدتی سر و کله زدن با آن به این چیزها عادت می‌کنید!

به هر حال، اگر مایلید متنی طولانی‎‌تر از ۲۸۰ کاراکتر بنویسید، باید نوشته خود را در چند توییت مجزا نوشته یا به اصطلاح یک “رشته توییت‌” بنویسید. راه دیگر هم به اشتراک‌گذاری لینک نوشته‌تان در توییتر است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو!

لینک‌ها

اگر مطلبی در وبلاگتان نوشته‌اید، در سایتتان محصولی برای فروش دارید یا خبر یا محتوای جالبی در فضای وب دیده‌اید که می‌خواهید با دیگران به اشتراک بگذارید، می‌توانید لینک صفحه مورد نظر را توییت کنید. لینک‌ها جزو ۲۸۰ کاراکتر توییت‌ها محسوب نمی‌شوند و می‌توانید به راحتی متن مورد نظرتان را هم کنار لینک مورد نظر قرار دهید.

بک لینک یا لینک خارجی چیست؟حتما بخوانید: بک لینک یا لینک خارجی چیست؟

توییتر تمامی لینک‌های به اشتراک گذاشته شده را با استفاده از دامنه t.co کوتاه می‌کند. این دامنه به صورت اختصاصی متعلق به توییتر است و هر لینکی که شما در آن منتشر کنید با این دامنه کوتاه می‌شود.

محتوای تصویری

به اشتراک گذاری عکس و گیف در توییتر بسیار آسان است. در هر توییت می‌توانید حداکثر ۱ گیف یا ۴ عکس توییت کنید و اگر از اپلیکیشن موبایلی توییتر استفاده می‌کنید، عکس‌ها را مستقیما از دوربین گوشی خود به اشتراک بگذارید.

ویدیو

به اشتراک‌گذاری ویدیو از طریق آپلود کردن فایل یا ضبط آن با دوربین فیلمبرداری گوشی امکان پذیر است. توجه داشته باشید که ویدیوی شما حداکثر می‌تواند ۲ دقیقه و ۲۰ ثانیه باشد، در غیر این صورت توییتر خودش ویدیوی شما را کوتاه خواهد کرد. در صورتی که می‌خواهید ویدیوی طولانی‌تری را به اشتراک بگذارید، بهتر است آن ویدیو را در آپارات، نماشا، یوتیوب و سایر رسانه‌ها بارگزاری کنید و لینک آن را در توئیتر به اشتراک بگذارید.

علاوه بر این، امکان پخش زنده ویدیو در اینجا هم وجود دارد.

نظرسنجی‌ها (Polls)

یکی از بهترین ویژگی‌های توییتر برای تعامل با دیگر کاربران، امکان ایجاد نظرسنجی در آن است. کافی است روی دکمه ایجاد نظرسنجی کلیک کرده، سوالتان را تایپ کنید و پاسخ‌های مورد نظر را وارد کرده تا کاربران بتوانند یکی از آنها را انتخاب کنند. امکان ایجاد محدودیت زمانی (یعنی اینکه نظرسنجی تا چه زمانی روی سایت بماند) نیز وجود دارد.

اگر دانستن سن کاربران کمک می‌کند که بهتر با آنها ارتباط برقرار کنید، پس می‌توانید یک نظرسنجی در این مورد راه بیندازید.

ابزارها و امکانات

درست همانند بسیاری از شبکه‌های اجتماعی، برای دیدن توییت‌ها نیازی به ثبت نام در توییتر ندارید، اما برای فعالیت در توییتر و استفاده از اپلیکیشن‌ موبایلی آن، بایستی حساب کاربری خود را داشته باشید. برای ساختن حساب کاربری به یک آدرس ایمیل احتیاج دارید.

ساختن حساب کاربری و تنظیمات پروفایل

ساختن حساب کاربری در توییتر با داشتن یک آدرس ایمیل معتبر و یک رمز عبور امکان پذیر است.

بعد از ورود، بایستی یک نام کاربری (username) برای خود انتخاب کنبد، در غیر اینصورت توییتر خودش برای شما یک نام کاربری تعریف خواهد کرد. همواره می‌توانید در قسمت تنظیمات نام کاربری خود را تغییر دهید، به شرطی که قبلا کسی از این اسم استفاده نکرده باشد. توجه داشته باشید که نام کاربری با عنوان اکانت شما متفاوت است. برای انتخاب عنوان اکانت هم از نام‌های فارسی و هم انگلیسی بنا به سلیقۀ خود می‌توانید استفاده کنید.

با زدن دکمه Edit Profile، می‌توانید یک تصویر پروفایل و یک بنر برای خود انتخاب کنید. امکان وارد کردن آدرس وبسایتان هم در اینجا وجود دارد. اگر به دنبال اعمال تنظیمات بیشتر از جمله عوض کردن رمز عبور، فعال کردن تایید دومرحله‌ای، غیر فعال کردن حساب و … هستید بایستی به قسمت Settings and Privacy مراجعه کنید.

راستی اگر هنوز توئیتر را نصب نکرده‌اید، می‌توانید به مقالۀ راهنمایی نصب و راه‌اندازی توئیتر در وبلاگ دیدوگرام مراجعه کنید.

دنبال کردن و دنبال شدن

درست همانند شبکه‌های اجتماعی دیگر، در اینجا هم امکان فالو کردن دیگر کاربران وجود دارد. بخاطر ذاتِ توییتر که در آن جریان اطلاعات باز بوده و در دسترس همه است، حالت پیش فرض این است که می‌توانید هر کاربری را فالو کرده و از همان لحظه به توییت‌های آنها دسترسی داشته باشید، اما در صورت تمایل می‌توانید حساب کاربری خود را به صورت Private درآورده تا افراد دیگر قبل از فالو کردن شما، از شما اجازه بگیرند.

البته اگر می‌خواهید از توییتر برای ترویج کسب و کارتان استفاده کنید، بهتر است چنین کاری نکنید.

فیو، ریتوییت، منشن و ریپلای

عبارت فِیو (Fave) حالت کوتاه شده Favorite است که البته الان به نام همان لایک (Like) شناخته می‌شود. این کار درست همانند لایک کردن پست‌ها در دیگر شبکه‌های اجتماعی است. توجه داشته باشید که با فیو کردن یک توییت، دنبال‌کنندگان شما نیز خواهند دانست که شما آن توییت را پسندیده‌اید. اگر دوست ندارید از طرف فالوئرهایتان قضاوت شوید، هر توییتی را لایک نکنید مگر آنکه مایل باشید آنها نیز آن توییت را ببینند و بپسندند.

قیمت گذاری: ۱۰ استراتژی همیشه سبز برای افزایش فروشحتما بخوانید: قیمت گذاری: ۱۰ استراتژی همیشه سبز برای افزایش فروش

شاهد این ماجرا بلایی است که مدتی پیش بر سر تد کروز، یکی از سرشناس‌ترین سناتورهای جمهوری خواه در ایالات متحده امریکا آمد. او در زمان رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۶، پس از لایک کردن توییتی در یکی از صفحات نه چندان اخلاق مدار (!)، توسط کاربران بسیاری مورد حمله قرار گرفت و هنوز هم پس از بیش از ۲ سال، کاربران دست از تمسخر او برنداشته‌اند.

عنوان ریتوییت (Retweet) یا همان دوباره توییت کردن، اصلی‌ترین روش به اشتراک‌گذاری توییت‌های دیگران با دنبال‌کنندگان شماست. با کلیک روی دکمه ریتوییت می‌توانید توییت مورد نظرتان را بازنشر داده و زیر آن توییت متنی بنویسید تا نظر خودتان را هم با دوستانتان مطرح کرده باشید. به این کار به اصطلاح کوت (Quote) هم می‌گویند. این قابلیت توئیتر برای کسانی که به دنبال وایرال شدن محتوا یا به اشتراک‌گذاری کمپین‌های تبلیغاتی خود هستند، یکی از بهترین امکانات است، چراکه فوق‌العاده راحت و کاربردی است و کاربران بسیاری زیادی از آن اسفاده می‌کنند؛ تا جایی که می‌توان گفت که بیش از ۷۰% فضای توئیتر حول عمل “ریتوئیت کردن” می‌چرخد.

یکی از راه‌های ارتباط مستقیم و عمومی با دیگر کاربران، منشن کردن آنها با استفاده از @ و نام کاربری منحصر به فرد آنهاست (درست همانند اینستاگرام). تفاوت در اینجاست که اگر کسی را در توییتر منشن کنید، در واقع یک پست عمومی خطاب به او نوشته‌اید و همه می‌توانند زیر آن توییت نظر خود را بگذارند. اخیرا افراد بسیاری در کشور ما برای مطرح کردن پیشنهادات و انتقادات خطاب به فروشگاه‌های اینترنتی، تاکسی‌های آنلاین، هنرمندان و سیاستمداران از این امکان توییتر استفاده می‌کنند.

ریپلای کردن (Reply) درست همانند کامنت گذاشتن در شبکه‌های اجتماعی دیگر است. در صورتی که کسی شما را منشن کرده‌ و موضوعی را مطرح کرده باشد، می‌توانید با زدن دکمه ریپلای به آن توییت جواب داده و اگر صاحب کسب و کاری هستید، از توییتر به عنوان تریبونی برای ارائه جوابیه‌های رسمی استفاده کنید. برای مثال، به انتقادی که یکی از مسافران تپ سی در توییتر مطرح کرده و جواب تپ سی به آن کاربر توجه کنید:

توییتر می‌تواند کمکی به بخش خدمات مشتریان شما هم باشد!

در این میان بد نیست اشاره‌ای هم داشته باشیم به اینفلوئنسرهای توییتر. احتمالا با اینفلوئنسرهای اینستاگرامی آشنا هستید؛ افرادی که در اینستاگرام معروف شده‌اند و به همین علت شرکت‌ها برای تبلیغ کالاها یا خدماتشان به سراغ آنها می‌روند.

در اینجا هم کاربران زیادی وجود دارند که کارشان همین است. از آنجا که این افراد تنها با یک منشن یا کوت کردن می‌توانند کاری کنند که توییت شما هزاران بار بیشتر دیده شود، بد نیست که برای تبلیغات توییتر سراغ این آدم‌ها هم بروید. البته که اینفلوئنسرهای توییتر معمولا از نظر حرفه‌ای بودن از اینستاگرامی‌ها چیزی کم ندارند و هزینه‌هایی که از شما می‌گیرند قطعا پایین نخواهد بود!

پیام‌های مستقیم (DM ها)

اگر مایل به ارتباط با کاربری دیگر هستید اما نمی‎‌خواهید صحبت‌های شما به صورت عمومی در توییتر منتشر شود، از پیام‌های مستقیم (Direct Message) استفاده کنید. DM زدن برای کاربران دیگر بسیار ساده است و نیاز به توضیح خاصی ندارد. برای فرستادن پیام به هریک از دیگر کاربران، روی دکمه Messages کلیک کنید، نام کاربری او را وارد کرده و پیامتان را بفرستید.

هشتگ‌ها

می‌توان به جرات گفت هشتگ‌ها در هیچ‌یک از شبکه‌های اجتماعی به اندازه توییتر قدرتمند نیستند. به علت باز بودن و فراگیر بودن توییتر، در صورتی که از هشتگ‌های پرکاربرد و مناسب استفاده کنید، تعداد بازدید‌های توییت‌های شما می‌تواند به آسانی به اندازه افراد معروف بالا برود.

هشتگ ها در توئیتر

استفاده از هشتگ‌ها معمولا برای راه‌اندازی کمپین‌ها یا تبلیغات برای فروش یک محصول کوچک گرفته تا انتخابات‌های ریاست جمهوری مرسوم است.  قبلا درباره هشتگ‎‌ها و چگونگی استفاده از آنها در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌ایم، کافی است به مقالۀ هشتگ چیست و چگونه باید از آن استفاده کرد، مراجعه کنید.

پروموت (Promote) کردن توییت‌ها

درست همانند اینستاگرام یا فیسبوک، در اینجا هم می‌توان توییت‌ها یا خودِ حساب کاربری را با پرداخت مبلغی به افراد بیشتری نمایش داد یا به اصطلاح پروموت کرد. در حال حاضر، توییتر خدمات پروموشن را به کشور ما ارائه نمی‌دهد.

بعضی از اصطلاحات مرسوم در میان کاربران فارسی زبان توییتر

بعد از مدتی کار با توییتر و مخصوصا ارتباط با کاربران ایرانی، به واژه‌ها و اصطلاحاتی برخواهید خورد که شاید در نگاه اول چندان آشنا به نظر نیایند. در ادامه به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد:

آواتار (Avatar): اینجا منظور اولین فیلم سه بعدی تاریخ سینما نیست! کاربران معمولا به تصویر پروفایل خود آواتار می‌گویند.

انکر تکست چیست و چه اهمیتی در سئو دارد؟حتما بخوانید: انکر تکست چیست و چه اهمیتی در سئو دارد؟

هدر (Header): کاربران در بالای صفحه خود از نوعی تصویر بنر استفاده می‎‌‌کنند (درست مثل فیسبوک) که به آن هدر هم گفته می‌شود.

فالو و آنفالو (Follow and Unfollow): نیاز به توضیح نیست که در اینجا هم می‌توانید کاربران دیگر را دنبال کرده (فالو کنید) یا دست از دنبال کردن آنها بردارید (آنفالو کنید).

لاک (Lock): توییتر ممکن است حساب کاربری شما را به دلایل مختلفی مثل غیر فعال بودن، فالو کردن بیش از حد، انتشار محتوای نامناسب یا گزارش‌های کاربران دیگر قفل (لاک) کند. در این صورت شاید چند روزی طول بکشد که حساب دوباره باز شده و در دسترس شما قرار گیرد.

بلاک (Block): اگر در توییتر خدای نکرده با کسی مشکل دارید، می‌توانید او را بلاک کنید. در این صورت نه شما به توییت‌های او دسترسی خواهید داشت و نه او به توییت‌های شما.

پین کردن توییت (Pin): می‌توانید یکی از توییت‌های مهم، شعارها یا مطالب مورد علاقه خود را روی پروفایلتان سنجاق کنید که همواره برای همگان قابل دیدن باشد.

بوکمارک (Bookmark): از آنجا که توییتر مثل دریایی از جملات است و پیدا کردن دوباره یک توییت اصلا کار آسانی نیست، پیشنهاد می‌کنیم اگر از توییتی خوشتان آمد و خواستید دوباره به سراغش بروید، آن را بوکمارک کنید. در این صورت توییت مورد نظر برای شما ذخیره شده و می‌توانید دوباره آن را در دسترس داشته باشید.

فیواستار (Fave star): به توییت‌هایی که بیشتر از ۱۰۰۰ بار لایک بخورند، به اصطلاح فیواستار می‌گویند.

مومنت (Moment): مومنت در توییتر تقریبا چیزی شبیه به استوری‌ در اینستاگرام یا فیسبوک است. می‌توانید یک یا چند توییت را انتخاب کرده، آنها را با انتخاب گزینه Add to New Moment به هم وصل کنید، برای مومنت خود عنوانی انتخاب کنید و در نهایت روی پروفایلتان قرار دهید.  از این به بعد هر کسی که وارد پروفایل شما می‌شود، قادر خواهد بود با دیدن مومنت‌های شما به موضوعات مورد علاقه و خط فکری شما پی ببرد. از مومنت‌ها می‌توانید برای ثبت و نگهداری وقایع مهم روی پروفایلتان استفاده کنید. مومنت‌ها به هر تعدادی که باشند برای همیشه روی پروفایل شما در دسترس هستند، مگر آنکه خودتان تصمیم بگیرید آنها را پاک کنید.

دی اکتیو کردن حساب (Deactivate): توییتر به شما این امکان را می‌دهد که حساب کاربری‌تان را غیر فعال کنید. توجه داشته باشید که در صورت پشیمان شدن، تا ۱۴ روز وقت دارید که اکانت خود را به حالت عادی برگردانید. بعد از ۱۴ روز، حساب شما برای همیشه بسته خواهد شد.

 ترول‌ها (Troll): عبارت ترول در توییتر معمولا برای کاربرانی استفاده می‌شود که کارشان تخریب، توهین یا مسخره کردن دیگر کاربران است. معمولا فکر خوبی است که هر چند وقت یکبار ترول‌ها را از فهرست دنبال‌کنندگان خود حذف کنید (بلاک کنید).

طوفان توییتری: هر از چند گاه، کاربران توییتر برای رسیدن به هدفی خاص یا رساندن پیامی به جامعه، “طوفان توییتری” به راه می‌اندازند. منظور از طوفان توییتری، پست کردن صدها هزار توییت به صورت هماهنگ و معمولا با هشتگی یکسان توسط کاربران متعدد است.

آنچه تا به اینجا گفتیم قسمت ساده ماجرا و خلاصه‌ای از امکانات عمومی توییتر بود. برای استفاده حرفه‌ای از توییتر، به ابزارهای حرفه‌ای نیاز دارید. در ادامه مطلب، به Twitter Analytics و چگونگی کار با آن خواهیم پرداخت.

استفاده از Twitter Analytics برای بازاریابان دیجیتال

توییت کردن بی‌هدف و برنامه هیچ فایده‌ای ندارد. چه قصد داشته باشید که صفحه خود را در توییتر راه بیندازید و چه به فکر شروع یک کمپین باشید، Twitter Analytics می‌تواند به شما کمک کند که ایده‌هایتان را بهتر عملی کنید. در فضایی که روزی حداقل ۵۰۰ میلیون توییت جدید وجود دارد، داشتن اطلاعات کافی و استفاده صحیح از آنها، باعث خواهد شد افراد بیشتری شما را ببینند.

ورود به پنل Twitter Analytics بسیار آسان است. کافی است روی تصویر پروفایل خود کلیک کرده و گزینه Analytics را انتخاب کنید.

۱۰ قانونی طلایی برای موفقیت از زبان بیل گیتس!حتما بخوانید: ۱۰ قانونی طلایی برای موفقیت از زبان بیل گیتس!

داخل توییتر آنالیتیکس چه خبر است؟

داخل پنل توییتر آنالیتیکس، آمارها و گزارش‌های فراوانی به چشم می‌خورند. در اینجا به تعدادی از آنها که برای بازاریاب‌های دیجیتال بیشترین اهمیت‌ را دارند اشاره خواهیم کرد.

۱٫ Top Tweet

Top Tweet یعنی توییتی که بیشترین تعداد Impression (میزان بازدید) را در یک ماه به خود اختصاص داده است. بررسی توئیتی که بیشترین بازدید را داشته به شما کمک می‌کند مسیر خود را در توئیتر بهتر پیدا کنید.

۲٫ New Followers

شما به عنوان یک کاربر گاهی مطلبی را می‌پسندید و گاهی هم بعد از مشاهده آن مطلب، به کانال یا صفحه مورد نظر می‌روید تا محتوای مشابه بیشتری ببینید. بالا رفتن تعداد دنبال‌کنندگان یعنی اینکه دارید خوب عمل می‌کنید و کاهش سرعت رشد تعداد این افراد، احتمالا نشانه‌ای است از اینکه قسمتی از مسیر را دارید اشتباه پیش می‌روید.

۳٫ Top Follower

عبارت Top Follower در اینجا یعنی کسی که از بقیه دنبال‌کنندگان شما فالوورهای بیشتری دارد. از آنجا که فیو کردن‌ها، ریپلای‌ها و منشن‌ها به کاربران دیگر هم نمایش داده می‌شود، دنبال‌کننده‌های پر طرفدار افراد بیشتری را به سمت صفحه شما خواهند کشید.

۴٫ Top Mention

بین توییت‌هایی که کاربران در آنها شما را منشن کرده‌اند، آن توییتی که بیشترین تعداد دیده‌شدن را به خود اختصاص داده به عنوان Top Mention شناخته می‌شود. گذاشتن تمرکز بیشتر روی Top Mention ها و فعالیت زیر آنها، طبعا باعث دیده‌‍ شدن شما توسط کاربران بیشتری خواهد شد.

۵٫ Engagements

Engagement ها عبارت هستند از هر کیلکی که روی توییت‌های شما خورده است. باز کردن عکس‌ها، ورود به لینک‌ها، ریپلای‌ها، باز کردن پروفایل یا هر کار مشابهی “Engagement” محسوب می‌شود. این کلیک‌ها یعنی اینکه توانسته‌‎اید توجه کسی را جلب کرده و آن شخص تلاش کرده که با شما بیشتر آشنا شود. تعداد Engagement ها می‌تواند به شما نشان دهد که Call to Action های شما چطور عمل می‌کنند.

۶٫ Engagement Rate

معیار Engagement Rate یا نرخ مشارکت عبارت است از تعداد کلیک‌ها تقسیم بر تعداد دیده شدن‌های یک توییت. در هنگام مقایسه وضعیت دو یا چند توییت، تنها شمردن تعداد کلیک‌ها ممکن است گمراه کننده باشد چون تعداد دفعاتی که آن توییت دیده شده را در نظر نگرفته‌ایم. مثلا فرض کنید که توییتی ۱۰۰ بار دیده شده و ۲۰ بار رویش کلیک شده. در این حالت نرخ مشارکت ۲۰% است. حالا تصور کنید که توئیت شما ۱۰۰۰ بار دیده شده اما تعداد  کلیک‌هایش همان ۲۰ کلیک باشد، نرخ مشارکت ۲% می‌شود. پس همانطوری که می‌بینید تعداد بازدیدها مهم نیست. نسبت کلیک به بازدید مهم است.

۷٫ Twitter Reach Percentage

این معیار نشان می‌دهد که چه تعدادی از دنبال‌کنندگان شما توییتی را دیده‌اند. اهمیت این عدد در آن است که شما می‌توانید متوجه شوید که در زمان مناسب توییت می‌کنید یا خیر.

پس توئیتر آنالیتیکس مزایای زیادی برای شما دارد. من در این قسمت ۴ مورد از پرکاربردترین فواید توئیتر آنالیتیکس را به شما توضیح می‌دهم.

۴ دلیل برای اینکه باید از توییتر آنالیتیکس استفاده کنید

از هر شبکۀ اجتماعی که استفاده کنید، آنالیتیکس آن اطلاعات مفیدی به شما می‌دهد. توئیتر هم از این قاعده استثنا نیست.

شناخت بهتر مخاطبان

شناخت صحیح مخاطب و داشتن درک مناسب از نیازها، تمایلات، سن، جنس، زبان، موقعیت جغرافیایی و اطلاعات دیگر از او نه تنها برای کاربران توییتر بلکه برای همه بازاریابان دیجیتال اهمیت بسیاری دارد. بسیاری از این اطلاعات در پنل آنالیتیکس موجود بوده و اطلاعات دیگری را هم می‌توانید با پیدا کردن همان کاربران در شبکه‌های اجتماعی دیگر مثل اینستاگرام بدست آورید.

تولید هوشمندانه‌تر محتوا

با وجود آنکه توییتر محدودیت تعداد کاراکترهای هر توییت را به ۲۸۰ افزایش داده است، همچنان توصیه می‌‎شود توییت‌های خود را کوتاه اما جذاب بنویسید.  نکته دیگر هم این است که تمایل افراد به کلیک روی توییت‌هایی که عکس یا ویدیو دارند تا سه برابر بیشتر از توییت‌های متنی است.

اما جدا از این صحبت‌ها، Twitter Analytics همیشه می‌تواند به شما کمک کند بدانید که مخاطبانتان واقعا چه نوع محتوایی را دوست دارند. برای مثال فرض کنید که کار شما تولید و فروش لباس سگ و گربه است. اگر مطالب و عکس‌های مربوط به گربه‌ها بیشتر کلیک می‌خورند، شاید بهتر باشد که شما هم تمرکز اصلی خود را روی لباس گربه بگذارید!

پیدا کردن بهترین زمان برای توییت

هر توییت بعد از زمان انتشار نیمه عمری در حدود ۲۴ دقیقه دارد (نیمه عمر در اینجا یعنی اینکه اگر قرار است توییت شما را ۲۰۰ نفر ببینند، ۱۰۰ نفر آن را در عرض ۲۴ دقیقه اول دیده و ۱۰۰ نفر دیگر آن را به تدریج در ساعات یا روزهای آینده خواهند دید). این میزان تقریبا نصف شبکه‌های اجتماعی دیگر مثل فیسبوک یا اینستاگرام است. به همین خاطر است که توییت کردن در زمان صحیح، اهمیت بسیاری دارد.

در بعضی منابع ذکر شده که بهترین زمان برای توییت حدود ساعت ۳ بعداز ظهر روزهای کاری است. توصیه شده که برای برقراری بهترین ارتباط با مخاطبان، حداقل روزی یک بار توییت کنید. اما طبعا این توصیه هم وحی منزل نیست و بهترین زمان توییت بستگی به نوع مخاطبان و جنس محتوای شما دارد.

ای نماد چیست و چگونه باید آن را دریافت کرد؟حتما بخوانید: ای نماد چیست و چگونه باید آن را دریافت کرد؟

توییتر آنالیتیکس می‌تواند به شما کمک کند که بدانید در چه زمان‌ها و چه روزهایی پست‌هایتان موفق‌تر بوده‌اند. بعد از مدتی کم کم می‌توانید بدانید که فالوئرهایتان در چه زمانی آنلاین هستند تا دقیقا در همان زمان‌ها توییت کنید.

بازاریابی موفق‌تر!

ابزار Twitter Analytics به شما می‌گوید که چه کاری جواب می‌دهد و چه کاری خیر. Top Tweet های شما به شما می‌گویند که کدام قسمت از کارتان درست بوده، و از طرف دیگر توییت‌های ضعیف‌تر می‌توانند به شما نشان دهند که کجای کار را اشتباه کرده‌اید. برای گرفتن بهترین نتایج، موقع توییت کردن همیشه تجربیات قبلی را در نظر داشته‌ باشید.

گرفتن تیک آبی رنگ و تایید حساب کاربری

داشتن تیک آبی رنگ در کنار نام شما، به این معنی است که حساب کاربری متعلق به خود شما بوده و دیگر جایی برای اکانت‌های قلابی یا افرادی که سعی دارند از نام و برند شما به نفع خود استفاده کنند وجود نخواهد داشت. تایید حساب کاربری از سوی توییتر فرآیندی زمان بر است و نیاز به انجام مراحل فراوانی دارد. در اینجا تلاش کرده‌ایم به نکاتی اشاره کنیم که به شما در گرفتن تیک آبی رنگ و تایید شدن حساب کاربری‌تان کمک خواهند کرد:

 

  • چه شما درخواست تایید حساب بدهید و چه خودِ توییتر بخواهد حساب کاربری شما را تایید کند، حساب کاربرانی تایید می‌شود که تا حدی توسط عموم مردم شناخته شده باشند (سلبریتی‌ها، سیاستمداران، یا شرکت‌ها و برندهای معروف). گاهی اوقات هم در صورت وجود چندین حساب به نام یک شخص یا برند، توییتر سعی می‌کند حساب اصلی را پیدا کرده و آن را تایید کند.
  • فعال بودن شما در توییتر بسیار مهم است. روزی حداقل دو بار توییت کنید و با کاربرانی که شما را منشن می‌کنند ارتباط داشته باشید.
  • حساب‌ کاربری خود را به وبلاگ و حساب‌های خود در دیگر شبکه‌های اجتماعی متصل کنید. در صورتی که نام شما در چند جا به شکل یکسان وجود داشته باشد، احتمال تایید شدن شما بالا خواهد رفت.
  • مشخصات خود یا برند خود را به صورت کامل و صحیح در پروفایلتان قرار دهید.
  • سعی کنید حساب‌های کاربری تایید شده را دنبال کنید و با آنها در ارتباط باشید.
  • زمانی که احساس کردید حساب شما آمادگی تایید شدن را دارد، خطاب به حساب کاربری @verified یک توییت زده و درخواست کنید شما را تایید کنند. در صورتی که از شما سوالی شد، جواب سوالات را به صورت صحیح و کامل ارائه کنید تا روند تایید شدن شما سریع‌تر به پیش رود.
  • صبور باشید. همانطور که گفتیم، تایید شدن حساب کاربری فرآیندی وقت گیر است و شاید هم هیچ وقت انجام نشود. اما در صورتی که واجد شرایط لازم برای تایید شدن باشید، این اتفاق قطعا خواهد افتاد.

 

برای تایید شدن حساب کاربری، کارهایی هست که حتما باید انجام دهید. در ادامه مطلب، به این موارد خواهیم پرداخت.

تایید شماره تلفن

برای تایید شدن حساب کاربری شما، یکی از چیزهایی که بایستی تایید شود شماره موبایل شماست. برای تایید شماره تلفن، مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. وارد صفحه کاربری خود در توییتر شوید (لاگین کنید).
  2. روی دکمه پروفایل (عکس پروفایل) کلیک کنید.
  3. گزینه Settings and privacy را انتخاب کنید.
  4. روی برگه Mobile کلیک کنید.
  5. شماره موبایلتان را وارد کنید و روی دکمه Continue کلیک کنید.
  6. کدی که برایتان اس ام اس شده را وارد کنید و Activate Phone را بزنید.

غیر فعال کردن Tweet Protection

این کار درست شبیه به پابلیک کردن حساب کاربری در اینستاگرام است. طبیعی است که برای آنکه به عنوان یک شخص یا برند معروف شناخته شوید، محتوای حساب کاربری شما برای همه قابل دیدن باشد.

  1. لاگین کنید.
  2. روی عکس پروفایلتان کلیک کرده و دکمه Settings and privacy را بزنید.
  3. وارد برگه Privacy and Safety شوید .
  4. تیک کنار گزینه Protect your tweets را بردارید و روی Save Changes کلکی کنید.

تنظیمات توئیتر

ویرایش اطلاعات حساب کاربری برای تایید شدن

  1. لاگین کنید.
  2. روی عکس پروفایلتان کلیک کرده و گزینه Profile را انتخاب کنید.
  3. روی دکمه Edit Profile کلیک کنید.
  4. عکس پروفایلتان را طوری انتخاب کنید که نشاندهنده معروفیت و اقبال عموم به شما باشد. از عکسی روشن، واضح و با کیفیت استفاده کنید یا لوگوی اصلی خود را قرار دهید.
  5. از نام واقعی خود یا برند خود استفاده کنید.
  6. در قسمت Location، محل واقعی زندگی یا کسب و کار خود را وارد کنید.
  7. آدرس وبسایت رسمی خود را داخل پروفایلتان بگذارید.
  8. اطلاعات شخصی یا اطلاعات مربوط به برندتان را تا می‌‎توانید کامل و جامع در قسمت Bio بنویسید.
  9. روی دکمه Save changes کلیک کنید.

حواستان باشد که…

  • کنار عنوان حساب کاربری‌تان از کاراکتر تیک آبی استفاده نکنید. توییتر به خاطر این کار ممکن است حساب کاربری شما را ببندد.
  • اگر حساب کاربری شما تایید شد، نباید نام کاربری (username) خود را عوض کنید. این کار ممکن است باعث از دست رفتن تیک آبی شود.
  • بعد از تایید شدن، دیگر به سراغ گزینه Protect your tweets نروید.
  • بعد از تایید شدن، داستان تمام نشده و کاربرانی وجود خواهند داشت که تلاش کنند جای شما را بگیرند. این شما هستید که باید با شفافیت و تولید محتوای مناسب، موقعیت خود را در توییتر حفظ کنید.

چند نکته برای بهتر توییت کردن…

  • همانطور که اشاره کردیم، اطلاعات پروفایل خود را تکمیل کنید.
  • نکات امنیتی از جمله ثبت ایمیل و شماره تلفن، استفاده از تایید دومرحله‌ای و انتخاب رمز عبور مناسب را رعایت کنید.
  • روزی حداقل سه باز توییت کنید تا حضور شما در توییتر بهتر احساس شود.
  • در توییت‌هایتان طرز فکر خود را داشته باشید و به دنبال کپی از توییت‌های بقیه نباشید.
  • در مواجهه با ترول‌ها، صبور باشید و به صورت عصبی و ناگهانی عمل نکنید.
  • همواره ادب و احترام را در مقابل کاربران دیگر رعایت کنید.
  • از انواع فرم‌های محتوایی مثل عکس و فیلم استفاده کنید.
  • ساکت سر جایتان ننشینید! وارد صفحات بقیه شده و با آنها تعامل کنید!

خلاصه

استفاده از توییتر برای بازاریابی فواید بسیاری از جمله مخاطبان فراوان، امکان ارتباط رو در رو و استفاده آسان دارد. توییتر درست همانند چاقویی بسیار تیز است که اگر با آن به درستی کار کنید، بهترین نتایج را از آن خواهید گرفت. اما باید مراقب باشید که این چاقو را از تیغه‌اش نگیرید! اگر مخاطبان در توییتر نسبت به شما ذهنیت منفی پیدا کنند، بسیار سخت می‌توان آب رفته را به جوی برگرداند.

برای کسب بهترین نتیجه، زمان‌های ایده آل توییت کردن را با استفاده از توییتر آنالیتیکس پیدا کنید. سعی کنید اطلاعات پروفایل شما کامل و صحیح باشند و از این طریق تلاش کنید تیک آبی رنگ تایید را بگیرید. این کار تاثیر بسیاری در اعتبار نام و برند شما در توییتر خواهد داشت.

آیا کاربر توییتر هستید؟ فقط اخبار را می‌خوانید یا در آن فعالیتی هم دارید؟ توییتر در بین مردم کشور ما چه جایگاهی دارد؟ منتظر دیدن نظرات و تجربه‌های شما هستیم!



Source link


قبل از شروع بحث وفاداری مشتری می‌خواهم توجه شما را به تدتاکی از سایمون سینک جلب کنم. سایمون سینک (Simon Sinek) مشاور انواع کسب و کارها در حوزه بازاریابی است، و کتاب­‌های موفقی را هم در این زمینه نوشته است. او در این تدتاک به یکی از مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین مباحث کسب و کار می‌پردازد. سایمون سینک براساس مشاهدات خود، نظریه دایره طلایی را این چنین مطرح می‌کند:

طبق نظریه دایره طلایی، افراد و بیزینس­‌هایی به موفقیت­‌های چشمگیر خواهند رسید که تمرکزشان بر روی “چرایی” موضاعات باشد، و سپس به ترتیب بر روی “چگونگی” و “چیستی”. چرایی هدفی بالاتر از پول و درآمد است و حتی به اثری اشاره دارد که شما برای جهان ایجاد خواهید کرد.

تمام این‌ها را گفتم تا شما بفهمید که چرا مقالۀ قبلی این سری (این همه سر و صدای “وفاداری مشتری” برای چیست؟) با پرسیدن سوال “چرا” آغاز شد. در سری اول همین مقاله، ابتدا تعریفی جامع از وفاداری مشتریان ارائه دادم، و سپس به ۹ فایده و اهمیت مشتریان وفادار برای بیزینس­‌ها پرداختم. در ادامه فرصت‌هایی که وفاداری برای بیزینس‌­ها ایجاد می‌­کنند را به دقت بررسی کردم، تا بفهمیم که واقعا چرا وفاداری مشتریان این همه اهمیت دارد.

پس تا اینجا، بخش مهم داستان که چرایی وفاداری مشتری است، روشن شد. می‌ماند چیستی و چگونگی که دقیقاً موضوع این مقاله و مقاله‌های بعدی ماست.

اصلاً وفاداری یعنی چه؟

قبل از اینکه به سراغ چگونگی ایجاد وفاداری مشتری برویم، بهتر است بفهمیم وفاداری در رفتار و در احساسات افراد چگونه شکل گرفته و جلوه پیدا می‌کند.

حقیقت اول) وفاداری در روابط و وفاداری در مشتری از یک جنس نیستند

وفاداری در روابط شخصی و کاری در مقایسه با وفاداری مشتریان کاملاً متفاوت است. در روابط شخصی یا کاری، وفاداری حاصل یک تعهد است و به همین دلیل، تا زمانی که تعهد و یا قرارداد فسخ نشده باشد حفظ آن لازم است. در تمام مکاتب اخلاقی به تعهد توصیه شده است (چه درست و چه غلط)؛ ولی قضیه وفاداری مشتری کمی فرق دارد.

در رابطه بین بیزینس و مشتریان، وفاداری حاصل یک احساس در مشتریان است. اگر این احساس تامین نشود و یا خدشه­‌دار گردد، مشتریانِ وفادار خود را از دست خواهید داد. توصیه می‌کنیم ۴ قانون طلایی زیر را به یاد داشته باشید. این موارد زمینه‌ساز ایجاد یک رابطه خوب با مشتری بوده، و ادامه‌دهندۀ مسیری هستند که به وفاداری مشتری ختم می‌شود. در واقع این عوامل به مستحکم­‌تر شدن وفاداری کمک و آن را تقویت می­‌کنند:

  • اعتماد
  • علاقه
  • اهمیت قائل شدن
  • ارتباط فعال

حقیقت دوم) وفاداری یک جاده دوطرفه است

نکته­‌ای که صاحبان کسب و کار معمولاً نسبت به آن غافل می‌­شوند دو طرفه بودن وفاداری در رابطۀ بین بیزینس و مشتری است. برای داشتن مشتریان وفادار، اول شما باید به آن‌ها وفادار باشید و مهم‌تر از آن، وفادار بمانید. می‌پرسید چطور؟

  • حفظ کیفیت محصولات و خدمات
  • مناسب بودن نوع برخورد
  • احترام به مشتری
  • اهمیت قائل شدن برای مشتری
  • و تلاش برای حل مشکلات مشتری

نمونه­‌هایی از رفتارها و ارزش‌­هایی است که نشان می‌دهد شما نسبت به مشتری وفادارید. داشتن دغدغه برای رضایت مشتریان، لازمه ایجاد وفاداری است، و این ارزش باید در فرهنگ سازمانی موسسه یا بیزینس شما نهادینه شود. تمامی استراتژی­‌ها و روش­‌هایی که در این مقاله به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، به نوعی اجرای همین ارزش است.

وفاداری-مشتری-تاثیر

نکته بسیار مهم دیگر در رابطه بین یک بیزینس و مشتریانش، نگاه انسانی به افراد است. یعنی چه؟ یعنی اگر شما به مشتریان و مراجعین خود به شکل کیسه پول نگاه کنید، قطعاً آن‌ها این نگاه شما را احساس خواهند کرد. فکر می‌کنم پیامد چنین نگاهی قابل حدس است؛ مشتریان دیگر به شما اعتماد نمی‌کنند!

حقیقت سوم) ایجاد وفاداری در مشتری کار راحتی نیست!

لازم است بدانید که وفاداری مشتری چیزی نیست که یک شبه ایجاد شود. کار کردن روی ایجاد این وفاداری، یک سرمایه‌ گذاری طولانی مدت برای بیزینس شماست؛ هر چند که نتایج زودبازده آن نیز فوق‌­العاده است. راستش را بخواهید ۷۸% مشتریان در آمریکا به هیچ برندی وفادار نیستند. اما چرا؟ چون بیشتر بیزینس‌ها توجهی به اهمیت مشتریان وفادار ندارند یا تلاش کافی برای ایجاد آن نمی­‌کنند.

یک بار دیگر به جملۀ بالا توجه کنید. از این جمله چه چیزی دستگیرتان می‌شود؟ اجازه دهید من به شما بگویم: “توجه کافی به مشتریان وفادار می­‌تواند یک مزیت رقابتی قدرتمند و پایدار برای بیزینس شما باشد.”

برنامه-وفاداری-مشتری-5

۵ اقدام موثر برای ایجاد وفاداری در مشتریان

حالا وقتش رسیده که یک راه حل عملی یاد بگیریم، پس بیایید ۵ اقدام موثری را که یک کسب و کار، در جهت ایجاد حس وفاداری در مشتریانش باید انجام دهد را مرور کنیم. در مورد اول که مهمترین هم هست بیشتر به مدیریت و چشم انداز (vision) شما از بیزینس خود بر می­گردد؛ اما موارد بعدی کاربردی­‌تر خواهند بود.

جنبش خودتان را آغاز کنید!حتما بخوانید: جنبش خودتان را آغاز کنید!

۱- به مشتریان یک دلیل برای وفادار بودن بدهید

می‌توان گفت که وفادارترین مشتریان به یک برند، متعلق به کمپانی اپل هستند. هیچ محصولی در دنیا به اندازه آیفون مشتری وفادار ندارد. مشتریان برای اثبات وفاداری خود به اپل، گاهی حتی پا را فراتر از حد می­گذارند؛ از بحث‌­های شدید و متعصبانه در حمایت از محصولات اپل  گرفته تا تتو کردن لوگوی اپل روی بدن خود!

اخیراً دانشمندان اعصاب، مغز طرفداران اپل را اسکن کرده‌اند. آن‌ها دریافتند که همان قسمتی از مغز که در ذهن آدم‌­های مذهبی هنگام صحبت از اعتقاداتشان روشن می­‌شود، در ذهن افراد هنگام صحبت از محصولات مورد علاقه­‌شان نیز فعال می­‌گردد!

در حقیقت همان‌طور که سایمون سینک در نظریه خود مطرح می­‌کند، اگر شما یک “چرایی” برای دنبال کردن به مشتریان خود بدهید و این اعتقاد را در آن‌ها ایجاد کنید که شما بهترین هستید، آنها کاملاً با شور و اشتیاق خود را وقف شما خواهند کرد. در همین مورد ما مقاله‌ای دیگری داریم به نام ارزش‌های برند که خواندن آن هم برای شما خالی از لطف نیست.

این استراتژی می‌تواند نقطه عطف مدیریت بیزینس شما بوده و وفاداری به برند شما را تضمین کند. در واقع شما مشتریان را به “چرایی” خود معتقد می­کنید و انسان­‌های با اعتقاد، وفادارترین افرادند.

Loyalty-Programs

برای شما این چرایی می‌­تواند هر چیزی باشد؛ کمک به رشد علم، کمک به حل مشکل ترافیک، دغدغه بهتر شدن زندگی مشتریان، کمک به طبیعت و هزاران چرایی دیگر.

شما ممکن است اپل نباشید، اما اگر تلاش کنید که بهترین نسخه ممکن از بیزینس خود را ارائه کنید، قطعاً مشتریان آن را می­‌فهمند و اعتماد آنان به شما شکل خواهد گرفت. فراموش نکنید که اعتماد، وفاداری می‌آورد.

۲- راه­‌هایی برای ارتباط با مشتری خود در نظر بگیرید

ارتباط مستمر با مشتریان، برند شما را در ذهن آن‌ها برجسته می‌کند. از طرف دیگر ماندگار شدن در ذهن مخاطبان، به تداوم اعتماد و وفاداری آن‌ها کمک زیادی می­کند. در این‌جا نکات مهم و موثر، برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان و ارتباط با آن‌ها را برایتان آماده کردیم:

  • یک پایگاه داده از اطلاعات مشتریان بسازید

برای این کار بهتر است کمی وقت بگذارید و یک پایگاه داده از مشخصات مشتریان خود، شامل ایمیل، شماره تلفن، آدرس پستی و حتی‌ آی‌دی اینستاگرام بسازید.حالا با این اطلاعات چه کار باید کرد؟

شما می­توانید برای مشتریان خود تبریک تولد، ماهنامه، تبریک سال نو، اخبار فروش ویژه، کد تخفیف یا حتی یادآوری‌های دوستانه بفرستید. نوع پیامی که می‌فرستید کاملاً به نوع کسب و کار شما، صدای برند و سایر سیاست‌هایتان بستگی دارد.

توجه: یکی از بهترین روش‌ها برای ساختن پایگاه داده اطلاعات مشتریان، ایجاد خبرنامۀ اس‌ام‌اسی یا خبرنامۀ ایمیلی است.

  • تعامل در شبکه­‌های اجتماعی

استفاده از شبکه های اجتماعی نیز یک راه عالی برای ارتباط و تعامل با مشتریان هستند، و شما می‌بینید که بسیاری از استارتاپ‌های بزرگ از طریق شبکه‌های اجتماعی با کاربران خود در ارتباط هستند. مثلا اگر دقت کرده باشید اسنپ و تپ‌سی در توئیتر به خیلی از کامنت‌ها و نقدهای کاربرانشان توجه می‌کنند و پاسخشان را می‌دهند. برای اینکه بتوانید در ارتباط با مشتری موفق عمل کنید، می‌توانید مقاله تعامل در شبکه‌های اجتماعی را در وبلاگ دیدوگرام بخوانید.

ارتباط-با-مشتری

  • هدف خود از ارتباطات را به صورت شفاف مشخص کنید

برای مثال ممکن است شما بخواهید بهترین مشتریانتان تبدیل به سفیرانی بشوند که شما را به دیگران معرفی می‌کنند. در این صورت هدف شما از ارتباط با مشتری باید بیشتر نوع آگاهی و اطلاع‌رسانی در مورد کسب و کارتان باشد، تا اینکه بخواهید به آن‌ها چیزی بفروشید.

  • روی نیازهای مشتری تمرکز کنید

به مشتریان پیشنهاد و راهنمایی صادقانه اراده کنید، حتی اگر منجر به خرید آنها در لحظه نشود. به عبارت دیگر شما باید بهترین مشاور مشتریان خود در زمینه تخصصی‌تان باشید.

مشتریان شما باید اطمینان داشته باشند که اولویت اول شما خیر و صلاح آنهاست نه سود خودتان. هیچ چیزی مانند این مورد در ساختن اعتماد مشتریان برای شما مفید نیست.

  • در ارتباطات رودررو از زبان بدن مثبت استفاده کنید

به آنها نشان دهید که از دیدن آنها خوشحالید. سعی کنید اگر مشتری حضوری دارید، اسم آنها را یاد بگیرید. لبخند را فراموش نکنید. مودب و با حوصله باشید. (بد نیست خودتان هم اگر نکته دیگری به ذهنتان می‌رسد با خوانندگان این مطلب آن را به اشتراک بگذارید)

  • شنونده خوبی باشید

شنونده خوبی باشید. و باز هم تاکید میکنم، شنونده خوبی باشید. این مورد به قدری مهم است که به صورت یک نکته جدا در ارتباطات مطرح شود. هیچ کاری مانند خوب گوش دادن، در ایجاد حس خوب و اعتماد موثر نیست. با اینکار مشتریان به شما اعتیاد پیدا خواهند کرد. کلا در هر نوع بیزینسی که دارید و از هر نوع کانال ارتباطی که استفاده می کنید، یک شنونده خوب بودن تاثیر بسیار زیادی در جهان کسب و کار شما دارد.

برنامه-وفاداری-مشتری

  • ارتباط با مشتریان را به بخشی از خدمات پس از فروش خود تبدیل کنید

حتما بعد از خرید، با مشتریان خود تماس بگیرید و از میزان رضایت آنان اطلاع پیدا کنید. به این کار هپی کال (HAPPY CALL) گفته می­شود (میشود آن را به صورت تماس خوشحالی ترجمه کرد) و به شدت در افزایش رضایت و حس خوب در مشتریان موثر است. در مورد نحوه درست اجرا و شخصی که برای انجام این کار در نظر می‌گیرید حتماً دقت کافی را به خرج دهید.

فراموش نکنید: آدم‌ها دوست ندارند با یک ربات ارتباط داشته باشند. بنابراین اکیداً توصیه می‌کنم که ارتباط شخصی­‌سازی شده با مشتریان خود برقرار کنید.

تاکتیک های فعال سازی کاربران در هک رشدحتما بخوانید: تاکتیک های فعال سازی کاربران در هک رشد

سیستم‌­های پشتیبانی و چت آنلاین به شدت کمک کننده هستند و در ایجاد اعتماد نقش موثری دارند. استفاده از امکان چت آنلاین نه تنها در سال‌­های اخیر در بین مشتریان بیشتر شده، بلکه افرادی که از آن استفاده می­کنند نسبت به کانال­‌های ارتباطی دیگر رضایت بالاتری (۹۲%) دارند.

ارتباط-با-مشتری-خوب

  • رضایت مشتری در برقراری کانال ارتباطی را فراموش نکنید

حتما از کانال‌­هایی که مشتری ترجیح می­دهد با او ارتباط برقرار کنید. ۵۱% مشتریان نسبت به برندهایی وفادارند که از طریق کانال ارتباطی منتخب خود مشتری با او ارتباط برقرار می­کند. همچنین ۸۵% نسبت به برندهایی که از اطلاعات شخصی آنان حفاظت می­کند، وفادارند. این مورد واقعاً اهمیت بالایی دارد و شما می‌­بایست حتما به مشتریان خود اطمینان دهید که از اطلاعات شخصی آنان سو استفاده نخواهد شد.

۳- مشتریان را به بازخورد تشویق کنید!

از نظر بیل گیتس مشتریان ناراضی بزرگترین منبع یادگیری شما هستند. این موضوع چه ربطی به وفادار کردن مشتریان دارد؟

جان ماکسول (John Maxwell)، بزرگترین معلم زندۀ علم رهبری، فرایند رشد را به صورت چرخه زیر می­داند:

شما با دریافت نظرات و بازخورد مشتریان و شنیدن شکایات آنان، می­‌توانید نقاط ضعفتان را شناسایی کرده و بیزینس‌تان را بهبود ببخشید.

یادتان نرود که گوش دادن به نظرات مشتریان، بهترین استراتژی برای کاهش نرخ ریزش آنان است. پس با دریافت نظرات از  آن‌ها، مشتریان ناراضی خود را شناسایی کرده و علل نارضایتی آنان را جویا شوید. در ضمن نظرات مشتریان به شما در مورد محصولات و خدمات جدید نیز ایده می­دهد.

درخواست ثبت نظر از مشتریان، شاید کار آسانی نباشد، اما نشان می‌­دهد که شما در مورد دیدگاه آنان اهمیت قائل هستید. این نکته به شدت در ایجاد اعتماد و روابط پایدار با مشتریان و وفاداری آنان مفید است.

یک مسأله حیاتی…

مشتریان زمان خودشان را برای نظر دادن به شما صرف می‌کنند. همان طور که در مقاله قبلی صحبت کردیم، مهم­‌تر از گرفتن نظرات و شکایات مشتریان، نحوه برخورد شما در مورد نظر مشتری است. در واقع شیوه پاسخگویی و رفتار شما، در قبال نظرات مشتریان، شخصیت بیزینس شما را تعریف می­کند.

باید از مشتری به خاطر وقتی که برای نظر دادن به شما صرف کرده، تشکر کنید و به اون نشان دهید که به نظرش توجه می­شود. همچنین اگر بر اساس نظرات مشتریان اقدامی صورت گرفت و یا تغییری ایجاد شد، آن را حتماً به اطلاع مشتری خود برسانید.

دریافت-فیدبک-از-مشتری

بد نیست تجربۀ شخصی خودم در این رابطه را با شما به اشتراک بگذارم. پارسال همین موقع‌ها حوالی ساعت ۱۰ شب می‌خواستم از جایی به خانه برگردم و اسنپ گرفتم. حدود ۲۵ دقیقه طول کشید که اسنپ به من برسد. وقتی هم که رسید دوبار مسیر را اشتباه کرد. من خیلی عصبانی بودم و تمام این موارد را در نهایت موقع امتیاز دادن نوشتم. نیم ساعت بعد با پیامکی مواجه شدم که “بابت این مسئله متاسفیم، مشکلات شما بررسی و به اطلاع راننده رسانده شد.”

این واکنش واقعاً حس خوبی در من به وجود آورد. تصور من این بود که در سازمان‌هایی به این بزرگی به ندرت به شکایات مشتریان رسیدگی می‌شود و اصلاً با این حجم مشتری این کار غیر ممکن است. اما تیم اسنپ به کلی نظر من را عوض کرد.

شما هم برای دریافت بازخورد از مشتریان، به نکات زیر توجه داشته باشید:

  •  برای مشتریان فرصت­های متعدد بازخورد دادن فراهم کنید. از آنها در مورد نحوه آشنایی با بیزینس خود سوال کنید. یک خط مستقیم برای دریافت نظرات و شکایات در نظر بگیرید و حسابی بر روی آن تبلیغ کنید. مشتریان را تشویق کنید که اگر نگرانی و یا مسأله­‌ای دارند با شما در میان بگذارند. بدین ترتیب این فرصت را دارید که موارد اشکال را، قبل از اینکه به نارضایتی تبدیل شود، حل کنید.
  • در مورد شکایات خیلی حساس باشید. چرا که تعداد کمی از مشتریان ناراضی به خود زحمت شکایت کردن را می‌­دهند. حتماً نفرات پاسخگو را کاملاً آموزش دهید. اگر خوب به شکایت مشتری خود گوش دهید، این فرصت را دارید که یک مشتری ناراضی را به یک مشتری راضی و وفادار تبدیل کنید. توجه کنید که گوش دادن به مشکلات به تنهایی کافی نیست و در اسرع وقت باید برای رفع آن‌ها اقدام کنید و نتیجه آن را نیز به مشتری اطلاع دهید.
  • با مشتریانی که دست از خرید برداشته‌­اند تماس بگیرید و علت را جویا شوید. برای این کار یک شخص حرفه­‌ای و آموزش دیده را انتخاب کنید تا مشتریان نتوانند او را از سر خود باز کنند. اگر این کار به درستی صورت گیرد، مشتریان وفاداری به دست خواهید آورد. نمونه‌ای از این کار اخیرا در بین سرویس‌های اسنپ فود و چیلیوری وجود دارد. بعد از چند بار خرید اگر به خریدتان از این مجموعه‌ها ادامه ندهید برای شما شخصا یک پیامک می‌فرستند و با تخفیف جدید سعی می‌کنند شما را دوباره به خرید ترغیب کنند.

فراموش نکنید که اگر به بازخورد مشتریان توجه نشود، ۵۵ درصد آن‌ها وفاداری خود را نسبت به بیزینس شما از دست خواهند داد.

۴- خدمات مشتریان را در اولویت قرار دهید

شاید برایتان جالب باشد که  بدانید ۶۷ درصد مشتریانی که ارتباط خود را با یک بیزینس قطع می­‌کنند، از خدمات مشتریان گله دارند.

معرفی ۱۰ افزونه وردپرس برای بهبود وضعیت سئوی سایتحتما بخوانید: معرفی ۱۰ افزونه وردپرس برای بهبود وضعیت سئوی سایت

چه با مشتریان خوب برخورد شود و چه بد، در هر دو حالت مشتری این حس را فراموش نمی­کند و در مورد آن با دوستان و آشنایان خود صحبت می­کند. به خصوص که اگر از برند شما و نحوه ارائه خدمات راضی نباشد آن را سریع‌تر به دیگران اطلاع می‌دهد و حتی دیده شده که در شبکه‌های اجتماعی نیز این حس و گلایه خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارد.

نکته بدتر ماجرا اینجاست که از هر ۲۶ مشتری ناراضی، تنها یک نفر شکایت می­کند. شما شاید بتوانید ۱ نفر مشتری ناراضی را که شکایت کرده آرام کنید و او را دوباره به دایره مشتریان‌تان برگردانید؛ اما از ۲۵ نفر دیگر هیچ اطلاعی ندارید! در چنین مواقعی خدمات پس از فروش و هپی‌کال (که قبلاً به آن اشاره کردیم) تا حدودی راهگشا خواهد بود.

توجه: خدمات مشتریان به حد و اندازه خودش قابل قبول است و لزومی ندارد که خدمات خارق‌العاده و خیلی خاصی ارائه کنید. بسیاری از بیزینس‌­ها احساس می­کنند که باید خدمات مشتریان ویژه‌­ای تدارک ببینند، در صورتی که برای مشتریان این موضوع اهمیت چندانی ندارد و اگر راستش را بخواهید اکثر مشتریان حتی آن را درک نیز نخواهند کرد. شما می­‌بایست خدمات متعارف خود را در سطحی عالی ارائه نمایید.

۵- آخرین و جالب‌ترین نکته…

خدمات مشتریان همیشه به صورت مستقیم روی وفاداری مشتری تاثیر نمی‌گذارد! خیلی وقت‌ها این اتفاق از طریق اثرگذاری روی رضایت مشتریان می‌افتد. این نکته باید به شما میلیون­‌ها ایده در مورد نحوه افزایش وفاداری مشتریان بدهد.

تیم خدمات مشتریان باید درک درستی از محصولات و خدمات اصلی بیزینس داشته باشند، و بتوانند درخواست‌­های مشتریان را به خوبی مدیریت کنند. ضمن اینکه درک آن‌ها از مشتریان شما نیز به شدت اهمیت دارد و شما باید در مورد بازار هدف خود و الگوهای رفتاری آنان اطلاعات کاملی در اختیار تیم خدمات مشتریان خود قرار دهید.

علاوه بر مشتریان، شناخت رقبا نیز بسیار مهم است. شما باید رفتار و خدمات رقبای خودتان را تحت نظر داشته باشید تا بتوانید خدماتی رقابتی ارائه ­نمایید.

نکته مهم دیگر درک متفاوت بودن افراد، توسط تیم خدمات مشتریان است. برخورد یکسان با افراد غیریکسان اشتباهی کشنده برای بیزینس است. در ادامه نکات مهمی که برای بحث خدمات مشتریان باید مورد توجه قرار گیرد را مرور خواهیم کرد.

دریافت-رضایت-مشتریان-با-یک-سیستم-قوی-پشتیبانی

در بخش خدمات مشتریان باید به چه نکاتی توجه کنیم؟

  • استانداردهایی در مورد نحوه ارائه خدمات مشتریان ایجاد کنید

باید پروسه، زمان انجام و… در مورد خدمات مشتریان را کاملاً مشخص کنید تا تیم خدمات مشتریان پروتکل­‌هایی برای دنبال کردن داشته باشند.

  • عادات خرید مشتریان را در دیتابیس خود ثبت و خدمات خود را بر اساس آن تنظیم کنید

خدمات شخصی سازی شده برای مشتریان به آنها حس خاص و مهم بودن خواهد داد. ایجاد چنین حسی در مشتری در افزایش وفاداری او به برند تآثیر بالایی دارد.

  • برند ثابتی از خدمات خود ایجاد کنید

مشتریان باید تصویر ثابتی از کیفیت خدمات مشتریان شما داشته باشند. منظور این است که کیفیت ارائه خدمات نباید افت و خیز داشته باشد . شما اگر در ارائه خدمات پس از فروش همیشه یک خط مشی مشخص و ثابت را طی کنید که منجر به رضایت مندی مشتری شود، این مساله در ذهن مشتریان خواهد ماند و خود به خود به اعتماد مشتری و به دنبال آن وفاداری مشتری کمک می­کند. ثابت قدم بودن باعث افزایش تبلیغات شفاهی برای برند شما نیز خواهد شد.

  • تجربه‌­ای که مشتری قرار است از خدمات مشتریان شما داشته باشد را طراحی کنید

مشخص نمایید که هر مشتری چه حسی پس از خدمات مشتریان خواهد داشت. “متشکرم” را فراموش نکنید.

  • نقاط ضعف خدمات مشتریان را به سرعت شناسایی کنید و رفع آن را در اولویت قرار دهید

اجازه ندهید که یک مساله که حل آن در مراحل ابتدایی خیلی راحت است منجر به نارضایتی مشتریان و از دست دادن آنان شود. سیستم خود را مدام تحت نظر داشته باشید و آموزش های لازم را به کارمندان خط مقدم خدمات ارائه دهید.

  • همواره سطح خدمات مشتریان را اندازه گیری نمایید تا قبل از بروز فاجعه آن را اصلاح نمایید

فراموش نکنید که خدمات مشتریان یک بخش اصلی برای ایجاد وفاداری است و سرمایه­‌گذاری درست برای تعریف پروسه خدمات و آموزش کارکنان قطعا سرمایه‌­گذاری پربازدهی خواهد بود.

  • یک برنامه وفاداری مشتریان طراحی نمایید

برنامه وفاداری مشتریان آخرین و البته مهم­ترین مورد در بین کارهایی است که برای افزایش وفاداری باید انجام داد.

چطوری یک سیستم وفاداری مشتری بچینیم؟

به در نظر گرفتن پاداش یا امتیاز، برای هر تعاملی که مشتری انجام می‌دهد، برنامۀ وفاداری مشتری گفته می‌شود.

۱۰ ابزار رایگان و کاربردی گوگل برای بازاریابان محتواحتما بخوانید: ۱۰ ابزار رایگان و کاربردی گوگل برای بازاریابان محتوا

برای مثال برخی سایت‌ها، در قبال ثبت نظر، امتیاز دادن به محصول، پرداخت آنلاین، خرید بیش از مبلغی خاص و … به مشتری در خریدهای بعدی تخفیف می‌دهند یا امتیازات ویژه مانند ارسال رایگان در نظر می‌گیرند.

به علت اهمیت بالای مبحث برنامه وفاداری به صورت جداگانه در مقاله بعدی کامل در مورد طراحی و ارائه برنامه وفاداری صحبت خواهیم کرد. اما به یاد داشته باشید که قبل از معرفی یک برنامه وفاداری، شما باید هدف خود را بدانید و بر اساس آن برنامه‌ریزی کنید.

مثلاً اگر هدف شما فروش بیشتر است، با ارائه تخفیف می‌توانید فروشتان را زیاد کند، اما اگر هدف شما برندینگ است، ترتیب دادن یک مسابقه با جوایز خاص در شبکه‌های اجتماعی به تحقق این هدف کمک زیادی می‌کند.

علت اهمیت بالای سیستم وفاداری مشتریان نسبت به سایر موارد مطرح شده در این مقاله، جامع بودن آن است. در واقع تمامی موارد مطرح شده، در سیستم وفاداری مشتریان جمع می­شود. شما با طراحی یک سیستم درست، می­توانید مشتریان را تشویق به کارهایی کنید که برای پیشرفت بیزینس خود لازم می­دانید؛ از دادن بازخورد تا خرید بیشتر و یا افزایش دفعات حضور در سایت و یا تشویق به معرفی برندتان به دیگران. نکته مهم درباره سیستم وفاداری، ساده و خلاقانه بودن آن است و شما می­بایست بر اساس هدف خود، یک سیستم ساده و قابل فهم اما در عین حال جذاب و هماهنگ با بیزینس خود طراحی نمایید.

نفوذ-در-قلب-مشتری

شما روح بیزینس و چرایی خود را در برنامه وفاداری می­گنجانید و آن را از طریق جوایز باشگاه و یا نحوه کسب امتیازات نمایش می‌­دهید. در واقع سیستم وفاداری مشتریان جای فوق‌­العاده‌­ای برای نمایش حساسیت شما به وظیفه اجتماعی کسب و کارتان نیز هست.

اگر طرفدار طبیعت هستید، به ازای یک مقدار مشخص خرید هر مشتری یک درخت به نام او بکارید؛ هم مشتریان تشویق به خرید بیشتر می‌­شوند و هم یک داستان فوق‌­العاده برای تعریف کردن به آنها داده‌­­اید و هم اینکه جذابیت داشتن یک درخت به نام خود مشتریان را تحریک به بازگشت خواهد کرد. در هر حال با بازگرداندن مقداری از خرید مشتری به صورت یک چیز ارزشمند، به مشتریان نشان می­دهید که برایتان مهم هستند و شما فقط به فکر پول گرفتن از آنها نیستید؛ بلکه ارزش دادن به مشتریان برایتان اولویت دارد.

برنامه های وفاداری مشتریان که کامل­ترین نوع آن باشگاه مشتریان است، هم برای ایجاد وفاداری و هم تبدیل مشتریان وفادار به سفیران بیزینس شما به شدت موثر است. در واقع سیستم وفاداری مشتریان محلی است که شما وفاداری مشتریان خود را تضمین می­‌کنید. این همان نکته­‌های است که در مقاله قبلی در مورد آن صحبت کردیم؛ که وفاداری مشتریان بدون نگه­داری از بین خواهد رفت و این سیستم­ها بهترین نوع نگهدارنده هستند.

سث گودین، بزرگترین مدرس و آموزش‌­دهنده مارکتینگ فعلی جهان، در بازاریابی به اهمیت قبیله­‌سازی حول برند به شدت توصیه می­‌کند. منظور سث گودین از قبیله افرادی هستند که در قبال یک موضوع مشخص، در اینجا بیزینس شما، ارزش­‌های یکسانی دارند و آن را محترم می­‌شمارند و بهترین مکان برای دور هم نگه داشتن افراد قبیله برندتان، باشگاه مشتریان است. شما برای افراد انگیزه ایجاد می­‌کنید که از شما بیشتر خرید کنند، در موردتان بیشتر صحبت کنند و شما را به دیگران معرفی نمایند. این مانند اتفاقی است که در شرکت­های بازاریابی شبکه­‌ای میفتد. در واقع سیستم پاداش‌­دهی و معرفی محصول و تیم‌­سازی این شرکت­ها همه به نحوی طراحی شده است که افراد را وفادار به آن شرکت کند با وجود همه تبلیغات منفی که وجود دارد.

حالا با اجرای این ۵ گام در قلب مشتری نفوذ کنید!

این ۵ اقدام چکیده تمامی کارهایی است که یک بیزینس برای جا باز کردن در قلب مشتریان خود لازم دارد. با اجرای هر کدام از این اقدامات، وفاداری مشتریان و طبیعتا درآمد بیزینس افزایش چشم­گیری خواهد داشت.

نکته جذابی که کارآفرینان و صاحبان بیزینس باید متوجه باشند، کم خرج بودن این اقدامات است. در واقع هزینه این اقدامات در مقابل هزینه کمپین­‌های تبلیغاتی واقعا ناچیز است. این مورد تمرکز بر روی افزایش وفاداری را به یکی از پربازده‌­ترین اقداماتی که برای بیزینس می­توان انجام داد تبدیل کرده است.

به امید دیدار مجدد!

از بین این ۵ اقدام کاربردی­‌ترین آن ایجاد سیستم وفاداری است و به همین علت در مقاله بعدی خیلی مفصل به آن می­‌پردازیم.

از اینکه این مقاله را مطالعه نمودید متشکرم و اگر انتقاد و پیشنهادی داشتید لطفا حتما برای من بفرستید. ضمن اینکه می­توانید سوالات خود در حوزه وفاداری مشتریان را با ما در میان بگذارید.



Source link